فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

بدان کارها تاسی کنید که ره آورد عزت باشد

44 - فَإِذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِیَةُ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَ وَصَلَتِ الْکَرَامَةُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ مِنَ الِاجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ وَ اللُّزُومِ لِلْأُلْفَةِ وَ التَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَ التَّوَاصِی بِهَا وَ اجْتَنِبُوا کُلَّ أَمْرٍ کَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الْأَیْدِی

پس، آنگاه که در آینه تاریخ نگریستید و سرگذشت ناهمگون پیشینیان را از نظر گذراندید و بازتاب کردار زشت و زیبایشان را به تماشا نشستید، البته بدان کارها تاسی کنید که ره آورد عزتشان و نابودی و ذلت دشمنشان بود و موجب دوام و رستگاری آنان گردید و به برکت آن، درهای نعمت به رویشان باز شد و رشته استوار بزرگواری و ارجمندی، آنان را از جدایی دور داشت و به یکدیگر پیوند داد و فرهنگ الفت و تربیت یکدلی را سفارش کرد و از هر چیز که پابر جایی و سرفرازی آنها را شکست و توانشان را در سایه شوم کینه ورزی،دشمنخویی ناهماهنگی و کارشکنی گسست دوری کنید.

رنج آزمون

45 - وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَکُمْ کَیْفَ کَانُوا فِی حَالِ التَّمْحِیصِ وَ الْبَلَاءِ أَ لَمْ یَکُونُوا أَثْقَلَ الْخَلَائِقِ أَعْبَاءً وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلَاءً وَ أَضْیَقَ أَهْلِ الدُّنْیَا حَالًا اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِیداً فَسَامُوهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَ جَرَّعُوهُمُ الْمُرَارَ فَلَمْ تَبْرَحِ الْحَالُ بِهِمْ فِی ذُلِّ الْهَلَکَةِ وَ قَهْرِ الْغَلَبَةِ لَا یَجِدُونَ حِیلَةً فِی امْتِنَاعٍ وَ لَا سَبِیلًا إِلَی دِفَاعٍ

و در احوال گذشتگان مومن خود اندیشه کنید که در رنج آزمون چگونه بودند؟ آیا از همه مردم پرمسئولیت تر و گرانبارتر و در بوته آزمایش سختکوش تر نبودند؟ و از همه جهانیان بیشتر در تنگنا قرار نمی گرفتند؟ فرعون ها آنان را به بردگی گرفتند و داغ شکنجه های سخت برایشان نهادند و زهر تلخ سختی را جرعه جرعه به آنها نوشاندند چنانکه همواره ابر شوم و مرگ آفرین و استیلاء ظالمانه بر آنان سایه افکنده بود، همه درهای اعتراض و مخالفت به رویشان بسته و همه راههای دفاع و نجات قطع و مسدود بود؟

پیروزی در سایه شکیبایی

46 - حَتَّی إِذَا رَأَی اللَّهُ سُبْحَانَهُ جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَی الْأَذَی فِی مَحَبَّتِهِ وَ الِاحْتِمَالَ لِلْمَکْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضَایِقِ الْبَلَاءِ فَرَجاً فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَکَانَ الذُّلِّ وَ الْأَمْنَ مَکَانَ الْخَوْفِ فَصَارُوا مُلُوکاً حُکَّاماً وَ أَئِمَّةً أَعْلَاماً وَ قَدْ بَلَغَتِ الْکَرَامَةُ مِنَ اللَّهِ لَهُمْ مَا لَمْ تَذْهَبِ الْ آمَالُ إِلَیْهِ بِهِمْ

تا آنگاه که خدای متعال نهایت شکیبایی و پایداری آنان را در برابر آزارها، به پاس محبت خویش، دید و نیز شاهد تحمل ناملایمات جانکاه آنان به خاطر ترس الهی بود، به یکباره ابرهای تیره ستم را پراکنده و از تنگناهای رنج، راهی گشود و خواری شان را به عزت و ترسشان را به امنیت و آرامش بدل کرد و آنان فرمانروایان و پیشوایان بنام شدند و کرامت خداوندی، فراسوی آرزو، بدانان رسید.