فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

آزمایش شدگان سر افراز

28 - وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِأَنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذِّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّمَاءِ وَ وُحُوشَ الْأَرَضِینَ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُ وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أُجُورُ الْمُبْتَلَیْنَ وَ لَا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِینَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِیَهَا

و اگر خدای پاک به هنگام بعثت پیامبران اراده می فرمود، که گنجینه های طلا و کانهای زر ناب و باغهای پر درخت به رویشان بگشاید و پرندگان آسمان و جانوران زمین دست آموز آنان باشند، چنین می کرد. اما دیگر آزمایش انسان از دست می شد و دفتر جزا بسته می گردید و پیامهای آسمان از میان می رفت و آنها که به فرمان الهی مخلصانه گردن می نهادند، پاداش آزمایش شدگان رو سپید را در یافت نمی کردند و نام ها با معانی تطبیق نمی کرد و ایمان و کفر، اطاعت و معصیت، تنها در حوزه الفاظ معایر بود.

پیامبران در دید دنیاپرستان

29 - وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِی قُوَّةٍ فِی عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِیمَا تَرَی الْأَعْیُنُ مِنْ حَالَاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُیُونَ غِنًی وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًی

اما خدای سبحان، پیامبرانش را خداوندان اراده سترگ قرار داد، با قناعتی به وسعت بی نیازی چشم و دلها، و با تنگدستی و رنجی چشمگیر و گوش آزار، ولی دنیا پرستان، سادگی و تواضع آنان را ضعف انگاشتند. در حالیکه پارسائی و رو گردانیشان از ثروت دنیا، چشمها و دلها را بی نیازی می بخشید دیدن و شنیدن تنگدستیشان، رنج آور بود.

عظمت پیامبران، شوکت ظاهری نبود

30 - وَ لَوْ کَانَتِ الْأَنْبِیَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لَا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْکٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَیْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ لَکَانَ ذَلِکَ أَهْوَنَ عَلَی الْخَلْقِ فِی الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فِی الِاسْتِکْبَارِ وَ لَ آمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ فَکَانَتِ النِّیَّاتُ مُشْتَرَکَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً

و اگر پیامبران بر اریکه قدرتی تکیه می زدند که دسترس هیچ آزاری نبودند و از هیمنه سلطه یی برخوردار بودند که دست ستم از آنان کوتاه بود و پادشاهی و شوکتی می داشتند که گردنها به سویشان کشیده می شد و همه از اکناف جهان به آستانشان روی می آوردند. مردم، آسانتر به اطاعتشان گردن می نهادند و دیرتر به گردنکشی و خود برتر بینی تن در می دادند، ولی ایمانشان یا از ترس حکومت بود و یا امید پاداش و عطوفت، اما دیگر، نیت ها خالص نبود و شرک در آن ها راه می یافت و نیکیها با دو انگیزه بیم و امید شکل میگرفت.