فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

داستانی از صبر

در آثار آورده اند جابر بن عبدالله انصاری - که یکی از اصحاب بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود - در آخر عمر به ضعف پیری و ناتوانی مبتلا شده بود. حضرت باقر علیه السلام به عیادت او رفت و احوال او را پرسید، عرض کرد:
در حالتی هستم که پیری را از جوانی، و بیماری را از تندرستی، و مرگ را از زندگانی بیشتر دوست دارم.
امام باقر علیه السلام فرمود: من چنانم که اگر خداوند مرا پیر نماید پیری را بیشتر دوست دارم، و اگر جوان بدارد جوانی را بیشتر دوست دارم، و اگر بیمار بنماید بیماری را، و اگر تندرست بدارد تندرستی را بیشتر می خواهم و اگر مرگ دهد مرگ را، و اگر زندگی بخشد زندگانی را بهتر می خواهم. جابر چون این سخن را شنید صورت آن حضرت را بوسید و گفت:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راست گفت که یکی از فرزندان مرا هم نام من می بینی.
و هو یبقرا العلم بقرا کما یبقر الثور الارض
یعنی: او علم را می شکافد چنانکه گاو زمین را می شکافد. و به این جهت آن حضرت را باقر علوم الاولین و الاخرین نامیده اند، و با توجه به مراتبی که گفتیم معلوم می شود که جابر در مرتبه اهل صبر بوده، و حضرت باقر علیه السلام در مرتبه رضا بسر می برده است. و بعدا شرح رضا داده خواهد شد انشاء الله تعالی.

فصل ششم:

شکر

خدای تعالی درباره شکر می فرماید:
و سنجزی الشاکرین(123)
شکر در لغت ثنای بر منعم در مقابل نعمتهای اوست، چون بالاترین نعمتها بلکه تمامی آنها از سوی خداوند است پس بهترین کار مشغول شدن به شکر الهی است. شکرگزاری به سه صورت تحقق می پذیرد.
1- شناخت نعمت که شامل آفاق و انفس (جهان و انسان) می باشد.
2- وجد و خشنودی به واسطه دریافت آن نعمتها.
3- کوشش در جهت تحصیل رضای منعم در حد توان بشری که با محبت و عشق درونی و ثنای شایسته ذات پاک پروردگار با زنان و عمل، و همچنین تلاش در جهت رضای ولی نعمت خواه با طاعت و عبادت، و خواه با اعتراف به عجز و ناتوانی حاصل می گردد. خداوند می فرماید:
لئن شکرتم لازیدنکم(124)
و در روایت است که:
الایمان نصف صبر و نصف شکر
نصف ایمان صبر و نصف دیگر آن شکر است. چرا که سالک همواره یا با امری ناگوار مواجه است و یا امری مطلوب و موافق میل، پس بایستی بر موافق شکرگزاری کند و بر ناگوار صبر نماید، و همانگونه که در مقابل صبر جزع قرار دارد، در مقابل شکر کفر و کفران است و کفر نوعی از کفران محسوب می گردد. که خداوند می فرماید:
و لئن کفرتم ان عذابی لشدید(125)
از اینجا روشن می شود که ارزش شکر از ارزش صبر بالاتر است چون در مقابل صبر جزع است و در مقابل شکر کفر و اگر کفر از جزع شدیدتر است شکر نیز از صبر عظیم تر می باشد. و چون شکر هم با دل و هم با زبان و هم با اعضای دیگر بدن است اینها همه خود نعمت الهی هستند و قدرت بر بکارگیری این نعمتها در جهت شکر نیز خود نعمت دیگری است پس اگر بخواهد بر هر نعمتی شکر بگزارد بایستی بر همین نعمت توفیق شکرگزاری نیز شکر بگزارد و سخن دراز گردد تا بی نهایت و همان بهتر که شکر در آغاز و انجام با اعتراف به عجز و ناتوانی همراه باشد.
و اعتراف به عجز از شکر بالاترین شکرها است، چنانکه اعتراف به عجز از ستایش بزرگترین ستایش است. و لذا گفته اند: لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک و فوق ما یقول القائلون(126)