فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

لوازم سیر و سلوک

هر کسی که به خود و کردار و رفتار خویش بنگرد بی تردید خود را نیازمند به دیگران می بیند، و هر که نیازمند به غیر باشد ذاتا ناقص است و هر گاه انسان از نقص خویش آگاه باشد در درون خود انگیزه ای برای نیل به کمال می یابد، و لذا احساس نیاز به حرکت به سوی کمال پیدا می کند، اهل طریقت این حرکت را سلوک می نامند. برای چنین کسی که به سلوک رغبت پیدا کرده توجه به شش امر لازم است.
1- مبدا سیر و سلوک و تهیه مقدمات و زاد و توشه. یعنی بداند که از کجا باید سلوک را آغاز کرد و چه مقدماتی را باید فراهم نمود.
2- رفع موانع سیر و سلوک. یعنی: باید موانعی که انسان را از حرکت و سیر و سلوک باز می دارد شناسایی و رفع کرد.
3- سیر و سلوک. یعنی پیمودن راه و آغاز حرکتی که انسان را از مبدا به مقصد می رساند و حالاتی که در آغاز کار برای سالک پیش می آید.
4- حالاتی که در اثنای سیر و سلوک برای سالک پیش می آید.
5- حالاتی که پس از سیر و سلوک برای واصلان و به مقصد رسیدگان رخ می دهد.
6- پایان سلوک که آن را فناء در توحید می نامند.
و هر یک از این امور به غیر از امر ششم که پایان حرکت است مشتمل بر امور دیگری است که آنها را در شش باب و هر باب را در شش فصل ارائه می نماییم.
و اما امر ششم چون قابل تکثیر نیست از این امر مستثنی است، چرا که حصول هر بخشی از حرکت مسبوق به بخشی دیگر است که قبل از آن وجود داشته و سابق بر بخشی دیگر از حرکت است که در آن خواهد آمد و چون آخرین بخش به عنوان پایان راه است و به دنبال آن بخش دیگری وجود ندارد مشتمل بر امری نخواهد بود.
و اما هر حالتی که در مسیر و اثنای سیر و سلوک برای سالک رخ می دهد واسطه ای بین حالت قبلی و حالت بعدی است که اگر نسبت به حال قبلی مقایسه شود کمال و پسندیده و چون با حالت بعدی مقایسه شود نقص و ناپسند خواهد بود، و لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
من استوی یوماه فهو مغبون(27)
و بزرگان گفته اند: حسنات الابرار سیئات المقربین(28)
انشاءالله این مطالب در ضمن فصول این مجموعه روشن خواهد شد.
پس از این مقدمه، به توفیق الهی به بیان ابواب و فصول این کتاب می پردازیم.

باب اول : مبداء سیر و سلوک و تهیه مقدمات آن که در ضمن شش فصل ارائه می شود.

فصل اول : ایمان

خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون(29)
ایمان در لغت به معنای هر گونه تصدیق و باور داشتن است. و در اصطلاح محققان تصدیق به معلومات یقینی و باور قلبی به فرموده های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می باشد؛ و شناخت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شناخت خدا جدا نیست. خداوند قادر دانای سمیع و بصیری که پیامبران را فرستاده و قرآن را بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرموده، و واجب و مستحب و حلال و حرام مورد قبول و اتفاق امت اسلامی را بیان کرده است.
پس ایمان در بردارنده این مسائل است، نه کمتر و نه بیشتر، چرا که کمتر از آن ایمان محسوب نمی شود و بیشتر از آن کمال ایمان است نه خود ایمان.