فهرست کتاب


دانش نامه احادیث پزشکی

محمد محمدی ری شهری دکتر حسین صابری

فصل چهارم: بادروج (جک)

1507 - پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):
حوک(1848)، سبزی پیامبران است. گویا می بینم که در بهشت روییده است.(1849)
1508 - امام علی (علیه السلام):
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، به بادروج نگریست و فرمود: این، حوک است. گویا که رستنگاه آن را در بهشت می نگرم.(1850)
1509 - امام علی (علیه السلام):
نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از حوک - که همان بادروج است - سخن به میان می آوردند. فرمود: سبزی من و سبزی پیامبران پیش از من است و من، آن را دوست دارم و می خورم.(1851)
1510 - امام علی (علیه السلام):
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از میان سبزی ها، به حوک، علاقه داشت.(1852)
1511 - امام صادق (علیه السلام):
نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، سرکه، دوست داشتنی ترین نانخورش، و حوک (یعنی بادروج)، دوست داشتنی ترین سبزی بود.(1853)
1512 - امام صادق (علیه السلام):
امیر مومنان - که درودهای خدا بر او باد - به بادروج، علاقه داشت.(1854)
1513 - امام صادق (علیه السلام):
حوک، سبزی پیامبران است. بدانید که در آن، هشت ویژگی است: اشتهاآور است، گرفتگی های عروق و مجاری را می گشاید، آروغ با خوش بو می سازد، دهان را بوی خوش می بخشد، غذا را دوست داشتن می سازد؛ درد و بیماری را از بدن بیرون می کشد و امان انسان را از جذام است. چون در درون انسان جای گیرد، همه بیماری ها را فرو می نشاند.(1855)
1514 - الکافی:
- به نقل از ایوب بن نوح -: یکی از کسانی که با امام کاظم (علیه السلام) بر سر سفره ای حضور یافته بود، برایم نقل کرد که امام (علیه السلام)، بادروج خواست و فرمود: من دوست دارم غذا را با آن آغاز کنم؛ زیرا انسدادها را می گشاید، اشتها آور است، سبل(1856) را از میان می برد و اگر غذا را با آن آغاز کنم، پس از آن، هر چه را بخورم، از آن بیمی ندارم؛ چرا که در این صورت، از زیان عارضه ای نمی ترسم.
چون غذا خوردن را به پایان بردیم، امام (علیه السلام) باز هم آن را خواست و ایشان را دیدم که دنبال سینی این سبزی می رفت و از آن می خورد و به من هم می داد.
او می فرمود: غذای خود را با آن به پایان ببر؛ چرا که آنچه را پیش تر خورده ای، می گوارد و آنچه را پس از آن می خوری، دوست داشتنی می سازد، سنگینی را از میان می برد و آروغ و دهان را خوش بو می کند.(1857)

فصل پنجم: بادمجان

1515 - الدعوات:
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه جابر بود. نزد ایشان بادمجان آوردند و ایشان خوردن آغازید. جابر گفت: این، گرم است.
فرمود: ای جابر! نه! این، نخستین درختی است که به خداوند، ایمان آورد. آن را در آب بجوشانید و بپزید و به روغن بیامیزید و نرم کنید؛ چرا که بر حکمت می افزاید(1858).(1859)
1516 - امام صادق (علیه السلام):
بامجان بخورید، که شفای هر درد است.(1860)
1517 - امام صادق (علیه السلام):
بادمجان بخورید؛ زیرا درد را می برد و خود، درد نمی آورد.(1861)
1518 - امام صادق (علیه السلام):
بر شما باد بادمجان بورانی؛(1862) زیرا شفایی است که از پیسی، ایمن می سازد. بادمجان سرخ شده در روغن نیز چنین است.(1863)
1519 - امام صادق (علیه السلام):
بادمجان، برای تلخه سیاه، خوب است و به صفرا نیز زیان نمی رساند.(1864)
1520 - امام صادق (علیه السلام):
روایت شده است که نزد امام سجاد (علیه السلام) بادمجان سرخ شده در روغن بود. ایشان چشم درد داشت و از این بادمجان می خورد.
به ایشان گفتم: ای پسر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! از این می خوری، در حالی که آتش است؟! فرمود: خموش! پدرم از جدم برایم نقل کرد که گفته است: بادمجان، از پیه زمین است و در هر چه بیفتد، آن را خوش و خوش بو می سازد.(1865)
1521 - امام صادق (علیه السلام):
در فصل خرما چینی، بادمجان زیاد بخورید؛ زیرا درمان هر دردی است، فروغ چهره را فزون می سازد، می نویسد: رگ ها را نرم می کند و به آب کمر می افزاید.(1866)
1522 - امام رضا (علیه السلام):
بادمجان در فصل چیدن خرما، موجب هیچ بیماری ای نیست.(1867)
1523 - امام هادی (علیه السلام):
خطاب به یکی از مردان خود -: برای ما، بادمجان فراوان بیاورید؛ چرا که در هنگام گرما، گرم و در هنگام سرما، سرد است.(1868) آن، در همه اوقات، معتدل و در هر حال، خوب است.(1869)
1524 - الکافی:
به نقل از عبدالرحمان هاشمی -: ایشان(1870) به یکی از وابستگان خود گفت:
برای ما پیاز کمتر و بادمجان بیشتر بیاور.
او پرسید کنان گفت: بادمجان؟
فرمود: آری، بادمجان، در بردارنده همه مزه ها، بی زیان، سازگار با طبع، معتدل در میان گونه های خویش، مناسب برای پیر و جوان، میانه در گرما و سرما، و گرم در جای گرم و سرد در جای سرماست.(1871)

فصل ششم باقلا