آئین زندگی

مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی‏

اعتصام به خدا

اعتصام به خدا؛ چنگ زدن به لطف الهی و تمسک جستن و ملتجی شدن به اوست به منظور حفظ از گمراهی و معصیت خدا، یا از هر شر و مکروه دیگری. اسلام در حالی که به شدت مردم را به سعی و کوشش و تلاش در محیط زندگی برای بهتر زیستن و انتظام زندگی دستور می دهد آنان را به اعتصام و توسل به خدا در همه احوال، تشویق می کند.
قرآن کریم :
(1) ای مردم شما را دلیل و برهانی (عظیم) از پروردگارتان آمد و به سوی شما نوری واضح فرستادیم پس آنان که به خدا گرویدند و به او متمسک شدند، خدا به زودی ایشان را در رحمتی از خود و فضلی (عظیم) در می آورد و آنان را به سوی خود به راهی مستقیم هدایت می کند.
یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم وانزلنا الیکم نوراً مبیناً فاما الذین آمنوا بالله واعتصموا به فسید خلهم فی رحمة منه وفضل ویهدیهم الیه صراطاً مستقیماً.
(نساء، 174 و 175)
(2) نماز را بر پا دارید و زکوة دهید و به خدا متمسک و متوسل شوید، اوست مولای شما، چه نیکو مولا و نیکو یاوری است.
فاقیموا الصلوة وآتوا الزکوة واعتصموا بالله هو مولاکم فنعم المولی ونعم النصیر.
(حج، 78)
(3) و آنکه به خدا متمسک و متوسل شود؛ محققاً به راهی راست هدایت یافته است.
ومن یعصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم.
(آل عمران، 101)
روایات :
(1) از علی (علیه السلام): کسی که به خدا متمسک شود خدا او را نجات دهد. کسی که متمسک به خدا شود هیچ شیطانی به او ضرر نرساند.
من اعتصم بالله نجاه من اعتصم بالله لم یضره شیطان. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288)
(2) از امام صادق (علیه السلام): هر بنده ای که به خواسته خداوند توجه نماید، خداوند نیز به خواسته او توجه خواهد نمود، و کسی که به خدا اعتصام کند، خداوند او را نگهداری و محافظت فرماید، و کسی که خدا به او اقبال کند و او را حفظ نماید اگر آسمان به زمین افتد یا بلیه ای بر اهل زمین نازل گردد، باکی ندارد و با این که بلا شامل مردم می شود او در حزب خدا (و در پناه او) است به سبب تقوی و پرهیزکاری؛ مگرنه این است که خداوند می فرماید: پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی می باشند.
ایما عبد اقبل قبل ما یحب الله عزّوجلّ اقبل الله قبل ما یحب، ومن اعتصم بالله عصمه الله، ومن اقبل الله قبله وعصمه لم یبال لوسقطت السماء علی الارض او کانت نازلة علی اهل الارض فشملتهم بلیة کان فی حزب الله (وفی روایة فی حرزالله) بالتقوی من کل بلیة الیس الله یقول: ان المتقین فی مقام امین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 447)

خوف و رجاء و حسن ظن به خداوند متعال

شخص با ایمان گرچه از جهت گناه و خطایش باید پیوسته از عقاب خداوند متعال خائف بوده و از کیفر و مؤاخذه او مأمون نباشد؛ ولی در عین حال باید به رحمت و فضل و غفران پروردگار مهربان نیز امیدوار بوده و حسن ظن به او داشته باشد و هیچگاه نباید از رحمت قادر متعال ناامید گشته و سوءظن به او پیدا کند که یأس از رحمت خداوند و سوءظن به او نیز از معاصی پروردگار مهربان است.
روایات :
(1) از امام باقر (علیه السلام): هیچ بنده مؤمنی نیست مگر این که در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش که قادر متعال او را عقوبت کند) و نور امید (به رحمت و فضل و غفران پروردگار متعال که او را ببخشد) که اگر این دو نور سنجیده شود هیچ یک بر دیگری زیادتی نکند.
لیس من عبد مؤمن الا وفی قلبه نوران نور خیفة ونور رجاء لو وزن هذا لم یزد علی هذا ولو وزن هذا لم یزد علی هذا.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 448)
(2) از امام صادق (علیه السلام): مؤمن، مؤمن (حقیقی) نشود تا این که خائف (از گناه و عقابش) و امیدوار (به رحمت پروردگارش) گردد، و خائف و امیدوار نباشد تا این که به جهت خوف و رجائش عامل شود.
لایکون المومن مومناً حتی یکون خائفاً راجیاً ولا یکون خائفاً راجیاً حتی یکون عاملاً لما یخاف ویرجو.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 448)
(3) از امام صادق (علیه السلام): به خداوند امیدوار باش (ولی) به قسمی که امیدت تو را بر معصیت او جری نکند، و از خدا بترس (ولی) به نحوی که ترست تو را از رحمت او مأیوس نکند.
ارج الله رجاء لایجرئک علی معصیته وخف الله خوفاً لایویسک من رحمته.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 448)
(4) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): خداوند متعال فرموده عمل کنندگان، بر اعمال و عباداتی که برای ثواب دادن من بجا می آورند، اتکال و اعتماد نکنند؛ زیرا که ایشان اگر در عبادت من کوشش کنند و خود را به مشقت اندازند و عمرهای خود را فانی سازند، باز هم در عبادتشان مقصرند و به حقیقت و کنه عبادت من (در آنچه می طلبند از کرامت من و نعیم بهشتها و درجات رفیع و بلند جوارم) نمی رسند؛ ولیکن به رحمت من باید وثوق و اعتماد داشته و به فضل من باید امیدوار باشند و به حسن ظن به من باید مطمئن شوند، که در این صورت رحمت من به ایشان می رسد و انعام و فضل من، رضوان و خشنودی مرا به ایشان می رساند و مغفرت و آمرزش من، عفو مرا به ایشان می پوشاند؛ زیرا که من خداوند رحمان و رحیم و به این اسم نام گرفته ام.
قال الله تعالی لا یتکل العاملون علی اعمالهم التی یعملونها لثوابی فانهم لو اجتهدوا واتعبوا انفسهم وافنوا اعمارهم فی عبادتی کانوا مقصرین غیر بالغین فی عبادتهم کنه عبادتی فیما یطلبون عندی من کرامتی والنعیم فی جناتی ورفیع الدرجات العلی فی جواری ولکن برحمتی فلیثقوا وفضلی فلیرجوا، والی حسن الظن بی فلیطمئنوا فان رحمتی عند ذلک تدرکهم ومنی یبلغهم رضوانی ومغفرتی تلبسهم عفوی فانی اناالله الرحمن الرحیم وبذلک تسمیت.
(وافی، درباب حسن الظن بالله؛ به نقل از کافی)
(5) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): قسم به آنکه خدایی جز او نیست، هرگز خیر دنیا و آخرت به مؤمنی داده نشده مگر با حسن ظن و امید او به حسن خلق و امتناعش از غیبت مؤمنین، و قسم به آنکه خدایی جز او نیست، خداوند هیچ مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر به سوء ظنش به خداوند و به تقصیرش در رجاء و امید به خداوند و به بدخلقی و غیبتش از مؤمنین، و قسم به آنکه خدایی جز او نیست، هیچ بنده مؤمنی حسن ظن به خداوند نبرد مگر آنکه خداوند به همان حسن ظنش با او رفتار نمود؛ برای این که خداوند کریم است، خیرات به دست اوست، حیاء می کند از این که بنده مؤمنش به او حسن ظن ببرد و او خلاف ظن و رجاء بنده اش بنماید، پس به خداوند گمان دارید و به سوی او شوق و رغبت برید.
والذی لا اله الا هو ما اعطی مؤمن قط خیر الدنیا والاخرة الا بحسن ظنه بالله ورجائه له وحسن خلقه والکف عن اغتیاب المومنین والذی لا اله الا هو لا یعذب الله مومناً بعد التوبه والاستغفار الا بسوء ظنه بالله وتقصیر من رجائه له وسوء خلقه واغتیاب المومنین والذی لا اله الا هو لایحسن ظن عبد مؤمن بالله الا کان الله عند ظن عبده المومن لان الله کریم بیده الخیر یستحیی ان یکون عبده المومن قد احسن به الظن ثم یخلف ظنه ورجائه فاحسنوا بالله الظن وارغبوا الیه.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 450)
(6) از امام صادق (علیه السلام): حسن ظن به خداوند این است که جز به خداوند امید، و جز از گناهت، بیم و هراس نداشته باشی.
حسن الظن بالله ان لاترجو الا الله ولاتخاف الا ذنبک.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 450)

راستگویی، و دروغ

در اسلام به راستگویی اهمیت زیاد داده شده و راستگویی از فرائض و دروغ گفتن از گناهان است.(4)
قرآن کریم :
(1) به درستی مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عابد و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان خاشع و فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار، و مردان و زنانی که محافظت کنند فروج خود را از حرام و مردان و زنان بسیار یاد کننده خدا برای ایشان خداوند آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.
ان المسلمین والمسلمات والمومنین والمومنات والقانتین والقانتات والصادقین والصادقات والصابرین والصابرات والخاشعین والخاشعات والمتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات والحافظین فروجهم والحافظات والذاکرین الله کثیراً والذکرات اعدالله لهم مغفرة واجراً عظیماً.
(احزاب، 35)
روایات :
(1) از علی (علیه السلام): هان ای مردم! راست گویید که خدا با راستگویان است و از دروغ دوری کنید که دروغ دور از ایمان است.
ایها الناس الا فاصدقوا ان الله مع الصادقین وجانبوا الکذب فانه مجانب للایمان.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 84، به نقل از مشکوة الانوار)
(2) از امام صادق (علیه السلام): بر شما لازم است پرهیزگاری از (معصیت) خدا و راستی گفتار، و اداء امانت.
علیکم بتقوی الله وصدق الحدیث واداء الامانة.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 60، به نقل از کتاب صفات الشیعه مرحوم صدوق)
(3) از امام باقر (علیه السلام): دروغ، خرابی ایمان است.
الکذب هو خراب الایمان.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 233)
(4) از علی (علیه السلام): بنده، مزد ایمان را نمی چشد تا این که دروغ را چه شوخی باشد و چه جدی، ترک نماید.
لایجد عبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله وجده.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 234)
(5) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): سه خصلت از نشانه های منافق است: چون سخن راند، دروغ گوید؛ و هر گاه امینش قرار دهند، خیانت کند؛ و چون وعده نماید، خلف کند.
ثلث خصال من علامات المنافق: اذا حدث کذب، واذا ائتمن خان، واذا وعد اخلف.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 100؛ مفاد این حدیث در حدیث وسائل الشیعه از کتاب کافی نیز خواهد آمد.)
(6) از امام رضا (علیه السلام) است در نامه اش به مأمون.
(الکبائر) هی قتل النفس التی حرم الله تعالی والزنا والسرقة وشرب الخمر وعقوق الوالدین والفرار من الزحف واکل مال الیتیم ظلماً واکل المیتة والدم ولحم الخنزیر وما اهل لغیر الله به من غیر ضرورة (الی ان قال (علیه السلام)) والکذب والکبرو الاسراف والتبذیر والخیانة. الخبر
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 464)
(7) و از امام صادق (علیه السلام) در حدیث شرایع الدین که در عداد گناهان کبیره، کذب را ذکر فرموده اند.
والکبائر محرمة وهی الشرک بالله وقتل النفس التی حرم الله وعقوق الوالدین والفرار من الزحف واکل مال الیتیم ظلماً (الی ان قال (علیه السلام)) والکذب والاسراف والتبذیر والخیانة. الخبر.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 465)
(8) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): سه (حالت و خصلت) است که در هر کس باشد، منافق است؛ گرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و به گمان خود مسلمان باشد: کسی که چون امینش قرار دهند، خیانت کند؛ و چون سخن راند و خبر دهد، دروغ گوید؛ و چون وعده نماید، خلف کند. (و سپس سه آیه را که در متن حدیث مذکور است به مناسبت ذکر کرده اند.)
ثلث من کن فیه کان منافقاً وان صام وصلی وزعم انه مسلم: من اذا ائتمن خان، واذا حدث کذب، واذا وعد اخلف؛ ان الله عزّوجلّ قال فی کتابه: ان الله لایحب الخائنین، وقال: ان لعنة الله علیه ان کان من الکاذبین، وقال: واذکر فی الکتاب السمعیل انه کان صادق الوعد وکان رسولاً نبیاً. (وسائل الشیعه، ج 2،ص 466)