آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

نویسنده : خواجه نصیر الدین طوسی مترجم : باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی متوفای 672 ه ق یکی از نام آوران عرصه ادب و عرفان و فلسفه و اخلاق است که به حق می توان او را مصداق و جعلنی مبارکا اینما کنت(1) دانست در هر عرصه ای که قدم نهاده اثرات بسیار عظیم و شایسته و جاودانی از خود به جا گذارده که بشریت به آن افتخار می کند و جا داشته و دارد که یکی از کوههای کره ماه را که با دوربین کشف شده است به نام زیبای خواجه نام گذاری کنند و رصدخانه او در مراغه پس از گذشت قرنها مورد بازدید و اعجاب و شگفتی دانشمندان جهان باشد.
خواجه همه عظمت و پیروزی های چشمگیر خود را در پرتو قرآن و شاگردی در مکتب اهل بیت علیهم السلام به دست آورده و افتخار آن را دارد که مرقد پاک او نیز در جوار مزار مطهر دو امام عظیم الشان باشد، و خود وصیت کرد که جنازه مرا پایین پای امام کاظم علیه السلام دفن کرده و روی سنگ مزارم این آیه را بنویسید:
و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید(2)
باری خواجه از چنان عظمتی برخوردار است که قطب الدین در کتاب محبوب القلوب می گوید هر چه که درباره او گفته شود در شأن او نخواهد بود.
برخی معتقدند که خواجه به چند دلیل آن چنان که باید و شاید شناخته نشده است.
اول: شیعه بودن او با که با فرهنگ حاکم روزگارش مغایرت داشته و طبیعی است برای کوبیدن وی که از برجستگان تشیع است از هر نوع تلاشی فروگذار نشده است.
دوم: فیلسوف بودن او چرا که متحجران و مقدس نمایانی که حرمت عقل و تعقل را نادیده می گیرند هرگز با فیلسوفی که عقل حادی عشر نام گرفته روی خوش نشان نمی دهند.
سوم: همراهی ظاهری و اضطراری خواجه با هلاکوخان مغول.
به هر حال با انگیزه بزرگداشت نام و خاطره آن محقق بزرگ بر آن شدم که کتاب زیبای اوصاف الاشراف آن بزرگ مرد دوران را که درباره اخلاق است و در حقیقت از چهره درخشان اشراف و اعیان دین - که همانا وارستگان و متخلقان به اخلاق الهی هستند - پرده برداشته؛ به نثر امروزی درآورده و به محضر اهل حقیقت و اصحاب فضیلت تقدیم کنم.
امید است که مقبول حق باشد؛ و بزرگان اهل تمیز که بر اشتباهات این کمترین اهل قلم مطلع می شوند به نظر عفو نگریسته و با راهنمایی های خود مرا مرهون الطاف خویش بنمایند.
برای آنکه خوانندگان محترم از نثری که مرحوم خواجه در تنظیم این رساله از آن استفاده نموده است با اطلاع باشند بخشی از نص مقدمه آن محقق بزرگ را بدون تغییر و تبدیل کلمات آورده ام.(3)
انشاء الله این کار خدمتی به فرهنگ اسلامی محسوب شود و مورد قبول حضرت احدیت قرار گیرد. (آمین).
زمستان 78
سید محمد رضا غیاثی کرمانی

مقدمه ویراستار

باسم الله تعالی و له الحمد و الثناء
خلقت انسان برای نیل به کمال و شناخت و ستایش خدای سبحان است، و او می فرماید:
من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه عبادتم نمایند.
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(4)
و این مطلب با سیر باطنی بشری از مبادی (که: ایمان، ثبات در عقاید، نیت قربت، راستی و درستی راه، و رو نمودن به سوی خالق) برای وصول به مقاصد عالی و هدف نهایی (که فنای در ذات ربوبی است) حاصل می شود، با مراعات مراحل دیگر آن چون: توبه، بی رغبتی به امور دنیوی و مادی، ممانعت نفس از پیروی شهوات، محاسبه و مراقبه، تقوا، عدم توجه به محسوسات ظاهری، تفکر، خوف و رجاء، صبر و شکر، اشتیاق به حصول کمال، اعتقاد مطابق با واقع و اطمینان، توکل، رضا و تسلیم، و بالاخره توحید واقعی و اتحاد و وحدت، که سبب کمال غایی نفس انسانی می گردد.
خدای منان برای رسیدن نفس به ترقی و تعالی مطلوب، کرارا به تفکر و تدبر توصیه نموده، و از آن جمله فرموده: آیا با خود نمی اندیشند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز به حق نیافریده؟!.
اولم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق(5)
مبدا سیر به سوی کمال از تفکر حاصل می شود که در روایات اسلامی نیز از سالها عبادت ارزشمندتر قلمداد شده است، و سبب پرهیز از هواهای نفسانی و رسیدن به پاداش های بی کران اخروی خواهد شد، چنانچه در قرآن کریم آمده:
اما آن که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس خویش را از هوی باز دارد، قطعا بهشت جایگاهش می باشد.
و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی، فان الجنه هی الماوی(6)
با خردورزی و خوف و رجاء و تهذیب نفس و تصفیه باطن است که سالک حقیقی می تواند از زیان واقعی جلوگیری نماید و هر روز، گامی به سوی تکامل روحی و معنوی پیش رود، و این کلام رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را همواره مد نظر داشته باشد که:
هر کس دو روزش یکسان باشد ضرر کرده است.
من استوی یوماه فهو مغبون(7)
عمل به سفارشات الهی و معصومین علیه السلام تنها راه تضمین شده ای می باشد که اهل سلوک را به مقصد نهایی و قرب ربوبی رهنمون می سازد. در این زمینه رهروان و عارفان بزرگ و سترگ کوی دوست! کتب فراوان و مختلفی از خود بر جای نهاده اند، که یکی از مبرزترین آنها سلطان الحکما و المحققین، استاد البشر، عقل حادی عشر خواجه نصیر الدین طوسی - قدس الله نفسه الزکیه - است.
ولادتش: یازدهم جمادی الاولی 597 ه؛ زادگاهش: جهرود قم [یا طوس ]؛ نامش: محمد؛ کنیه اش: ابوجعفر؛ لقبش: نصیرالدین؛ وفاتش: هجدهم ذیحجه الحرام 672 ه؛ مدفنش: کاظمین (پایین پای دو امام معصوم علیهم السلام).
از اساتیدش: فخر الدین محمد بن الحسن (پدرش)، فرید الدین داماد نیشابوری، ابی السعادات اصفهانی، قطب الدین مصری، کمال الدین یونس موصلی و معین الدین سالم بن بدران؛ و از شاگردانش: علامه حلی، قطب الدین شیرازی و ابن میثم بحرانی بوده اند.
مدتی مورد غضب حاکم قهستان، ناصرالدین ابوالفتح - که از سران فرقه اسماعیلیه بود - قرار گرفت و در قلعه الموت زندانی گردید؛ و در سال 654 ه با غلبه هلاکوخان مغول بر اسماعیلیان، آزاد شد؛ و چون خان مغول به ستاره شناسی و احکام نجوم علاقه مفرطی داشت، خواجه را که به این دانش اشتهار یافته بود، گرامی داشت.(8) و وزیر خود نمود، و خواجه به ناچار گرفتار دربار مغول گردید، ولی از نفوذ و موقعیت والای خود در دفع و کنترل شر وحشیان مغول از شیعیان و ترویج اسلام و تشیع و علم و ادب بهره جست و حتی جان بسیاری از فضلا و علما را از تیغ خونریز تاتار نجات داد؛ رصدخانه و مدرسه و کتابخانه ای در مراغه تأسیس نمود که چهار صد هزار کتاب داشت!.(9) و آثار گرانسنگ قلمی خودش در علوم و فنون مختلف افزون بر یکصد و هشتاد جلد است.(10)
از آن جمله اخلاق ناصری در تهذیب اخلاق و تدبیر منزل و سیاست مُدن در حکمت عملی بر طریقه حکما - می باشد که به درخواست ناصرالدین ابوالفتح نگاشته (و آن ترجمه و تخلیص طهارة الاعراق فی تحصیل الأخلاق حکیم ابوعلی ابن مسکویه با اضافاتی از خویش است).(11) و دیگری اوصاف الأشراف (کتاب حاضر) می باشد که به درخواست محمد بن الجوینی، مراحل سیر و سلوک را مختصر و مفید بیان داشته، و ویژگیهای شرافتمندان درگاه ربوبی را برشمرده است.
این اثر نفیس عرفانی مکرر به چاپ رسیده، و اینک بازنویسی شده آن تقدیم صاحبدلان می شود. انشاءالله همگان به مجاهده واقعی با نفس خود پرداخته و با پیراستن آن، توفیق شناخت سیر در راههای کمال را یافته و در مسیر وصول به مقصد اعلی و قرب حق تعالی تلاش نموده و وعده محتوم الهی را از یاد نبریم که فرموده:
آنان که در راه ما کوشش کنند، قطعا به راههای خویش هدایتشان خواهیم کرد.
والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(12)
محمد رضا الحاج شریفی الخوانساری
محرم الحرام 1421/ اردیبهشت 79

بخشی از نص مقدمه مرحوم خواجه

بسم الله الرحمن الرحیم
سپاسی بی قیاس بار خدایی را که به سبب آنکه هیچ عقل را قوت اطلاع بر حقیقت او نیست و هیچ فکر و دانش را وسع احاطه به کنه معرفت او نه، هر عبارت که در نعت(13) او ایراد کنند و هر بیان که در وصف او بر زبان رانند اگر ثبوتی باشد از شائبه تشبیه معرا(14) در تصور نیاید، و اگر غیر ثبوتی بود از غائله تعطیل(15) مبرا در توهم نیفتد، از این جهت پیشوای اصفیا و مقتدای اولیا و خاتم انبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم گفت:
لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک و انت فوق ما یقول القائلون(16)
و هزاران درود و صلوات و آفرین و تحیات بر روح مقدس او و ارواح پاکان و دودمان او خصوصا ائمه معصومین و برگزیدگان یاران او باد به حق الحق.
اما بعد، محرر این رسالت و مقرر این مقالت محمد الطوسی را بعد از تحریر اخلاق کریمه و سیاسات مرضیه بر طریقه حکما، اندیشه مند بود که مختصری در بیان سیر اولیاء و روش اهل بینش بر قاعده سالکان طریقت(17) و طالبان حقیقت مبنی بر قوانین عقلی و سمعی و منبی(18) از دقائق نظری و عملی که به منزلت لب آن صناعت و خلاصه آن فن باشد مرتب گرداند و اشتغال بدان مهم از کثرت شواغل بی اندازه و موانع بی فایده میسر نمی شد، و اخراج آنچه در ضمیر بود از قوه به فعل دست نمی داد.
تا در این وقت که اشاره نافذ خداوند(19) صاحب اعظم نظام و دستور عالم، والی السیف(20) و القلم، قدوة(21) اکابر العرب و العجم، شمس الحق و الدین، بهاء الاسلام و المسلمین، ملک الوزارء فی العالمین، صاحب دیوان الممالک، مفخر الاشراف و الاعیان، مظهر العدل و الاحسان، افضل و اکمل جهان، ملجا و مرجع ایران، محب به اتمام آن اندیشه نفاذ(22) یافت، بر نوعی که فرصت دست داد و وقت و حال اقتضا کرد با وجود عوایق(23) و وفور علایق، آنچه خاطر به ایراد او مساعدت نمود در تقریر آن موانع مسامحت کرد، از جهت انقیاد امر آن بزرگوار و امتثال فرمان مطاع او چند باب مشتمل بر شرح آن حقایق و ذکر آن دقایق در این مختصر وضع کرد و در هر باب آیتی از تنزیل مجید که:
لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه(24)
که به استشهاد وارد بود ایراد کرد، و اگر در اشاره به مقصود مصرح نیافت بر آنچه به آن نزدیک بود اقتصار کرد و آن را اوصاف الاشراف نام نهاد، اگر پسندیده نظر اشرف گردد مقصود حاصل شود، والا چون تمهید معذرت تقدیم یافته است مکارم اخلاق و محاسن شِیَم ذات شریف او اثر این هفوات(25) را به ذیل مغفرت پوشیده گرداند. ایزد سبحانه و تعالی همچنان که او را در عالم مجازی به مرتبه سروری و فرماندهی مخصوص گردانیده است در عالم حقیقی نیز به رافت یزدانی و دولت جاودانی موید و موصوف گرداند.
انه اللطیف المجیب(26)