فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

کعبه: بنیادی ترین بنیادها

33 - ثُمَّ وَضَعَهُ بِأَوْعَرِ بِقَاعِ الْأَرْضِ حَجَراً وَ أَقَلِّ نَتَائِقِ الدُّنْیَا مَدَراً وَ أَضْیَقِ بُطُونِ الْأَوْدِیَةِ قُطْراً بَیْنَ جِبَالٍ خَشِنَةٍ وَ رِمَالٍ دَمِثَةٍ وَ عُیُونٍ وَشِلَةٍ وَ قُرًی مُنْقَطِعَةٍ لَا یَزْکُو بِهَا خُفٌّ وَ لَا حَافِرٌ وَ لَا ظِلْفٌ

و خداوند، خانه خود را بر سنگلاخ ترین بقعه خاکدان زمین نهاد، رملستانی با کمترین استعداد رویش در دنیا و خالی از هر گیاه، در تنگترین دره فرومانده لابلای کوهساران ناهموار و بر ریگهای نرم و کنار چشمه های بیرمق و روستاهای پراکنده، که نه شتر آنجا پروار تواند شد و نه اسب و نه گوسفند.

حج: مجتمع معنوی - تجاری مسلمانان

34 - ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ ع وَ وَلَدَهُ أَنْ یَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ وَ غَایَةً لِمُلْقَی رِحَالِهِمْ تَهْوِی إِلَیْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ سَحِیقَةٍ وَ مَهَاوِی فِجَاجٍ عَمِیقَةٍ وَ جَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ حَتَّی یَهُزُّوا مَنَاکِبَهُمْ ذُلُلًا یُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ وَ یَرْمُلُونَ عَلَی أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِیلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مَحَاسِنَ خَلْقِهِمُ ابْتِلَاءً عَظِیماً وَ امْتِحَاناً شَدِیداً وَ اخْتِبَاراً مُبِیناً وَ تَمْحِیصاً بَلِیغاً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً إِلَی جَنَّتِهِ

آنگاه، خداوند به آدم (علیه السلام) و فرزندانش فرمان داد که به سوی آن خانه روی آورند، تا آنجا مرکز داد و ستد و بورس بازرگانی از کاروان های آنان گردد. سویدای دلها به سوی آن حرم، از عشق او پر می زند و از صحرای سوزان و برهوت سوخته و از کوره راههای کوهها و دره های ژرف، از دریاها و جزیره های دور افتاده و فراموش شده، همه دلدادگان عاشق سر از پا نشناخته سرازیر حرم گردیده تا به سعی و طواف کعبه مقدس و خانه مطهر الهی پرداخته و رسوم کبر و در غرور زیر پا نهاده، مجنون وار و هروله کنان به سوی یار دویده و گرداگرد وی پروانه وش پر زده و سوخته و همه وجودشان فریاد توحید بر آورده و زبانش ترجمان روحشان گردیده. سینه چاک و غبار آلوده، پابرهنه و ژولیده، پیراهن ها را به دور افکنده و جامه احرام در پوشیده اند و چنان شیدای معبود شده اند که چهره زیبای خویش را در انبوه موهای پریشان، ناخوشایند ساخته اند تا مس وجودشان در کوره بزرگ ابتلاء و سختی ها دگرگون شده و از کدورات و ناخالصی ها صیقل یافته و برای سینه یار طلای ناب گردیده و به نهایت پاکی و خلوص رسیده اند. خداوند زیارت خانه خویش را که زیارت و لمس همه پاکی ها و زیبایی هاست وسیله رحمت و راه رسیدن به بهشت مینو قرار داده است.

هرکه در این بزم مقرب تر است...

35 - وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ یَضَعَ بَیْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَیْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمَّ الْأَشْجَارِ دَانِیَ الثِّمَارِ مُلْتَفَّ الْبُنَی مُتَّصِلَ الْقُرَی بَیْنَ بُرَّةٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْیَافٍ مُحْدِقَةٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَةٍ وَ رِیَاضٍ نَاضِرَةٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَةٍ لَکَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ عَلَی حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ

و اگر خدای پاک اراده می فرمود، خانه محترم خود و عبادتگاههای سترگ آن را لابلای باغستانها و جویباران و بر دشت و ماهروی هموار با درختانی انبوه و میوه هایی در دسترس کنار ساختمانهایی تو در تو و آبادی های به هم پیوسته و گند مزارهای طلایی و بوستان سرسبز و خرم با مرغزاری بر گرد آن و در منطقه یی پر باران و همیشه بهار و کشت های تازه و شاداب و بزرگراههای مجهز و آباد، قرار می داد. اما آسانی آزمون و کمبود سختی ها ارزش پاداش را اندک و ناچیز می گرداند.