آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

نویسنده : محمد حسین الجلالی مترجم : جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مقدمه ناشر

پاسداری از حقوق اجتماعی اولین شرط زندگی شیرین انسانهاست. اگر فرزندان حرمت اولیا را پاس ندارند. و با راه و رسم سپاس و احسان از زحمات والدین قدردانی نکنند و اگر فرزندان با حقوق و وظایف خویش آشنا نباشند و اگر دو عضو اصلی خانواده زن و شوهر شیوه درست معاشرت را در زندگی رعایت نکنند. هرگز فروغ محبت و تعاون بر افق خانواده ها نخواهد تابید. و محیط زندگی اجتماعی به فضائی سرد و خشک و بی طراوت تبدیل خواهد شد.
زندگی اجتماعی با احسان و ایثار وصله ارحام و قرض الحسنه و تلاش و آگاهی شیرین و دلنشین می شود. و با کارهایی مثل رباخواری، میگساری، قماربازی، استعمال مواد مخدر، اسراف و تبذیر، گناهان جنسی؛ زشت و پلید و تلخ می گردد. در این کتاب که ترجمه بخش اخلاق از کتاب ارزشمند الاربعین النبویه می باشد. خواننده محترم با مطالعه گفتار نورآفرین پیشوایان معصوم و تحلیل های فشرده و جالبی که توسط نویسنده محترم ارائه شده، با راه و رسم معاشرت و آداب زندگی در مکتب پیام آوران الهی آشنا می شود و از خطرها و آفت هایی که همزیستی انسانها را تهدید می کند، آگاه می گردد. معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی ضمن تشکر از نویسنده و مترجمان گرامی این اثر، علاقمندان استحکام خانواده ها و گرفتاران بلاهای قهر و طلاق و زندان و اضطراب را به مطالعه آثاری از این گونه فرا می خواند و قرآن و حدیث را شفای دردهای روحی و بلاهای اجتماعی می داند. باشد که تشنگان جویبار اخلاق و اندیشه های سالم از طریق این آثار با کوثر زلال وحی آشنا شوند و دو گوهر گرانبهای قرآن و عترت را سرمایه زندگی و راهنمای حیات جاودانه خود قرار دهند، انشاءا... معاونت پژوهشی

حقوق والدین در اسلام

انسان بطور فطری، زندگی سالم و همزیستی مسالمت آمیز را دوست دارد، و به حسب طبیعت خود، به تمدن علاقمند است و هر تمدنی دارای دو مرحله است: مرحله پست و مرحله برتر آن، بین این دو مرحله مراتبی وجود دارد که باید انسان زندگی خود را با یکی از مراتب آن وفق دهد؛ تا از حد و مرز انسانیت خارج نگردد.
یکی از ضروریات زندگی انسان تربیت و تعلیم است که محیط خانوادگی انسان در این مسأله مهم، نقش بسزائی دارد؛ زیرا که خانواده، هسته جامعه بشمار می رود و ملت از تک تک افراد تشکیل می گردد؛ اصلاح هر جامعه، در گرو اصلاح افراد آن است.
از آنجا که مسئولیت اداره این نخستین مدرسه زندگی بر دوش پدر و مادر می باشد - به جهت این که آنها از آگاهی، فکر، فرهنگ و ادب بیشتری برخوردارند - لذا حقوق والدین اهمیت بسزائی دارد، تا جائی که هیچ حقی بعد از حق خالق هستی؛ خداوند متعال، به حق پدر و مادر (که پشتوانه زندگی فرزندان هستند) نمی رسد. خداوند حقوق آنان را همراه حق خود ذکر فرموده است، چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر أحدهما او کلاهما فلا تقل لهما أف ولا تنهرهما و قل لهما قولا کریما، واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا.
(اسراء / 24)
خدای تو حکم فرموده که جز او هیچکس را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکوئی کنید و چنانکه هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت شما باشند) زنهار، کلمه ای که رنجیده خاطر شوند به آنان نگو و کمترین آزار به آنها نرسان و با ایشان با کرامت و احترام سخن بگو، و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو پروردگارا، چنانکه پدر و مادر، مرا در کودکی به مهربانی بپروردند، تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما.
اولین چیزی که از نص آیه مذکور برای ما ظاهر می گردد، این است که احسان به پدر و مادر، قرین و نزدیک به عبادت خداوند است، و بعد از آن آیه شریفه، راههای رفتار نیک با آنها را به شرح زیر بیان می کند:
اول: احتراز و دوری جستن از هر چیزی که موجب رنجش آنان گردد؛ حتی گفتن کلمه افّ بر آنها.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
أدنی العقوق أف ولو علم الله شیئا أهون منه لنهی عنه.
(بحار / 74، 59)
کمترین وسیله عاق والدین شدن گفتن کلمه اف بر آنان است و اگر کمتر از آن چیزی دیگری بود، البته خدا از آن نهی می فرمود.
دوم: مواظبت در گفتار، و فریاد نکشیدن بر سر آنها و ترک هرگونه سخن زجرآور و خشونت آمیز.
سوم: سخن گفتن با آنها با گفتار نیکو و زیبا، و مراعات ادب و احترام نسبت به آنان.
چهارم: برخورد متواضعانه با آنان، تا جائی که خداوند متعال از این تواضع، به زیباترین صورت تعبیر فرموده و آن اینکه: برخورد فرزند نسبت به پدر و مادر، باید مانند آن پرنده ای باشد که جوجه های خود را با تمام عطوفت، نرمش، رحمت و مهربانی به سینه خود چسبانیده و بالهای خود را بر آنها می گستراند.
پنجم: برای رحمت و مغفرت آنان دعا کند. یعنی، در دعای خود موجبات احسان و نیکی آنان را در حق خود، ذکر نماید. و برایشان دعا کند مثل خواندن بعضی دعاهای قرآن کریم؛ مانند:
رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا.
(اسراء / 24)
خدایا پدر و مادرم را بیامرز (و به آنها ترحم کن چنانکه آنها بر من ترحم کردند) آنگونه که مرا در کودکی تربیت نمودند.
تأکید بر مسئولیت سنگین پدر و مادر در تربیت اولاد از سنین کوچکی دارد.
لذا مستحب است که انسان در قنوت نماز با این الفاظ، به پدر و مادر دعا کند و بگوید:
رب اغفرلی ولوالدی وارحمهما کما ربیانی صغیرا، واجزهما بالأحسان احسانا و بالسیئات عفوا و غفرانا.
(مفاتیح الجنان)
پروردگارا مرا و پدر و مادرم را بیامرز و بر آنان رحمت فرست، چنانکه مرا در حال کودکی تربیت نمودند؛ و در مقابل احسان آنان احسان عطا فرما و گناهانشان را عفو و مغفرت فرما.
مقارن و همردیف بودن عبادت خدا، با حقوق والدین و احسان به آنها، دلیل بر بزرگی حق آنهاست. زیرا که خداوند آفریننده کل هستی است و پدر و مادر واسطه و آفرینش انسان هستند. و قرآن کریم تأکید دارد که نیکوئی بر والدین، یک وظیفه انسانی است. چنانکه می فرماید:
و وصینا ألانسان بوالدیه احسانا.
(احقاف / 15)
و ما برای انسان سفارش نمودیم که بر والدین خود نیکوئی کند.
این نکته قابل توجه است که قرآن کریم، خطاب را تنها متوجه مسلمان یا مومن نساخته، بلکه نیکی به آنان را نیکی به کل انسانیت دانسته و آزار آنان را آزار کل انسانیت بشمار آورده است، زیرا آنان بودند که بخاطر راحتی تو، خواب شیرین خود را فدا کرده، شب را بیدار می ماندند و برایت رنجهای فراوان کشیدند تا تو را در کودکی تربیت نمودند، و در راه خوشبختی و سعادت تو، سعی و تلاش کردند که حتی برای راحتی خود، آن اندازه کوشش ننمودند و برای تهیه شرائط مناسب در زندگی و سعادت تو، در خانه، مدرسه و اجتماع، با جامعه همکاری و همفکری نمودند، و آنچه برایت مفید بود از جامعه - به اندازه فکرشان - فراهم کردند؛ از قبیل: تهیه نمودن اسباب و عوامل مختلف و استفاده از گفتنی ها و شنیدنی های مناسب جهت تقویت عقیده، اراده و تربیت نیکو که برای تغذیه جسم و روان تو لازم بود. و بالاتر از آن، سعی و تلاش در بالا بردن سطح آگاهی دینی تو، با دانش و مدرسه و عبادت و اطاعت از خدا می باشد. و طبیعی است که هر پدر و مادری به اندازه توان فکری خود، بین عقل و جسم و روح و ماده برای فرزندانش، توازن برقرار می سازد، و در این راه، همه تجربه های گذشته و نتیجه ارتباطات محدود و غیر محدودشان را تقدیم می نماید. و همه اینها جهت فراهم ساختن سعادت و خوشبختی فرزندان و اولاد انسان است. پس چه کسی برای محبت کردن سزاوارتر از پدر و مادر است!؟ زیرا که آنها سبب (واسطه) وجود تو هستند، و تو را از کودکی تربیت و در بزرگی مورد محبت خود قرار می دهند، و شادی تو، باعث شادی آنان و غم و اندوه تو باعث ناراحتی ایشان می گردد. چنانکه، در حدیث شریف آمده است:
رضی الله مع رضی الوالدین.
(ترغیب / ج 3، 322)
رضایت خدا، با رضایت پدر و مادر است.
و نیکی به پدر و مادر، با احسان به آنان، احترام شایسته و اطاعت از گفتار مطابق شرع و صحیح شان می باشد. و بعضی از اخبار شریفه این وظایف را به طرز زیر تعیین فرموده است:
1 - ملازمت و همراهی نیک - یعنی، کاری نکنی که آنان در حوائج خود، دست نیاز به سوی تو دراز کنند و به مشقت بیفتند.
2 - نظر رحمت به آنها نمودن.
3 - بلند نکردن صدای خود، در مقابل صدای آنان.
4 - جلو نیفتادن بر آنان در راه رفتن و نشستن.
5 - آنان را با نام صدا نکردن، بلکه باید با لفظ پدر و مادر ایشان را خطاب نمود.
6 - نباید به آنان حتی کلمه اف گفت؛ گرچه تو را ناراحت کرده باشند و نباید ایشان را سرزنش کرد، اگر چه تو را غمگین ساخته باشند.
7 - روی خود را از آنها برنگردانی.
8 - در موقع نیاز، لقمه را در دهان آنان بگذاری.
9 - از آنچه که خداوند به تو وسعت روزی داده، به آنان بخل نورزی.
10. دَین و بدهکاری های آنان را بعد از مرگ ادا کنی، برایشان طلب آمرزش نموده و قضای عبادتهایشان را انجام دهی، مثل قضای نماز، روزه، حج، زیارات و صدقات.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
من أخزن والدیه فقد عقهما.
(بحار / 71، 78)
هر کس پدر و مادرش را غمناک سازد، به آنها عاق شده است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق پدر بر فرزندش:
لا یسمیه باسمه ولا یمشی بین یدیه، ولا یجلس قبله ولا یستسب له.
(بحار / 71، 45)
از حق پدر بر فرزند آن است که فرزند، او را با نام صدا نکند، و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و دیگران را بر سب آنها برنینگیزاند. (کاری نکند که دیگران به پدر (او یا مادرش) ناسزا بگویند.)
3 - امام سجاد (علیه السلام):
قیل له: أنت أبر الناس ولاتراک تؤاکل أمک، قال (علیه السلام): أخاف ان أمد یدی الی شی ء قد سبقت عینها علیه فأکون قد عققتهما.
(منتهی الامال / ج 2، حالات امام زین العابدین علیه السلام.)
به آن حضرت گفته شد: تو نیکوکارترین مردم هستی و تو را ندیدیم که با مادرت غذا بخوری! حضرت فرمودند: می ترسم که دستم را به غذا و لقمه ای که مورد علاقه مادرم هست، دراز کنم و از جمله عاق والدین ها بشوم.
4 - امام باقر (علیه السلام):
لما سئل هل یجزی الولد والده؟ فقال (علیه السلام): لا. الا فی خصلتین، یجده مملوکا فیشتریه فیعتقه أو یکون علیه دین فیقضیه عنه.
(بحار / ج 71، 59)
هنگامی که از آن حضرت سوال شد: آیا پسر می تواند حق پدر را جبران نماید؟ امام (علیه السلام) فرمود: نه، مگر اینکه در حق او، دو کار مهم را انجام دهد:
الف - پدرش را برده ببیند و او را خریده و آزادش نماید.
ب - اگر بر گردن وی بدهی ای بوده، آن را پرداخت کند.
5 - امام باقر (علیه السلام):
ثلاث لم یجعل الله لأحد فیهن رخصة (1): أداء الأمانة الی البر والفاجر (2): والوفاء بالعهد للبر والفاجر (3): و برالوادین برین کانا أو فاجرین.
(بحار / ج 71، 56)
خداوند در سه چیز برای هیچکس رخصت و اجازه ای نداده است:
الف - اداء امانت به نیکوکار و بدکار.
ب - وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و بدکار.
ج - نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.
6 - امام صادق (علیه السلام):
بر الوالدین واجب، فان کانا مشرکین فلا تطعهما ولا غیرهما فی المعصیة فأنه لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.
(بحار / 71، 74)
نیکی کردن به پدر و مادر واجب است ولی اگر مشرک باشند، از ایشان و غیر آنها در معصیت خدا اطاعت نکن، زیرا که اطاعت مخلوق در معصیت خدا جایز نیست.
7 - امام صادق (علیه السلام):
من العقوق قول الرجل لابنه اوابنته فی حیاة والدیه بأبی أنت و أمی.
(بحار / 71، 69)
از موارد عاق والدین شدن این است که؛ شخص در حال حیات پدر و مادر؛ فرزندانش را صدا زند و بگوید: پدر و مادرم فدای شما باد.
8 - امام صادق (علیه السلام):
وقر أباک یطل عمرک و وقر امک تری لبنیک بنین ولا تحد النظر الی والدیک فتعقهما.
(اصول کافی / ج 2، 349)
به پدرت احترام کن تا عمرت طولانی گردد و به مادرت احترام کن تا نوه های خود (فرزندان فرزند) را ببینی.(1)
9 - امام صادق (علیه السلام):
ان أحببت أن یزید الله فی عمرک فسر أبویک.
(بحار / ج 71، 81)
اگر دوست داری که خدا به عمرت بیفزاید، پدر و مادرت را خوشحال کن.
10 - امام صادق (علیه السلام):
من نظر الی أبویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله له صلاة.
(کافی / 2، 249 - بحار / 71، 62)
هر کس به پدر و مادرش بصورت خشن و ناهنجار نگاه کند اگر چه پدر و مادر بر او ستم کرده باشند، خداوند نماز او را قبول نمی کند.
11 - امام صادق (علیه السلام):
الذنوب التی ترد الدعاء و تظلم الهواء عقوق الوالدین.
(بحار / ج 71، 74 - وسائل / ج 11، 513)
از گناهانی که موجب رد شدن دعا و تیره و تاریک گشتن هوا می گردد عاق والدین شدن است.(2)
12 - امام صادق (علیه السلام):
لا تملأ عینیک من النظر الیهما الا برحمة و رقة ولا ترفع صوتک فوق أصواتهما، ولا یدیک فوق أیدیهما ولا تقدم قدامهما.
(بحار / 71، 309)
چشمان خود را به پدر و مادر خیره نکن، مگر با رحمت و مهربانی و صدای خود را بلندتر از صدای آنها نکن. و دستان خود را بر روی دست آنها بالا مبر و در راه رفتن به آنها پیشی نگیر.
13 - امام رضا (علیه السلام):
علیک بطاعة الأب وبره والتواضع والخضوع والأکرام له و خفض الصوت بحضرته فان الأب أصل الأبن والأبن فرعه، لولاه لم یکن یقدره الله، ابذلوا لهم الأموال والجاه و النفس.
(بحار / ج 71، 76)
بر تو باد به اطاعت کردن از پدر و نیکی و فروتنی و خضوع و بزرگ شمردن و احترام به او، و همیشه صدای خود را در حضور وی آهسته کن، زیرا که پدر ریشه فرزند است و فرزند شاخه ای از او می باشد، اگر او نبود خدا تو را مقدر نمی کرد و جاه و جان و اموال را در راه او نثار کن.
14 - امام رضا (علیه السلام):
ادع لهما اذا کانا لایعرفان الحق و تصدق عنهما و ان کانا حیین لایعرفان الحق فدارهما.
(بحار / ج 71، 47)
هرگاه پدر و مادرت حق را نشناسند، برایشان دعا کن، (تا هدایت شوند) و عوض آنها صدقه بده و اگر در زندگی عارف به حق نشدند باز با آنها مدارا کن.

حقوق مادران بر فرزندان

دین اسلام نسبت به مادر عنایت خاصی دارد، این مادر است که رنجها و مشقتها و غم و غصه ها را در راه سعادت فرزندش متحمل می گردد، چه شبها که در دوران حاملگی، زایمان و شیر دادن فرزندش بخاطر محافظت و محبت او بیدار مانده و روزها متحمل زحمت های زیادی برای وی گردید، چقدر تو را در حال جنین، با خود حمل نمود و بعد از ولادت، شیر داد، شب را برای تو بیداری کشید، در روز برایت رنج برد و همه راحتی خود را فدایت نمود!
خداوند متعال می فرماید:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته أمه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین أن اشکرلی و لوالدیک الی المصیر، و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما فی الدنیا معروفا، واتبع سبیل من أناب ثم الی مرجعکم فأنبئکم بما کنتم تعملون.
(لقمان / 15)
و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با زحمت فراوان حمل کرد (و به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه ای را متحمل می شد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری به او توصیه کردم) که شکر برای من و پدر و مادرت بجای آور، که بازگشت همه شما به سوی من است، و هرگاه آنها تلاش کنند، که موجودی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری - بلکه می دانی باطل است - از آنها اطاعت مکن، و با آنها در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن، و پیروی از راه کسانی بنما که به سوی من آمده اند، سپس بازگشت همه شما به سوی من است، و من شما را از آنچه عمل می کردید، آگاه می کنم.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
حق الوالد أن تطیعه ما عاش و اما حق الوالدة فهیهات هیهات لو أنه عدد رمل عالج (متلاطم) و قطر المطر أیام الدنیا قام بین یدیها ما عدل ذلک یوم حملته فی بطنها.
(بحارالانوار)
حق پدر بر تو این است: مادامی که او زنده است او را اطاعت کنی؛ اما حق مادر؛ پس چه دور است که انسان بتواند حق او را اداء نماید، زیرا اگر فرزند، به تعداد ریگهای متحرک و شناور بیابان و قطره های باران در تمام روزهای دنیا در مقابل مادر، زانو بزند با یک روز که مادر او را در رحم خود حمل می کند برابری نخواهد کرد.
مردی از بدرفتاری مادرش به رسول خدا صلی الله علیه و آله شکایت برد پیامبر فرمود: چرا او هنگامی که نُه ماه تو را در شکم نگه داشت و دو سال شیر داد، و شب را بی خوابی کشید. بدرفتار نبود؟! مرد گفت: من او را پاداش داده ام و بر روی شانه هایم او را به حج برده ام، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه تنها پاداش او را نداده ای بلکه حتی پاداش زایمان او را هم نتوانستی بدهی.
وسئله صلی الله علیه و آله رجل: من أبرر؟ فقال صلی الله علیه و آله: امک ثم امک، ثم امک، ثم أباک، ثم الأقرب فالأقرب.
(بحار / ج 71، 49)
مردی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله سوال کرد: به چه کسی بیشتر نیکی کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به مادرت و این جمله را سه بار تکرار فرمود: بعد از آن به پدرت، و بعد به هر کسی که به تو نزدیکتر است (یکی از پس دیگری.)
و لما قیل له صلی الله علیه و آله: أی الوالدین أعظم؟ قال صلی الله علیه و آله: التی حملته بین الجنبین و أرضعته بین الثدیین و حضنته علی الفخذین.
و هنگامی که از حضرتش سوال شد: کدام یک از پدر و مادر عظمت بیشتری دارند و حق او بیشتر است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آنکه فرزند را در بین دو پهلویش (داخل شکم) حمل نمود و از دو پستان خود شیرش داد و در بغل خود روی زانوهایش پرورش نمود.
مرد دیگری به آن حضرت گفت:
مادرم به پیری رسیده و الان هم نزد من است، او را به دوش می کشم و از کسب خود به او غذا می خورانم و آزار و ناراحتی را با دستان خود از او دور می سازم و با این حال بخاطر حیاء و احترام او، صورتم را از او می گردانم، (و به او نگاه تند نمی کنم که خجالت بکشد) آیا حق او را کاملا ادا کرده ام؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه زیرا شکم او ظرف و محل نگهداری تو و پستانش مایه سیرابی ات، و قدمهایش به منزله کفش، و دستان وی به منزله تکیه گاه و حفاظ تو بود. و او همه اینها را برایت انجام می داد و آرزوی زندگی و را می نمود. ولی تو این کارها را برای وی انجام می دهی در حالی که دوست داری که او بمیرد - پس ببین تفاوت از کجا تا کجا است -؟!
و امام زین العابدین (علیه السلام) در رساله حقوق می فرماید:
و اما حق امک أن تعلم انها حملتک حیث لا یحتمل أحد أحدا و أعطتک من ثمرة قلبها بما لا یعط احد أحدا و وقتک بجمیع جوارحها و لم تبال آن تجوع و تطعمک و تعطش و تسقیک و تعری و تکسوک و تضحی و تظلک و تهجر النوم لأجلک و وقتک الحر والبرد لتکون لها ولا تطیق شکرها الا بعون الله عزوجل.
(بحار / ج 71 6)
و اما حق مادرت این است که، بدانی، او تو را در جائی حمل کرد که هیچ فردی، دیگری را حمل نمی کرد، و از ثمره و شیره جانش تو را غذا داد در حالی که هیچکس به دیگری چنین نمی کنید و با تمام اعضاء و جوارحش از تو محافظت نمود، باکی نداشت که خود گرسنه بماند ولی تو را غذا بدهد، تشنه بماند و سیرابت کند، برهنه بماند و به تو لباس بپوشاند، در آفتاب بماند و تو را در سایه قرار دهد، و از خواب خود بخاطر تو صرف نظر کرد، و از گرما و سرما نگهداریت نمود، تا برایش بمانی. و طاقت و توان شکر او را نداری مگر با یاری خداوند ذوالجلال.