تحلیل و نقد پلورالیسم دینی

نویسنده : علی ربانی

پیشگفتار:

بحث درباره ای وحدت و کثرت دین و دعاوی متعارض ادیان، از مسائل مهم در حوزه ی دین پژوهی و فلسفه ی دین است، که هماره مورد توجه متفکران و دین شناسان بوده است. این مسئله دو شکل کلی درون دینی و برون دینی دارد: گاهی بحث درباره ی مذاهبی است که زیر پوشش یک دین قرار دارند، و گاهی مربوط به دو یا چند دین جداگانه است. قبل از آنکه فرق و مذاهب در قلمرو یک دین پدید آید، و شکل رسمی و قطعی پیدا کند، بحث وحدت و کثرت دینی بیشتر جنبه ی بین الادیانی داشته و پس از پیدایش و رسمیت یافتن فرق و مذاهب، جنبه ی بین المذاهبی به خود گرفته است. لیکن در مواقعی که بر اثر جنگ ها یا عوامل دیگری از قبیل تجارت و غیره، تلاقی فرهنگ ها و ادیان پدید آمده است، جنبه ی نخست نیز مورد توجه بوده است.
این مسئله در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. زیرا قرآن کریم - که کتاب آسمانی این دین است - خود به بحث تطبیقی میان ادیان و مذاهب پرداخته است. علاوه بر آیین شرک و بت پرستی که مورد نقد و تحقیق آیات قرآنی قرار گرفته، از ادیانی چون: مجوس، یهود، صابئی و مسیحیت نیز سخن به میان آمده و درباره ی عقاید و احکام دینی یهود و مسیحیت بحث انتقادی صورت گرفته است. این شیوه قرآنی به علاوه ی گسترش آیین اسلام در بخش وسیعی از جهان در زمانی کوتاه و تلاقی اسلام با ادیان دیگر، سبب شده است که متفکران و متکلمان اسلامی از آغاز به بحث تطبیقی میان عقاید اسلامی و غیر اسلامی بپردازند. آنان - به پیروی از تعالیم قرآن کریم و روایات اسلامی - دو مطلب را از هم جدا می کردند: یکی حقانیت آیین و دیگری هم زیستی مسالمت آمیز با پیروان سایر ادیان؛ یعنی در عین آن که بر حقانیت آیین خود سخت پافشاری می کردند، و اسلام را یگانه آیین آسمانی حق و تنها راه نجات و رستگاری بشر می دانستند، ولی در عمل با پیروان ادیان دیگر - در محدوده ی دستورات و مطابق با قوانین اسلامی - زندگی مشترک و مسالمت آمیز داشتند.
از آن جا که زمینه ای اجتماعی - سیاسی مسئله ی وحدت و کثرت ادیان، تلاقی و ارتباط پیروان ادیان و عقاید و مذاهب مختلف است، و در عصر ما این ارتباط شکل عمیق تر و گسترده تری به خود گرفته است، طبیعی است که این مسئله نیز شدت و حدت بیشتری یافته توجه فلاسفه ی دین، جامعه شناسان دین، و متکلمان دینی را سخت به خود جلب نماید. این رویکرد جدید از غرب مسیحی آغاز شد و به تدریج به سرزمین های دیگر نیز راه یافت. چندی است که در جامعه ی ما نیز در شمار مسایل حساس فکری و دینی مطرح شده است. در جهان مسیحیت در این باره سه دیدگاه کلی وجود دارد:
1 - pluralism: کثرت گرایی؛
2 - Exclusivism: انحصار گرایی؛
3 - Inclusivism: شمول گرایی.
مباحث این نوشتار از دو بخش کلی تشکیل گردیده است: در بخش نخست بحث های زیر بررسی می شوند:
1 - تبیین کثرت گرایی دینی به تقریری که جان هیک ارائه کرده است، و نقد آن.
2 - تبیین و نقد نظریه ی انحصارگری دینی به قرائت عده ای از متکلمان مسیحی
3 - تبیین و نقد نظریه ی شمول گریی دینی، به قرائت برخی از متکلمان مسیحی.
4 - اصول پنجگانه و تبیین دیدگاه اسلام درباره ی تعددادیان.
در بخش دوم به نقد و بررسی مبانی معرفت شناختی، فلسفی، کلامی و نقلی کثرت گرایی دینی که برخی از نویسندگان و صاحب نظران اسلامی یا مسیحی در تأیید و تفسیر پلورالیسم دینی ابراز نموده اند، می پردازیم.
این مبانی و آرا عبارتند از:
1 - تفکیک میان گوهر و صدف دین؛
2 - تفاوت های مفهومی و زبانی؛
3 - تفاوت نظرگاه ها؛
4 - تنگناهای شهود و شناخت؛
5 - تکثر تفسیرهای متون دینی؛
6 - در هم تنیده بودن حقایق؛
7 - هدایت و رحمت گسترده الهی؛
8 - ناخالصی امور عالم؛
9 - تمثیل حق و باطل در قرآن.
10 - استدلال به سخنی از امام علی (علیه السلام)
11 - خویشاوندی حقایق؛
12 - مقلد بودن اکثریت بشر؛
13 - ایمان گرایی به جای شریعت گرایی.
بخش اول: بررسی سه دیدگاه کثرت گرایی، انحصارگرایی و شمول گرایی پلورالیسم دینی

فصل اول: پلورالیسم دینی

1 - واژه شناسی پلورالیسم و کاربردهای آن

پلورالیسم (pluralism) به معنای آیین کثرت یا کثرت گرایی است که در حوزه های مختلف فلسفه ی دین، فلسفه ی اخلاق، حقوق و سیاست، کاربردهای متفاوتی دارد که حد مشترک همه ی آنها، به رسمیت شناختن کثرت در برابر وحدت است.
چنان که در فلسفه عده ای به هیچ گونه جهت وحدتی در موجودات قائل نیستند و از این نظریه به کثرت وجود و موجود تعبیر می شود نقطه ی مقابل آن نظریه ی کسانی است که وحدت گرا بوده، یا منکر هر گونه کثرت شده اند (وحدت وجود افراطی) و یا با قبول کثرت، وحدت را نیز پذیرفته اند، که تفصیل آن در کتب فلسفه آمده است.
در فلسفه ی اخلاق نیز کسانی مبدأ و معیار خوبی و بدی اخلاقی را واحد و عده ای کثیر دانسته اند. قول اخیر پلورالیسم اخلاقی است که گاهی آن را به نسبی گرایی اخلاقی و این که ارزش ها قابل ارجاع به یکدیگر نبوده و قابل استدلال نیستند، تفسیر کرده اند.(1)
پلورالیسم سیاسی به این معناست که اقتدار همگانی در میان گروه های متعدد و متنوع پخش شود، تا این گروه ها مکمل یکدیگر بوده دولت به حفظ توازن طبیعی میان آنها بسنده کند و حاکمیت مطلق در دست دولت یا هیچ فرد یا نهادی نباشد. پلورالیسم سیاسی را یکی از اصول بنیادی دموکراسی لیبرال می دانند، و این البته به گفته ی ماکس وبر، جامعه شناس معروف آلمانی، نمونه ی آرمانی جامعه ی پلورالیستی است که گویا تاکنون تحقق نیافته است.
در عرف جامعه شناسی، پلورالیسم عبارت است از: جامعه ای که از گروه های نژادی مختلف یا گروهایی که دارای زندگی سیاسی و دینی مختلف می باشند، تشکیل یافته است.(2)