فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

بخشی از نص مقدمه مرحوم خواجه

بسم الله الرحمن الرحیم
سپاسی بی قیاس بار خدایی را که به سبب آنکه هیچ عقل را قوت اطلاع بر حقیقت او نیست و هیچ فکر و دانش را وسع احاطه به کنه معرفت او نه، هر عبارت که در نعت(13) او ایراد کنند و هر بیان که در وصف او بر زبان رانند اگر ثبوتی باشد از شائبه تشبیه معرا(14) در تصور نیاید، و اگر غیر ثبوتی بود از غائله تعطیل(15) مبرا در توهم نیفتد، از این جهت پیشوای اصفیا و مقتدای اولیا و خاتم انبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم گفت:
لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک و انت فوق ما یقول القائلون(16)
و هزاران درود و صلوات و آفرین و تحیات بر روح مقدس او و ارواح پاکان و دودمان او خصوصا ائمه معصومین و برگزیدگان یاران او باد به حق الحق.
اما بعد، محرر این رسالت و مقرر این مقالت محمد الطوسی را بعد از تحریر اخلاق کریمه و سیاسات مرضیه بر طریقه حکما، اندیشه مند بود که مختصری در بیان سیر اولیاء و روش اهل بینش بر قاعده سالکان طریقت(17) و طالبان حقیقت مبنی بر قوانین عقلی و سمعی و منبی(18) از دقائق نظری و عملی که به منزلت لب آن صناعت و خلاصه آن فن باشد مرتب گرداند و اشتغال بدان مهم از کثرت شواغل بی اندازه و موانع بی فایده میسر نمی شد، و اخراج آنچه در ضمیر بود از قوه به فعل دست نمی داد.
تا در این وقت که اشاره نافذ خداوند(19) صاحب اعظم نظام و دستور عالم، والی السیف(20) و القلم، قدوة(21) اکابر العرب و العجم، شمس الحق و الدین، بهاء الاسلام و المسلمین، ملک الوزارء فی العالمین، صاحب دیوان الممالک، مفخر الاشراف و الاعیان، مظهر العدل و الاحسان، افضل و اکمل جهان، ملجا و مرجع ایران، محب به اتمام آن اندیشه نفاذ(22) یافت، بر نوعی که فرصت دست داد و وقت و حال اقتضا کرد با وجود عوایق(23) و وفور علایق، آنچه خاطر به ایراد او مساعدت نمود در تقریر آن موانع مسامحت کرد، از جهت انقیاد امر آن بزرگوار و امتثال فرمان مطاع او چند باب مشتمل بر شرح آن حقایق و ذکر آن دقایق در این مختصر وضع کرد و در هر باب آیتی از تنزیل مجید که:
لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه(24)
که به استشهاد وارد بود ایراد کرد، و اگر در اشاره به مقصود مصرح نیافت بر آنچه به آن نزدیک بود اقتصار کرد و آن را اوصاف الاشراف نام نهاد، اگر پسندیده نظر اشرف گردد مقصود حاصل شود، والا چون تمهید معذرت تقدیم یافته است مکارم اخلاق و محاسن شِیَم ذات شریف او اثر این هفوات(25) را به ذیل مغفرت پوشیده گرداند. ایزد سبحانه و تعالی همچنان که او را در عالم مجازی به مرتبه سروری و فرماندهی مخصوص گردانیده است در عالم حقیقی نیز به رافت یزدانی و دولت جاودانی موید و موصوف گرداند.
انه اللطیف المجیب(26)

لوازم سیر و سلوک

هر کسی که به خود و کردار و رفتار خویش بنگرد بی تردید خود را نیازمند به دیگران می بیند، و هر که نیازمند به غیر باشد ذاتا ناقص است و هر گاه انسان از نقص خویش آگاه باشد در درون خود انگیزه ای برای نیل به کمال می یابد، و لذا احساس نیاز به حرکت به سوی کمال پیدا می کند، اهل طریقت این حرکت را سلوک می نامند. برای چنین کسی که به سلوک رغبت پیدا کرده توجه به شش امر لازم است.
1- مبدا سیر و سلوک و تهیه مقدمات و زاد و توشه. یعنی بداند که از کجا باید سلوک را آغاز کرد و چه مقدماتی را باید فراهم نمود.
2- رفع موانع سیر و سلوک. یعنی: باید موانعی که انسان را از حرکت و سیر و سلوک باز می دارد شناسایی و رفع کرد.
3- سیر و سلوک. یعنی پیمودن راه و آغاز حرکتی که انسان را از مبدا به مقصد می رساند و حالاتی که در آغاز کار برای سالک پیش می آید.
4- حالاتی که در اثنای سیر و سلوک برای سالک پیش می آید.
5- حالاتی که پس از سیر و سلوک برای واصلان و به مقصد رسیدگان رخ می دهد.
6- پایان سلوک که آن را فناء در توحید می نامند.
و هر یک از این امور به غیر از امر ششم که پایان حرکت است مشتمل بر امور دیگری است که آنها را در شش باب و هر باب را در شش فصل ارائه می نماییم.
و اما امر ششم چون قابل تکثیر نیست از این امر مستثنی است، چرا که حصول هر بخشی از حرکت مسبوق به بخشی دیگر است که قبل از آن وجود داشته و سابق بر بخشی دیگر از حرکت است که در آن خواهد آمد و چون آخرین بخش به عنوان پایان راه است و به دنبال آن بخش دیگری وجود ندارد مشتمل بر امری نخواهد بود.
و اما هر حالتی که در مسیر و اثنای سیر و سلوک برای سالک رخ می دهد واسطه ای بین حالت قبلی و حالت بعدی است که اگر نسبت به حال قبلی مقایسه شود کمال و پسندیده و چون با حالت بعدی مقایسه شود نقص و ناپسند خواهد بود، و لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
من استوی یوماه فهو مغبون(27)
و بزرگان گفته اند: حسنات الابرار سیئات المقربین(28)
انشاءالله این مطالب در ضمن فصول این مجموعه روشن خواهد شد.
پس از این مقدمه، به توفیق الهی به بیان ابواب و فصول این کتاب می پردازیم.

باب اول : مبداء سیر و سلوک و تهیه مقدمات آن که در ضمن شش فصل ارائه می شود.