آئین زندگی

نویسنده : مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی

مقدمه نویسنده

بسمه تعالی شأنه
بعضی از دوستان از اینجانب تقاضا کردند کتابی ساده و همگانی که مشتمل بر دروس اخلاق اسلامی و رهنمای قسمتهایی از آیین زندگی باشد بنویسم، تا مورد استفاده غالب طبقات قرار گیرد. پس از گذشت مدتی آنچه به نظرم رسید که در این کار برای خودم بی تکلیف و برای خوانندگان سودمندتر باشد؛ این بود که مقداری از آیات قرآن کریم و احادیث پیغمبر و ائمه دین سلام الله علیهم اجمعین را با ترجمه تقریبی آنها به فارسی، جمع و تألیف نمایم تا به توفیق خداوند متعال خوانندگان محترم چون مستقیماً با کلمات وحی و عبارات و نصوص منقوله از ذوات مقدسه پیغمبر و ائمه دین (علیهم السلام) رو به رو می گردند، درس بهتری فراگیرند و استفاده بیشتری بنمایند و لذا به نوشتن این تألیف پرداختم و آن را آیین زندگی و درسهای اخلاقی اسلامی نام نهادم. ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
(1) مؤلف در این کتاب در نظم و تربیت مطالب و هم در نقل آیات و روایات به هیچ وجه نظری خاص نداشته؛ فقط هر موضوع و مطلبی که متناسب با هدف و غرض از تألیف این کتاب بوده و به تدریج به خاطرش می آمده با ذکر مدارکی نوشته است تا برای تنظیم و ترتیب مطالب و یا ذکر مدارک به زحمت نیفتاده باشد.
(2) در مطالب کتاب راجع به هر موضوع، تمام آیات و روایات استقصاء نشده است؛ بلکه راجع به هر مطلبی، منظور تنها ذکر بعضی مدارک از آیات یا روایات بوده است نه آنکه تمام آیات و روایات آن موضوع، ذکر و استقصاء گردد.
(3) مؤلف در نقل روایات اهتمام داشته است که از کتب معتبره نقل کرده باشد؛ لذا هر جا که از مستدرک الوسائل روایت نقل کرده، توجه نموده است که روایات منقوله از مآخذ نسبتاً معتبر آن کتاب نقل شود.
(4) در ترجمه و ذکر معانی آیات و روایات (چنانکه در مقدمه کتاب اشاره شده است) در اساس، مقصود مؤلف ترجمه تقریبی آنها بوده؛ گر چه سلاست و روانی عبارات هم محفوظ نگردد، مع ذلک اینک که تألیف این جلد به پایان رسیده فکر می کند که آیا فقط از عهده همان ترجمه های تقریبی هم برآمده یا خیر؟ در پیش خود و وجدانش نمی تواند هرگز چنین تعهدی را داشته باشد؛ ولی در همین ترجمه های ناقص نیز امید استفاده برای خوانندگان محترم می رود.
و آن چیزی را که مؤلف دانسته و می فهمد؛ این است افراد اجتماع اگر پابند به دستورات اسلامی در وضع زندگی انفرادی و اجتماعی خود گردند، به زندگی مرفه و آسوده و منظمی در دنیا و آخرت نائل می شوند. آری یگانه راه ترقی و تعالی و تأمین سعادت حقیقی دنیا و آخرت و خارج شدن از اضطرابات و وحشتهای زندگی پرپیچ و خم دنیا در پیروی از تعالیم و دستورات اسلامی است. دین مقدس اسلام با استخراج ذخایر ارضی و صنعت و اختراعات مادی و علوم حسی و تجربی مخالفت ندارد، ولی می گوید: بشر همین زندگی صنعتی و علمی را در چهار چوب قوانین و مقررات الهی که به مصالح واقعی انفرادی و اجتماعی و دنیوی و اخروی مردم وضع شده است باید سپری کند تا از همه گونه بدبختی و مهالک دنیا و آخرت نجات یابد.
والسلام علی من اتبع الهدی (مؤلف)

یک هدف مهم از بعثت انبیاء

از آیات قرآن کریم و احادیث چنین بر می آید که یک هدف مهم از بعثت انبیاء به ویژه خاتم آنان (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین) راهنمایی به تهذیب اخلاق و پاک نمودن ارواح بشر از بدیهاست و به عبارت دیگر تربیت مردم در بیان دستورات و قوانینی در زندگی است که مردم در سایه فراگرفتن و به کار بستن آنها به صلاح واقعی و سعادت حقیقی و خوشبختی زندگی دنیا و آخرت نائل گردند و از پلیدی ها و زشتی ها و آشفتگی ها محفوظ بمانند.
قرآن کریم :
(1) همچنانکه رسولی از شما (بشر) فرستادیم که آیات ما را بر شما تلاوت کند و شما را (از پلیدی جهل و کفر و اخلاق زشت) پاک کند و به شما کتاب و حکمت و آنچه را که خود نمی دانستید (و ممکن نبود از راه فکر و اندیشه به آن دانا گردید، از راه وحی) بیاموزد؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید و (نعمت) مرا ناسپاسی مکنید.
کما ارسلنا فیکم رسولاً منکم یتلوا علیکم ایاتنا ویزکیکم ویعلمکم الکتاب والحکمة ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون فاذکرونی أذکرکم واشکروا لی ولاتکفرون.
(بقره، 151 و 152)
(2) در سوره آل عمران است: خداوند بر اهل ایمان منت نهاد که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خدا را بر آنان بخواند و آنان را (از هر نقص و آلایش) اصلاح و پاک نماید و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
لقد من الله علی المومنین اذبعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.
(آل عمران، 164)
روایات :
(1) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود: همانا برای تکمیل اخلاق ستوده مبعوث شدم.
انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.
(تفسیر مجمع البیان در ذیل سوره قلم)
(2) و نیز از آن حضرت است که فرمود: بر شما اخلاق ستوده لازم است؛ همانا که خداوند عزوجل مرا بدانها مبعوث فرمود.
علیکم بمکارم الاخلاق فان الله عزوجل بعثنی بها.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 283؛ به نقل از امالی شیخ طوسی)
(3) و از علی (علیه السلام) است که بر منبر در خطبه ای فرمود: ای مردم! خداوند تبارک و تعالی چون خلق را آفرید، خواست که آنان بر آداب رفیعه و اخلاق شریفه باشند و نیز می دانست که ممکن نیست آنان چنین شوند مگر این که آن ذات مقدس، خود آنچه را که به سود و زیان آنان است تعریف و آگاهشان فرماید؛ و تعریف خوبی ها و بدی ها جز به امر و نهی (به وسیله انبیاء) نمی باشد.
ایها الناس ان الله تبارک وتعالی لما خلق خلقه اراد ان یکونوا علی آداب رفیعه واخلاق شریفة فعلم انهم لم یکونوا کذلک الا بان یعرفهم مالهم وما علیهم والتعریف لایکون الا بالامر والنهی.
(کتاب الاحتجاج، تألیف ابی منصور احمدبن علی الطبرسی)

اصلاح نیّت

مهمترین پایه اصلاح افراد جامعه، اصلاح نیت است(1)؛ اگر کارهای آدمی تنها برای رضای خدا و امتثال فرمان و دستور او و لااقل به منظور تحصیل ثواب اخروی و نجات از عذاب و مکافات الهی باشد به صلاح و سعادت دنیا و آخرت او و خیر جامعه تمام خواهد شد و اگر به منظور شؤون و منافع دنیا از ریاست و جاه و مقام و شهرت و مال و منال... دنیوی باشد؛ نتیجه عالی و صحیح بر آنها مترتّب نمی گردد و به سعادت و خیر دائمی بشر تمام نمی شود. آری شریفترین و عالیترین هدف برای فعالیت های مردم هر اجتماعی تحصیل رضای پروردگار جهان است که در سایه آن، تأمین سعادت جاودانی و نجات از عذاب ابدی، میسر است.
اجتماعی که دارای چنین هدف عالی باشد هرگز در آن هیچگونه تجاوز و تعدّی و فسق و فجور راه نخواهد یافت. در قرآن کریم و احادیث به تصحیح و اخلاص نیت بسیار اهمیت داده شده است.
قرآن کریم :
(1) آگاه باشید که دین خالص (از هر شرک و ریاء) برای خداست.
الا لله الدین الخالص.
(زمر،3)
(2) و امر نشدند جز به این که پرستش کنند خدا را در حالی که دین را برای او خالص گردانند و از غیر دین حق، روی بگردانند و نماز را اقامه نمایند و زکوة دهند و این است دین (ملت شریعت) درست و راست.
وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء ویقیموا الصلوة ویؤتوا الزکاة وذلک دین القیمة.
(بینه، 5)
(3) پس کسی که به لقاء پروردگارش امید دارد باید کار شایسته کند و در پرستش پروردگار احدی را شریک نسازد.
فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً ولایشرک بعبادة ربه احداً.
(کهف، 110)
(4) و از مردمان، کسی هست که جان خود را به طلب رضای خدا می فروشد و خدا به (چنین) بندگان رؤوف و مهربان است.
ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد.
(بقره، 207)
(5) و مثل آنان که اموالشان را در طلب رضای خدا و برای استواری نفوسشان (بر ایمان و طاعت پروردگار) انفاق می کنند؛ مثل بوستانی است بر مکان بلندی، که بدان باران درشت برسد؛ پس دو چندان ثمر بدهد و اگر به آن باران درشت نرسد، پس باران ریز (بر آن کفاف دهد) و خدا به آنچه می کنید (از روی اخلاص یا ریاء) بینا است.
ومثل الذین ینفقون أموالهم ابتغاء مرضات الله وتثبیتاً من أنفسهم کمثل جنة بربوة اصابها وابل فاتت اکلها ضعفین فان لم یصبها وابل فطل والله بما تعملون بصیر.
(بقره، 265)
(6) و آنچه از خیر و نیکی انفاق می کنید به نفع خودتان است و شما جز برای طلب رضای خدا انفاق نمی کنید (نباید بکنید) و آنچه از خیر و نیکی انفاق می کنید (پاداش آن) تماماً به شما داده می شود و به شما ستم نمی شود.
وما تنفقوا من خیر فلانفسکم وما تنفقون الا ابتغاء وجه الله وما تنفقوا من خیر یوف الیکم وانتم لا تظلمون.
(بقره، 272)
(7) هیچ خیر و فایده ای در بسیاری از سخنان سری و راز گفتن مردم نیست، مگر (راز گفتن) کسی که به صدقه ای یا به کار نیکی یا به اصلاحی میان مردم امر نماید؛ و هر که به طلب رضای خدا چنین کند پس (ما که خداوندگاریم) به زودی اجر عظیم به او عطا خواهیم نمود.
لاخیر فی کثیر من نجویهم الا من أمر بصدقة أو معروف او اصلاح بین الناس ومن یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجراً عظیماً.
(نساء، 114)
(8) کسی که (به عمل و کار خود) کِشت (و ثواب) آخرت را اراده می کند؛ در کشت وی می افزاییم (و یکی را دست کم ده برابر ثواب می دهیم). و کسی که (به اعمالش) کشت (و نفع) دنیا را اراده می کند از آن (به مقداری که به مقتضای حکمت بخواهیم) می دهیمش؛ ولی در آخرت برای او هیچ بهره ای نیست.
من کان یرید حرث الاخرة نزدله فی حرثه ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها وما له فی الاخرة من نصیب.
(شوری، 20)
(9) کسانی که (به اعمالشان) فقط زندگانی دنیا و زینت آن را اراده می نمایند ما (مزد) اعمال آنان را در دنیا کاملاً می دهیم و هیچ از مزدشان در دنیا کم نمی شود؛ (ولی) هم اینان هستند که در آخرت برای آنان جز آتش دوزخ نصیبی نیست و آنچه را که آنان در دنیا به جا آوردند و می کردند همه در آخرت ضایع و باطل می گردد.
من کان یرید الحیوة الدنیا وزینتها نوف الیهم اعمالهم فیها وهم فیها لا یبخسون اولئک الذین لیس لهم فی الاخرة الا النار وحبط ما صنعوا فیها وباطل ما کانوا یعملون.
(هود، 15 و 16)
(10) کسانی که (به اعمالشان) دنیای زودگذر را اراده می کنند، برای هر کدام آنچه را که بخواهیم (از متاع دنیا) تعجیل می کنیم و در همین دنیا می دهیم (اما به هنگام رستخیز) دوزخ را جایگاه او قرار می دهیم که با نکوهش و مردودی و راندگی (از رحمت پروردگار) وارد آن گردد، و کسانی که (به اعمالشان) آخرت را اراده کنند و با داشتن ایمان، کوشش خود را برای (ثواب) آخرت صرف نمایند؛ پس سعی آنان مشکور (و مأجور) خواهد بود.
من کان یرید العاجلة عجلنا فیها مانشآء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموماً مدحوراً ومن اراد الاخرة وسعی لها سعیها وهو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکوراً.
(بنی اسرائیل، 18 و 19)
روایات :
(1) امام صادق (علیه السلام)): همانا خداوند در روز قیامت مردم را بر نیاتشان محشور می فرماید.
ان الله یحشر الناس علی نیاتهم یوم القیمة.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 8)
(2) درباره قول خداوند عزوجل: هر کس به لقاء پروردگارش امیدوار باشد باید عمل شایسته نماید و در بندگی پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد. از امام صادق (علیه السلام) روایت است: شخصی که چیزی از عمل ثواب را به جا می آورد نه به طلب رضای خدا، بلکه به منظور خودنمایی و خودستایی که میل دارد به گوش مردم برسد، پس اوست که در عبارت پروردگارش مشرک شده است.
فی قول الله عزوجل: فمن کان یرجوا القاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً ولایشرک بعبادة ربه احداً. قال (علیه السلام):الرجل یعمل شیئاً من الثواب لایطلب به وجه الله انما یطلب تزکیة النفس یشتهی ان یسمع به الناس فهذا الذی اشرک بعبادة ربه.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 12)
(3) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): مسلماً اعمال بسته به نیات است و برای هر شخص از عملش آنچه را که نیت نموده است عاید می شود؛ پس کسی که جهاد کند به طلب اجر پروردگار، همانا اجر او بر پروردگار عزوجل خواهد بود و هر کس جهاد کند به اراده متاع دنیا یا برای عقالی (خراج و زکوتی) برای او جز همان را که قصد او بوده است، نیست.
انما الاعمال بالنیات ولکل امرء مانوی فمن غزی ابتغاء ما عندالله فقد وقع اجره علی الله عزوجل ومن غزی یرید عرض الدنیا اونوی عقالاً لم یکن له الا مانوی.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 8)
(4) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): هر کس به قصد جلب توجه مردم، دانش بجوید، بوی بهشت را نخواهد یافت.
من طلب علماً لیضرب (لیصرف خ) به وجوه الناس الیه لم یجد ریح الجنة.
(وافی، جزء رابع عشر، ص 52)
(5) امام صادق (علیه السلام): کسی که حدیث را برای منفعت دنیا بخواهد، در آخرت برای او هیچ نصیبی نخواهد بود. و کسی که برای خیر آخرت بخواهد؛ خداوند خیر دنیا و آخرت به او عطا خواهد فرمود.
من اراد الحدیث لمنفعة الدنیا لم یکن له فی الاخرة من نصیب ومن اراد به خیر الاخرة اعطاه الله خیر الدنیا والاخرة.
(تفسیر صافی در سوره شوری)
(6) امام صادق (علیه السلام): هر ریایی شرک است، کسی که برای مردم عمل کند، اجر و ثواب او بر مردم است و کسی که برای خدا کار کند، ثواب او بر خدا خواهد بود.
کل ریاء شرک انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس ومن عمل لله کان ثوابه علی الله.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 11)
(7) امام صادق (علیه السلام): خداوند متعال فرمود: من بی نیازترین بی نیازان از شریک هستم پس هر که در عملی، دیگری را شریک من قرار دهد آن عمل را از او قبول نمی کنم و فقط عملی را که تنها برای من باشد می پذیرم.
قال الله تعالی: انا اغنی الاغنیاء عن الشریک فمن اشرک معی غیری فی عمل لم اقبله الا ما کان لی خالصاً.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 12)
(8) امیرالمومنین (علیه السلام): خلاص و نجات (از عذاب الهی) فقط به اخلاص ممکن می شود.
بالاخلاص یکون الخلاص.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 10)
(9) امام باقر (علیه السلام): اگر بنده ای عملی به جا آورد که بدان رضای خدا و سرای آخرت را طلب کند، ولی در آن رضای احدی از مردم را نیز داخل کند مشرک است (به شرک ریایی).
لو ان عبداً عمل عملاً یطلب به وجه الله والدار الاخرة وادخل فیه رضا احد من الناس کان مشرکاً.
(وسائل الشیعه، ج 1، ص 11)
(10) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): راستی برای هر امر حقی حقیقی است، و بنده خدا به حقیقت اخلاص نمی رسد، مگر این که دوست نداشته باشد که بر هیچ عملی ستوده شود.
ان لکل حق حقیقة وما بلغ عبد حقیقة الاخلاص حتی لایحب ان یحمد علی شی ء من عمل (لله، فی خبر ابن فهدٍ).
(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 10 از تفسیر ابی الفتوح الرازی واز عدةالداعی، تألیف احمد بن محمدبن فهد)
(11) امام صادق (علیه السلام): عمل خالص آنست که نخواهی احدی تو را بر آن بستاید مگر خداوند عزوجل.
والعمل الخالص، الذی لا ترید ان یحمدک علیه احد الا الله عزوجل.
(وافی، جزء سوّم در باب اخلاص؛ به نقل از کافی)