آئین زندگی

مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی‏

طمع (چشم داشت به دیگران)

یکی دیگر از صفات مذموم، صفت طمع است و آن توقع و چشم داشتن از دیگران است که آدمی را پست و ذلیل می کند.
روایات :
(1) از امام باقر (علیه السلام): بد بنده ای است، بنده ای که برای او طمعی باشد که بکشاند او را.
بئس العبد عبد یکون له طمع یقوده.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 475)
(2) از علی (علیه السلام): بهترین امور، امری است که از طمع عاری باشد. صلاح ایمان، ورع، و فساد آن طمع است. خواری مردان در مطلع است. از فریب طمع بپرهیز که چرا گاه آن وخیم است. کسی که نفس خود را از پستی مطامع پاک نکرد، خود را ذلیل و خوار کرده است و در آخرت خوارتر و رسواتر است.
خیر الامور ما عری الطمع صلاح الایمان الورع وفساده الطمع ذل الرجال فی المطامع ایاک وغرور الطمع فانه وخیم المرتع من لم ینزه نفسه عن دنائة المطامع فقد اذل نفسه وهو فی الاخرة اذل واخزی. (مستدرک الوسائل، ج 2،ص 337؛ به نقل از غرر آمدی)
(3) از امام باقر (علیه السلام): پایداری عزت را، به میراندن طمع بجوی.
اطلب بقاء العز باماتة الطمع.
(تحف العقول)

حیاء (شرم) و بی شرمی

شرم (حیاء) در آدمی یکی از خصال پسندیده است، و منظور، شرم از انجام دادن کار بد و از ترک طاعت پروردگار و ارتکاب معصیت است؛ که عقلاً و شرعاً (چنین شرمی) نیکو و ممدوح است؛ ولی شرم در انجام کار نیک و برای طاعت پروردگار و ترک کار بد و معصیت، مذموم و احمقانه است. در مواضعی که شرم و حیاء ممدوح است، بی شرمی البته بسیار مذموم و ممنوع می باشد.
روایات :
(1) از امام صادق (علیه السلام): حیاء از ایمان و ایمان (یعنی شخص با ایمان در آخرت) در بهشت است.
الحیاء من الایمان والایمان فی الجنة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
(2) از امام صادق (علیه السلام): ایمانی نیست برای کسی که هیچ حیاء ندارد.
لا ایمان لمن لاحیاء له.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
(3) از امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام): حیاء و ایمان (ملازم یکدیگر و مانند آنند که) به یک ریسمان بسته شده اند؛ پس هرگاه یکی از آن دو رفت، دیگری هم می رود.
الحیاء والایمان مقرونان فی قرن فاذا ذهب احدهما تبعه صاحبه. (وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
(4) از امام صادق (علیه السلام): رأس مکارم (اخلاق) حیاء است.
رأس المکارم الحیاء.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 443)
(5) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): خداوند رحمت کند بنده ای را که از پروردگارش حیاء کند؛ حق حیاء را، (که در این صورت) حفظ می کند، آنچه را سر شامل آنست (چشم و گوش و زبان، یا افکار خود را) و شکم و آنچه را شکم در خود می گیرد (از خوردنی و نوشیدنی) و یاد می کند قبر و پوسیدگی (جسد) را و متوجه است که برای او (در آخرت) معاد و بازگشتی هست.
رحم الله عبداً استحیی من ربه حق الحیاء حفظ الرأس وماحوی والبطن وما وعی وذکر القبر والبلی وذکر ان له فی الاخرة معاداً.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 85؛ به نقل از مشکوة طبرسی)
(6) از امام کاظم (علیه السلام): به تحقیق خداوند بهشت را حرام کرده است بر هر بد زبان زشتگوی کم شرمی که از آنچه گوید و آنچه درباره او گفته شود باک ندارد.
ان الله حرم الجنة علی کل فاحش بذی قلیل الحیاء لایبالی ما قال ولا ما قیل فیه.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 339؛ به نقل از تحف العقول)
(7) از امیرالمؤمنان (علیه السلام): بی شرمی عنوان تمام بدی است.
القحة عنوان کل الشر.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 340)
(8) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): حیاء دو قسم است: حیاء عقل و حیاء حماقت؛ حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت، جهل است. (مثلاً حیایی که شخص از کردار زشت و گفتار بد داشته باشد؛ آن حیاء عقل و علم است، و اما حیایی که برای انجام کار خوب و یا برای سؤال از مطالب علمی و تعلم احکام دین داشته باشد، حیاء حماقت و جهل است).
الحیاء حیاءان حیاء عقل وحیاء حمق فحیاء العقل العلم وحیاء الحمق هو الجهل.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 223)
(9) از امام زین العابدین (علیه السلام): شخص با ایمان چیزی از امور نیک را از روی ریاء انجام نمی دهد و نیز چیزی (از امور نیک) را از حیاء ترک نمی کند.
المومن لایعمل شیئاً من الخیر ریاء ولایترکه حیاء.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 443)
(10) از امام صادق (علیه السلام): ترک علم مکن به جهت حیاء از مردم.
لاتدع العلم استحیاء من الناس.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 86؛ به نقل از تحف العقول)

سوءظن و تهمت به مؤمنین و تجسس از عیوب و لغزشهای آنان

از اموری که در اسلام منع شده است؛ بدبینی و بدگمان بودن نسبت به برادران ایمانی و نیز تجسس از عیوب و لغزشهای آنان است.
قرآن کریم :
(1) ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها دوری گزینید که برخی از گمانها گناه است و تجسّس و کاوش (از عیوب و لغزشهای دیگران) نکنید.
یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم ولاتجسسوا.
(حجرات، 12)
روایات :
(1) از امیرالمومنین (علیه السلام): امر برادر ایمانیت را به بهترین وجه حمل نما تا این که از او تو را چیزی (به نظر) آید که بر تو غالب شود و تو را از آن وجه برگرداند، و به کلمه ای که از برادرت صادر شود با آنکه برای آن محمل خیری می توانی بیابی گمان بد مبر.
ضع امر اخیک علی احسنه حتی یأتیک ما یغلبک منه(7) ولاتظنن بکلمة خرجت من اخیک سوءاً وانت تجدلها فی الخیر محملاً.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
(2) از امیرالمؤمنین (علیه السلام): بدگمانی را از خودتان دور کنید که خداوند عزّوجلّ از آن نهی کرده است.
اطرحوا سوء الظن بینکم فان الله عزّوجلّ نهی عن ذلک.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 110؛ به نقل از خصال صدوق)
(3) از امام صادق (علیه السلام): چون مؤمن متهم نماید برادر ایمانیش را؛ یعنی در حق او گمان بد برد، ایمان در قلب او ذوب شود همچنانکه نمک در آب ذوب می شود.
اذا اتهم المؤمن اخاه انماث الایمان فی قلبه کما ینماث الملح فی الماء.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)
(4) از امام رضا (علیه السلام): ملعون است ملعون، کسی که برادر ایمانش را متهم نماید؛ ملعون است ملعون، کسی که خیانت و تقلب نماید به برادر ایمانیش؛ ملعون است ملعون، کسی که نصیحت و خیرخواهی خالص به برادر ایمانیش نکند؛ ملعون است ملعون، کسی که خود را محتجب و پنهان از برادر ایمانیش کند؛ ملعون است ملعون، کسی که غیبت برادر ایمانیش را نماید.
ملعون ملعون من اتهم اخاه، ملعون ملعون من غش اخاه، ملعون ملعون من لم ینصح اخاه، ملعون ملعون من احتجب عن اخیه، ملعون ملعون من اغتاب اخاه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 231)
(5) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): عیوب پوشیده مؤمنین را نجویید و لغزش های آنان را دنبال و پی گیری نکنید؛ که هر کس لغزش برادر ایمانیش را دنبال کند؛ خداوند نیز لغزش او را دنبال می کند و کسی که خداوند لغزشش را دنبال کند او را رسوا می کند، گرچه در داخل خانه اش باشد.
لاتطلبوا عورات المومنین ولاتتبعوا عثراتهم فان من اتبع عثرة اخیه اتبع الله عثرته ومن اتبع الله عثرته فضحه ولو فی جوف بیته.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104؛ به نقل از حسین بن سعید الاهوازی در کتاب المومن)