آداب تعلیم و تعلم در اسلام

نویسنده : دکتر سید محمد باقر حجتی

مقدمه تحریر جدید و تحریر نخست

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لمن لایلیق بالحمد الا هو، والصوة والسلام علی رسوله الذی ارسله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله، وعلی آله الهداة الی سبیل الفوز والنجات.
کتاب حاضر - که از دیرباز، یعنی 1359 ه.ش تحت عنوان آداب تعلیم و تعلم در اسلام طبع و انتشار آن آغاز گردید و تاکنون نسخه های بسیار فراوانی از آن با تجدید طبع مکرر، در اختیار علاقه مندان قرار گرفت - به خاطر لغزشهای مطبعی چه در کلمات و چه در اعراب گذاری، و نیز پاره ای از اشتباهات غیر مطبعی - به تجدید نظر و دوباره نگری دقیق و اصلاح و پیرایش نیازمند بود. راه یافتن این اغلاط و لغزشها به خاطر آن بود که سرعت و شتاب در ترجمه را از این بنده درخواست کرده بودند، و کار ترجمه مذکور به علت آنکه خواهان تسریع در آن بودند در مدتی حدود قریب به پنج ماه انجام گرفت که قهراً موجب گشت دقت لازم درباره آن مبذول نگردد، و درباره روایات و احادیث و آثار موجود در متن بررسی های کافی به عمل نیاید.
اما چون ترجمه کتاب، توجه دوستداران و علاقه مندان به مطالعه در تعلیم و تربیت اسلامی را به خود جلب کرده و در نتیجه بر اثر کثرت تقاضا نسخه های فراوانی از آن به طبع رسیده بود سزا بر آن دیدم در برابر این اغلاط مطبعی و احیاناً غیر مطبعی بی تفاوت نمانم بلکه کوشش خویش را در جهت پیرایش آنها به کارگیرم؛ ولذا به تصحیح و تنقیح آن روی آوردم، و تصمیم گرفتم که برای اصلاح آن از بذل هیچ کوششی دریغ نورزم.
قریب به دوسال فرصتهای فراغت خود را صرفاً به این کار اختصاص دادم، نخست به تصحیح اغلاط و ترمیم خلل و نقائص آن پرداختم و تعابیر و یا احادیثی که به نظر می رسید باید درباره آنها توضیح و گزارشی بیان شود در مورد آنها درنگ بیشتری نمودم و با استفاده از مراجع تحقیق و ماخذ مناسب، راجع به آنها بررسی لازم به عمل آوردم. علاوه بر این استخراج منابع احادیث و آثاری که در متن کتاب منیة المرید آمده است بذل جهد نمودم و با استفاضه از کتب حدیث فریقین، ماخذ این احادیث و آثار را نمایاندم. این کار - چنانکه برهمه محققان و دست اندرکاران تحقیق و پژوهش روشن است - به فرصت و حوصلتی کافی نیاز دارد؛ لکن علیرغم ضعف مزاج و بیماری و تراکم کارها و تشتت خاطر، حل و درمان این مشکل را برخود لازم شمرده و راه را برای ورود در این کار برخویشتن هموار ساختم، و مراجع و کتب و آثار علمی مورد نیاز را - با اینکه تهیه آنها سخت مشکل می نمود - فراهم آوردم و با استمداد از آنها خرده و لغزشهای موجود در ترجمه را به اندازه وسع خویش پیراستم و بیشتر منابع احادیث و آثار موجود در متن را باز یافتم، و یادداشتهای سودمندی را نیز بر پایان ترجمه افزودم.
تذکر این نکته بجا است که در تحریر ترجمه نخست کتاب منیة المرید از یک نسخه چاپ هند بهره بردم که پاره ای از خرده های ترجمه به خاطر اغلاطی بود که در خود متن وجود داشت، و تقاضای تسریع در ترجمه، فرصت تهیه نسخه های دیگر را از دستم ربوده بود.
در مورد استخراج منابع روائی متن قبلا تصور می کردم شهید ثانی (رضوان الله علیه) در تنظیم کتاب منیة المرید فقط به روایاتی استناد جسته است که باید آنها را در کتب حدیث شیعی جستجو کرد؛ اما به هنگام تجدید نظر دریافتم که این دانشمند گرانقدر - علاوه بر استناد به احادیث شیعه - به احادیث دیگری استشهاد کرده است که این احادیث را باید در کتب حدیث اهل سنت به دست آورد، و اثری از آنها در کتب حدیث شیعه به چشم نمی خورد. ولذا در آغاز کار تحریر جدید علیرغم تفحص و تصفحی که در این طریق نمودم، منابع بسیاری از اینگونه احادیث را - که احادیث نبوی بود - نمی توانستم به دست آورم تا آنگاه که دریافتم باید به تحقیق در کتب حدیث اهل سنت بنشینم. به همین جهت بسیاری از کتب حدیث اهل سنت را تهیه کردم و ضمناً یکی از جوامع حدیثی اهل سنت را نیز - که اکثر قریب به تمام احادیث صحاح ست و جوامع حدیثی آنها در آن گرد آمده - فراهم آوردم(1)، و غالباً در امر استخراج منابع احادیث اهل سنت از این کتاب اخیر بهره بردم. علاوه بر آنکه منابع احادیث شیعی را از کتب حدیث شیعه - به ویژه کتاب الکافی ثقة الاسلام کلینی (قدس سره) - استخراج نمودم.
مرحوم مجلسی دوم و نیز مولی محسن فیض کاشانی (رضوان الله علیهما) اولی در کتاب بحارالانوار و دومی در کتاب المحجة البیضاء روایات و احادیث کتاب منیة المرید اعم از احادیث نبوی و نیز احادیث امامی را آوردند. و چنین به نظر می رسد که این دو دانشمند بزرگوار به نقل و روایت مرحوم شهید ثانی اتکاء نمودند و ظاهراً روایات نبوی موجود در آنرا از طریق شیعه تلقی کردند. نکته مهم دیگری که یادآوری آن ضروری است که شهید ثانی در این کتاب از کتاب تذکرة السامع والمتکلم فی ادب العالم والمتعلم(2) تألیف بدرالدین بن ابی اسحاق ابراهیم بن ابی الفضل سعدالله بن جماعه کنانی (م 733 هق.) اقتباس کرده، که همین امر موجب گشته است بسیاری از احادیث نبوی که از طریق اهل ست روایت شده است در کتاب منیة المرید راه یابد، مرحوم شهید ثانی آنچنان در کتاب منیة المرید از تذکرة السامع اثر پذیرفته است که در بسیاری از موارد عیناً عبارت تذکرة السامع آنرا یاد کرده است.
در حقیقت، کتاب منیة المرید همان کتاب تذکرة السامع می باشد که از اضافات و روایاتی از احادیث شیعی نیز برخوردار می باشد، و این ترجمه می تواند به عنوان ترجمه فارسی هر دو کتاب تلقی گردد. و چون موارد تشابه این دو کتاب خودداری شده است؛ زیرا ذکر این موارد به خاطر کثرت آن، به هیچوجه ضروری به نظر نمی رسید.
اصولا شهید ثانی با مسافرت به اکثر بلاد اسلامی، محضر عده زیادی از اساتید اهل سنت را درک کرده بود و در کتاب منیة المرید که درباره آداب و سنن تعلیم و تعلم تألیف یافته مانعی نمی دید که احیاناً به روایات معتبر آنها استناد جوید و از این رهگذر به همبستگی فرق اسلامی مددی رسانده باشد؛ و چنانکه در گزارش احوال این دانشمند عالیقدر خواهیم دید وی برای مراجعات - طبق مذهب آنها - فتوی می داد، و در فقه مذاهب خمسه آنچنان احاطه علمی به هم رسانده بود که اگر هر فرقه ای از فرق مختلف اسلامی به او مراجعه می کردند، طبق مذاهب خویش، فتاوای مناسب را دریافت می نمودند، و شهید ثانی کتاب منیة المریدرا برای دنیای اسلام نگاشت و لذا از استناد به هرگونه حدیثی - اعم از شیعی و سنی - که قابل استناد به نظر می رسید فرو گذار نکرد. و نیز باید گفت تسامح در ادله سنن نیز می تواند چنان استنادی را توجیه کند. باری برای تحریر مجدد آداب تعلیم و تعلم در اسلام و استخراج منابع روائی و مراجع آثار متن منیة المرید تا کنون سعی وافری مبذول داشتم، و انجام این کار، فرصت زیادی را به خود اختصاص داد تا سرانجام بدینصورت که ملاحظه می فرمائید در اختیار علاقه مندان به تعلیم و تربیت اسلامی قرار می گیرد. اما مدعی نیستم که همه اغلاط و لغزشهای آنرا پیراستم و یا نقائص و کمبودهای آنرا جبران وترمیم نموده ام؛ لکن می توانم یادآور گردم که در این کار تا آنجا که فرصت و توانائی اجازه می داد سعی خود را به کار گرفتم.

اما مزایای تحریر جدید کتاب آداب تعلیم و تعلم در اسلام

به شرحی است که از این پس به نظر می رسد:
1 - بسط مقدمه در زندگی نامه شهید ثانی (رضوان الله علیه) که علاوه بر استناد به مآخذ معتبر،در نگارش آن از مقدمه الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیه به قلم شیخ محمد مهدی آصفی بهره فراوانی بردم.
2 - اصلاح پاره ای از اغلاط مطبعی و غیر مطبعی و نیز اشتباهاتی که توسط پیاده کننده اعرابهائی که ضبط نمودم روی داده بود، و همه آنها را تقاضای تسریع در ترجمه به ارمغان آورده بود.
3 - استخراج منابع و مآخذ احادیث و روایات و آثار، و احیاناً اشعاری که در متن کتاب آمده بود، و این کار فرصت فراوانی را در اختیار خود گرفته و موجب گشت که بیشتر اهتمام مترجم درباره آن مصروف گردد، و در نتیجه منابع اکثر قریب به تمام این احادیث و آثار ارائه شده است.
4 - توضیح و تبیین پاره ای از احادیث و روایاتی که محدثان و دانشمندان در گزارش و تفسیر آنها دچار اختلاف نظر بوده، و یا اساساً به علت ایجاز، گزارش و تفسیر آنها مناسب به نظر می رسید.
5 - افزودن بخشی بر پایان ترجمه در مورد آداب اقامت و سکنای در مدرسه از کتاب تذکرة السامع که این بخش در کتاب منیة المرید مطرح نبوده است.
6 - فهرستی از کتب تعلیم و تربیت اسلامی و تاریخ آن و نیز یکی که در روانشناسی اسلامی - از دیرباز تا کنون - نگارش شده است. در دوبخش عربی و فارسی، البته کتابهائی که به خود آنها و یا نام و نشان آنها از طریق مراجع مطمئن دسترسی یافتم. و لذا آن کتبی را که به خود آنها دست یافتم با فهرست مطالب آنها را معرفی کردم، اما کتابهائی که آنها را نیافتم و به ذکر نام و مولف و تاریخ وفات مولف و مرجعی که آن کتاب و یا نسخه خطی آنرا شناسانده است بسنده نمودم بدین امید که ان شاء الله - بتوانم در فرصتهای دیگر به تکمیل آنها موفق گردم. لازم به یاد آوری است که کوشیدم بر همه این کتابها دست یابم، و لذا باید گفت این کتابها نمونه های از کتب تعلیم و تربیت اسلامی است نه همه آنها؛ زیرا چنین کاری به صرف فرصتی طولانی نیازمند است که تاکنون برایم دست نداد.
7 - فهرستی از آیات و احادیث و روایات و آثار و اشعاری که در کتاب آمده است.
8 - فهرست اعلام درسه بخش: اشخاص و گروهها، کتب و نبشتارها، امکنه و جایها. در استخراج این فهرست و نیز یافتن نام صحیح و کامل اشخاص و تاریخ تولد و وفات آنها - که در این بخش آمده است - نور چشمانم: سید محمد سعید حجتی و سید محمد شریف حجتی (سلمهما الله تعالی) به این بنده بسیار مدد رسانده اند که امیدوارم خداوند متعال آندو را در امر دین و دانش موفق و موید بدارد.
9 - کتابنامه مصادر و مآخذی که در ترجمه منیة المرید و تحقیق در محتوای آن مورد استفاده و استناد قرار گرفت.
در پایان از همه عزیزان و سرورانی که از این کتاب بهره می جویند، ضمن آنکه ملتمس ادعیه در مظان استجابت آن هستم استدعا می کنم با نظر لطف و محبت از تذکرات مفید و سودمندی که می تواند در تکمیل نقائص و ترمیم و جبران خلل ترجمه موثر باشد دریغ نفرمایند تا به عنوان یادداشتهای اصلاحی در پایان کتاب - ضمن تجدید چاپ آن - ملحق گردد.
امیدوارم خداوند متعال به همه ما توفیق اخلاص در گفتار و کردار مرحمت فرماید تا در طریق جلب رضای او بکوشیم، و قدر این فضا و جوی را که از برکات حکومت جمهوری اسلامی در آن بسر می بریم - بدانیم، و به این حقیقت واقف گردیم که ما در زیر سایه این حکومت تحت فرمان خدائی قرار داریم که جز خیر و سعادت ما در دنیا و آخرت خواهان هیچ امر دیگری نیست، و لذا از او می خواهم خیر و برکات خویش را بر ما افزون فرموده و قلمرو حکومت اسلام را به نفع مستضعفان عالم آنچنان گسترده سازد که کفر و استکبار جهانی هر چه زودتر به زانو در آید، و ملتهای ضعیف و توان ربوده از زیر یوغ قهر و ستم آنان برهند و زمینه برای قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده گردد و حکومت جهانی قرآن - که طلیعه آن با انقلاب اسلامی ایران آغاز گشت - در آینده بسیار نزدیکی بارور گردد، و قیام و نهضت دینی امت فدا کار و ایثارگر ایران به انقلاب قطب دائره امکان، حضرت ولی عصر، صاحب الزمان (عجل الله فرجه الشریف) بپیوندد، و بر عمر امامی - که قلبش به امید نجات مستضعفان و بینوایان عالم می طپد و رهیده از هرگونه هوس و خواهشی نفسانی، رهنمودهای الهی را به گوش هوش مردم جهان ابلاغ ارشادات و تعلیمات ستم سوز و سعادت سازش بیش از پیش برخوردار گردند، و وضع نابسامان و پریشان و اضطراب آور عالم، سامانی به خود گیرد، و قلبهای درهم شکسته و دلهای افسرده بیچارگان و رنجدیدگان مرمت یافته و از شادی و اطمینان برخوردار گردد.
ختام مقالم را با درود به شهیدان راه قرآن و اسلام مزین ساخته، و برای رزمندگانی که پشت جهانخواران را با اصلابت خود به لرزه در آورده و رسوایشان ساختند فتح و پیروزی نزدیکی را آرزو می کنم.
والحمد لله والصلوة والسلام علی رسول الله والذین آمنوا معه ویقولون متی نصرالله، ألا ان نصر الله قریب.
سید محمد باقر حجتی حسینی
27 شوال 1404 هق.
5 مرداد 1363 هش.

مقدمه تحریر نخست

تقدیم به برادر بزرگوار و دانشمند جناب حجة الاسلام آقای سید رضا برقعی ایده الله تعالی لمایحبه ویرضاه
بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگارا سپاس و ستایش حقیقی ترا است که با قلم قدرت خویش، جامعه بشریت را به زیور علم و دانش آراستی، و انسانیت را در زیر لوای فرهنگ و معارف، تعالی بخشیدی.
درود بی پایان و تحیات پیاپی و پیوسته بر رسول و فرستاده گرامی تو حضرت محمد بن عبدالله (ص) و خاندان ارجمندش (علیهم السلام) که سراسر عم و مساعی خویش را در جهت تعلیم و ارشاد جوامع بشری - بی هیچ وقفه و فتوری - مصروف داشتند و آنی از روشنگری و ایجاد بینش دینی باز نماندند. کتابی که ترجمه آن از نظر مطالعه کنندگان می گذرد بی تردید از بهترین کتبی است که در دنیای علم و تاریخ دانش بشری در زمینه آداب تعلیم و آئین تعلیم معارف دینی تدوین شده است. این کتاب گرانبها ضمن اینکه می تواند راه و رسم صحیح تعلم و تعلیم را بطور عموم ارائه کند بویژه عالیترین رهنمودهای سازنده ای را در رابطه با تعلیم و تعلم معارف دینی و حتی وظائف و رسالت اهل علم را نیز نشان می دهد بطوریکه می توان با قاطعیت اظهار نظر نمود که کتاب مزبور و عالیترین راه گشائی است فراسوی طلاب و دانشجویان و علماء و دانشمندان و حتی مجتهدان، تا در لابلای آن، اسباب و عوامل توفیق و کامیابی در علم و دانش را شناسائی کرده و در ظل عمل و رفتار به مضامین آداب و آئینهای ارائه شده در آن به هدف والای علمی خویش که عبارت از قرب خداوند متعال و تحصیل رضای او است دست یابند و از گامهائی که در راه اخذ علم و نشر آن برمیدارند احساس رضایت و آرامش کنند.
مولف کتاب: مرحوم شهید ثانی (قدس سره) در این نبشتار کوتاه از هیچ نکته اخلاقی و معنوی - که باید هر عالم و متعلمی خود را پای بند بدان ها بدانند - فروگذار نکرده است؛ بلکه در هر زاویه و ناحیه ای که در آنها سخن از وظائف و آداب عالم و متعلم به میان می آورد لطائف و نکات ظریف انسانی را گوشزد می نماید، نکاتی دقیق و باریک که ارائه آنها صرفاً در عهده امثال چنان دانشمند باریک بین و ژرف نگری است که اصول و بنیادهای استوار تعالیم اسلامی از برابر دیدگاه بصیرت آنها مخفی نمی ماند، اصول و بنیادهائی که ممکن است مورد غفلت بسیاری از دانشمندان دینی قرار گیرد.
شهید ثانی با استمداد از قرآن کریم و سنت اسلامی و استشهاد به سخنان فرزانگان دین و دانش برای سازمان بخشیدن به روابط عالم و دانشمند با شاگرد و دانشجو و توده مردم، و روابط شاگرد و دانشجو با عالم و دانشمند، و حتی وظائف شخصی استاد و شاگرد و آئین رفتارشان در جلسه درس و هرگونه مسائل دیگری که ارتباط وثیقی بازندگانی عالم و متعلم و استاد و شاگرد دارد و بالاخره برای نشاندادن کیفیت زندگانی علمی قشرهای دست اندرکار علم و معرف و بینش دینی، مطالب شایان توجهی را یاد کرده است که فقیه عالیقدر مرحوم آیة الله حاج میرزا محمد حسین حسینی معروف به میزای شیرازی (رضوان الله علیه) همه اهل علم و دانشمندان دینی را به مطالعه این کتاب توصیه فرموده و درباره آن، مرقوم داشته است:
چقدر شایسته است که اهل علم، مواظبت نمایند به مطالعه این کتاب شریف، و متأدب شوند به آداب مزبوره در آن
آری بدون هیچ تردیدی مواظبت بر مطالعه این کتاب و تأدب و اثرپذیری هر عالم و متعلم نسبت به آداب و آئینهای مذکور در آن، شایسته ترین وسیله ای است که در ظل آن، هر استاد و شاگردی آنچنان توانائی می یابند که بتوانند باز پس مانده عمر و فرصت خود را در تدارک ایام تباه گشته خویش بکار گیرند و جان و دل و درون خود را بپالایند تا شایسته پذیرش نورانیت حق گردند.
سالهای مدیدی بود که کم و بیش با برخی از مباحث این کتاب سابقه آشنائی داشتم؛ و لذا در دو جلد کتاب اسلام و تعلیم و تربیت - که در سال گذشته یعنی 1358 طبع و منتشر گردید - در حد نسبة گسترده ای از آن مستفیض و برخوردار بوده ام. در اثناء طبع کتاب مذکور، یکی از برادران بنام آقای محمود گلزاری - که عشق و شوق و اخلاص دینی از سراپای وجود و گفتار و رفتارش چهره می نمود - به این بنده بی بضاعت مراجعه کرده و اظهار داشت خلا و کمبود کتبی که راه گشا و ارائه دهنده راه و رسم تعلیم و تعلم در اسلام می باشد، دانشجویان علاقمند به دین را سخت می آزارد. به ایشان گفتم: حل این مشکل در عهده زبدگان علم و دانش و اهل تحقیق است و این بی مایه را نرسد که در زمینه و عرصه پهناور آداب تعلیم و تعلم در اسلام، گامی موثر بردارد. اگر چه با بیانی نارسا و تحقیقی ناقص، برخی از مسائل تعلیم و تربیت اسلامی را در کتاب اسلام و تعلیم و تربیت گزارش کردم، ولی این اثر در برابر دریای بی کران و ژرفای فرهنگ اسلامی، یک گام بسیار کوچکی است که باید همه افراد کار آمد و متدین دست به دست هم دهند تا از این دریای وسیع و عمیق فرهنگ اسلامی گوهرهای تابناک و افتخار آفرین را استخراج کنند. در دل این دریا که رهنمودی است آسمانی، حقایق گرانبها و پر ارزشی وجود دارد که محققان حاذق و کاوشگران ماهی می توانند آنها را از درون آن بیرون بکشند و ما را از ره آوردهای شرق و غرب - که بشریت را به اسارت دچار ساخته است - برهانند و بی نیاز سازند.
سرانجام، بحث و گفتگوی ما بدان جا رسید که عجالة چه باید کرد. چون همه ما مسئولیم و باید در حد وسع و توانائی خویش در این رهگذر گامی برداریم. و بالاخره چون مسأله سرعت عمل مطرح بود پیشنهاد کرد که هر چه زودتر کتاب منیة المرید به زبان فارسی، برگردان شود. به ایشان گفتم از قرار مسموع، این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است. اظهار داشتند که ترجمه مذکور، نارسا و نسبة نامفهوم است. بهرحال - با وجود اینکه اهل قلم نیستم - با اصرار ایشان، انجام این مهم را به عهده گرفتم و در طول تابستان 1385 علیرغم فرسودگی مزاج و خستگی مفرط، تقریباً هفته ای سه شب بیدار ماندم و در ظرف این مدت، قسمت عمده ای کتاب را ترجمه کردم و آنرا برای استفاده علاقه مندان و دانشجویان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران آماده ساختم: لکن در ین اثناء، برادر دانشمند و بزرگوار جناب آقای سید رضا برقعی - که برای نشر فرهنگ اسلامی بدون هیچگونه چشم داشت مادی و دنیاوی اهل علم و قلم را بر سر شوق می آورند و از بذل هرگونه محبت و التفات دریغ نمی ورزند - بر این نوشته اطلاع یافته و خواستند که ترجمه مذکور تا پایان کتاب ادامه یابد لذا این ترجمه را بر حسب تشویق این برادر عزیز به پایان بردم، و چون تکمیل ترجمه مذکور از برکات شوق آفرینی ایشان به سرانجام رسید بجا و سزا است که این کتاب را حضورشان تقدیم کنم. باید مطالعه کنندگان ارجمند را یادآور گردم که علت تراکم اشتغالات و لزوم تسریع در ترجمه، آنچنان که باید و شاید، نتوانستم دقتهای ضروری را بکار گرفته و در محتوای این کتاب غوررسی کافی نمایم از اینجهت می توانم بگویم اگر نقصی در محتوای کتاب به چشم می خورد مربوط به اصل و متن کتاب نیست، بلکه این نقص، متوجه مترجم است که امیدوارم اهل قلم و ارباب تحقیق با یادآوریهای سودمند خویش مرا یاری دهند تا - ان شاء الله - در چاپهای بعدی به جبران و ترمیم آن اقدام گردد.
در ترجمه این کتاب - تا آنجا که حوصله و فرست اجازه می داد سعی شده است مطالب آن بطور صحیح ارائه شود و منبع احادیث نیز از متون حدیثی استخراج گردد و آیات مذکور، در پاورقیها مشخص شود، و ضمناً برای آنکه خواندن آیات و احادیث آسان باشد به اعراب گذاری آنها مبادرت شد.
متن عربی کتاب - جز مشخصاتی از قبیل: باب، نوع، فصل، و امثال آنها - فاقد هرگونه عناوین فرعی دیگر بود لذا برای آنکه خواننده ترجمه به بندهای گوناگون کتاب از پیش آشنائی پیدا کند عناوین فرعی متناسب با محتوای کتاب در تمام فصول آن ابتکار شده است تا ضمناً تنوع مضامین این نبشتار پرارزش را نیز روشنگر باشد.
رقم قبل از ممیز (/) در پاورقیها، جلد کتاب مورد استناد، و رقم پس از آن، صفحه آنرا نشان می دهد، و این کار به منظور اختصار انجام شد.
عباراتی که میان چهارچوب: (...) قرار گرفته است اضافاتی است از مترجم به منظور توضیح، و نباید آنها را به عنوان ترجمه تلقی کرد.
امیدوارم که خداوند متعال همه ما را از حسن نیت و اخلاص در عقیدت برخوردار سازد تا در جهت کسب رضا و خشنودی او موفق و کامیاب باشیم.
انه قریب مجیب.
سید محمد باقر حجتی
21 جمادی الاولی 1400
17 اردیبهشت 1359