آئین زندگی

نویسنده : مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی

ادای امانت و خیانت

یکی از فرائض و واجبات مهم در اسلام، اداء هر نوع امانت است نسبت به هر کس از نیکوکار و بدکار؛ و یکی از بدترین گناهان، خیانت است.
قرآن کریم :
(1) پس اگر برخی از شما به برخی اطمینان کند و او را امین خود گرداند، آنکه امین قرار داده شده است باید امانت را به صاحبش ادا کند و از (مخالفت) خدا که پروردگار اوست بپرهیزد.
فان امن بعضکم بعضاً فلیودی الذی اؤتمن امانته ولیتق الله ربه. (بقره، 283)
(2) به راستی خداوند به شما امر می کند به این که امانتها را به صاحبانش ادا کنید.
ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها.
(نساء، 58)
(3) در وصف مؤمنین رستگار می فرماید: و آن کسانی (هستند) که امانتها(ی نزد خود را) و پیمانشان را رعایت کننده اند.
قد افلح المؤمنون (الی ان قال) والذین هم لاماناتهم وعهدهم راعون.
(مومنون، 8)
(4) به راستی خداوند اشخاص خائن را دوست نمی دارد.
ان الله لایحب الخائنین.
(انفال، 58)
روایات :
(1) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): کسی که امانتدار نیست، هیچ ایمان ندارد.
لا ایمان لمن لا امانة له.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 405)
(2) از امام زین العابدین (علیه السلام): بر شما باد اداء امانت؛ سوگند به کسی که محمد را به راستی به پیغمبری برانگیخت اگر کشنده پدرم حسین بن علی مرا بر شمشیری، که پدرم را با آن کشت، امین قرار دهد، حتماً آن را به او باز خواهم داد.
علیکم باداء الامانة فوالذی بعث محمداً بالحق نبیاً لو ان قاتل ابی (الحسین بن علی (علیه السلام)) ائتمننی علی السیف الذی قتله به لادیته الیه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
(3) از امام صادق (علیه السلام): از خدا بپرهیزید و بر شما باد، اداء امانت به کسی که شما را امین قرار دهد، پس اگر کشنده علی مرا بر امانتی امین قرار دهد، حتماً امانت او را ادا خواهم کرد.
اتقوا الله وعلیکم باداء الامانة الی من ائتمنکم فلو ان قاتل علی ائتمننی علی امانة لادیتها الیه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
(4) از امام صادق (علیه السلام): اداء امانت کنید، گر چه به کشنده حسین بن علی (علیه السلام) باشد.
ادوا الامانة ولو الی قاتل الحسین بن علی (علیه السلام)).
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
(5) از امام صادق (علیه السلام): بر شما باد پرهیزگاری خدا و راستگویی و اداء امانت.
علیکم بتقوی الله وصدق الحدیث واداء الامانة. الخبر.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 60؛ به نقل از صفات الشیعه مرحوم صدوق)
(6) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): هر کس در دنیا امانتی را خیانت کند و به صاحبش رد نکند، و مرگ او فرا رسد بر غیر ملت من مرده است و خدا را غضبناک ملاقات خواهد نمود. (یعنی در قیامت عذاب الهی شامل حال او خواهد بود.
من خان امانة فی الدنیا ولم یردها الی اهلها ثم ادرکه الموت مات علی غیر ملتی ویلقی الله وهو علیه غضبان.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 641)
(7) از علی (علیه السلام): مسلمان چون امین قرار داده شود، خیانت نمی کند و چون وعده دهد، خلاف نمی ورزد و چون سخن گوید، دروغگو نیست.
لیس المسلم بالخائن اذا ائتمن ولا بالمخلف اذا وعد ولا بالکذب اذا نطق. الخبر.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از امالی شیخ مفید)
(8) از علی (علیه السلام): از خیانت بپرهیز؛ زیرا خیانت بی گمان بدترین گناه است و خائن معذب به آتش خواهد بود.
ایاک والخیانة فانها شر معصیة فان الخائن لمعذب بالنار علی خیانته.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از غرر آمدی)
(9) از علی (علیه السلام): از خیانت کناره گیری کنید؛ زیرا بی گمان خیانت، از اسلام برکنار است.
جانبوا الخیانة فانها مجانبة الاسلام.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 506؛ به نقل از غرر آمدی)
(10) از امام صادق (علیه السلام): سه چیز است که در هر حال (مسلمان) ناگزیر از اداء آنهاست: امانت نسبت به صالح و تبهکار، وفاء به عهد نسبت به صالح و تبهکار، نیکی و طاعت نسبت به پدر و مادر چه صالح باشند و چه تبهکار.
ثلثة لابد من ادائهن علی کل حال الامانة الی البر والفاجر والوفاء بالعهد الی البر والفاجر وبر الوالدین برین کانا اوفاجرین
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از مشکوة الانوار)
(11) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): احدی را در مالی که نزد تو می نهد، و در امانتی که تو را بر آن امین می نماید، البته خیانت مکن؛ که خدای متعال می فرماید: ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها؛ خداوند فرمان می دهد که امانات مردم را به آنها مسترد نمایید.
لاتخونن احداً فی مال یضعه عندک وامانة ائتمنک علیها فان الله تعالی یقول: ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 506؛ به نقل از مکارم الاخلاق طبرسی)
(12) از علی (علیه السلام): ای کمیل بدان و بفهم که ما، ترک ادای امانتها را به احدی از مخلوق اجازه نمی دهیم؛ پس اگر کسی از من در این خصوص اجازه ای را روایت کند، باطل گفته و بزه کار شده است و کیفر او آتش است؛ چون دروغ گفته. سوگند می خورم که شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یک ساعت پیش از وفاتش که سه مرتبه گفت: ای اباالحسن به نیکوکار و بدکار در چیز کوچک و بزرگ حتی در نخ و سوزن اداء امانت را رعایت کن.
یا کمیل اعلم وافهم انا لانرخص فی ترک اداء الامانات لاحد من الخلق فمن روی عنی فی ذلک رخصة فقد ابطل واثم وجزائه النار بما کذب، اقسمت لقد سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یقول لی قبل وفاته بساعة مراراً ثلثاً یا اباالحسن ادالامانة الی البر والفاجر فیما قل وجل حتی فی الخیط والمخیط.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 505؛ به نقل از کتاب بشارة المصطفی، تألیف عمادالدین طبری)

کار و کوشش در اسلام

اسلام مردم را برای به دست آوردن احتیاجات زندگی، به کار و کوشش بسیار دستور داده و از بیکاری و تنبلی و سربار دیگران شدن، به شدت منع نموده است.
قرآن کریم :
(1) به تحقیق شما را در زمین مسلط کردیم، و برای شما در آن وسایل و مایه های زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آنچه در آن است استفاده برید و شکر گزارید ولی) شما اندک شکر می کنید.
ولقد مکناکم فی الارض وجعلنا لکم فیها معایش، قلیلاً ما تشکرون.
(اعراف، 10)
(2) و (خداوند) از رحمت خود، برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب بیارمید و (در روز) از فضل او بجویید و تا شکر او گزارید.
ومن رحمته جعل لکم اللیل والنهار لتسکنوا فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون.
(قصص، 73)
(3) پس چون نماز به پایان رسید در زمین پراکنده شوید و از فضل و احسان خدا بجویید.
فان قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض وابتغوا من فضل الله. (جمعه، 10)
روایات :
(1) از امام صادق (علیه السلام): به راستی خداوند عزّوجلّ، زیادی خواب و زیادی فراغت را مبغوض می دارد.
ان الله عزّوجلّ یبغض کثرة النوم وکثرة الفراغ.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
(2) از امام کاظم (علیه السلام): از کسالت و دلتنگی دوری گزین که این دو، تو را از بهره دنیا و آخرت باز می دارند.
ایاک والکسل والضجر فانما یمنعانک من حظک من الدنیا والاخرة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
(3) از امام صادق (علیه السلام): در جستجوی معیشتهاتان کسالت مورزید که پدران ما برای طلب معیشت تلاش می کردند.
لاتکسلوا فی طلب معایشکم فان آبائنا کانوا یرکضون فیها ویطلبونها.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
(4) از امام صادق (علیه السلام): از جستجوی معیشت خود، کسالت مورز که سربار دیگری خواهی شد.
ولاتکسل عن معیشتک فتکون کلا علی غیرک.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
(5) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): کسی که بار خود را بر دوش دیگری اندازد، ملعون است.
ملعون من القی کله علی الناس.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)
(6) از امام صادق (علیه السلام): بر شماست پرهیز از (معاصی) خداوند عزّوجلّ و ملازمت کاری که به وسیله آن (به شخص) می رسد آنچه نزد خداست (از ثواب یا روزی)، قسم به خدای، که امر نمی کنم شما را مگر به آنچه ما خود را امر می کنیم؛ پس بر شماست جدیت و کوشش، و چون نماز صبح را بجا آورید به جستجوی روزی و طلب حلال بروید که خداوند شما را به زودی روزی می دهد و بر آن شما را کمک خواهد کرد.
علیکم بتقوی الله عزّوجلّ وما ینال به ما عندالله انی والله ما آمرکم الا بما نأمر به انفسنا فعلیکم بالجد والاجتهاد واذا صلیتم الصبح فانصرفتم فبکروا فی طلب الرزق واطلبوا الحلال فان الله سیرزقکم ویعینکم علیه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 529)
(7) از امام صادق (علیه السلام): جستجوی روزی را از راه حلال وامگذار و پای شتر خود را ببند و بر خدا توکل کن (یعنی بدون کسب و تلاش از خدا روزی مخواه).
لا تدع طلب الرزق من حله واعقل راحلتک وتوکل.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 415، به نقل از امالی شیخ مفید)
(8) عبدالاعلی می گوید: در بعضی از راههای مدینه روز تابستانی بسیار گرمی به ابی عبدالله (امام صادق (علیه السلام)) برخوردم، گفتم: فدایت شوم، حال تو در نزد خدای عزّوجلّ و قرابت تو از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معلوم است، با وجود این در چنین روزی برای خود کوشش می کنی؟ فرمود: ای عبدالاعلی به جستجوی روزی خارج شدم تا از مثل تو، بی نیازی جویم.
قال عبد الاعلی: استقبلت اباعبدالله (علیه السلام) فی بعض طرق المدینة فی یوم صائف شدید الحر فقلت: جعلت فداک حالک عندالله عزّوجلّ وقرابتک من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وانت تجهد لنفسک فی مثل هذا الیوم؟ فقال یا عبدالاعلی خرجت فی طلب الرزق لاتستغنی به عن مثلک.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 529)
(9) ابوعمرو شیبانی، می گوید: دیدم اباعبدالله (امام صادق (علیه السلام)) را بیل در دست و بر او جامه درشتی بود و در بستان خود کار می کرد و عرق از پشتش می ریخت، گفتم: فدایت شوم بیل را به من ده تا شما را در کارتان کفایت کنم. فرمود: من دوست دارم که مرد در جستجوی معیشت به حرارت آفتاب اذیت کشد.
قال ابوعمرو، الشیبانی: رأیت اباعبدالله (علیه السلام) وبیده مسحاة وعلیه ازارُ غلیظ یعمل فی حائط له والعرق یتصاب عن ظهره. فقلت: جعلت فداک اعطنی اکفک. فقال: لی انی احب ان یتأذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
(10) فضل بن ابی قرة می گوید: بر ابی عبدالله (امام صادق (علیه السلام)) در بستان او وارد شدیم، و گفتیم: فدایت شویم، بگذار ما برایت کار کنیم یا غلامان کار کنند فرمود: نه، واگذارید مرا، میل دارم که خداوند عزّوجلّ مرا ببیند که به دست خود کار می کنم و به اذیت نفس خود، طلب حلال می نمایم.
قال الفضل بن أبی قرة: دخلنا علی ابی عبدالله (علیه السلام) فی حائط له فقلنا له: جعلنا الله فداک دعنا نعمله لک او تعمله الغلمان، قال: لا، دعونی فانی اشتهی ان یرانی الله عزّوجلّ اعمل بیدی واطلب الحلال فی اذی نفسی.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
(11) علی بن ابی حمزه گوید: دیدم اباالحسن (موسی بن جعفر (علیه السلام)) را، در زمین خودکار می کرد و عرق پاهای او را فراگرفته بود، گفتم: فدایت شوم، مردان کجایند؟ فرمود: ای علی! کسانی که از من و پدرم بهتر بودند، با دست خود در زمینشان کار کردند. گفتم: آنان که بودند؟ فرمود: پیغمبر و امیرالمومنین، پدران من همه به دست خود کار می کردند و این از کار پیغمبران و اوصیاء ایشان و نیکوکاران است.
قال علی بن ابی حمزة: رأیت اباالحسن یعمل فی الارض له قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت: جعلت فداک این الرجال؟ فقال: یا علی قد عمل بالید من هو خیر منی ومن أبی فی ارضه، فقلت: ومن هو؟ فقال: رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) وامیرالمؤمنین وآبائی کلهم کانوا قد عملوا بایدیهم وهومن عمل النبیین والمرسلین والاوصیاء والصالحین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
(12) از امام صادق (علیه السلام): اگر گمان کردی یا به تو خبر رسید که این امر (مردن، یا امر فرج) در فردا خواهد بود، باز هم طلب روزی را البته وامگذار.
ان ظننت او بلغک ان هذا الامر کائن غد فلا تدعن طلب الرزق. (وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)
(13) از امام صادق (علیه السلام): رنجبر کوشا در راه (کسب احتیاجات) عائله اش، مانند مجاهد در راه خداست.
الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 534)
(14) از امام صادق (علیه السلام): کشاورزان گنجهای خداوندند در زمین او، و نزد خدا کاری، محبوبتر از کشاورزی نیست.
الزارعون کنوز الله فی ارضه وما فی الاعمال شی ء احب الی الله من الزراعة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
(15) از امام صادق (علیه السلام): کشاورزان گنجهای خلقند، کشت می کنند پاکیزه چیزی را که خداوند (عزّوجلّ) آن را از خاک خارج کرده، و ایشان در روز قیامت بهترین مردم و مقرب ترین آنانند از جهت منزلت و مقام، و در آن روز آنها را به نام مبارک می خوانند.
الزارعون کنوز الانام، یزرعون طیباً اخرجه الله عزّوجلّ، وهم یوم القیامة احسن الناس مقاماً واقربهم منزلة یدعون المبارکین.
(فروع کافی، ص 404)
(16) از امام صادق (علیه السلام): کشت بنمایید و درخت بنشانید، قسم به خدا مردم کاری نکرده اند که محبوبتر و پاکیزه تر از اینکار باشد.
ازرعوا واغرسوا فلا والله ما عمل الناس عملاً احب ولااطیب منه. (فروع کافی، ص 404)
(17) نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): هیچ مسلمانی نیست که درختی بکارد و از آن انسانی یا چهارپایی یا پرنده ای بخورد؛ مگر آنکه صدقه برای او یا روز قیامت نوشته شود.
ما من مسلم یغرس غرساً یأکل منه انسان او دابة او طیر الا ان یکتب له صدقة الی یوم القیامة.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 418؛ به نقل از تفسیر ابوالفتوح رازی)
(18) از امیرالمؤمنان علی (علیه السلام): کسی که آب و خاکی بیابد و با این حال فقیر بماند، خداوند او را (از رحمت خود) دور کند.
من وجد ماءاً وتراباً ثم افتقر فابعده الله.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 531)
(19) از امام صادق (علیه السلام): بزرگترین کیمیاء زراعت است.
الکیمیاء الاکبرالزراعة.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 637)
(20) از امیرالمؤمنان علی (علیه السلام): تجارت کنید که در تجارت برای شما بی نیازی است از آنچه مردم دارند، و خداوند عزّوجلّ پیشه ور امین را دوست می دارد.
تعرضوا للتجارات فان لکم فیها غنی عما فی ایدی الناس وان الله عزّوجلّ یحب المحترف الامین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 528)
(21) از امام صادق (علیه السلام): تجارت را وامگذارید که خوار می شوید، تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.
لاتدعوا التجارات فتهونوا التجروا بارک الله لکم.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 528)
(22) از امام صادق (علیه السلام): از تجارت باز نایستید و از فضل خداوند عزّوجلّ بجویید و بخواهید.
لاتکفوا عن التجارة والتمسوا من فضل الله عزّوجلّ.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 528)
(23) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): نیکی، ده بخش است و افضل آنها تجارت است؛ به شرطی که حق گرفته شود و حق داده شود.
الخیر عشرة اجزاء افضلها التجارة اذا اخذ الحق واعطی الحق. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 414؛ به نقل از تفسیرابوالفتوح رازی)
(24) از امام صادق (علیه السلام): به راستی تارک کسب و کار، دعایش مستجاب نشود؛ گروهی از یاران پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چون آیه ومن یتق الله یجعل له مخرجاً الخ، نازل شد، درهای محل کسب و تجارت خود را بسته و به عبادت روآوردند و گفتند: با این آیه ما کفایت شدیم، و این خبر به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، پی ایشان فرستاد و فرمود: چه شما را بر اینکار وادار کرد؟ گفتند: ای رسول خدا! خداوند روزیهای ما را تکفل فرمود؛ پس ما رو به عبادت آوردیم (و دست از کار و جستجوی روزی کشیدیم). پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نشود، بر شما باد بر طلب روزی.
ان تارک الطلب لایستجاب له دعوة ان قوماً من اصحاب رسول الله لما نزلت ومن یتق الله یجعل له مخرجاً ویرزقه من حیث لایحتسب اغلقوا الابواب واقبلوا علی العبادة وقالوا: قد کفینا، فبلغ ذلک النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فارسل الیهم فقال: ما حملکم علی ما صنعتم؟ فقالوا: یا رسول الله تکفل الله لنا بارزاقنا فاقبلنا علی العبادة، فقال: انه من فعل ذلک لم یستجب له علیکم بالطلب.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)
(25) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): همانا چند دسته از امت من دعایشان مستجاب نگردد؛ کسی که بر پدر و مادر خود نفرین کند؛ و کسی که بر بدهکار خود که مالش را برده و از او سند و شاهدی نگرفته نفرین کند، و کسی که بر زن خود، با آنکه خداوند عزّوجلّ رهایی و طلاقش را به دست او نهاده است، نفرین کند، و کسی که در خانه بنشیند و دعا کند که خدایا به من روزی ده و خارج نشود و جستجوی روزی نکند؛ پس خداوند عزّوجلّ فرماید: بنده من آیا برای تو راه طلب و تصرف در زمین را با اعضای سالم قرار ندادم تا عذری میان من و تو باقی نماند (یا، تا معذور باشی میان من و خودت) در طلب نمودنت برای پیروی امر من و تا این که بار، بر خویشان و کسانت نشوی، پس اگر خواستم روزی (وسیع) دهم تو را و اگر خواستم تنگ گیرم بر تو، و چون طلب کردی نزد من معذور باشی؛ و کسی که خداوند به او مال بسیار روزی کند و او تمام آن را خرج کند و رو به دعا آورد و بگوید خدایا روزی ده مرا، خداوند عزّوجلّ به او فرماید: آیا به تو روزی وسیع ندادم؟ پس چرا در خرج میانه روی نکردی، همچنانکه تو را امر نمودم؟ و چرا اسراف و زیاده روی نمودی با آنکه تو را از اسراف نهی کرده بودم؟
ان اصنافاً من امتی لایستجاب لهم دعائهم: رجل یدعوا علی والدیه، ورجل یدعوا علی غریم ذهب له بماله فلم یکتب له ولم یشهد علیه، ورجل یدعو علی امرئته وقد جعل الله عزّوجلّ تخلیة سبیلها بیده، ورجل یقعد فی بیته ویقول یا رب ارزقنی ولایخرج ولایطلب الرزق فیقول الله عزّوجلّ: عبدی الم اجعل لک السبیل الی الطلب والتصرف فی الارض بجوارح صحیحة فتکون قد اعذرت فیما بینی وبینک فی الطلب لاتباع امری ولکیلا تکون کلا علی اهلک فان شئت رزقتک وان شئت قترت علیک وانت معذور عندی، ورجل رزقه الله مالا کثیراً فانفقه ثم اقبل یدعوا یا رب ارزقنی، فیقول الله عزّوجلّ: الم ارزقک رزقاً واسعاً فهلا اقتصدت فیه کما امرتک ولم تسرف وقد نهیتک عن الاسراف؟
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 530)

آگاهی

باید دانست که خدمتگزاران فرهنگ دین، از محصلین و مبلغین و علماء واقعی (نه هر بیکاره سود جو و گرگان در لباس میش)، در قرون اخیره اگر غالباً به کسب و تجارت و زراعت و صنعت اشتغالی نداشته اند نه تنها بیکار و طفیلی اجتماع نبوده و نیستند؛ بلکه سنگین ترین زحمات و خدمات معنوی و یا مقدمات آن را عهده دار و متحمل بوده اند که با انجام آنها غالباً فرصت اشتغال به خدمت دیگری ندارند؛ در حالی که از زندگی مادی هم، اگر نگوییم بیش از حد نازل، مسلماً بیش از حد متوسط را بهره ور نشده اند. آری کسانی که با خدا و انبیاء و اوصیاء دین و حفظ و پیشرفت آن (دانسته یا ندانسته) در واقع، مخالفت و دشمنی دارند به یقین با کارکنان فرهنگ دین هم پیوسته در مقام دشمنی و افتراء و خرده گیری بوده و هستند و برای تشریح این حقیقت مجالی جداگانه لازم است.