فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

پیامبر (ص) در جبهه تربیت، فرمانده ام بود

62 - وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ

من نیز از او پیروی می کردم، درست مانند نوباوه یی که پا به پای مادر ره می سپارد و او در جبهه تربیت، فرمانده ام بود و من نیز برای او چون لشگری، لذا هر روز پرچمی بر می افراخت و به من فرمان می داد از آن پیروی کنم.

پیامبر (ص) در خلوت انس

63 - وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلَامِ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَدِیجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا

پیامبر هر سال در غار حرا مدتی به خلوت می نشست و تنها من او را می دیدم و جز من دیگری به دیدار او توفیق نمی یافت. هنوز اسلام در هیچ خانواده یی شکل نیافته بود مگر آنجا که رسول خدا بود و خدیجه و من سومین آنان بودم.

تو! محرم آستان ملکوتی

64 - أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ ص فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَی مَا أَرَی إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَی خَیْرٍ

نور وحی و رسالت را می دیدم و شمیم پیامبری را می شنودم، آواز اندوهناک شیطان را به هنگام رسیدن وحی بر پیامبر - درود خدا بر او و خاندانش - شنیدم و پرسیدم یا رسول الله این چه آوایی است؟ فرمود: این شیطان است که از پیروی شدن به نومیدی رسیده است، تو! محرم آستان ملکوتی و آنچه من می شنوم می شنوی و چشمهای حق بین تو نیز ملکوت را شاهد است و آنچه می بینم تو نیز می بینی جز آنکه تو پیامبر نیستی، اما تو وزیری و خیر با تو باد.