فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

رنج آزمون

45 - وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَکُمْ کَیْفَ کَانُوا فِی حَالِ التَّمْحِیصِ وَ الْبَلَاءِ أَ لَمْ یَکُونُوا أَثْقَلَ الْخَلَائِقِ أَعْبَاءً وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلَاءً وَ أَضْیَقَ أَهْلِ الدُّنْیَا حَالًا اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِیداً فَسَامُوهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَ جَرَّعُوهُمُ الْمُرَارَ فَلَمْ تَبْرَحِ الْحَالُ بِهِمْ فِی ذُلِّ الْهَلَکَةِ وَ قَهْرِ الْغَلَبَةِ لَا یَجِدُونَ حِیلَةً فِی امْتِنَاعٍ وَ لَا سَبِیلًا إِلَی دِفَاعٍ

و در احوال گذشتگان مومن خود اندیشه کنید که در رنج آزمون چگونه بودند؟ آیا از همه مردم پرمسئولیت تر و گرانبارتر و در بوته آزمایش سختکوش تر نبودند؟ و از همه جهانیان بیشتر در تنگنا قرار نمی گرفتند؟ فرعون ها آنان را به بردگی گرفتند و داغ شکنجه های سخت برایشان نهادند و زهر تلخ سختی را جرعه جرعه به آنها نوشاندند چنانکه همواره ابر شوم و مرگ آفرین و استیلاء ظالمانه بر آنان سایه افکنده بود، همه درهای اعتراض و مخالفت به رویشان بسته و همه راههای دفاع و نجات قطع و مسدود بود؟

پیروزی در سایه شکیبایی

46 - حَتَّی إِذَا رَأَی اللَّهُ سُبْحَانَهُ جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَی الْأَذَی فِی مَحَبَّتِهِ وَ الِاحْتِمَالَ لِلْمَکْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضَایِقِ الْبَلَاءِ فَرَجاً فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَکَانَ الذُّلِّ وَ الْأَمْنَ مَکَانَ الْخَوْفِ فَصَارُوا مُلُوکاً حُکَّاماً وَ أَئِمَّةً أَعْلَاماً وَ قَدْ بَلَغَتِ الْکَرَامَةُ مِنَ اللَّهِ لَهُمْ مَا لَمْ تَذْهَبِ الْ آمَالُ إِلَیْهِ بِهِمْ

تا آنگاه که خدای متعال نهایت شکیبایی و پایداری آنان را در برابر آزارها، به پاس محبت خویش، دید و نیز شاهد تحمل ناملایمات جانکاه آنان به خاطر ترس الهی بود، به یکباره ابرهای تیره ستم را پراکنده و از تنگناهای رنج، راهی گشود و خواری شان را به عزت و ترسشان را به امنیت و آرامش بدل کرد و آنان فرمانروایان و پیشوایان بنام شدند و کرامت خداوندی، فراسوی آرزو، بدانان رسید.

وحدت، راز پیروزی

47 - فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانُوا حَیْثُ کَانَتِ الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَةً وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَةً وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَةً وَ الْأَیْدِی مُتَرَادِفَةً وَ السُّیُوفُ مُتَنَاصِرَةً وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَةً وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَةً أَ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَاباً فِی أَقْطَارِ الْأَرَضِینَ وَ مُلُوکاً عَلَی رِقَابِ الْعَالَمِینَ

اینک بنگرید که چگونه بودند هنگامی که گروه ها همدل و خواستها همگون و دلها همراه و دستها همسو و شمشیرها در یاری یکدیگر و بینش ها ژرف و اراده ها یگانه بود. آیا سروران همه سوی زمین و فرمانروایان مردم جهان نبودند؟