فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

فصل دوم : زهد

خدای تعالی درباره زهد می فرماید:
و لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحیوة الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و ابقی(69)
زهد به معنای بی رغبتی است و زاهد کسی است که به امور دنیوی مانند خوردنی ها و آشامیدنی ها و پوشاک و مسکن و شهوات و لذات و مال و مقام و شهرت و تقرب به حکمرانان و حکمرانی و هر آنچه که به وسیله مرگ از انسان گرفته می شود رغبت نداشته باشد، البته نه به خاطر ناتوانی و ناداری(70) و یا جهل و نادانی،(71) یا به خاطر غرضی(72) یا به جهت عوضی در مقابل آن(73) بلکه اگر کسی به خاطر دنیوی بودن این امور نسبت به آنها بی اعتنای باشد در این صورت زاهد نامیده می شود زاهد حقیقی آن است که منظور او از زهد حتی نجات از آتش جهنم و رسیدن به ثواب بهشت نیز نباشد، بلکه زهد به خاطر دریافت فواید و برکاتی که دارد به صورت ملکه ای در وجود او حاصل شده و آلوده به طمع یا امید یا غرضی دنیوی و اخروی نباشد.
تحصیل ملکه به این صورت است که انسان خود را از خواهشهای نفسانی باز دارد و با کارهای دشوار ریاضت بدهد تا ترک غرض در او راسخ گردد.

حکایتی از یکی از زاهدان

در سرگذشت یکی از زاهدان گفته اند: سی سال کله پخته گوسفند و فالوده می فروخت، ولی هیچ گاه از آن دو نمی خورد، علت آن را پرسیدند، گفت: یک زمان دل من هوس خوردن این دو را نمود. برای آنکه خود راگوشمال بدهم، شغل فروش این دو را انتخاب کردم تا با وجود آنکه در دسترس من هست از آن نخورم تا دیگر میل به لذتی پیدا نکنم.(74)
و داستان کسی که در دنیا زهد پیشه خود کند ولی مقصود او نجات از آتش جهنم یا ثواب بهشت باشد، داستان کسی است که از شدت پستی و دنائت طبع با وجود میل فراوان به غذا مدتها هیچ چیز نخورد تا در میهمانی که در انتظار اوست بتواند غذای فراوان بخورد!، و یا مثل آن کسی است در تجارت کالایی داد و ستد کند تا به واسطه آن سودی ببرد؛ در حالی که در سیر و سلوک باید انسان به منظور رفع شواغل، زهد ورزد تا به چیزی مشغول نگردد و از رسیدن به هدف باز نماند.

فصل سوم : فقر

خدای تعالی درباره فقر می فرماید:
لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج(75)
فقیر در لغت آن کسی است که یا اصلا مال ندارد و یا اگر دارد کمتر از خرج زندگی اوست، ولی منظور ما از فقیر آن کسی است که به مال و مسائل مادی رغبت ندارد، و اگر مالی هم بدست می آورد به جمع آوری آن اهتمام نمی ورزد. البته نه از روی نادانی یا بواسطه مانع یا غفلت، یا به طمع رسیدن به شهوات و شهرت و نیکنامی و اشتهار به جود و بخشش، و یا خوف از عقاب جهنم، یا شوق به ثواب آخرت، بلکه به جهت بی اعتنایی به دنیا که لازمه سیر و سلوک و اشتغال به مراقبت و رعایت جانب پروردگار است تا آنچه که غیر خداست حجاب نگردد؛ و این فقر در حقیقت شعبه ای از زهد است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
الا اخبرکم بملوک اهل الجنه قالوا بلی قال کل مستضعف اغبر اشعث دی طمرین لا یعبوبه لو اقسم علی الله لابره(76)
و وقتی که به آن حضرت گفتند: سرزمین بطحا و مکه پر از طلاست اگر می خواهی به تو بدهیم در جواب عرض کرد:
لا، بل اجوع یوما فأسلاک و اشبع یوما فاشکرک(77)