فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

فرق خوف و خشیت و رهبت

خوف و خشیت گر چه از نظر لغوی به یک معنی هستند ولی در اصطلاح اهل سیر و سلوک بین آنها فرق است: چرا که خشیت به عالمان نسبت داده می شود چنانکه خداوند می فرماید:
انما یخشی الله من عباده العلماء(102)
و بهشت نیز مخصوص اهل خشیت است که می فرماید:
ذلک لمن خشی ربه(103)
ولی اینان خوف ندارند، که می فرماید:
لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(104)
پس خشیت آن ترسی است که به واسطه فهم و ادراک عظمت و هیبت الهی و آگاهی به نقصان و قصور در بندگی و طاعت و یا احتمال ترک ادب در عبودت یا کاستی در عبادت حاصل می شود و لذا خشیت نوع خاصی از خوف می باشد. و این آیه که می فرماید:
و یخشون ربهم و یخافون سوء العذاب(105)
دلیل بر این ادعاست که خوف اعم از خشیت و خشیت اخص از خوف است. و اما رهبت از نظر معنی به خشیت نزدیک است چنانکه می فرماید:
هدی و رحمة للذین هم لربهم یرهبون(106)
سالک چون به درجه رضا برسد خوف او به امن مبدل می گردد.
اولئک لهم الامن و هم مهتدون(107)
نه از هیچ امر ناگواری نگران می شود و نه به هیچ امر مطلوبی رغبت پیدا می کند و این امنیت در پی کمال است، چنانکه آن امنیت که قبلا گفتیم بر اثر نقص است. صاحب این امنیت خشیت نیز دارد تا آن گاه که به نظر وحدت متجلی شود که در آن صورت از خشیت نیز اثری باقی نمی ماند چون خشیت از لوازم کثرت است.

فصل چهارم: رجاء

خدای تعالی درباره رجاء می فرماید:
ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمة الله(108)
اگر کسی انتظار و توقع یک امر مطلوبی را داشته باشد که در زمان آینده حاصل گردد. و به این امید به تحصیل مقدمات آن بکوشد در نتیجه یک نوع فرح و خوشحالی درونی پیدا می کند که رجاء نامیده می شود، پس اگر به طور قطع مقدمات را فراهم کرده است و می داند که مطلوب او یقینا در آینده حاصل می شود آن را انتظار مطلوب می نامند و شادمانی در آن صورت زیاد خواهد بود و اگر یقین و یا حداقل ظن به امکان تهیه مقدمات ندارد ولی در انتظار تحقق مطلوب است، آن انتظار را تمنی می خوانند. و در عین حال انتظار مطلوب را داشته باشد چنین امیدی را رجاء ارباب غرور و حماقت می نامند.

خوف و رجاء و جایگاه آنها در سیر و سلوک

خوف و رجاء مقابل یکدیگر هستند و در مقام سیر و سلوک رجاء مانند خوف مشتمل بر فوائد فراوانی است. چرا که رجاء باعث ترقی در درجات کمال و موجب سرعت سیر در طریق وصول به مطلوب است. چنانکه خدای سبحان می فرماید:
یرجون تجارة لن تبور لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله(109)
همچنین رجاء زمینه خوش گمانی به مغفرت و عفو الهی و اعتماد به رحمت پروردگار است چنانکه خداوند می فرماید:
اولئک یرجون رحمة الله(110)
و در مورد حصول مطلوب بر اساس آن می فرماید:
انا عند ظن عبدی بی(111)
یعنی من طبق گمان بنده ام عمل می کنم. عدم رجاء در این مقام موجب یاس و ناامیدی است که می فرماید:
انه لا یأیس من روح الله الا القوم الکافرون(112)
و شیطان نیز به سبب همین نومیدی به لعنت ابدی گرفتار شد پس:
لا تقنطوا من رحمة الله(113)
و اما وقتی که سالک به مرتبه شناخت و معرفت رسید، رجای او منتفی می گردد، چون می داند که هر چه را که باید آماده کند مهیا کرده و آنچه را که شایسته نیست فراهم نکرده است، و در عین حال اگر هنوز رجاء داشته باشد یا از روی جهل به بایسته ها و نبایسته هاست، یا شکایت از مسبب الاسباب که چرا از مطلوب خود محروم گردیده ام. (و این هر دو از سالکِ عارف به دور است).
از فصل گذشته و این فصل معلوم گردید که سالک تا وقتی که به مقصد نرسیده و در سلوک می باشد خوف و رجاء دارد، که خداوند می فرماید:
یدعون ربهم خوفا و طمعا(114)
چرا که شنیدن آیات رحمت و غضب (وعد و وعید) و آگاهی از دلایل نقصان و کمال و احتمال وقوع هر کدام از آنان به جای یکدیگر و احتمال محرومیت و عدم محرومیت از وصول به مقصد در پایان راه، همه اینها موجب رجاء و خوف می گردند. و هیچکدام نسبت به یکدیگر کمتر یا بیشتر نیستند، و لذا فرموده اند:
لو وزن خوف المومن و رجاءه لا عتدلا(115)
چرا که اگر رجاء بیشتر باشد موجب احساس امنیت نابجا می گردد:
أفأمنوا مکر الله(116)
و اگر خوف بر رجاء غلبه کند موجب ناامیدی و یاس هلاک کننده می شود که فرمود:
انه لا یأیس من روح الله الا القوم الکافرون(117)