آئین زندگی

نویسنده : مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی

خوش زبانی و بدزبانی

بد زبانی قبیح و موجب آزار و برانگیختن بغض مردم است و در مدارک اسلام از آن منع و به خوش زبانی امر شده است.
قرآن کریم :
(1) برای مردم خوش زبان و نیک گفتار باشید.
وقولوا للناس حسناً.
(بقره، 83)
(جمله فوق ضمن پیمانی است که خداوند از بنی اسرائیل گرفته است.)
(2) گفتار خوب و عفو و آمرزش (لغزش فقیر) بهتر است از صدقه ای که از پی آن آزاری باشد و خداوند بی نیاز و حلیم است؛ ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خودتان را با منت و اذیت باطل نکنید.
قول معروف ومغفرة خیر من صدقة یتبعها اذی والله غنی حلیم یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی.
(بقره، 263 و 264)
(3) قرآن و اولیاء اشخاص بی رشد و کم خرد می گوید: اموال و دارایی خودتان را (مراد اموال سفیهان است که در حکم اموال اولیاء است) که خداوند متعال آنها را وسیله قیام و معیشت شما (مردم) قرار داده است به تصرف سفیهان ندهید و روزی و پوشاک آنان را در آن اموال (و از عایدی آنها) بدهید و (مثلاً اگر تندی و اسائه ای برای اخذ آنها به شما نمودند) به گفتار نیکو (و وعده معروف) به آنان (پاسخ) بگویید.
ولاتوتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً وارزقوهم فیها واکسوهم وقولوا لهم قولاً معروفاً.
(نساء، 5)
(4) اگر هنگام تقسیم میراث، خویشان (خویشانی که ارث بر نیستند) و یتیمان و مستمندان حاضر شدند؛ چیزی از ترکه روزی آنان کنید، و با ایشان با گفتاری خوب سخن بگویید (از قبیل عذر خواهی و دعای خیر برای آنان).
واذا حضر القسمة اولوا القربی والیتامی والمساکین فارزقوهم منه وقولوا لهم قولا معروفاً.
(نساء، 8)
(5) و باید بترسند کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود باقی گذارند بر ایشان نگران و دلواپسند، پس باید (در زندگی خود با فرزندان و یتیمان دیگران مدارا و مهربانی کنند و) از خدا بپرهیزند و گفتاری درست (از روی شفقت و مهربانی با آنان) بگویند.
ولیخش الذین لوترکوا من خلفهم ذریة ضعافاً خافوا علیهم فلیتقوا الله ولیقولوا قولاً سدیداً.
(نساء، 9)
(6) بگو بر بندگان من (که به یکدیگر و درباره یکدیگر) آنچه که خوبتر است بگویند که شیطان بین آنان فساد می کند و شیطان برای انسان دشمنی واضح و آشکار است.
وقل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزع بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبیناً.
(اسراء، 53)
روایات :
(1) از امام باقر (علیه السلام) در تفسیر قولوا للناس حسناً: بهترین چیزی را که دوست می دارید درباره شما گفته شود، درباره مردم بگویید.
قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم.
(2) از امام صادق (علیه السلام): گروه شیعه! زینت ما باشید و نه عیب ما، و برای مردم خوبی بگویید و زبانهایتان را نگهدارید و آن را از سخن زائد و گفتار زشت باز دارید.
معاشر الشیعة کونوا لنا زیناً ولا تکونوا علینا شیناً قولوا للناس حسناً واحفظوا السنتکم وکفوها عن الفضول وقبیح القول.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 226)
(3) از امام صادق (علیه السلام): از خدا بپرهیزید و زبانهایتان را، جز از خیر، باز دارید.
فاتقوا الله وکفوا السنتکم الا من خیر.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 227)
(4) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): کسی که مردم به خاطر زشتگوئیش از همنشینی و معاشرت با او بدشان بیاید مسلماً از بدترین بندگان خداست.
ان من اشر عبادالله من تکره مجالسته لفحشه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 476)
(5) از امام صادق (علیه السلام): همانا زشتگویی و ناخوش گویی و زبان درازی از نفاق است. مبغوض ترین خلق خدا کسی است که مردم از زبان او در حذر باشند.
ان الفحش والبذاء والسلاطة من النفاق ان ابغضی خلق الله عبد اتقی الناس لسانه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 476)
(6) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): همانا خداوند زشتگوی بد زبان را دشمن می دارد.
ان الله یبغض الفاحش البذی.
(وسائل الشیعه،ج 2، ص 476)
(7) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): کسی که از زبان او مردم می ترسند، اهل آتش است. بدترین مردم کسی است که مردم او را، از ترس شر او و اذیت زشتگویی اش، اکرام کنند. بدترین مردم نزد خداوند در روز قیامت کسانی هستند که از ترس شرشان (در دنیا) اکرام و احترام شوند.
من خاف الناس لسانه فهو من اهل النار شر الناس من اکرمه الناس اتقاء شره واذی فحشه شر الناس عندالله یوم القیمة الذین یکرمون اتقاء شرهم.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 476)

دشمنی و کینه جویی، دوری و جدایی از یکدیگر

از صفات رذیله آدمی، دشمنی و کینه جویی نسبت به دیگری است که در اسلام منع و مذمت شده است و گاه همین صفت منشأ رذائل و اعمال مهلکه ای دیگر از قبیل غیبت و دروغ و بهتان و شماتت و مسخره و فحش و اذیت و آزار و ستم و حسد و بخل می گردد و سرانجام دنیا و آخرت آدمی را فاسد می نماید.
قرآن کریم :
(1) و البته واندارد شما را کینه گروهی، که بازداشتند شما را از مسجدالحرام، بر آنکه ستم کنید.
ولایجر منکم شنآن قوم ان صدوکم عن المسجد الحرام ان تعتدوا. (مائده، 2)
(2) و البته واندارد شما را، کینه گروهی، بر این که عدل و داد نکنید، عدالت کنید که عدل به تقوی نزدیکتر است.
ولایجر منکم شنآن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی. (مائده، 8)
روایات :
(1) از امام صادق (علیه السلام): کسی که بذر دشمنی بکارد، همان را درو کند.
من زرع العداوة حصد ما بذر.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 232)
(2) از امیر المؤمنان علی (علیه السلام): رشک و دروغ و کینه را رها کن، اینها سه چیزند که دین را زشت کنند و انسان را هلاک نمایند.
دع الحسد والکذب والحقد فانهن ثلثة تشین الدین وتهلک الرجل. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 328؛ نقل از غررآمدی)
(3) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): از خویش خود نبُر (جدا مشو) گرچه او از تو بریده باشد.
لاتقطع رحمک وان قطعتک.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
(4) از امام باقر (علیه السلام): چون دو نفر از شیعیان ما نزاع کنند و از یکدیگر مفارقت نمایند، پس باید ستمدیده به سوی رفیق خود برگردد، تا این که بگوید: ای برادر من! منم ستم کننده، تا آنکه دوری و ناپیوستگی میان آن دو، بریده و تمام شود که خدای متعال داور و دادگر است، از ظلم برای مظلوم (انتقال) می گیرد.
اذا تنازع اثنان من شیعتنا ففارق احدهما الاخر فلیرجع المظلوم الی صاحبه حتی یقول یا اخی انا الظالم حتی ینقطع الهجران فیما بینهما ان الله تعالی حکم وعدل یأخذ للمظلوم من الظالم.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از تحف العقول و صاحب وسائل الشیعه نیز این روایت را در ص 235 به نقل از کلینی ذکر کرده است.)
(5) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): آگاه باشید که به درستی، دشمنی با یکدیگر، تراشنده و از بیخ و بن کننده دین است.
الا ان فی التباغض الحالقة لا اعنی حالقة الشعر ولکن حالقة الدین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)
(6) از امام باقر (علیه السلام): اصحاب و برادران دینی خود را بزرگ دارید و احترامشان کنید، هجوم مکنید و به هم ضرر نرسانید و رشک مورزید و از بخل بپرهیزید و بندگان خالص خدا باشید.
عظموا اصحابکم ووقروهم ولایتهجم بعضکم علی بعض ولاتضاروا ولاتحاسدوا وایاکم والبخل وکونوا عبادالله المخلصین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 204)
(7) از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): برای هیچ مسلمانی جایز و حلال نیست که از برادر مسلمان خود تا سه روز قهر و دوری و ناپیوستگی کند، و پیشی گیرنده (برای آشتی)، به بهشت پیشی گرفته است.
لایحل لمسلم ان یهجر اخاه ثلثة ایام والسابق سبق الی الجنة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 235)
(8) از امام صادق (علیه السلام): مؤمن نسبت به برادر با ایمانش هدیه خدای عزّوجلّ است، پس اگر او را مسرور کند و به او پیوندد، هدیه خداوند را پذیرفته است و اگر از او ببرد و دوری و جدایی کند؛ هدیه خداوند را رد کرده است.
المؤمن هدیة الله عزّوجلّ الی اخیه المومن فان سره ووصله فقد قبل من الله عزّوجلّ هدیته وان قطعه وهجره فقد رد علی الله عزّوجلّ هدیته.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 102؛ به نقل از شیخ مفید)
(9) از امام صادق (علیه السلام): خداوند از هیچ مؤمنی عملی را نپذیرد، اگر او قصد بدی و سویی را بر برادر با ایمانش در دل داشته باشد.
لایقبل الله من مؤمن عملاً وهو مضمر علی اخیه المومن سوءاً.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 240)

آگاهی

الف) در روایاتی نهی و منعی از شحناء، مشارة، ملاحاة وارد شده است. مراد از شحناء؛ عداوت و کینه است. و مراد از مشارة؛ مخاصمه است. و مراد از ملاحات؛ منازعه.(5)
ب) در روایاتی از دوری مؤمن، بیش از سه روز نهی شده؛ مانند این که از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است: لا هجرة فوق ثلاث یا لایحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثة.(6)
ظاهراً مراد از این هجر، دوری گرفتن (جدایی، بریدن) مؤمنین از یکدیگر پس از وقوع منازعه بین آنان می باشد.
ج) در روایاتی از حجب مسلمان مؤمن (یعنی خودداری از ملاقات با او) منع شده است؛ مانند روایت ابی حمزه از امام باقر (علیه السلام): ای اباحمزه! هر مسلمانی که مسلمان دیگری به منزلش بیاید برای زیارت او یا طلب حاجتی از او، و او در منزلش باشد و اذن ورود بخواهد، اذن ندهد و به سوی او نیز خارج نشود؛ پیوسته این صاحب منزل در لعنت خدا خواهد بود تا این که یکدیگر را ملاقات کنند. راوی می گوید: گفتم فدایت شوم در لعنت خداست تا این که یکدیگر را ملاقات کنند؟ فرمود: بلی.
عن أبی حمزة عن أبی جعفر (علیه السلام) قال قلت له: جعلت فداک ما تقول فی مسلم اتی مسلماً وهو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له ولم یخرج الیه. قال (علیه السلام): یا ابا حمزة ایما مسلم اتی مسلماً زائراً او طالب حاجة وهو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له ولم یخرج الیه لم یزل فی لعنة الله حتی یلتقیا. قلت: جعلت فداک فی لعنة الله حتی یلتقیا؟ قال: نعم.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 231)
و در روایتی از حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: ملعون است، ملعون است؛ کسی که محتجب شود از برادرش (یعنی خود را از برادر ایمانیش که اذن ملاقات می خواهد بپوشد و پنهان کند و رو نشان ندهد).
عن أبی الحسین الرضا (علیه السلام): المومن اخو المؤمن لابیه وامه، ملعون ملعون من اتهم اخاه، ملعون ملعون من غش اخاه، ملعون ملعون من لم ینصح اخاه، ملعون ملعون من احتجب عن اخیه، ملعون ملعون من اغتاب اخاه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 231)