آئین زندگی

نویسنده : مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی

صبر

در اسلام نسبت به صبر، تحریص اکیدی شده و موجب پیروزی و موفقیت در جمیع امور است.
قرآن کریم :
(1) ای گروهی که ایمان آورده اید (بر انجام فرائض و احتراز از منکرات و در مصائب و در پیشرفت جمیع امور) به صبر و مقاومت، به خواندن نماز مدد جویید و کمک بگیرید، که خداوند با صابران است.
یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر والصلوة ان الله مع الصابرین. (بقره، 153)
(2) و (ای رسول ما) بشارت ده صابران را؛ آنان که چون مصیبتی به ایشان در رسد، گویند که ما(بنده و) از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم درود و صلواتی عظیم بر آنان از پروردگارشان و رحمتی بزرگ، و آنانند که به هدایت نائل و رهبری شده اند.
وبشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انالله وانا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمة واولئک هم المهتدون.
(بقره، 155 و 156 و 157)
(3) و (ای رسول ما) بشارت بده متواضعان را؛ آنان که چون ذکر خدا شود دلهاشان (از عظمت او) به ترس افتد، و (بشارت بده) صابرین بر مصیبت را، و (بشارت بده) آنان را که بر پا دارنده نمازند (به حدود و شرایط آن) و از آنچه ما به ایشان روزی کرده ایم انفاق می کنند.
وبشر المخبتین الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم والصابرین علی ما اصابهم والمقیمی الصلوة ومما رزقناهم ینفقون.
(حج، 34 و 35)
(4) کسانی که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کرده اند، آنان را در غرفه هایی از بهشت جا می دهیم که از زیر آنها نهرها جاری می شود، در آنجا جاوید خواهند بود، چه نیکوست اجر عمل کنندگان؛ آنان که (در مصیبات و انجام طاعات و اجتناب از معاصی) صبر کرده و بر پروردگارشان اعتماد و توکل می کنند.
والذین آمنوا وعملوا الصالحات لنبوئنهم من الجنة غرفاً تجری من تحتها الانهار خالدین فیها نعم اجر العاملین الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون.
(عنکبوت 58 و 59)
(5) جز این نیست که اجر صابرین، بی حساب و تمام و کامل داده می شود.
انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب.
(زمر، 10)
(6) سوگند به عصر که انسان در خسران و زیان است جز آنان که ایمان آورده و کارهای صالح و شایسته کرده و به یکدیگر سفارش به حق و سفارش به صبر و بردباری نموده اند.
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر.
(سوره عصر)
(7) و چه بسا پیغمبری که به همراهی او جماعت کثیری جنگ کردند و از صدماتی که به آنان در راه خدا رسید، سست نشدند و ضعیف نگشتند و خضوع و خشوع (به دشمن) ننمودند، و خداوند صابران را دوست می دارد.
وکاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله وما ضعفوا وماستکانوا والله یحب الصابرین.
(آل عمران، 146)
روایات :
(1) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): صبر سه قسم است: صبر هنگام مصیبت، صبر بر طاعت، صبر از معصیت.
الصبر ثلثة: صبر عند المصیبة وصبر علی الطاعة وصبر عن المعصیة
(وافی، جزء دوّم، ص 66)
(2) از امام صادق (علیه السلام): صبر نسبت به ایمان به منزله سر است نسبت به تن، پس همچنانکه سر، اگر برود تن از بین می رود و هلاک می شود، صبر هم چون برود، ایمان می رود.
الصبر من الایمان بمنزلة الرأس من الجسد فاذا ذهب الرأس ذهب الجسد کذلک اذا ذهب الصبر ذهب الایمان.
(وافی، جز سوّم، ص 65)
(3) از علی (علیه السلام): صبر در همه امور به منزله سر است نسبت به تن، همچنانکه سر اگر از تن جدا شود تن فاسد می گردد، صبر هم اگر از امور جدا شود امور فاسد می گردد.
الصبر فی الامور بمنزلة الرأس من الجسد فاذا فارق الرأس الجسد فسد الجسد واذا فارق الصبر الامور فسدت الامور.
(وافی، جز سوّم، ص 66)
(4) از علی (علیه السلام): صبر دو گونه است: صبر به هنگام مصیبت که نیکوست و نیکوتر از آن، صبر در برابر آنچه که خدای عزّوجلّ آن را حرام فرموده است (صبر بر ترک معصیت).
الصبر صبران: صبر عند المصیبة حسن جمیل واحسن من ذلک الصبر عند ما حرم الله عزّوجلّ علیک.
(وافی، جز سوّم، ص 65)
(5) از علی بن الحسین (علیه السلام): صبر نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به تن است، و کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد.
الصبر من الایمان بمنزلة الرأس من الجسد ولاایمان لمن لاصبر له. (وافی، جزء سوّم، ص 65)
(6) از امام صادق (علیه السلام): بر تو صبر در جمیع امور که خداوند تعالی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث نمود، آنگاه او را به صبر و رفق و مدارا امر فرمود: ای رسول ما بر اذیت مشرکین صابر باش و از آنها به خوشی و نرمی و مدارا کناره گیری کن و آنها را که به نعمت ما نائل شده و به جای شکر و سپاس تکذیب و دشمنی می کنند، به ما واگذار. و نیز خداوند در قرآن فرموده: از بدیها و مزاحمت کفار و مشرکین به خوشی و مدارا دفاع کن (بدیهای آنها را به نیکی پاسخ گوی) در نتیجه آنکه با تو دشمن است مانند دوست، مهربان خواهد شد و این رویه، شعار صابرین و کسانی است که بهره ای عظیم از تأیید و توفیق خدا دارند.
علیک بالصبر فی جمیع امورک فان الله تعالی بعث محمداً (صلی الله علیه و آله و سلم) فامره بالصبره والرفق، فقال: واصبر علی ما یقولون واهجر هم هجراً جمیلاً وذرنی والمکذبین اولی النعمة. وقال تعالی: ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک وبینه عداوة کانه ولی حمیم وما یلقیها الا الذین صبروا وما یلقیها الا ذو حظ عظیم. الخبر.
(وافی، جز سوّم، ص 67)
(شرح دو آیه ضمن روایت فوق، نوشته شده است، نه عین ترجمه آنها)
(7) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): اگر برایت میسر است که مشکلات و مصائب را با صبر و یقین (به مقدرات و درجات صابرین) تحمل کنی، چه بهتر، پس اینطور باش (یعنی با چنین یقینی صبر کن) و اگر صبر و یقین با هم میسر نیست، دست کم صابر باش، زیرا در صبر بر مشکلات و مکروهات منافع بسیاری است و بدان که پیروزی با صبر است و گشایش به دنبال اندوه و گرفتاری (زیرا خداوند در قرآن کریم فرموده است:) با هر سختی آسانی و گشایشی است (و این جمله در قرآن کریم برای تأکید تکرار شده).
ان استطعت ان تحمل بالصبر مع الیقین فافعل فان لم تستطع فاصبر فان فی الصبر علی ما تکره خیراً کثیراً واعلم ان النصر مع الصبر وان الفرج مع الکرب فان مع العسر یسراً ان مع العسر یسراً.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 455)
(8) از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرموده: به راستی من در مورد این غلام (و اعمال و رفتار نامطلوب او) و نیز بر مشکلات خانوادگی و کسانم، آنچنان شکیبایی می ورزم که از حنظل (هندوانه ابی جهل) تلخ تر است؛ زیرا کسی که صابر باشد با صبر خود به درجات روزه داران و شب زنده داران و شهدای رکاب پیغمبر می رسد.
انی لاصبر من غلامی هذا ومن اهلی علی ما هو امر من الحنظل انه من صبر نال بصبره درجة الصائم القائم ودرجة الشهید الذی قد ضرب بسیفه قدام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 455)

توکل به خدا

توکل به خدا در امور، اظهار و اعتراف به عجز است در انجام امور و رسیدن به مقاصد، و اعتماد به خدا کردن است در واگذاری امور به ذات اقدس او. و در اسلام یکی از وظایف شخص با ایمان همین است که در جمیع امور توکل بر خدا داشته باشد؛ و باید دانست که وظیفه عبد با ایمان در مقام توکل آنست که برای رسیدن به هر خواسته که اسباب عادی و طبیعی برای آن میسر است به اسباب عادی متمسک شود، ولی رسیدن به مطلوب را سرانجام مشروط به اراده و اذن تکوینی خداوند بداند؛ در این صورت با انجام وظیفه عادی (یعنی با تمسک به اسباب). امید و اعتمادش تنها به خواست و لطف خدا باشد که به مقصود نائل شود، آری در موردی که اسباب ظاهری و طبیعی میسر نیست و کاری از دست او بر نیاید، باید فقط و فقط به خداوند قادر متعال توکل نماید.
قرآن کریم :
(1) خدایی جز خدای (واقعی) نیست و باید اهل ایمان تنها بر خدا توکی نمایند.
الله لا اله الا هو وعلی الله فلیتوکل المومنون.
(تغابن، 13)
(2) و هر که بر خدا توکل نماید، خداوند او را کافی است.
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه.
(طلاق، 3)
(3) مسلماً مؤمنین آنانند که چون به یاد خدا افتند دلهاشان بیمناک شود (از عظمت و مخالفت و معصیت او) و هنگامی که آیات خدا بر ایشان خوانده می شود ایمان آنان زیاد می گردد و بر پروردگارشان توکل می کنند.
انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم واذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً وعلی ربهم یتوکلون.
(انفاق، 2)
(4) به راستی خداوند متوکلین را دوست می دارد.
ان الله یحب المتوکلین.
(آل عمران، 159)
روایات :
(1) از امام صادق (علیه السلام): همانا بی نیازی و عزت، می گردند و در هر موضع (در هر شخصی) که توکل بیابند فرود می آیند و آنجا را وطن خود قرار می دهند.
ان الغنی والعز یجولان فاذا ظفرا بموضع التوکل اوطنا.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 447)
(2) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: هر کس دوست دارد که (روحاً) از تمام مردم نیرومندتر باشد، باید بر خدا توکل نماید.
من احب ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288؛ به نقل از روضة الواعظین)
(3) و نیز فرمودند: هر کس مایل است که پرهیزگارترین مردم شود پس باید توکل بر خدا کند.
من احب ان یکون اتقی الناس فلیتوکل علی الله.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288؛ به نقل از روضة الواعظین)

اعتصام به خدا

اعتصام به خدا؛ چنگ زدن به لطف الهی و تمسک جستن و ملتجی شدن به اوست به منظور حفظ از گمراهی و معصیت خدا، یا از هر شر و مکروه دیگری. اسلام در حالی که به شدت مردم را به سعی و کوشش و تلاش در محیط زندگی برای بهتر زیستن و انتظام زندگی دستور می دهد آنان را به اعتصام و توسل به خدا در همه احوال، تشویق می کند.
قرآن کریم :
(1) ای مردم شما را دلیل و برهانی (عظیم) از پروردگارتان آمد و به سوی شما نوری واضح فرستادیم پس آنان که به خدا گرویدند و به او متمسک شدند، خدا به زودی ایشان را در رحمتی از خود و فضلی (عظیم) در می آورد و آنان را به سوی خود به راهی مستقیم هدایت می کند.
یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم وانزلنا الیکم نوراً مبیناً فاما الذین آمنوا بالله واعتصموا به فسید خلهم فی رحمة منه وفضل ویهدیهم الیه صراطاً مستقیماً.
(نساء، 174 و 175)
(2) نماز را بر پا دارید و زکوة دهید و به خدا متمسک و متوسل شوید، اوست مولای شما، چه نیکو مولا و نیکو یاوری است.
فاقیموا الصلوة وآتوا الزکوة واعتصموا بالله هو مولاکم فنعم المولی ونعم النصیر.
(حج، 78)
(3) و آنکه به خدا متمسک و متوسل شود؛ محققاً به راهی راست هدایت یافته است.
ومن یعصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم.
(آل عمران، 101)
روایات :
(1) از علی (علیه السلام): کسی که به خدا متمسک شود خدا او را نجات دهد. کسی که متمسک به خدا شود هیچ شیطانی به او ضرر نرساند.
من اعتصم بالله نجاه من اعتصم بالله لم یضره شیطان. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 288)
(2) از امام صادق (علیه السلام): هر بنده ای که به خواسته خداوند توجه نماید، خداوند نیز به خواسته او توجه خواهد نمود، و کسی که به خدا اعتصام کند، خداوند او را نگهداری و محافظت فرماید، و کسی که خدا به او اقبال کند و او را حفظ نماید اگر آسمان به زمین افتد یا بلیه ای بر اهل زمین نازل گردد، باکی ندارد و با این که بلا شامل مردم می شود او در حزب خدا (و در پناه او) است به سبب تقوی و پرهیزکاری؛ مگرنه این است که خداوند می فرماید: پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی می باشند.
ایما عبد اقبل قبل ما یحب الله عزّوجلّ اقبل الله قبل ما یحب، ومن اعتصم بالله عصمه الله، ومن اقبل الله قبله وعصمه لم یبال لوسقطت السماء علی الارض او کانت نازلة علی اهل الارض فشملتهم بلیة کان فی حزب الله (وفی روایة فی حرزالله) بالتقوی من کل بلیة الیس الله یقول: ان المتقین فی مقام امین.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 447)