فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

کیفر الهی دور نیست

58 - وَ إِنَّ عِنْدَکُمُ الْأَمْثَالَ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ قَوَارِعِهِ وَ أَیَّامِهِ وَ وَقَائِعِهِ فَلَا تَسْتَبْطِئُوا وَعِیدَهُ جَهْلًا بِأَخْذِهِ وَ تَهَاوُناً بِبَطْشِهِ وَ یَأْساً مِنْ بَأْسِهِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی

شمایان نمونه هایی از خشم خدا و بلاهای کوبنده او و روزهای پر نشیب و فراز و پر حادثه را پیش چشم دارید، پس چرا از روی نادانی نسبت به مواخذه الهی و با سهل انگاری غضب وی و بی اعتنایی به شدت خشم او کیفر الهی را دیر و دور می پندارید؟! خداوند - که منزه باد نام وی - گذشتگان نزدیک شما را از رحمت محروم نفرمود مگر به خاطر وا نهادن امر به معروف و نهی از منکر پس، نفرین خدا بر بیخردان، به انجام گناه و بر تماشاگران بی تفاوت، به جرم باز نداشتن از گناه.

جهاد با ناکثین و قاسطین و مارقین

59 - أَلَا وَ قَدْ قَطَعْتُمْ قَیْدَ الْإِسْلَامِ وَ عَطَّلْتُمْ حُدُودَهُ وَ أَمَتُّمْ أَحْکَامَهُ أَلَا وَ قَدْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْیِ وَ النَّکْثِ وَ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ فَأَمَّا النَّاکِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ وَ أَمَّا الْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ وَ أَمَّا شَیْطَانُ الرَّدْهَةِ فَقَدْ کُفِیتُهُ بِصَعْقَةٍ سُمِعَتْ لَهَا وَجْبَةُ قَلْبِهِ وَ رَجَّةُ صَدْرِهِ

بدانید که شما رشته اسلام را گسیختید و آن فضای نورانی و جامه ایده آل انسانی را در هم کوبیدید و دستورات قضایی آنرا تعطیل کردید و احکام آنرا میراندید و بدانید که خدا به من فرمان داده است که با سرکشان و پیمان شکنان و مفسدان زمین بجنگم، پس با پیمان شکنان (ناکثین) جنگیدم و با آنانکه دست از حق برداشتند (قاسطین) جهاد کردم و کسانی که از دین خدا بیرون رفتند (مارقین) زبون و ذلیل ساختم و اما (شیطان ردهه)(6) را تنها به نعره یی بسنده کردم و با همان نعره، تپش مرگ آلود دل و لرزه سینه اش را شنیدم.

نابودی خوارج

60 - وَ بَقِیَتْ بَقِیَّةٌ مِنْ أَهْلِ الْبَغْیِ وَ لَئِنْ أَذِنَ اللَّهُ فِی الْکَرَّةِ عَلَیْهِمْ لَأُدِیلَنَّ مِنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَشَذَّرُ فِی أَطْرَافِ الْبِلَادِ تَشَذُّراً

و تتمه یی از سرکشان باقی ماندند،(7) که اگر خداوند حمله بر ایشان را رخصت فرماید، دولت و یارایی را از آنها گرفته و بر کرسی حق خواهم نشاند و تباهشان خواهم ساخت مگر اندکی از آنان که در اطراف شهرها پراکنده شوند.