فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

پیامبر رحمت و جامعه ی برین

52 - فَانْظُرُوا إِلَی مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ رَسُولًا فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَی دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ

اینک فراز آیید و از بلندای تفکر بنگرید که نعمت های الهی چسان چون باران بیکران بر آنان فرو بارید به هنگامی که خدا پیامبری به سویشان گسیل داشت و آن وجود مبارک در زیر سایه آیین نورانی اسلام، جامعه برین یعنی فرمانبر الهی را پدید آورد و با پیام آسمانی خویش، الفت آنان را فراهم ساخت.

نسیم جامعه ایده ال الهی

53 - کَیْفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَیْهِمْ جَنَاحَ کَرَامَتِهَا وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِیمِهَا وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِی عَوَائِدِ بَرَکَتِهَا فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِهَا غَرِقِینَ وَ فِی خُضْرَةِ عَیْشِهَا فَکِهِینَ قَدْ تَرَبَّعَتِ الْأُمُورُ بِهِمْ فِی ظِلِّ سُلْطَانٍ قَاهِرٍ وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَی کَنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَیْهِمْ فِی ذُرَی مُلْکٍ ثَابِتٍ فَهُمْ حُکَّامٌ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ مُلُوکٌ فِی أَطْرَافِ الْأَرَضِینَ یَمْلِکُونَ الْأُمُورَ عَلَی مَنْ کَانَ یَمْلِکُهَا عَلَیْهِمْ وَ یُمْضُونَ الْأَحْکَامَ فِیمَنْ کَانَ یُمْضِیهَا فِیهِمْ لَا تُغْمَزُ لَهُمْ قَنَاةٌ وَ لَا تُقْرَعُ لَهُمْ صَفَاةٌ

بیندیشید که چگونه کامیابی ها، شهبال کرامت برایشان بگسترد و جویبار ناز و نعمت بر سرزمین وجودشان جاری ساخت و شریعت پاک محمدی (صلی الله علیه وآله) به آنان زندگی سود آور و پر برکت ارزانی فرمود و نسیم جامعه ایده ال الهی وزیدن گرفت و چنین شد که دریای پر نعمت دین، ایشان را فراگرفت و چهره زیبا و پر طراوت زندگی به آنان لبخند زد و در پرتو حکومت فراگیر پیامبر، کارها به سامان رسید و مردم در پناهگاه عزت و پیروزی مستقر شدند و در راستای دستیابی به ستیغ بلند سروری کارها روی خوش نشان دادند و همه بر وفق مراد شدند و در نتیجه مسلمانان بر جهانیان حکومت یافتند و در سراسر گیتی حکمروا شدند، بدانسان که اختیار پادشاهان و سرنوشت آنان در دست مسلمین قرار گرفت و دستورات و احکام از سوی آنان به امضاء می رسید، دیگر از هیچ سو آماج نیزه و سنگ کسی نبودند و آزاری نمی دیدند.

پاسدار با روی بلند الهی باشید

54 - أَلَا وَ إِنَّکُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَیْدِیَکُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَةِ وَ ثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَیْکُمْ بِأَحْکَامِ الْجَاهِلِیَّةِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدِ امْتَنَّ عَلَی جَمَاعَةِ هَذِهِ الْأُمَّةِ فِیمَا عَقَدَ بَیْنَهُمْ مِنْ حَبْلِ هَذِهِ الْأُلْفَةِ الَّتِی یَنْتَقِلُونَ فِی ظِلِّهَا وَ یَأْوُونَ إِلَی کَنَفِهَا بِنِعْمَةٍ لَا یَعْرِفُ أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَهَا قِیمَةً لِأَنَّهَا أَرْجَحُ مِنْ کُلِّ ثَمَنٍ وَ أَجَلُّ مِنْ کُلِّ خَطَرٍ

اینک شما - پس از عروج ملکوتی پیامبر - با قضاوتهای جاهلانه، دست از ریسمان فرمانبری خدا رها کردید و در باروی بلند الهی که شما را از شر خطرها در مهد امنیت قرار می داده، شکاف ایجاد کردید، در حالی که خدا - منزه است نام وی - بر این امت با پیوند این همدلی منت نهاده بود، همان همدلی و الفتی که در سایه آن می خرامیده و در پناه آن می آرامیدند، وه چه نعمت گرانسنگ و سترگی که هیچ آفریده یی توان شناخت آنرا نمی داشت، چون برتر از هر بهاء و گرانقدرتر از هر پر بهاء بود.