فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

علامت و نشانه ایمان

نشانه ایمان آن است که انسان به آنچه که باید بداند آگاه باشد، و آنچه را که گفتنی است بگوید و آنچه را انجام دادنی است عمل نموده، و از آنچه که احتراز از آن لازم است پرهیز کرده و دوری جوید. اینها که گفتیم عمل صالح نام دارد که لازمه ایمان و قابل افزایش و کاهش، می باشد و لذا عمل صالح همه جا با ایمان ذکر می شود، چنانکه خداوند می فرماید:
الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات(30)

مراتب ایمان

ایمان دارای مراتبی می باشد و کمترین آن ایمان زبانی است که خداوند در مورد آن می فرماید:
یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله(31)
و باز در همین مورد می فرماید:
و قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم(32)
مرتبه بالاتر از آن ایمان تقلیدی است. یعنی مومن به آنچه که باید بدان ایمان داشته باشد ایمان قطعی دارد ولی ایمان او قابل زوال است. البته اگر ایمان قطعی حاصل شود عمل صالح نیز به دنبال آن خواهد آمد، که خداوند می فرماید:
انما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا(33)
مرتبه بالاتر از این، ایمان غیبی است که خداوند در مورد آن می فرماید:
الذین یومنون بالغیب(34)
این گونه ایمان همراه با یک نوع بصیرت درونی است و مقتضی ثبات قدم می باشد و گویا مومن حقایقی را از پشت پرده غیب مشاهده می کند.
مرتبه بالاتر از آن، ایمان کامل است که خداوند در این مورد می فرماید:
انما المومنون اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا(35) تا آنجا که می فرماید: اولئک هم المومنون حقا(36)
این ایمان همراه با یقینی است که بعدا شرح آن را خواهیم داد و عالی ترین مراتب ایمان محسوب می گردد.
در سیر و سلوک ایمانی، کمتر از ایمان غیبی، و حداقل کمتر از ایمان تقلیدی فائده ای ندارد. چون ایمان زبانی در حقیقت ایمان نیست که خداوند می فرماید:
و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون(37)
و انسان برای سیر و سلوک حتما به ایمان بالاتری نیاز دارد. چون اگر ایمان قطعی به وجود کامل مطلق و آفریدگار جهان باشد، در پرتو این اعتقاد روح انسان آرامش پیدا کرده و سیر و سلوک برای او ممکن است و می تواند به آسانی و سهولت به هدف نایل گردد.

فصل دوم : ثبات

خدای تعالی درباره ثبات می فرماید:
یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوة الدنیا و فی الآخره(38)
ثبات حالتی است که تا با ایمان همراه نگردد اطمینان نفس و در نتیجه طلب کمال میسر نمی شود، زیرا هر کس که در عقاید خود متزلزل باشد نمی تواند طالب کمال باشد، و ثبات ایمان عبارت است از حصول قطع به اینکه کامل و کمالی وجود دارد، و تا این قطع حاصل نشود طلب کمال وجود نمی گیرد، و تا تصمیم بر طلب کمال و ثبات در راه آن به دست نیاید و سیر و سلوک ممکن نیست، و کسی که تصمیم دارد ولی ثبات نداشته باشد مصداق این آیه است که خداوند می فرماید:
کالذی استهوته الشیاطین فی الارض حیران(39)
بلکه می توان گفت متحیر و سرگردان، تصمیم هم ندارد و تا به یک سمت معین رو نیاورد حرکت و سیر و سلوک از او صادر نمی شود و اگر هم حرکتی بکند حرکتی بی حاصل و بدون فائده است.
و اما علت ثبات یک فرد بصیرت درونی و اعتقاد به حقانیت عقاید خود و دریافت لذت نیل به کمال و ملکه(40) شدن این حالت درونی است به گونه ای که زوال نپذیرد، و بدین گونه است که از انسانهای ثابت قدم همواره اعمال صالح صادر می گردد.