روایتی از سرگذشت انسان در هماوردی با ابلیس (ترجمه خطبه قاصعه)

مترجم : گروه ترجمه بنیاد نهج البلاغه

پیشگفتار

علی (ع فریادی در سکوت زمان،
و نهج البلاغه شفای دل ها و روح زندگی است،
کتابی که موجد تأمل های عمیق و شورانگیز آدمی، و نقطه وصل انسان باخداست.
نهج البلاغه، طلوع مهربانی و زلال جادویی عمیقترین رازهای رشد و تربیت، و چشمه جوشان حکمت و سیاست است.
و علی (ع) بر بلندای جبل النور، از حرای نهج البلاغه، پیام آور اسرار حیات است، و پژواک صدای رسایش در سینه ساکت کوهستانهای دور، انفجار نور.
او مؤذن بلند آوازه معبد ایمان، و بشارت آرامش توحید است.و ما با همه توان به چنین روحی نزدیک می شویم و نزدیکتر...
تا دورنمایی از تصویرها و معنی ها را با امواج احساسمان دریابیم، و به نیروی پارسایی در خود حلول دهیم و آنک، نم نم بارانها، و ریزش نهرها، و هیاهوی آبشارها و معراج قلب سلیم...و تولدی دیگر...
کتاب دوم از ترجمه نهج البلاغه بر گردان خطبه قاصعه (که در نسخه مصحح بنیاد به شماره 234است) میباشد که اینک پیش رو دارید،
شیوه بر اینست که محتوای کلام بلند امام (ع)، تا آنجا که مقدور است با بیانی ملموس و امروزین به نسل حاضر عرضه گردد، امید آنکه توانسته باشیم موجی از امواج بیکران دریای علوم علوی را به جان شیفتگان آنحضرت منتقل کنیم.
از پروردگار منان مسئلت داریم که عنایت بر ما نازل فرماید تا با خامه یی به شیوایی و زیبایی عطر شقایق، و رسایی پیام لاله های سرخ فام، ترجمه دیگر خطبه ها را به دوستداران فرهنگ علوی تقدیم داریم.
انه سمیع مجیب
گروه ترجمه نهج البلاغه
تهران - اسفند ماه 1369

نام خطبه

و من خطبة له ع و من الناس من یسمی هذه الخطبه بالقاصعة و هی تتضمن ذم إبلیس لعنه اللّه، علی استکباره و ترکه السجود لآدم علیه السلام، و أنه أول من أظهر العصبیة و تبع الحمیة، و تحذیر الناس من سلوک طریقته.

از خطبه های آن گرامی - بر او درود - خطبه یی است کهقاصعه(1) نامیده میشود و نکوهش ابلیس - نفرین خدا بر او - را در بر دارد، به جهت خود بزرگ بینی وی و وانهادن سجده بر آدم - درود خدا بر او - که طی آن خطبه، حضرت (ع) مردم را از پیمودن راه ابلیس بر حذر می دارد، زیرا همانا وی نخستین کسی است که تعصب نشان داد و از غیرت بیجا پیروی کرد.
شریف رضی

آغاز خطبه

1- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکِبْرِیَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًی وَ حَرَماً عَلَی غَیْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَی مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ

سپاس ویژه خداست، آنکه عزت و ستردگی را در پوشیده و آن هر دو را برای خویش و نه آفریدگانش برگزیده و قرقگاه و حریمی مخصوص خود قرار داده و آستانه جلال و شکوهش ساخته است (2) و بر هر بنده یی که در این دو خصلت با وی بستیزد نفرین نهاده است.