فهرست کتاب


روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

, گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

پیامبران الهی، پیشاهنگ فروتنان

25 - فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِی الْکِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِیهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ التَّکَابُرَ وَ رَضِیَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ

و اگر تکبر، در آستان ربوبی مجاز بود پیامبران و اولیاء ویژه او در این اجازت مقدم بودند، اما خداوند سبحان نه تکبر را، که فروتنی را بر آنان پسندید و دانست که آنان خاکسار درگاه الهی شده و گونه های خویش به رسم عبودیت و تواضع، محرم زمین ساخته، و چهره های خود را عاشقانه بر خاک ساییدند و در برابر مومنان به نهایت، فروتنی و مهربانی کردند.

پیامبران نیز در بوته آزمایش

26 - وَ کَانُوا قَوْماً مُسْتَضْعَفِینَ قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللَّهُ بِالْمَخْمَصَةِ وَ ابْتَلَاهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ وَ امْتَحَنَهُمْ بِالْمَخَاوِفِ وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَکَارِهِ فَلَا تَعْتَبِرُوا الرِّضَی وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جَهْلًا بِمَوَاقِعِ الْفِتْنَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فِی مَوْضِعِ الْغِنَی وَ الِاقْتِدَارِ فَقَدْ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی أَ یَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِینَ نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُونَ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَکْبِرِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِیَائِهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی أَعْیُنِهِمْ

پیامبران همگی، از مستضعفان بودند که خداوند آنان را با گرسنگی آزمود و به سختی و سختکوشی مبتلا ساخت و با موقعیتهای ترسناک امتحان فرمود و با صافی ناکامی ها و رنجها وجود آنان را پالایش داد. پس، از روی نشناختن فلسفه قدرت و ثروت - که آزمایش انسان است - داشتن مال و اولاد را نشانه خوشنودی و یا نداشتن آنها را علامت خشم و قهر الهی مشمارید، زیرا خداوند - که منزه است ذات وی - فرمود: آیا مردم می پندارند مال و فرزندی که به کمکشان فرستاده ایم خیر سریعی است که بدانان نازل کرده ایم؟!نه چنین است، بلکه آنان، راز خلقت و تدبیر الهی را در نیافته اند پس خداوند سبحان، بندگان خود برتر بین را به محک دوستانش - که دردید مستکبران ضعیف انگاشته می شوند - می آزمایند و اینک شاهد صادق آن:

ساده زیستی پیامبران، رمز قدرت و پیروزی

27 - وَ لَقَدْ دَخَلَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ هَارُونُ ع عَلَی فِرْعَوْنَ وَ عَلَیْهِمَا مَدَارِعُ الصُّوفِ وَ بِأَیْدِیهِمَا الْعِصِیُّ فَشَرَطَا لَهُ إِنْ أَسْلَمَ بَقَاءَ مُلْکِهِ وَ دَوَامَ عِزِّهِ فَقَالَ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَیْنِ یَشْرِطَانِ لِی دَوَامَ الْعِزِّ وَ بَقَاءَ الْمُلْکِ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ فَهَلَّا أُلْقِیَ عَلَیْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ

موسی پسر عمران با برادرش هارون - درود خدا بر هر دو باد - بر فرعون در آمدند و با جامه های پشمینه و بی اعتنا به شوکت سلطنت و چوب دستی به نشانه مبارزه با استکبار در دست؛ پس با وی حجت تمام کردند که اگر تسلیم حق گردد، حکومت وی برقرار و عزتش مستدام بماند، ولی فرعون به اطرافیانش گفت:آیا از این دو شگفت نمی آیید که دوام سروری و سلطنت مرا در دست خویش می بینند و بر من شرط می گذارند، در حالیکه درویشی و بینوایی را در سر و وضع آنان می بینید، پس دسبندهای طلایشان کجاست؟ آری، فرعون طلا را می شناخت و گرد آوردن آنرا بزرگ می داشت و لباس پشمینه و پشمینه پوشی را ناچیز می انگاشت.