فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

فصل دوم: رضا

خدای تعالی در مورد رضا می فرماید:
لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم(145)
رضا به معنای خشنودی است، و ثمره محبت و نتیجه عدم انکار ظاهری و باطنی و قلبی و قولی و عملی نسبت به کار خدا است. مطلوب اهل ظاهر آن است که خداوند از ایشان راضی باشد تا از خشم و کیفر او در امان باشند، ولی اهل حقیقت طالب این هستند که از خداوند راضی باشند، و هیچ حالی از احوال گوناگون چون مرگ و زندگی و بقا و فنا و رنج و راحت و سعادت و شقاوت و ثروت و فقر مخالف طبع آنان نباشد و یکی را بر دیگری ترجیح ندهند، چون می دانند که صدور همه این حالات از خداوند است و محبت خداوند در دل آنها راسخ و استوار است، پس افزون بر اراده و مراد او هیچ چیز نمی طلبند. و هر چه پیش آید به آن راضی و خشنودند.

گفتاری از بزرگان در باب رضا

از یکی از بزرگان نقل می کنند که هفتاد سال عمر کرد و در مدت عمر خود یک مرتبه نگفت کاش چنین نبود و ای کاش چنان بود.
از بزرگی پرسیدند که از رضا چه اثری در خود یافتی؟ گفت: از رضا به من بویی نرسیده است، و در عین حال اگر من را به عنوان پلی بر دوزخ قرار دهند و تمامی خلائق از آن بگذرند و به بهشت بروند و مرا به تنهایی وارد دوزخ کنند به هیچ وجه در دل من تاثیری ایجاد نمی شود که چرا بهره من بر خلاف دیگران است.
هر کس که یکسان بودن حالات مختلفی که ذکر کردیم در دل او راسخ گردد مطلوب و مراد او در حقیقت همان است که واقع شده است و لذا گفته اند: به هرکس، هر چه داده اند همان است که باید به او بدهند و رضای خدا وقتی از بنده حاصل می شود که رضای بنده از خدا حاصل شود.
رضی الله عنهم و رضوا عنه(146) پس تا وقتی که کسی بر امری از امور جهان هستی هر چه که باشد اعتراض داشته باشد و یا به ذهن بیاورد و یا ممکن باشد که به خاطر بیاورد از مرتبه رضا بی نصیب است.
و کسی که به مرحله رضا بار یافته همواره در آسایش است خواه چیزی داشته باشد، یا نداشته باشد و در حقیقت ناداری او همه دارندگی است.
و رضوان من الله اکبر(147)
و لذا دربان بهشت را رضوان نامیده اند و گفته اند:
الرضا باب الله الاعظم(148)
چرا که اگر کسی به مقام رضا برسد به بهشت خواهد رسید و در هر چه که بنگرد به نور رحمت الهی می نگرد که می فرماید:
المومن ینظر بنور الله(149)
زیرا خداوند پدیدآورنده همه موجوداب است و اگر امری از امور عالم را نپسندد محال است که به وجود درآید و اگر هیچ امری از نظر انسان ناپسند نباشد از همه آنها راضی و بر هیچ از دست رفته ای غمگین و نسبت به هیچ دستاوردی شادمان و مسرور نخواهد بود.
ان ذلک من عزم الامور(150)

فصل سوم: تسلیم

خدای تعالی در مورد تسلیم می فرماید:
فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما(151)
تسلیم در لغت به معنای باز پس دادن است. ولی در اینجا منظور آن است که سالک هر چه را که به خود نسبت داده است به خدا بسپارد، و این مرتبه از توکل بالاتر است، چون در توکل واگذار کردن کار به خدا و وکیل گرفتن پروردگار در آن کار است، و همچنان انسان ارتباط خود را با آن کار می بیند، ولی در تسلیم قطع این تعلق و ارتباط به طور کلی است و همه کارها مربوط به خداوند است.
و نیز مقام تسلیم بالاتر از مقام رضا است چون در مرتبه رضا هر کار که خدا انجام بدهد مورد رضایت بنده است، ولی در این مرتبه انسان اصلا طبع و موافق و مخالف طبع خود را به خدا واگذار کرده است و او را طبعی نمانده که چیزی مخالف یا موافق آن باشد. پس آیه:
لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت(152)
مربوط به مرحله رضا است و یسلموا تسلیما(153) به مرحله بالاتر از رضا نظر دارد.
چون سالک به نظر تحقیق بنگرد خود را برتر از حد رضا و حد تسلیم می بیند زیرا در هر دو مرحله انسان خود را در مقابل خدا قرار داده است یعنی در مرحله رضا او راضی است و خدا مرضی عنه و در مرحله تسلیم او تسلیم کننده است و خدا پذیرنده ولی در مرحله توحید این اعتبارات نیز از میان برمی خیزد.