فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

14 - و این است مهدی...

این است مهدی (علیه السلام) و این است حتمیت او، تولد و بقا او، تاثیر او ظهور او، و شورش و انقلاب او، اصلاح و تصفیه او، و تاسیس حکومت او...که خواهد شد.
بعثت، فرود آمدن نور است در طبیعت. غدیر، تداوم حکومت نور است در زمین. عاشورا، ذبح عظیم است برای نجات دادن حکومت نور. و مهدی، انفجار نور است در استغراق ظلمت. هر چه جهان ظلمانی تر گردد، و تاریک تر شود، طلب روشنایی لازمتر و محسوستر خواهد شد. هنگامی که آفاق را ظلمت فرا گیرد، نورشناسان نور طلب به بپا می خیزند، و به بیداری جامعه و آماده سازی یاران مهدی دست می یازند، تا همه در جستجوی خاور انوار برآیند، و تا به طلب طلعت رشیده و غره حمیده بشتابند، و تا دست نیاز به درگاه خدای بی نیاز بردارند، و آن ذخیره الهی، و منجی نهایی را بطلبند.
این آرزویی است که از قدرم روزگاران، در آن باره، سخنها گفته اند، و پیامبران و حکیمان آن را وعده داده اند. و پیامبر اکرم، آنهمه در آن باره، با صراحت، نوید داده است... آری، انعکاس این آرزو، در آفاق و اعصار پیچیده است، و بانگ درای این کاروان، در معبر بشریت، طنین افکنده است...
و روزی، امواج این واقعه بزرگ، در جام خورشید خواهد ریخت. و نسیمها از کران تا کران دشتها و آبادیها بر فضای چنان دولتی خواهد وزید. و درختان در چنان روزگاری جوانه خواهد زد. و گلها در عصمت آن ایام خواهد شکفت. و جویبارها و نهرها و رودها، در آن ایام برکت خیز، جاری خواهد گشت...
... بانگ اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله در سحرگاهان و نیمروزها و غروبها، از فراز مذنه ها، و از درون آبادیها، در همه جای جهان، به گوش مردم آن روزگار خواهد رسید. گلبانگ حی علی خیر العمل، و حی علی خیر العمل، در همه سوی، در پنج هنگام، طنین انداز خواهد گشت.
با شعار ان الله یأمر بالعدل و الاحسان عدل و احسان، همه جا را خواهد گرفت، و جامعه اعلون پدید خواهد آمد. و مشعل جاوید، همچون خورشید، بر فراز پهنه های زیست انسانی، فروغ خواهد پاشید.
حماسه جاوید مرز بانان تجسم خواهد یافت. و خون متبلور خورشید، در راه تفسیر آفتاب، به آبادیها و زندگیها رنگ خواهد زد.
آنروز دیوار مساجد کوتاه خواهد گشت. عدل و مساوات همه گیر خواهد شد. نابسامانیها از میان خواهد رفت. ستمها و جهلها از جان رخت خواهد بست. دلها منور، عقلها کامل، دانشها واقعی، و جانها سرشار خواهد شد. زندگیها پاک و امتیازهای پست مادی نابود خواهد گردید.
آن روز، عصمت جاودان زنده خواهد شد، و عینیت ایمان قوام خواهد بافت.
آن روز، قطرات نور، از جام لحظه ها، در قالب وجود انسان خواهد ریخت، و انسان فطری، با تزکیه و تعلیم، پرورش و آموزش، به سوی جاودانگیها راه خواهد یافت.
آن روز، فضای زمان زایل، به نمونه ای از دهر ثابت بدل خواهد گشت...
آن روز، همه جا و همه چیز نور خواهد بود و نور، و روشنایی خواهد بود و روشنایی، ذات همه چیز نورانی خواهد شد، و روح نور، در همه جا و همه چیز، حلول خواهد کرد...
و آن روز، همه جا و همه چیز، نور خواهد بود و نور، و روشنایی خواهد بود و روشنایی...
بارخدایا! توفیق همه را، برای ایجاد یک زندگی سعادتمند اخلاقی، و یک محیط نورانی انسانی درخواست می کنیم. و هم از درگاه تو می خواهیم که خروج قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله ) را نزدیک گردانی، و او را از نهان جهان درآوری تو دوران غیبت او را به پایان بری، تا بر کهن ترین معبد توحید تکیه زند، و بانگ دلربای خویش را به گوش توده های ستمدیده و سرگردان بشری برساند، و به رسم ستم و ستمگری پایان دهد، و بنای عدل و داد، و دانایی و شایستگی را، پی نهد...
اللهم ارنا الطلعة الرشیدة، و الغرة الحمیدة، اللهم انا نرغب الیک، فی
دولة کریمة، تعز بها الاسلام، و اهله....

...................) Anotates (.................
1) مروج الذهب، ج 4، ص 199، چاپ مصر (1377).
2) تاریخ ابن خلکان (وفیات الاعیان)، ج 3،ص 316، چاپ مصر، مکتبه النهضه المصریة.
3) صحیح، ربیع الثانی است.
4) الاتحاف بحب الاشراف، ص 178، چاپ مصر (1316 ه ق)، به نقل از: المهدی الموعود المنتظر - تألیف شیخ نجم الدین جعفر العسکری، چاپ بیروت (1397)، ج 1، ص 200 - 201.
5) الیواقیت و الجواهر، ص 145، چاپ مصر (1307 ه . ق)

6) ینابیع الموده، ص 452، به نقل از المهدی الموعود...، ج 1، ص 212 - 213.
7) ینابیع الموده، ص 452، به نقل المهدی الموعود، ج 1، ص 212 - 213.
8) سوره اعراف (7)، آیه 141.
9) سوره قصص (28)، آیه 7.
10) منتخب الاثر فی الامام الثانی العشر، ص 286 - تالیف شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، انتشارات صدر، تهران.
11) منتخب الاثر، ص 355.
12) فلاسفه شیعه، ص 172 به بعد.
13) فلاسفه شیعه، ص 172 به بعد.
14) فلاسفه شیعه، ص 172 به بعد.
15) سفینه البحار، ج 1، ص 676.
16) منتهی الامال، باب سیزدهم، فصل پنجم
17) ابوالعباس احمد معتمد، پانزدهمین خلیفه عباسی، خلافت 256 هجری قمری، تا 279.
18) و همچنین در مواردی، به استناد به گفته کسانی که آن امام را دیده اند.
19) در برخی روایات چنین آمده است: موی سرش بر دوشش ریخته - یسیل شعره علی منکبه، المهدی الموعود...، ج 1، ص 281.
20) المهدی الموعود...، ج 1، ص 280 و 300.
21) المهدی الموعود...، ج 1، ص 280 و 300.
22) کتاب پیشین، ج 1، ص 281 - 282 و 266 و 300.
23) کتاب پیشین، ج 1، ص 281 - 282 و 266 و 300.
24) الاختصاص، شیخ مفید، ص 24.
25) وسائل الشیعه - ابواب تجارت.
26) بحار الانوار، ج 10.
27) المهدی الموعود...، ج 1، ص 277 و 276.
28) المهدی الموعود...، ج 1، ص 277 و 276.
29) کتاب پیشین، ج 1، ص 297.
30) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 359.
31) المهدی الموعود...، ج 1، ص 279، 282 - 283.
32) المهدی الموعود...، ج 1، ص 279، 282 - 283.
33) الارشاد، مفید، بحار الانوار، ج 52، ص 338.
34) اکمال الدین، بحار الانوار، ج 52، ص 325.
35) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 353.
36) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 353.
37) المهدی الموعود...، ج 1، ص 252.
38) کتاب پیشین، ج 1، ص 254 - 255.
39) کتاب پیشین، ج 1، ص 5 و 7.
40) تفسیر العیاشی، بحار الانوار، ج 52، ص 340.
41) بحار الاالنوار، ج 52، ص 352.
42) اصول کافی، ج 1، کتاب العقل، حدیث 21.
43) خصال، صدوق، خرایج: راوندی، بحار الاالنوار، ج 52، ص 317 و 335.
44) بحار الاالنوار، ج 10، در این باره، روایات، بسیار است و معروف.
45) بحار الاالنوار، ج 51، ص 146.
46) الکافی، ج 4، ص 427.
47) علل الشرایع، صدوق، بحار الاالنوار، ج 51، ص 29.
48) کشف الغمه، اربلی، کفایه الطالب، گنجی شافعی، بحار الاالنوار، ج 51، ص 88.
49) فصل سیزدهم این کتاب، عنوان تساوی در اموال، تساوی را نیز ملاحظه کنید.
50) المهدی الموعود...، ج 1، ص 264، 277، 275، 288، 311، 285، 318، 287، و ج 2، ص 11.
51) المهدی الموعود...، ج 1، ص 264، 277، 275، 288، 311، 285، 318، 287، و ج 2، ص 11.
52) المهدی الموعود...، ج 1، ص 264، 277، 275، 288، 311، 285، 318، 287، و ج 2، ص 11.
53) المهدی الموعود... ج 1، ص 264، 277، 275، 288، 311، 285، 318، 387، و ج 2، ص 11.
54) اکمال الدین، بحار الاالنوار، ج 52، ص 327.
55) اکمال الدین، بحار الاالنوار، ج 52 ، ص 327.
56) المهدی الموعود...، ج 1، ص 310.
57) نهج البلاغه، چاپ فیض الاسلام، ص 424 - 425.
58) المهدی الموعود...، ج 1، ص 280، 283 - 284.
59) المهدی الموعود... ج 1، ص 280، 283 - 284.
60) المهدی الموعود... ج 1، ص 280، 283 - 284.
61) الغیبه، نعمانی، بحار الاالنوار، ج 52، ص 349 و 354.
62) الارشاد، ص 365 - 366.
63) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار ج 52، ص 362.
64) بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی / مقدمه.
65) اینکه همواره گفته شده است که مهدی علیه السلام با شمشیر قیام می کند، چه بسا مراد اقدام موضوع قدرت باشد و قیام مسلحانه نه خصوص شمشیر.
66) که البته در این راه دانشمندان مسلمان طبیعی دانان و آزمایشگران وستاره شناسان و دیگر عالمان مسلمان سهم بسیار داشته اند، کشابهای آنان فتح باب عمده این علوم و ختراعات بوده است. رجوع شود به کتاب دانش مسلمین و ماخذ آن.
67) بصائر الدرجات، شیخ ابو جعفر صفار، الاختصاص،بحار الانوار، ج 52، ص 321.
68) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 262 - 264، علل الشرایع ج 1، ص 5 - 7، اکمال الدین، ج 1، ص 366 - 369، بحار الانوار، ج 1، ص 312.
69) زیرا که تعبیر اسباب السماوات، در مورد سفر به آسمان به کار می رود، چنانکه در قرآن کریم آمده است: سوره حج (22)،آیه 15؛ سوره ص (38)، آیه 10؛ سوره غافر (40)، آیه 36 و 37.
70) در این باره، جمله، رجوع کنید به کتاب الهیئه و الاسلام - تالیف علامه سید هبه الدین شهرستانی، و ترجمه فرسی آن: اسلام و هیئت.
71) سال 260 تا 329. برخی، سالهای غیبت صغری را، هنگام ولادت حضرت مهدی علیه السلام به شمار آورده اند، یعنی: سال 255، زیرا در آن سالها نیز، مهدی علیه السلام حضور و معاشرت چندانی نداشته است، و نظر کلی، غایب محسوب می شده است. با این حساب، دوره غیبت صغری، 75 سال می شود. شیخ بزرگوار، محمد بن نعمان مفید، جمله کسانی است که به این شمار معتقد بوده است. وی در کتاب الارشاد (ص 346، چاپ حروفی)، می گوید: غیبت صغری، زمان ولادت مهدی است تا پایان دوره سفارت (نیابت خاصه)، و هنگام در گذشت آخرین سفیر، سفیرانی، که واسطه ارتباط شیعه با امام بوده اند.
72) در قرون اولیه غیبت، به جای نیابت و نواب، بیشتر سفارت و سفراء تعبیر می شده است. و شاید میان سفارت و نیابت فرقی نیز بوده است.
73) نواب، جمع نایب است، مثل طلاب، جمع طالب.
74) تلفظ: عمری.
75) منتهی الامال، باب چهاردهم، فصل هشتم، کفایه الموحدین، ج 3 (چاپ 4 جلدی)
76) شیخ ابوجعفر، محمد بن یعقوب کلینی، علمای بزرگ و موثق اسلام، و خدمتگزاران جلیل القدر دین خدا و مذهب تشیع است. تعبیر ثقه الاسلام - که در کاربرد جدی خود، مفهومی مهم دارد - لقب معروف اوست. به این دلیل که این عالم بزرگ، در عصر غیبت صغری می زیسته است، و کتاب عظیم الکافی را در این عصر، در خلال 20 سال کوشش و رنج و پژو هش، با تنظیم و نقل و تربیتی بسیار خوب، گرد آورده است، می توان حدس زد، که چه بسا گاه گاه، سوی امام در کار این تالیف راهنمایی می شده است. کتاب الکافی، در چاپ اخیر، در 8 جلد، منتشر شده است. 2 جلد، در بیان خرد و آگاهی، و بیان اصول و عقاید و جهان بینی الاهی، و داشتن خط اعتقادی (توحید، ایمان) و شرح ولایت و سیاست اسلامی و حکومت شرعی (امامت)، و اخلاق است، 5 جلد، در بیان احکام فقه و حقوق اسلامی است، و 1 جلد در مسائل گوناگون.
77) در این باره، در فصلهای آغازین کتاب شرف الدین، شرحی نوشته ام، ملاحظه شود. بحث مفصل،، در این موضوع، در کتاب الحیاه جلد دوم، باب هشتم، فصل چهاردهم، آمده است.
78) باید توجه شود که مقصود این نویسنده، بیان این اصل اعتقادی و سابقه دار در تشیع، و این موضعگیری فکری و سیاسی، تصویب هر چه می شود نیست و اسلامی دانستن همه جریانها نه؛ زیرا با توجه به توسعه حیات بشری، و عمق مسائل انسانی، و گسترش روابط جهانی در این عصرها، شرایط این مقام بسیار پیچیده می شود، و علوم و اطلاعات لازم برای آن - علاوه بر فقاهت و اجتهاد مصطلح - و همچنین عمل کردن به اصل اسلامی مشاورت با کسان و هیئتهای متعدد، اهمیت حیاتی پیدا می کند. و چه بسا ضرورت پیدا کند که کار به دست هیئت نواب باشد. و البته مقصود هیئت هم، تعدد کمی نیست، بلکه کفایت و غنای کیفی است، در همه ابعاد یک مدیریت اسلامی عمیق و مترقیانه و پاک و سازنده و بدور نقایص... و لا حول ولا قوه الا بالله العل العظیم.
79) فوائدالرضویه - تالیف حاج شیخ عباس قمی، ج 2، ص 484، و بیدار گران اقالیم قبله ص 128، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی، و ص 130، چاپ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
80) و پس ظهور مهدی علیه السلام، دولت ایام، پیوسته، آن اولیا خدا خواهد بود...لا داولن الایام بین اولیائی الی یوم القیامه. - المهدی الموعود... ج 1، ص 13.
81) fotorism

82) مجموعه حکمت، سال سوم، شماره 1 و 2، مقاله سید هادی خسرو شاهی.
83) جمله، رجوع شود به کتاب بشارات عهدین.
84) آثار منسوب به مزدیسنان، مشتمل بر پرستش و پاسخی چند، که میان گشتاسب شاه و جاماست حکیم، رد و بدل شده است. جاماست را داماد زردشت دانسته اند - دایره المعارف فارسی.
85) موید بزرگ منوچهر.
86) شاعر زردشتی، زردشت بهرام پژدو.

87) دایره المعارف فارسی، ج 1، ص 1373.
88) معارف اسلامی در جهان معاصر، ص 245.
89) رجوع کنید به کتاب بشارات عهدین، ص 7 به بعد.
90) اینهم یک خباثت عجیب و پستی دیگر آنان که حتی در آخرالزمان نیز تسلیم حق نمی شوند، بلکه در زمره هواداران دجال در می آیند.
91) برخی متخصصان فاضل و مطلع کتب عهدین گفته اند: ...شهادات محکمی موجود است که کتاب را خود دانیال نوشته است. نبواتی (خبرهای آینده)، که در آخر کتاب مسطور است، ایام دانیال تا به قیامت و روز پسین امتداد دارد، و دجال سخن گفته است. وضع و زبان و طرز تحریرش با زمان دانیال موافقت کلی دارد....
92) سوره انبیا(21)، آیه 105.
93) ممکن است در میان آنان، در ایران و دیگر جاهای جهان، افراد خوبی باشند مخالفت دیگران و ناراضی اینهمه جنایت و پستی و طغیان. بنابر این، اینگونه افراد آنچه می گوییم بدور خواهند بود.
94) چنانکه در قرآن کریم ذکر شده است: سوره صف (61)، آیه 6. نیز کتاب بشارت عهدین دیده شود.
95) این تعبیر- چنانکه پیداست - به این معنی نیست که شریعت حضرت موسی کلیم علیه السلام، یا شریعت حضرت عیسای مسیح علیه السلام، در زمان خود نیز باطل بوده است. این دو دین، هر یک در عهد خود، و در دور زمانی خاص خود، و همچنین بدور تحریفها و تصرفهایی که در آنها شده است، دین آسمانی و بر حق بوده است.
96) بحار الانوار، ج 51، ص 93.
97) در این باره ها، ازجمله، رجوع کنید به کتاب موسوعه الامام المهدی، به کوشش حجت الاسلام حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی، انتشارات مکتب الامام امیر المومنین علی، اصفهان.
98) در این باره ها، ازجمله، رجوع کنید به کتاب موسوعه الامام المهدی، به کوشش حجت الاسلام حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی، انتشارات مکتب الامام امیر المومنین علی، اصفهان.
99) در این باره ها، ازجمله، رجوع کنید به کتاب موسوعه الامام المهدی، به کوشش حجت الاسلام حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی، انتشارات مکتب الامام امیر المومنین علی، اصفهان.
100) در این باره ها، ازجمله، رجوع کنید به کتاب موسوعه الامام المهدی، به کوشش حجت الاسلام حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی، انتشارات مکتب الامام امیر المومنین علی، اصفهان.
101) ظاهرا همین کتاب است که در کتابخانه آستان قدس - مشهد به نام عقد الدرز فی المهدی المنتظر، تالیف: یحیی السلمی الشافعی، به شماره 184 حدیث خطی ضبط است.
102) این کتاب، در رساله شیخ عبدالمحسن عباد سعودی، اینگونه ذکر شده است: فوائد الفکر ظهور المهدی المنتظر، و مولف آن، مرعی بن یوسف حنبلی خوانده شده است. موسوعه الامام المهدی ج 1، ص 597 - 598، و ظاهرا هر دو یک کتاب است.

103) کتابنامه امام مهدی - ع - ص 8.
104) دراین باره کتاب موسوعه الامام المهدی نیز دیده شود.
105) صحاح، جمع صحیح است، مانند عظام و کرام، جمع کریم و سته یعنی: شش. پس صحاح سته، یعنی: شش صحیح، صحیحهای ششگانه. صحاح سته، عنوان عمومی شش مجموعه بزرگ، کتب حدیث است، که در نزد اهل سنت، موثق ترین کتابهای حدیث بشمارند. یعنی کتابهای صحیح مسلم، سنن ابو داود، سنن ابن ماجه، سنن نسائی، جامع ترمذی. اهل سنت، احادیث نقل شده در این کتابها را، صحیح می شناسد، وسخن پیامبر اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم))میدانند، و پس قرآن کریم، آنها را بویژه صحیح بخاری و صحیح مسلم - معتبرترین کتاب می خوانند. مولفان این کتابها، موثق ترین و معتبرترین محدثان و عالمان جهان تسننند. برخی صحاح سته را - چنانکه دیده شد - سنن (جمع سنت) نامیده اند، مانند سنن ابوداود، زیرا این کتابها شامل حدیث و سنت پیامبر ((صلی الله علیه و آله و سلم))است. در بخش 3، این فصل، شماره 2 تا 7، نام این کتابها، همراه تاریخ در گذشت مولفان، ذکر گردید.
106) و برخی در محیتطها و فضاهایی تدوین یافته است مضاد با تشیع، مانند رساله عقیده اهل السنه و الاثرفی المهدی المنتظر، شیخ عبدالمحسن عباد سعودی، استاد دانشگاه اسلامی مدینه منوره.
107) المهدی الموعود...، ج 1، ص 200.
108) یا: همراه مهدی خواهد آمد - المهدی الموعود...، ج 2، ص 72.
109) شرح نهج البلاغه ج 2، ص 535 در اینجا، کتاب منتخب الاثر، ص 3 - 5، پانوشت، نقل شد.
110) الامام الثانی عشر، ص 78، پانوشت.
111) طرالبرده - شرح قصیده برده بوصیری، کتاب الامام الثانی عشر ص 77، پانوشت.
112) در چاپ پیش، در این موارد، خراسان نوشته بودم به پیروی متن احادیث، لیکن منظور خراسان در احادیث، مشرق دنیای اسلام است به اعتبار آن روز که همان ایران بوده است، دراین باره به کتاب الممهدون للمهدی - ع - نیز رجوع کنید.
113) در چاپ پیش، در این موارد، خراسان نوشته بودم به پیروی متن احادیث، لیکن منظور خراسان در احادیث، مشرق دنیای اسلام است به اعتبار آن روز که همان ایران بوده است، دراین باره به کتاب الممهدون للمهدی - ع - نیز رجوع کنید.
114) العرف الوردی، از: المهدی الموعود...، ج 2، ص 72.

115) اللمعات، نقل از: منتخب الاثر، ص 3، حاشیه صحیح ترمذی، ج 2، ص 46، چاپ دهلی (1342 ه.ق).
116) اسعاف الراغبین، ب 2، ص 140، چاپ مصر (1312 ه.ق). از: منتخب الاثر، ص 3.
117) سبائک الذهب فی معرفه قبائل العرب، ص 78 از: منتخب الاثر، ص 4.
118) غایه المامول، ج 5، ص 632 و 381. از: منتخب الاثر، ص 4 - 5 پانوشت.
119) تفسیر المنار، ج 6، ص 59.
120) المهدی المنتظر و العقل - تالیف شیخ محمد جواد مغنیه لبنانی، ص 59.
121) تابعین، در اصطلاح اهل حدیث به دسته و طبقه ای محدثان و عالمان و قاریان و فاضلان و مفسران مسلمین گفته می شود که عهد پیامبر اکرم را درک نکرده اند، لیکن عهد و صحبت اصحاب پیامبر را درک کرده اند، مانند مالک اشتر، و سعید بن جبیر، و حسن بصری. همچنین به طبقه ای که اصحاب را نیز درک نکرده اند، و فقط تابعین را دیده و درک کرده اند، تابعین (تابعو التابعین) و اتباع می گویند.
122) البرهان، ص 66.
123) البرهان، ص 177 - 183.
124) مجله الجامعه الاسلامیه، سال اول، شماره سوم، ذیقعده 1388 (1969).
125) ج 1، ص 593 - 631.
126) کفایه الموحدین، ج 3 (چاپ 4 جلدی)، ص 281 - 297.
127) منتخب الاثر، ص 5 پانوشت.
128) منتخب الاثر ص 5، پانوشت.

129) نمونه های نیز تصریحات آنان - پیشتر - نقل گردید.
130) کتاب پیشین، ص 5، پانوشت.
131) لسان العرب المحیط ج 3، ص 787.
132) یعنی جنبه وصفیت به اسمیت انتقال یافته، و استعمال اسمی بر آن غلبه کرده است، و اغلب به صورت اسم (نام اشخاص) به کار می رود، نه وصف.
133) منتخب الاثر، ص 1، پانوشت.
134) حدیث یا متواتر است یا احاد. متواتر، در لغت، آمدن یکی پس دیگری بلافاصله است، که آیه شریفه ثم ارسلنا رسلنا تتری به همین معنی آمده. و در اصطلاح علم حدیث، منظور خبر جماعتی است که (فی حد نفسه، نه به ضمیمه قرائن)، اتفاق آنان بر کذب محال، و در نتیجه، موجب علم به مضمون خبر باشد - علم الحدیث، تالیف استاد فاضل، کاظم مدیر شانه چی، چاپ دانشگاه فردوسی (مشهد)، ص 144.
135) ملی، در این اصطلاح، منسوب به ملت است، به معنای دین و شریعت آسمانی.
136) در فصل بعد، ضمن سخن درباره موعود به این بحث باز خواهیم گشت.
137) منتخب الاثر، ص 2.
138) در کتاب البیانات.
139) در کتاب مذاهب الاسلامیین.
140) در دو فصل بعد، راجع به آیات قرآن کریم، در این باره، و تفاسیر سخن خواهیم گفت.
141) چنانکه در فصل پیش به کار علمی و دانشگاهی عالمان سعودی دراین باره اشاره شد. و امروز که جهان - در همه جا و همه سو - به نقطه های اوج نومیدی رسیده است وظیفه عالمان و آگاهان مسلمان است که به این اصل اسلامی باز گردند و مسئله مهدی علیه السلام و حتمیت آن و روایات نبوی در باره آن را زنده کنند، تا جانها همه مستعد ظهور و فداکاری در راه اهداف آن بشود.
142) بسیار جالب توجه است که می بینیم برخی عالمان اهل سنت گفته اند که اعتقاد به مهدی، یک اعتقاد سنی است، و این اهل سنتند که به این موضوع اعتقاد دارند. این نظر شیخ علی ناصیف نقل شده است، کتاب غایه المامول و(فی انتظار الامام، چاپ دوم، بیروت ص 18. و علت این نظر، همان کثرت احادیث و اسناد مسئله مهدی علیه السلام است، در کتابها و مدارک اسلامی و حدیثی و تفسیری اهل سنت، مدارکی که دین و اعتقادات و تفسیر و اخلاق و آداب و فقه اهل سنت - پس قرآن کریم - مبتنی بر آنهاست.
143) باید اشاره کنیم که در کتابهای عالمان و محدثان اهل سنت نیز، که شماری آنها در فصل پیشین یاد شد، برخی احادیث منقول حضرت علی علیه السلام یا دیگر امامان، درباره مهدی علیه السلام، روایت شده است.
144) منتخب الاثر، ص 5.
145) در اینجا به کتاب پر ارج تاریخ ما بعد الظهور اشاره می کنم، مولف فاضل و متتبع، محمد الصدر. وی سه کتاب دیگر نیز، در ارتباط با موضوع مهدی علیه السلام تالیف کرده است: تاریخ الغیبه الصغری، تاریخ الغیبه الکبری، و الیوم الموعود بین الفکر المادی و الدینی.
146) با این تعبیر نمی خواهم این اندیشه را القا کنم، که هر کس هر کاری به نام مذهب و دین کرده است و می کند، و هر کس هر چه و هر گونه نوشته است و می نویسد همه قابل تقدیر است، هرگز! بلکه نوشته های سست و مبتذل مذهبی، در هر موضوع، خیانت است به مذهب و دین، و به هیچ گونه قابل اغماض نیست.
147) جلد 13، چاپ قدیم، جلد 51 و 52 و 53، چاپ جدید.
148) چاپ 3 جلدی، و جلد 4، چاپ 4 جلدی.
149) الامام المهدی، امل الشعوب، از: حسن موسی الصفار نیز، در شمار رساله های خوب و مفید است. چاپ بیروت (1401).
150) نواسه صاحب عبقات الانوار.
151) برخی کتابهای ارزنده دیگر در این بخش، تالیف یافته است که بعد به دست نویسنده رسید. و به پاره ای آنها نیز در جاهای این چاپ اشاره شد.
152) رساله ای منتشر شده است به نام کتابنامه امام مهدی - ع -. در این رساله، و مقاله های بسیاری، درباره حضرت مهدی علیه السلام، و مسائل گوناگون متعلق به این موضوع، شناسانده گشته است. گسانی که می خواهند، در این باره، به مدارک و نوشته های بیشتری دست یابند، می توانند اشز راه دیدن این رساله، کمک شوند.
153) بنابر عقیده مسیحیان.
154) دایره المعارف فارسی، ج 2، ص 1830.
155) لغت نامه دهخدا، ذیل کلمه فار قلیط.
156) سوره صف (61)، آیه 6.
157) به این کتابها رجوع شود:
الهدی الی دین المصطفی،
و الرحله المدرسیه.
هر دو علامه مجاهد شیخ محمد جواد بلاغی نجفی.
و نیز کتاب بشارات عهدین.
158) تاریخ فلسفه در جهان اسلامی - تالیف حنا الفاخوری، و خلیل الجر، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص 763.
159) تفسیر نور الثقلین ج 5، ص 313 - 314.
160) دراین باره رجوع شود به:
تفسیر مجمع البیان ج 9، ص 280.
تفسیر نور الثقلین ج 5، ص 312 - 314.
تفسیر کشف الاسرار ج 10، ص 86 - 87.
161) گازر، یعنی جامه شوی، رختشوی، چنانکه در متن آمده است.
162) یعنی: به بیابان اندلس رفتند.
163) خوان: سفره، مائده.
164) یعنی: برای خلق آشکارا و پیدا شد.
165) یعنی: خداوند در انجیل، آشکارا، درباره پیغامبر سخن گفته بود.
166) یعنی: آن آیات انجیل، که درباره پیغامبر آمده بود بر خواند.
167) یعنی: چون آن پیامبر - که عیسی مژده داده بود - بیاید، مردمان (بنی اسرائیل) روی عناد، او را براست ندارند و تصدیق نکنند.
168) یعنی: این مطلب را آشکارا در انجیل گفته بود.
169) ترجمه تفسیر طبری، ج 7، ص 1867 - 1869 (و ص 1861 - تر جمه آیه)، چاپ انتشارات توس، تهران (1356 ش).
170) بشارت عهدین دیده می شود.
171) بیان الفرقان، ج 5، ص 181 - 182.
172) ملاحم و فتن، به معنای جنگهای بزرگ، و حوادث با عظمت، و آشوبهاست. این اصطلاح، در مورد اخبار مربوط به حوادث آخرالزمان، و وقایع پیش از ظهور به کار می رود، و - چنانکه در پیش اشاره شد - کتابهای به همین عنوان: الملاحم، و الملاحم والفتن داریم.
173) مقصود دو روایت مذکور در بیان الفرقان (ج 5، ص 170) است.
174) یعنی: به وسیله راویان خلط شده است.
175) بیان الفرقان، ج 5، ص 217.
176) اصول کافی، کتاب الحجه، باب نادر فی حال الغیبه.
177) الارشاد، ص 360.
178) بیان الفرقان، ج 5، ص 167 - 168؛ با اندک تغییری در عبارات.
179) جامع الاخبار، بحارالانوار، ج 52، ص 262 - 264.
180) کشف الیقین، بحار الانوار، ج 52، ص 217 - 219.
181) روضه کافی، ص 36 - 42، بحار الانوار، ج 52، ص 254 - 260.
182) جمله: الارشاد، ص 357 و 359.
183) ظاهرا ناپدید شدن خورشید، در تیرگی سخت هوا، رکود خوانده شده است، و گرنه حرکت کرات برقرار خواهد بود، چنانکه در خود این احادیث آمده است که خورشید پس ساعتهای چند، مغرب - که در طول مدت تاریکی و تیرگی هوا، با سیر زمین تا آنجت رسیده است - طلوع می کند.
184) اکمال الدین، بحار الانوار، ج 52، ص 195.
185) سوره انبیا (21)، آیه 105.
186) تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 66 - 67.
187) تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 464.
188) سوره قصص (28)، آیه 5.
189) تفسیر نورالثقلین ج 4 ص 107 - 111.
190) تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 641.
191) سوره نور (24)، آیه 56.
192) مجمع البیان، ج 7، ص 152 . نیز تفسیر البرهان، ج 3، ص 147.
193) سوره توبه (9)، آیه 33.
194) کشف الاسرار ج 4، ص 119 - 120.
195) سوره بقره (2)، آیه 114.
196) کشف الاسرار، ج 1، ص 325.
197) سوره اسرا(17)، آیه 33.
198) نور الثقلین، ج 3، ((صلی الله علیه و آله و سلم))163.
199) سوره هود (11)، آیه 86.
200) نورالثقلین، ج 2، ص 390.

201) نورالثقلین، ج 2، ص 390.
202) نورالثقلین، ج 2، ص 390 - 392.
203) بحارالانوار، ج 52، ص 317 - 318.
204) سوره انعام (6)، آیه 158.
205) تفسیر البرهان، ج 1، ص 564.
206) نفسیر البرهان، ج 1، ص 564.
207) سوره دخان (44)، آیه 4.
208) عالمان و محدثان سده یازدهم - دوازدهم، در گذشته 1107 یا 1109 هجری قمری.
209) رساله دیگری نیز اخیرا دراین باره به دستم رسید، به نام المهدی فی القرآن، از: سید صادق حسینی شیرازی، بیروت، موسسه الوفاء، چاپ دوم (1401).
210) در برخی احادیث، روح را - در این آیه - جبرئیل گفته اند،و در برخی، مخلوقی با عظمت تر ملائکه و جبرئیل.
211) وقال شیخنا الصدوق، فیما املی علی المشایخ، فی مجلس واحد، من مذهب الامامیه: و من احیی هاتین اللیلتین بمذاکره العلم فهو افضل - یعنی: شیخ بزرگوار صدوق، در بیانیه ای که در محفل کشایخ حدیث درباره مذهب تشیع عرضه داشت گفت: افضل اعمال، در شب قدر، مذاکره علم است، - مفاتیح الجنان، فصل اعمال مخصوصه شب قدر، ص 226 - 227.
212) در پاره ای نسخه های دیوان:
شب قدر است و طی شد نامه هجر.
213) دیوان حافظ، چاپ علامه قزوینی، ص 170 (غزل 251).
214) رخساره به کس ننمودن و شاهد هر جایی و حاضر در همه جا بودن، می تواند اشاره باشد به آنچه ما آن را غیبت شانیه و حضرت شئونیه اصطلاح کردیم. و در بخش 8، فصل بعد در آن باره سخن خواهیم گفت.
215) ذکر خجسته حجت بن الحسن المهدی - علیه السلام - در شعر فارسی، سابقه ای بس قدیم دارد. اینکه خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، شاعر فاضل و و مطلع معارف اسلام، و حافظ قرآن، و عارف شیعه دوازده امامی، در سده هشتم، آن امام بزرگ را در شعر خویش ذکر کرده باشد، جای خود دارد، حتی در سده های پیش، در شعر اسدی طوسی نیز، ذکر مهدی علیه السلام آمده است. شاعر و حماسه سرای معروف ایران، در سده پنجم، و مولف فرهنگ معروف لغت فرس، ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی (در گذشته 465 ه.ق)، در آغاز گرشاسپنامه، ضمن اشاره به حکمت دین و لزوم دین داری، و تاکید بر حقانیت دین اسلام، ذکر فرخنده امام غایب، حضرت مهدی علیه السلام را اینچنین ادا کرده است:
دل دین نشاید که ویران بود - که ویران زمین جای دیوان بود
نگه دار دین آشکار و نهان - که دینست بنیاد هر دو جهان
پناه روانست دین نهاد - کلید بهشت و ترازوی داد
چراغیست در پیش چشم خرد - که دل ره به یزدان به نورش برد
جهان را نه بر بیهده کرده اند - تو را نزپی بازی آورده اند
ره دین بیاب خرد چون سزاست - که گیتی بدین ایستادست راست
این پس نباشد پیمبر دگر - به آخر زمان مهدی آید به در
بگوید خط و نامه کردگار - کند دین پیغمبری آشکار
بدارد جهان بر یکی دین پاک - بر آرد زدجال و خیلش هلاک
رسد زآسمان هر پیمبر فر شوند پس مهدی اندر نماز...
- گرشاسپنامه - مقدمه، چاپ سربی پاریس، با ترجمه کلمان هوارد (1926).
216) همچنین آیات آغاز سوره دخان، که ذکر آنها خواهد آمد.
217) شب زنده داری و عبادت کردن و انجام دادن کار خیر، در این شب، بهتر است شب زنده داری و عبادت و کار خیر، در هزار ناه، که شب قدر نداشته باشد، مجمع البیان، ج 10، ص 520. هزار ماه، 83 سال و 4 ماه است.
218) کشف الاسرار، ج 10، ص 559.
219) مجمع البیان، ج 10، ص 518.
220) اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی شان انا انزلناه فی لیله القدر و تفسیرهاحدیث 5.
221) کتاب پیشین، همانجا، حدیث 7.
222) کتاب پیشین، همانجا، حدیث 2.
223) نام تین حدیث مهم و مشهور اسلامی، همین کلمه ثقلین که در آن آمده گرفته شده است. برخی این کلمه را ثقلین دانسته اند، تثنیه ثقل بر وزن حلم به معنای بار سنگین، بار گران. بنابراین معنای انی تارک فیکم الثقلین... چنین می شود: من دو بار سنگین، دو چیز گران بار، سنگین وز، در میان شما باقی می گذارم.... برخی دیگر تز محدثان و لغویان آن را ثقلین دانسته اند، تثنیه ثقل، بر وزن اثر، (در اینجا) به معنای چیز نفیس، خطیر (بزرگوار)، با قدر و جاه و بهاء، که هماره آن را محفوظ نگه می دارند. در این صورت معنای حدیث این است: من دو چیز نفیس، پر بها، با قدر و جاه، دو ذخیره گرانبها، در میان شما باقی می گذارم.... در زبان فارسی تلفظ ضبط نخست (ثقلین) آسانتر است. و ما در این کتاب همان را به کار برده ایم، ولی چه بسا ضبط دوم بهتر و صحیحتر و مناسبتر باشد، چنانکه برخی لغویان بزرگ نیز آن را ثبت کرده اند، جمله ابن منظور می گوید: روایت شده است پیامبر - صلی الله علیه و سلم - که در آخر عمر خود فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی، وی این حدیث شریف را، در ذیل کلمه ثقل آورده است. لسان العرب المحیط، ج 1، ص 366.
224) عبقات الانوار، مجلدات حدیث ثقلین، چاپ اصفهان.
225) کتاب پیشین، ج 3، ص 151، نیز شرف الدین، ص 58 - 66.
226) عبقات، ج 3، ص 65 - 66.
227) کتاب پیشین، ج 3، ص 66 - 68.
228) سوره اسراء (17)، آیه 77؛ سوره احزاب (33)، آیه 62؛ سوره فاطر (35)، آیه 43؛ سوره فتح (48)، آیه 23.
229) اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی شان انا انزلنا...: حدیث 2.
230) سوره روم (30)، آیه 7.
231) تفسیر کشف الاسرار، ج 10، ص 559.
232) نور الثقلین ج 5، ص 621.
233) بشاره المصطفی لشیعه المرتضی ص 4، چاپ دوم، نجف.
234) البرهان، ج 4، ص 487.
235) سوره دخان (44)، آیه 3 - 5.
236) تفسیر البرهان، ج 4، ص 487.
237) در قصیده معروف او: وسیله الفوز والامان فی مدح صاحب الزمان، در این بیت: امام الوری، طود النهی، منبع الهدی و صاحب سرالله فی هذه الدار.
29 بیت، این قصیده بلند و زیبا، تا ترجمه، در ادبیات و تعهد در اسلام آورده شده است، صفحات 340 - 348.
238) نور الثقلین، ج 5، ص 641.
239) سوره بقره (2)، آیه 30.
240) سوره بقره (2) آیه 124.
241) یعنی: لزوم امام را با این سوره اثبات کنید. بپرسید آنان که معنای این سوره چیست؟ و نزول فرشتگان و عرضه مقدرات، در شب قدر بر چه کسی است؟
242) یعنی: پس در گذشت پیامبر ((صلی الله علیه و آله و سلم))نیز این سوره مصداق دارد و خواهد داشت، بپرسید: آن مصداق کیست؟

243) بلکه پاره ای جانوران، جهت دیدن برخی موجودات و شنیدن برخی صداها و آگاه شدن برخی حوادث، انسان عادی برترند.
244) سوره فرقان (25)، آیه 44.
245) الارشاد، ص 348.
246) سوره بقره (2)، آیه 176.
247) سوره (9)، آیه 119.
248) تتمه المنتهی، ص 300 - 301.
249) این یک اصطلاح و مواضه و قرار داد است، در فرهنگ اسلامی، که مشهور شده است، یعنی: تقسیم علوم به علوم عقلی و علوم نقلی، و گرنه می دانیم که بسیاری مطالب و موضوعات و مسائل علوم نقلی نیز عقلی است، و مستند است به ارتکاز، و فطرت، و عقل. علاوه بر این، قبول آنها مبتنی بر قبول مبادی آنهاست. و قبول مبادی آنها مبتنی بر عقل و اجتهاد (تشخیص مستقل) است.
250) باید همواره سپاسگزار عالمان و مولفان سده ها و عصرها باشیم گه با کوششهای مداوم آنان این حقایق به دست ما و نسل ما رسیده است، همچنین مولفان فاضل این عصر...نیز باید دعا گوی ارواح پاک استادان بزرگ و پاکدلی باشیم، که با زحمات بسیار، و بی هیچ چشمداشت، ما را در زمره شاگردان خویش پذیرفتند، و علوم و معارف خود بهره مند ساختند. البته اندکی، آنکه ما قابلیت بیشتر نداشتیم...
251) سوره بقره (2): آیه 30.
252) اصول کافی، کتاب الحجه.
253) الشفاء، پایان الاهیات.
254) البته با توجه به ابعاد وسیع ارض در جهانشناسی اسلامی، بر پایه تعالیم ائمه طاهرین علیه السلام . نمونه های این تعالیم، در این باره، در کتاب الهیه والاسلام ذکر شده است.
255) القبسات، چاپ جدید، ص 397.
256) این یاد آوری، مربوط به تقسیماتی است که بحتم باید در قلمرو و معارف اسلامی وارد گردد. برای شناخت خالص معارف قرآن کریم، در نظر گرفتن این تقسیمات لازم است. در مثل، همین فلسفه سیاسی اسلامی مورد بحث را، می توان به سه بخش عمده تقسیم کرد:
1 - فلسفه سیاسی قرآنی.
2 - فلسفه سیاسی فلسفی.
3 - فلسفه سیاسی کلامی.
مقصود قسم نخست، فلسفه و نگرش و نظام سیاسیی است که در طرح و تبیین آن، هیچیک آراء مکاتب فلسفی، و هیچیک افکار و مشربها دخالت نداشته باشد، و محض و خالص و سره، استنباط شده قرآن و حدیث باشد. در دیگر اقسام معارف و شعب شناخت و تامل اسلامی (الاهی، اخلاقی، طبیعی، و...) نیز می توان این تفکیک را، و این دقت و تقسیم را، معمول داشت. تاکید بر این تفکیک و تعیین حدود، برای سره کردن و خالص ساختن معارف وحی و علم قرآن کریم است هز جریان فکری دیگر، و هرگونه خلط و امتزاج، و اقتباس و التقاط، که هنگام ترجمه فلسفه های قبل اسلام، و عرضه و تبلیغ مکتبها و مشربهای عرفانی و اعتقادی غیر مسلمین در میان مسلمین، انجام پذیرفته است. در این باره، اشارات و تنبیهاتی، در کتاب دانش مسلمین آورده ام، جمله، در فصل نهم، و فصل یازدهم. البته تحقیق و تفصیل این بحث بسیار مهم و لازم، موکول است به کتاب شیخ مجتبی قزوینی و مکتب تفکیک. وساطت در اعطای این توفیق عرضه این خدمت دینی و علمی و شناختی و تربیتی و اجتماعی را می طلبم، و ولی زمان، وساطت در اعطای این توفیق را درخواست می کنم، و خود را، همواره، نیازمند دعای یاران و دوستان و همت صاحب همتان می دانم...
257) تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، ص 438 - 441.
258) تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، ص 438 - 441.
259) در عبارتی که ابن سینا نقل کردیم، نیز امام معصوم، به گونه ای، عقل فعال دانسته شده است، تعبیر سلطان عالم ارضی، و رب النوع انسانی، مشعر چنین معنایی است.
260) آراء اهل المدینه الفاضله، ص 89، چاپ قاهره (1368).
261) فارابی، برای رئیس مدینه فاضله، شرایط و خصوصیات چندی بر می شمارد، که همه آنهات با امام معصوم، در مفهوم شیعی آن، منطبق است.
262) حکمه الاشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 11 - 12، شرح حکمه الاشراق، ص 23 - 24.
263) امام خدایی را به جای الامام المتاله گذاشتیم. متاله (بر وزن متفکر)، یعنی: خدازی، انسانی که در شناخت خدا، و توجه به خدا، و عبادت خدا غرق است، برای خدا است و برای خدا زندگی می کند. انسانی که سر سویدای وجودش، تا همه ابعاد هستی و فکر و فعلش، برای خداست، و در همه چیز، حتی خودش و خویشتن خویشش، مقصدی جز خدا ندارد.
264) تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، ص 207 - 208.
265) علم کلام، دانشی است که اعتقادات دینی، و جهانبینی مذهبی را، با دلیل و استدلال عقلی ثابت می کند. به - سخن دیگر: علم استدلال عقلی است بر عقاید و مبانی و سیاست و نظامات شرعی. عالم به این علم را متکلم می گویند. جمع آن: متکلمان و متکلمین. کتابهای بسیاری در این رشته نوشته شده است، مانند:
تجرید العقاید از: خواجه نصیر الدین طوسی.
کشف المراد از: علامه جلی.
باب حادی عشر از: علامه جلی.
شرح جدید تجرید از: ملا علی قوشچی.
شوارق الالهام از: ملا عبد الرزاق لاهیجی.
گوهر مراد از: ملا عبد الرزاق لاهیجی.
شرح باب حادی عشر از: فاضل مقداد.
علم کلام، بسختی، نیازمند نو آوری و تجدید است. البته بسیاری از کتابهای ارزنده فاضلان و متفکران و عالمان معاصر را، باید از مقوله علم کلام جدید، به شمار آورد.
266) کشف المراد، ص 285، شرح تجرید قوشچی، ص 376، چاپ سنگی.
267) به علت وساطت در فیض، و رابطه آفرینش عالم و انسان با او، و اموری دیگر، که به پاره ای از آنها اشاره شد، و شرحی دراین باره خواهد آمد.
268) رجوع کنید به کفایه الموحدین، ج 3، بیان الفرقان، ج 5.
269) رجوع کنید به کتاب انیس الموحدین، از ملا محمد مهدی نراقی، با تعلیقات عالم شهید، سید محمد علی قاضی طباطبائی تبریزی، ص 213، چاپ تبریز (1351 ش).
270) شیخ محیی الدین ابن عربی، در این باره، سخنان بسیار دارد، هم به رمز واشاره، و هم به بیان و صراحت، در فتوحات مکیه و در دیگر آثار خود. دراین باره قطعه های منظومی نیز کفته است. همچنین کتابی دارد به نام عنقاء المغرب فی بیان المهدی الموعود و وزرائه. - المهدی الموعود...، ج 1، ص 187.
271) از جمله، در اشعاری که ینابیع الموده نقل کرده است - المهدی الموعود...، ج 1، ص 195.
272) از شاه نعمت الله ولی اشعار معروف در دست است، که در آنها، علائم و احوال آخرالزمان، و دوران قبل از ظهور و نزدیک به ظهور را ذکر کرده است.
273) مانند جملات قاضی کمال الدین حسین میبدی شافعی، شارح دیوان منسوب به امام علی ابن ابیطالب علیه السلام، و مولف شرح هدایه اثیریه تدر حکمت مشاء. وی در شرح قطعه ای از دیوان، که درباره ملاحم و خروج مهدی علیه السلام است، می گوید:
امیدم به کرم وهاب نعم، آنکه باصره ما، از کجل الجواهر خاک آستان آن حضرت، روشنی یابد. و ما ذلک علی الله بعزیز.
- منتخب الاثر، ص 332.
274) مقدمه، چاپ مصر، مطیعه مصطفی محمد، صفهات 311 و 323 و 334 و 327.
275) الامام ثانی عشر، ص 62، به نقل از ینابیع الموده، ص 743.
276) کنز الحقایق، ص 181 - 185، چاپ سید محمد علی صفیر.
277) مقدمه، چاپ یاد شده، ص 325.
278) بیان الفرقان، ج 5، ص 167 - 168، نیز صفحه 108 دید می شود.
279) المهدی الموعود...، ج 1، ص 203.

280) مهج الدعوات، ص 296.
281) و با تامل کردن و اندیشیدن دراین باره که قدرت خدا اندازه و انتها ندارد، خدا قادر است هر کاری بکند. او می تواند انسانی را صدها سال و بیشتر زنده نگاه بدارد، بویژه انسانی که امام است، و برای باقی بودن او حکمت بسیار است. و خدای متعال او را برای روزی ذخیره کرده است، و اجرای برنامه عظیمی را به دست او مقدر فرموده است.
282) اکمال الدین، بحار النوار، ج 51، ص 224.
283) علم الیقین فی اصول الدین، ج 2، ص 797، چاپ قم، انتشارات بیدار.
284) تاریخ الغیبه الصغری - تالیف محمد الصدر، ص 609 - 630، چاپ دوم، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات (1400).
285) کتاب پیشین، صفحات 597 - 608، 542، 597 - 599.
286) کتاب پیشین، صفحات 597 - 608، 542، 597 - 599.
287) کتاب پیشین، صفحات 597 - 608، 542، 597 - 599.
288) کتاب پیشین، ص 540 - 541.
289) کتاب پیشین، ص 540 - 542، و الغیبه، شیخ طوسی، ص 164.
290) چنانکه برادران یوسف علیه السلام او را می دیدند و نمی شناختند، تا آنکه خویش را معرفی کرد.
291) احکام داودی معروف است. حضرت داود علیه السلام بر طبق علم خود به واقع، حکم می کرد، و منتظر بینه و شاهد نمی ماند.
292) حضرت ایوب علیه السلام پس از مدتها گرفتاری و ابتلا، به فرج و آسودگی و گشایش رسید. مهدی علیه السلام نیز، پس از هجوم عباسیان به خانه پدری آن امام، به آوارگی و دوری از یاران و دوستان مجبور گشت، و سپس طبق حکمت الاهی، از نظرها غایب شد، و این غیبت به درازا کشید. او نیز چونان حضرت ایوب به فرج و گشایش وآسودگی خواهد رسید. و فرج او فرج همه مومنان و مستضعفان و بر حقان است.

293) نقاوت: پاکی و پاکیزگی، مطهر بودن.
294) جنه الماوی - دیباچه، بحار الانوار، ج 53، ص 200.
295) این صلوات که دارای 14 بند است، و در توسل به ذیل عنایت چهارده معصوم - علیه السلام - انشا شده است، به دوازده امام خاجه نصیر شهرت یافته است. نسخه های خطی و چاپی آن، در دسترس است، از جمله در کتاب مفتاح. در نسخه ها، گاه اختلافی در ضبط وجود دارد. بند چهاردهم که در بالا آورده شده است، از مجموعه ای خطی نقل شد، و جملهای از آن، از روی نسخه ای چاپی تکمیل گردد.
296) بیشترین بخش دعاها، با عبارات ساده ادا گشته است. البته دعاهای از قبیل دعای جوشن صغیر نیز وارد شده است.
297) بنابر اصطلاح آنان.
298) این کلمات (بر اساس حقایق علم حروف، بویژه آنچه از ائمه طاهرین رسیده است) نا گزیر باید اسمائی باشد (و حاکی از ذواتی که آنان نیز به اعتباری اسماء الله اند)، تا بتواند منشاافاضه و وجه سریان فیض قرار گیرد. این است که در روایت - از طریق اهل سنت و شیعه - رسیده استت که آن کلماتی که آدم صفی فرا گرفت و تلقی کرد، و آنها را واسطه فیض ربوبی قرار دارد، نامهی مبارک پنج تن بود.
299) سوره بقره (2)، آیه 37.
300) سوره آل عمران (3)، آیه 164.
301) این مطلب، در نوشته ای دیگر، اینگونه بیان شده است: همانطور که فیوضات تکوینی واسطه می خواهد، فیوضات تشریعی هم واسطه می خواهد. بشر خود بخود نمی تواند خدا را بشناسد، باید واسطه ای باشد که مقرب تر و شایسته تر و نزدیک به نور الاهی باشد، و وجه رب باشد. صفات خدا هم شناخته نمی شود مگر مظاهری داشته باشد. و ائمه علیه السلام مظاهر صفات الاهی اند.
302) ان مجرد العقل غیر کاف فی الهدایه الی الصراط المستقیم.
303) بر فرض بپذیریم که عقل می تواند مطلبی را درک کند، و آداب و سلوک برای زندگی تعیین نماید، و آنچه او درک می کند بی نقص است و رساننده به سعادت تت بر فرض که چنین چیزی را - در کار عظیم هدایت و سعادت فرد و اجتماع - بپذیریم، میدانیم که این امکان برای همه عقول و همه افراد نیست، بلکه شمار اندکی از بزرگان و متفکرین ممکنایت چنین استعدادی داشته باشند (آنهم نه در همه امور و مسائل و جوانب)، پس از بازدید آنان برای توده های بشری سرمشق قرار گیرند، و دستور دهند، و راهنما تهیه کنند، و کتاب بنویسند، و قانون بگذارند. در این صورت، پیروی از کتاب آسمانی و نبی مرسل، اولی است، یا پیروی از تعدادی فیلسوف و متفکر و قانونگذار بشری، که با همه کمالاتی که دارند، دارای هزار گونه نقصند و نارسایی تشخیصی و عدم شناخت، و گرفتار تفکرات متناقصند و امیال گوناگون، و جحت گیریهای پراکنده؟
304) یا: مستفیضهای مفیض (فیضگران فیض بخش)، و مفیضهای مستفیض (فیض بخشان فیضگیر).
305) اگر بخواهیم، با اصطلاحات اهل عرفان سخن بگوییم، می توانیم گفت: سر ولی مطلق، واسطه فیض اقدس است، و قلب او، واسطه فیض مقدس. چنانکه در معرفتی دیگر، می گوییم: قالب او، مربی صور نوعیه است. این بنده، به حقایق شناختی، در معرفت آثار ولایت، در منظومه ای به عربی، اشاراتی آورده ام، اینک سه بیت از آن منظومه:
قالبه مصور الانواع - و قلبه واسطه الابداع
قالبه مفیض انواع الصور - و قلبه سر نفاذات القدر
لولاه ما معنی نزول الامر - فی کل عام فی لیالی القدر
- ادبیات وتعهد در اسلام، ص 135 - 137.
306) اگر بخواهیم، با اصطلاحات اهل عرفان سخن بگوییم، می توانیم گفت: سر ولی مطلق، واسطه فیض اقدس است، و قلب او، واسطه فیض مقدس. چنانکه در معرفتی دیگر، می گوییم: قالب او، مربی صور نوعیه است. این بنده، به حقایق شناختی، در معرفت آثار ولایت، در منظومه ای به عربی، اشاراتی آورده ام، اینک سه بیت از آن منظومه:
قالبه مصور الانواع - و قلبه واسطه الابداع
قالبه مفیض انواع الصور - و قلبه سر نفاذات القدر
لولاه ما معنی نزول الامر - فی کل عام فی لیالی القدر
- ادبیات و تعهد در اسلام، ص 135 - 137.
307) سوره اسراء (17)، آیه 111.
308) یعنی که او، بدون وجود حجت، نمی تواتنست وجود داشته باشد. و این امر، مربوط به تقدیر الاهی و تنظیم ازلی است، که اینچنین است. خداوند خود اینچنین قرار داده و اینچنین خواسته است.
309) اصول کافی، کتاب الحجه، باب الارض لاتخلو من حجه، حدیث 1 - 13.
310) کتاب نقص، چاپ محدث ارموی - مقدمه، ص 6.
311) بیان الفرقان، ج 5، نیز کفایه الموحدین، ج 3.
312) نهج البلاقه، ص 1158.
313)
314)
315) -
316) -
317) -
318) به پا نوشت صفحه 193، شماره 3 رجوع شود.
319) حتی درباره وضع حاضر نیز، بسیاری از اطلاعات، از راه نقل به دست می آید. اکثریت غالب بشر امروز، آنچه را درباره دیگر کشورها و مردمان، و اشیای جهان، و وضع و احوال دیگران می دانند، از راه نقل می دانند، نه اینکه خود دیده باشند.
320) حتی کتابهایی ویژه احوال آنان نوشته اند، که ذکر برخی از آن کتابها خواهد آمد.
321) این کلمه، در قرآن کریم نیز به کار رفته است: سوره فاطر (35)، آیه 11.
322) در گذشته 279 هجری قمری.
323) در گذشته 279
324) ص 310

325) ص 333 (یا: 345).
326) بین 350 - 360.
327) 381 هجری قمری.
328) ص 460
329) ص 597
330) ص 630
331) ص 732
332) مولف پر کاپر اثر، در گذشته 204.
333) تاسیس الشیعة لعلوم الاسلام - تالیف علامه سید حسن صدر کاظمینی، ص 238.
334) در گذشته 250.
335) چاپ داراحیاء الکتب العربیة، قاهر (1916)، به تحقیق عبدالمنعم عامر.
336) در گذشته 1111 هجری قمری.
337) ص 1320
338) ص 1371
339) چاپ نجف (1385).
340) صفحات 161 - 214.
341) در اینجااشاره می کنیم که در تواریخ و اطلاعات مربوط به ایران باستان نیز، از معمر ین و دراز عمرانی چند یاد شده است، که با صرف نظر کردن از تقاصیل می توان، بطور اجمال، وجود، مصادیقی از این پدیده را در فوم ایرانی نیز - تحقق یافته دانست.
342) شیعه چه می گوید، ص 343، چاپ سوم.
343) این رساله از جمله، در آغاز کتاب البرهان فی علامات مهدی آخر زمان - تالیف عالم و مجدث معروف اهل سنت، علی بن حسام الدین متقی هندی (در گذشته 975) به چاپ رسیده است، از صفحه 5 تا 45، چاپ قم، با تحقیق و تعلیقات فاظل متتبع گرانقدر، و از جمله مصححان دقیق و صدیق متون احادیث، آقای علی اکبر غفاری.
344) و همانند او نیز می دانسته. و اکنون نیز اگر باشد می دانند.
345) نمونه ای از این اعترافات خواهد کرد
346) بیان الفرقان، ج 5، 11 - 12
347) سوره اسراء 17، !آیه 85.
348) در این کتاب نمی خواهم به نقل شواهدی در این باره بپردازم. همین اندازه یاد می کنم که در همین ایام، در رسانه های گروهی اعلام داشتند که اندازه ماههای زحل کوچکتر از آن در آمده است که تاکنون معتقد بوده اند. ملاحظه می کنید! این موضوعی است که در معرض حس است و با تلسکوپ مشاهده می شود، وقتی این موضوع چنین باشد، هزاران موضوع دیگر، که به ملیونها سال پیش می رسد، و دیگر امور و موضوعات دور از حس و...چگونه خواهد بود؟ پس در عین اینکه باید به این اطلاعات ارج نهاد، نباید به آنها مغرور شد، و حکم را کلی گرفت، و سخن علم روز را، در همه مراحل و مسائل، سخن نهایی دانست. هرگز چنین نیست.
349) فلسفه علمی، ج 2، ص 117، چاپ جیبی.
350) کتاب پیشین، ج 2، ص 155.
351) کتاب پیشین، ج 2، ص 264. در این باره، در کتابهای تواریخ علوم، در زیستنامه های دانشمندان علوم تجربی، و در اقوال آنان در کتابهای فیزیک و فلسفه، و فلسفه علمی، مطالب بسیار می توان دید.
352) سخن یکی از ریاضیدانان بزرگ فرانسوی، نکاهی به تاریخ فردا - دکتر علی شریعتی، مجموعه آثار، ج 31، ص 277.
353) الاشارات و التنبیهات همراه شرح خواجه نصیر طوسی و شرح فخر رازی، جز 2، ص 143، چاپ مصر 1325ه.ق.
354) بزرگان فلسفه، ص 412.
355) فلسفه علمی، ج 2، ص 162.
356) آثار الباقیه، ص 78 - 84، چاپ زاخاو، لایپزیک 1878.
357) یعنی طول عمر، در غیر مهدی علیه السلام اتفاق افتاده و محقق شده است، چون چنین است، استبداد نمودن طول عمر در مورد مهدی علیه السلام، جهل محض است.
358) فصول خاجه طوسی، ص 38، انتشارات دانشگاه تهران.
359) یا به تعبیر دیگر: یک نهاد (دین خدا)، که دورو دارد، روی صامت آن قرآن است و روی ناطق آن امام.
360) البته گرفتن یکی از دو نهاد هدایت و رها کردن دیگری، خیالی بیش نیست. آنان که - به اصطلاح خود - قرآن را گرفته اند، قرآن را نیز رها کرده اند. زیرا قرآن، پیروی از امام را گرفته اند و دم از محبت امام می زنند، و قرآن و عمل به قرآن را رها کرده اند، امام را نیز رها کرده اند، زیرا امام، عمل به قرآن را لازم دانسته است. این دو طایفه، از روی تدلیس و برای اغفال جامعه، و سوار شدن بر دوش مردم، اینگونه سنگر گرفته اند، یکی قرآن را سنگر قرار داده است، و یکی دمم زدن از امام و محبت امام را بدون عمل به قرآن و احکام قرآن و اخلاق قرآن و انفاق قرآن و حماسه و جهاد قرآن و عدالت قرآن و تقوای قرآن. گروه نخست خواسته اند تا از نظارت امام بر اجرای احکام قرآن دور مانند، و به نام قرآن هر چه می خاهند بکنند. و گروه دوم خواسته اند تا از عمل به قرآن آسوده باشند، و از قیود دینی و دقایق تکلیفی خلاصی جویند.

361) در فصل هشتم نیز، در این باره، مطالبی گذشت.
362) از جمله رجوع کنید به تلخیص الشافی - تالیف شیخ الطایفه ابو جعقر طوسی.
363) چنانکه از روایات ائمه طاهرین علیه السلام استفاده می شود.
364) باز هم تاکید می کنم، مسئله شرایط و کم و کیف شرایط و جامع شرایط بودن، و چگونگی این جامعیت هیچگاه نباید مورد غفلت قرار گیرد.
365) در این باره، در فصل نهم نیز، مطالبی گذشت، ملاحظه شود.
366) در تاریخ الغیبه الصغری، در این باره، مطالبی سودمند آمده است.
367) نهج البلاغه، نامه 31 (وصیت نامه، به امام حسن علیه السلام ).
368) خصال شیخ صدوق، ص 142، چاپ قدیم.
369) سوره آل عمران (3)، آیه 109، و...
370) سوره انعام (6)، آیه 57، و...
371) تفسیر البرهان، ج 4، ص 487.
372) البته جامعه اسلامی به طور کلی - چه شیعه، چه سنی - باید اینگونه باشد، یعنی مقاومت پیشه، نه تسلیم پذیر. اسلام این است. لیکن برادران اهل سنت، و علمای آنان در کشورهای دیگر، چگونه اند، و چه فکر می کنند، و چطور در برابر ظالمان و جباران، و نوکران بی شخصیت اجانب ساکتند، والعیاذ بالله، اینگونه کسان را اولوالعمر قرآن می دانند، نمی دانم؟! شاید هم آنگونه نبوده اند، وبعد از این نیز آنگونه نباشند.
373) اصول کافی، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام....
374) ترجمه تفسیر طبری، ج 1، ص 268.
375) در فصل نهم نیز صفحه 169 به بعد، دراین باره مطالبی گذشت، نگریسته شود. در فصل سیزدهم نیز مطالبی چند که تکمیل کننده این مسائل و این مباحث است، خواهد آمد. با هم ملاحظه شود.
376) سوره نساء 4، آیه 5.
377) بویژه حضوری که هم اکنون، به دست آمده است.

378) سوره نسا 4، آیه 135.
379) سوره انفال 8، آیه 60.
380) در فصل بعد نیز، در این باره، سخن خواهیم گفت.
381) در فصل بعد نیز، در این باره، سخن خواهیم گفت.
382) در فصل پیش مطالبی گذشت که تایید سخنان این فصل است. و در اینجا مطالبی ذکر می شود که تاکید بر آنهاست. با هم ملاحظه شود.
383) وسائل الشیعه، ج 11، ص 10.
384) مردم ما نمونه های این وضع را در دوره آن دو مطرود دیدند.
385) چنان چه این میسیونها و میسیونرها، در رژیم سابق مطرود، در این کشور مظلوم، حضور داشتند!
386) چنان چه این میسیونها و میسیونرها، در رژیم سابق مطرود، در این کشور مظلوم، حضور داشتند!
387) اینکه از این تفکر جدایی دین از سیاست کفرآمیز تعبیر می کنم، برای این است که معنای اسن طرز تفکر، این است که خدا بر فرد حاکمیت دارد اما بر جمع ندارد. جامعه را باید سیاستمداران اداره کنند، آنهم چه بر طبق مقررات و احکام خدا، و چه بر خلاف آن. این، شرک و کفر است، زیرا انسان دو حاکمیت را پذیرفته است، حاکمیت خدا، و غیر خدا. و این همان خروج از حکومت الله است و گرفتار شدن به حکومت طاغوت. البته برخی از کسانی که از فکر جدایی دین از سیاست دم می زنند، می دانند چه می گویند، و برای چه می گویند - چنانکه در بالا اشاره کردیم. و برخی نیز هستند که نمی توانند مطلب به کجا می کشد.
388) بلکه تکلیف انسانی هر انسانی...
389) در باره لزوم تاسیس حکومت دینی، از جمله، احادیث و مطالبی، در کتاب فی الانتظار الامام آمده است دیده شود.
390) البته آنچه گفتیم، چیزی است که باید باشد نه اینکه در همه جای جهان اکنون چنین هست. به سخن دیگر: در یک جامعه ایدئولوژ یک، باید حاکمیت از آن ایدئولوژی و مکتب فکری غالب باشد، و دیگر افکار و عقاید، در سطح فکر و عقیده، آزاد باشد، اما می نگریم که چنین نیست، جوامع و ژریمهایی چند که خود را انقلابی و طرفدار انسانها معرفی می کنند، با اختناقی بی نظیر، عقیده و فکر مخالف را له می کنند، و بدینگونه خط بطلان بر انسان و انسانیت می کشد، اگر چه در مقام تبلیغ هر چه می توانند کردار ناشایسته خود را، به گونه ای دیگر جلوه می دهند. و کاه برخی از این کشورها، در کشوری دیگر، جمعی را روی کار می آورند، و سپس بدون هیچ حقی، نیروی نظامی در آن کشور پیاده می کنند، و پاسخ حقوق و اعتقادات توده های انسانی را، با آتش و سرب می دهند؟! و جای تعجب است که با این وضعی که خود آنان دارند - مثلا رفتار شوروی در افغانستان - طرفدارانش، اگر در نظام اسلامی با مبارزه مسلحانه مخالفت شود، داد و فریاد به راه می اندازد! این، مایه شگفتی است و نشانه بی آزرمی.
391) در اینجا توجه می دهم که در این روزگار می شود بلکه لازم و ضروری است که این رهبری رهبر جامع و همه جانبه، شورایی باشد، که البته، در عین شورایی بودن رهبری، رهبری واحد، و دارای مواضع واحد است: موضع اسلامی.
392) در اینجا توجه می دهم که در این روزگار می شود بلکه لازم و ضروری است که این رهبری رهبر جامع و همه جانبه، شورایی باشد، که البته، در عین شورایی بودن رهبری، رهبری واحد، و دارای مواضع واحد است: موضع اسلامی.
393) در اینجا توجه می دهم که در این روزگار می شود بلکه لازم و ضروری است که این رهبری رهبر جامع و همه جانبه، شورایی باشد، که البته، در عین شورایی بودن رهبری، رهبری واحد، و دارای مواضع واحد است: موضع اسلامی.
394) در این رساله، در مقام معرفی نایب امام، عالم ربانی تعبیر کرده ام، نه مجتهد عادل، گمان می کنم درست هم همین باشد. مفهوم عالم، وسیع تر و جامع تر از مفهوم مجتهد است در اصطلاح دوران اخیر،. همچنین به کار بردن کلمه ربانی، برای شامل شدن چهار قیدی است که در روایت معروف آمده است:
1 - صائنا لنفسه،
2 - حافظا لدینه،
3 - مخلفا علی هواه،
4 - مطیعا لامر مولاه.
بزرگان نیز، ملکه قدسیه تعبیر کرده اند. و این، همان حیات باطنی و قلبی است، که عدالت به معنای ترک کبیره و عدم اصرار بر صغیره، در جنب آن، مرتبه ای پایین است. به هر حال، باید میان نایب و منوب عنه، شباهتی باشد. این شباهت در گرو حیات باطنی عالم است و ربانی بودن او، نه حفظ اصطلاحات و مطالب و تحقیق در آنها، و نه حتی داشتن ملکه عدالت، به معنای اصطلاحی.
395) وقتی بنا شد همه کارها برای خدا باشد، باید همه کارها به صورت صحیح انجام پذیرد، و هیچ خلافی و خطایی در آنها نباشد - و اگر باشد بر طرف شود - و هیچ خود بینی و هواپرستی در آنها راه نیابد، و همواره انسان مفید باشد که قلب خود را - متوجه خدا نماید، و نیت را خالص کند، تا بشود که برای خدا لله باشد.
396) سوره نسا 4آیه 141.
397) مجله مجموعه حکمت، شماره 1 و 2 سال 3.
398) اکمال الدین، ج 2، ص 357 - 358، بحار الانوار، ج 52، ص 128.
399) المحاسن برقی، ص 262، بحار الانوار، ج 52، ص 131.
400) المحاسن، بحار الانوار، ج 52، ص 126.
401) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار ج 52، ص 141.
402) صفحه 215 را نیز ببینید!
403) سوره نمل 27، ظآیه 83.
404) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 135.
405) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 140.
406) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 140.
407) از ابیات قصیده بائیه هاشمیات، از کمیت بن زید اسدی، در گذشته سال 126 هجری قمری.
408) از شاعران بزرگ، و حماسه سرای کهن، حکیم ابوالقاسم فردوسی.
409) الغیبه، شیخ طوسی، بحار الانوار، ج 52، ص 130.
410) کردار پاک، همان اعمال صالح دینی و اجتماعی و اخلاق والای اسلامی است، و افکار تابناک، همان آرمان نورانی و مقدس انتظار، یعنی: اینکه حق ظهور کند، و عدالت جهانگیر گردد، و بشریت نجات یابد.
411) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 140.
412) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 366.
413) و امید است که اکنون نیز چنین باشد، بویژه در میان جوانان...
414) چنانکه در این روزگار، از دم مسیحایی امام خمینی، حق، و فداکاری در راه حق، چون خون، همه وجود گروههای بسیاری از جوانان ما و مردم ما را گرم کرده است - خدا را شکر...این چگونگی خدایی، باید، همواره، محفوظ یماند، و در حال تجلی و اقدام باشد، تا چون هنگام و هنگامه ظهور رسید، و طلایع دولت مهدی علیه السلام آشکارا گشت، مردمان ما، بویژه جوانان شجاع مسلح ما، در رده یاران او قرار گیرند، و کار را برای آن امام بزرگ مهیا سازند، و دشمنان او را بر اندازند، و پرچم حکومت او را بر افرازند.
415) صهحه 317 - 318 را ببینید!.

416) بصائر الدرجات، بحار الانوار، ج 52، ص 124.
417) احتجاج، طبرسی، بحار الانوار، ج 25، ص 122.
418) سوره نحل 16، آیه 90.
419) در برخی از بخشهای آینده همین فصل، در این باره باز سخن خواهیم گفت، و یاد آوریهایی خواهیم کرد.
420) المحاسن، برقی، بحار الانوار ج 52، ص 130.
421) الغیبه، شیخ طوسی، بحار الانوار، ج 52، ص 131.
422) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 131 - 134.
423) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 131 - 134.
424) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 131 - 134.
425) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 131 - 134.
426) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 131 - 134.
427) بحار الانوار ج 52، ص 133.
428) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 354.
429) مجله سخن: دوره 20، ص 126.
430) البته با توجه به این موضوع، که مقصود از شمشیر آخته و تیز، سلاح دفاعی و سلاح تهاجمی مناسب با هر زمان است، و باید رد هر زمان، از بهترین و کارآترین نوع اسلحه آن زمان باشد. اگر این است که حلال محمد حلال الی یوم القیامه، و حرام محمد حرام الی یوم القیامه، اگر این است و این حلال و این حرام، تا رستاخیز هست، باید همواره، آن را در هر زمان پاس داشت. و پاسداری، در هر زمان، بر طبق امکانات و وسایل همان زمان خواهد بود.
431) معنای صبر در اینجا این نیست که ظلم و فساد اجتماعی را بپذیرد و در برابر آن ساکت باشید، و سلطه یهود و نصاری را - که بص قرآن رد و طرد شده است - قبول کنید، و خود، در عصر غیبت، برای تسلط بر سرنوشت خود و اجرای احکام دینی خود قدمی بر ندارید، بلکه معنای صبر، این است که درباره رسیدن مهدی علیهم السلام و ظهور او، و تشکیل حکومت او، عجله به خرج ندهید، و از دوری دوره انتظار بی تاب و توان نگردید، که طول کشیدن آن، حکومت است، و رسیدن آن، حق...و خواهد رسید.
432) نهج البلاغه، ص 457 - 458 و...
433) نهج البلاغه، ص 457 - 458 و...
434) نهج البلاغه، ص 1263.
435) مقصود این است که امر به معروف و نهی از منکر کردن نترسید، که این کار باعث نمی شود که اجل شما زودتر برسد و خطر متوجه شما گردد، بلکه اجل وقتی که باید برسد می رسد، و اگر هنگام آن نرسیده باشد نخواهد رسید، چه امر به معروف و نهی از منکر بکنید، و چه نکنید و از این دو تکلیف الاهی سرباز زنید. همچنین انجام دادن این دو تکلیف، موجب زیان مالی و کم شدن روزی کسی نیز نمی شود.
436) بحار الانوار، ج 52، ص 307.
437) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 238.
438) تفسیر العیاشی، ج 1، ص 65، بحار الانوار، ج 52، ص 223.
439) در این حدیث، مشارکت متعهدانه زنان مسلمان، در حرکتهای اجتماعی مطرح گشته است.
440) تفسیر العیاشی ج 1، ص 65، بحار الانوار، ج 52، ص 223.
441) تفسیر العیاشی، ج 1، ص 65، بحار الانوار، ج 52، ص 291.
442) خصال، بحار الانوار، ج 52، ص 317.
443) بحار الانوار، ج 52، ص 364.
444) در احادیث رسیده است که مهدی، نخست به انطاکیه می رود، و از غاری در آنجا، تورات موسی نسخه اصلی، را بیرون می آورد...عصای موسی و انگشتری سلیمان نیز در آن غار است. بحار الانوار، ج 52، ص 390. آنچه در ماخذ، درباره انطاکیه آمده است، با موضوع یاد شده مناسب است: ...انطاکیه کنونی انطاکیه، در جنوب ترکیه، بر رود اورونتس، نهر العاصی، 22 کیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد. فقط قسمت کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است. از شهر قدیم، باروهات آباره، تئاتر و قلعه ای باقی است. در کاوشهایی که در آنجا و در اطرافش به عمل آمده موزائیکهای عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است. جام بزرگ انطاکی، که در 1910 به دست آمده، به زعم بعضی، همان جام مقدس است.
445) الغدیر، ج 2، ص 354.
446) الغدیر، ج 2، ص 355.
447) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 139.

448) الغیبه، نعمانی بحار الانوار، ج 52، ص 358.
449) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 359.
450) مفاتیح الجنان - فصل زیارتهای حضرت صاحب الامر، علیه السلام.
451) ملحمه، در استعمالات جدید عرب، به معنای اشعار و منظومه های حماسی بلند است، مانند آثار هومر و فردوسی.
452) صفحه 102 و صفحه 105 - پانوشت - دیده شود.
453) الغیبة، بحارالانوار، ج 52، ص 246، و 251، و 388.
454) امالی الشیخ الطوسی، بحارالانوار، ج 52، ص 123، و 317.
455) آمالی الشیخ الطوسی، بحارالانوار، 52، ص 123.
456) ظاهراً (علاوه بر دیگر اسرار)، آراء علمی، اعتقادی، سیاسی، نظامی و تشکیلاتی نیز مقصود است. امروز نیز این این امر می توان برای ما و جامعه ما - به ملاحظاتی - مهم باشد، و موارد عملی داشته باشد.
457) خصال، بحار الانوار ج 52، ص 123.
458) دعوات الراوندی، بحار الانوار، ج 52، ص 145.
459) مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 110 - 111.
460) مسند احمد حنبل ج 3، ص 37، منتخب الاثر، ص 147، بحار الانوار، ج 51،ص ص 81 و 92.
461) کشف الغمه، بحار الانوار ج 51، ص 84.

462) بحار الانوار، ج 52، ص 39.
463) البته پیداست که مقصود در اینجا حکمی کلی نیست، نا ارزش و مقام شماری وارستگان نادیده گرفته شود؛ لیکن در دین خدا مجامله نیست، و باید واقعیت نیز گفته شود.
464) نهج البلاغه، ص 1242.
465) وسائل الشیعه، ج 6، ص 4.
466) نهج البلاغه، ص 57.
467) باید برای رفع مسئولیت دینی و نویسندگی و سیاسی و اجتماعی و انقلابی یاد کنم که آنچه تا کنون در این باره مطرح گشته، وعظ و تذ کارهایی یش نبوده است، و در مقام عمل و قانونگذاری و تصویب و اجرا، برای رفع تبعیضهای ناحق و اجرای عدالت اجتماعی و عمل کردن به روح اسلام، در سیاست مالی اسلامی اقدامی در خور نشده است.
468) در محیطهای غیر اسلامی نیز، مقاومت خواهد بود، و جماعتها و قدرتهای از آنان، در برابر مهدی (علیه السلام) خواهند ایستاد. این مقاومتها باید با مقاومتهای طرفداران مهدی در هم بشکند و نابود گردد.
469) اکمال الدین، بحار الانوار، ج 52، ص 192، 283، 307.
470) بحار الانوار، ج 52، ص 309.
471) سوره نساء 4، آیه 102.
472) در ماههای اول انقلاب، در کتاب تفسیر آفتاب، درباره آمادگی نظامی و لزوم تشکیل ارتش اسلامی و... مطالبی نوشته ام. اکنون خوشحالم که تا حدود زیادی به بسیج عمومی توجه می شود. امید است که این فصل اقدامی، هر چه بیشتر بگسترد، و قوام یابد، و اصولی شود، و استحکام پذیرد، و شایداری و غیر غابل تزلزل گردد.
473) بحار الانوار، ج 52، ص 308.
474) در گذشته 975، ذکر کتاب وی در صفحه 73 نیز گذشت.
475) البرهان، ص 147، 152.
476) صفحه 70، پانوشت شماره 1 نیز دیده می شود.
477) البیان فی اخبار صاحب الزمان، بحار الانوار، ج 51، ص 87. این حدیث، از جمله، در کتاب البرهان متقی هندی نیز نقل شده است، ص 147.
478) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 252. مشرق که در احادیث مهدی آمده است، مراد از آن، مشروق کشورهای اسلامی است، در مقیاس قرنهای اولیه اسلام. بنابر این، این تعبیر منطبق است با سرزمین خراسان و همچنین قسمتهای شرق تا نواحی مرکزی ایران. موید قسمت اول، این است که در پاره ای از احادیث، بصراحت نام خراسان آمده است. موید قسمت دوم انطباق بر نواحی مرکزی ایران نیز تصریحاتی است که در برخی احادیث رسیده، و از جمله در حدیثی خراسان الکوفه، گفته شده است البرهان متقی هندی، ص 150. آنچه درباره طالقان و رجالی از طالقان که یاران مهدی (علیه السلام) خواهند بود، آمده است نیز موید همین مطلب است. طالقان هم با اینکه در جغرافیای قدیم اسلام، دوسه طالقان نام برده شده است، به احتمال قوی، مراد از آن، همین طالقان معروف و آبادیهای مربوط به آن است، که در ناحیه مرکزی ایران قرار دارد. در این باره به کتاب خوب و سودمند الممهدون للمهدی - ع
- نیز مراجعه کنید.
479) مقصود از این، همین بخش اخیر سخن بالاست که قیام کنندگانی قدرتی به دست می آورند، و قدرت و حکومت و امکانات خود را بتمام به مهدی می سپارند. و گرنه دیگر مسائل و لزوم آمادگی - حتی آمادگی نظامی و تسلیحاتی - که تا کنون یاد شد، در احادیث بسیار رسیده است، و قطعی است و جای تردید ندارد.
480) الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 52، ص 243. حدیثی قریب به همین معنی، در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان - تالیف شافعی نیز، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، روایت شده است.
481) بحار الانوار، ج 51، ص 185 و...
482) از جمله، در زیارت اربعین؛ و در زیارت ربانی آیات به صورت و نصرتی معده لکم آمده است.ظ
483) زیارت جامعه.
484) در آثار و اخبار و گفتار بزرگان رسیده است که علما و اهل بحث با حضرت مهدی (علیه السلام) به هنگام ظهور، در - می افتند و با استناد به قرآن و تاویل و توجیه احکام قرآن به مقابله با وی بر می خیزند. امام نیز در سخنان روز مبعث 1404 این مطلب را لحنی شدید و به تعبیر تکفیر کردن امام بیان داشتند. تصور نمی رود که این درگیری بر سر مسائلی از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد باشد؛ تجربه روزگار اخیر نشان می دهد که اینگونه درگیریها بر سر اجرای عدالت اجتماعی و بر قرار ساختن اصل مساوات و مواسات اسلامی خواهد بود. در بحار ج 52، ص 362، حدیث 131، نقل از کتاب غیبت نعمانی؛ و ص 381، حدیث 192، نقل از تهذیب شیخ طوسی، نیز به این امر تصریح شده است. لیکن آنچه مایه خوشوقتی است این است که در آن روزگار، مدافع حقوق محرومان و استیفاگر حق مستضعفان شمشیر قدرتمند آن امام منتقم است نه قلم بی قدرت آگاهان و انساندوستان...
485) بحار الانوار، ج 52، ص 390.
486) نجم الثاقب، ص 77.
487) حکیم المعره - تالیف دکتر عمر فروخ، ص 78.
488) عصر حکومت مهدی (علیه السلام) را باید عصر حکومت عقل. پیشتر یاد کردیم که در آن روزگار، عقل انسان کمال می یابد، و سراسر عقل رحمانی می شود. آتیه انسانیت باید به این نقطه کمال برسد، یعنی نقطه ای که زندگی انسان در آن مرحله، زندگیی الاهی باشد. و این به کامل شدن عقل بستگی دارد. برخی از متفکرین غیر مذهبی نیز به این حقیقت پی برده اند، و آن را پیش بینی کرده اند. چنانکه ار جمله یکی از متفکران فرانسوی می گوید:
روزی بیاید که خخورشید تنها بر مردان آزاد بتابد و مردان آزادی که فقط عقل بر آنان حکومت کند. روزی که دیگر مردم از ستمگران و بردگان و راهبان و وسایل احمقانه و ریاکارانه اینان سخنی نشنوند جز در کتابهای تاریخ یا نمایشها.
- تکوین الهقل الحدیث، ج 1، ص 536، چاپ بیروت.
489) سوره انبیا(21)، آیه 105.
490) صفحه 273 را ببینید!
491) از: عبد العلی نگارنده، انجمن ادبی فردوسی - مشهد.
492) سوره زمر 39، آیه 69.
493) مقصود: شهادت در برابر غیب است.
494) اصول کافی ج 1، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، حدیث 2.
495) صفحات 143 تا 148 نیز دیده شود.
496) صفحه 181 به بعد نیز دیده شود.
497) بحار الانوار، ج 51، ص 59 و ج 52، ص 305، 315.
498) بحار الانوار، ج 53، ص 9.
499) کامل الزیارات، بحار الانوار، ج 52، ص 328.
500) قال ابو عبدالله جعفر ابن محمد (علیه السلام): بینا شیان علی ظهور سطوحهم نیام، اذا توافوا الی صاحبهم، فی لیله واحده، علی غیر میعاد، فصبحون بمکه، الغیبه، نعمانی، بحار الانوار، ج 2، ص 370. از این حدیث استفاده می شود که ظهور، در فصل تابستان، واقع می شود.

501) اکمال الدین، علل الشرایع، بحار الانوار، ج 52، ص 91، و 51، 73.
502) اکمال الدین، بحار الانوار، ج 52، ص 91.
503) عیون اخبار الرضا، کفایه الاثر، بحار الانوار، ج 51، ص 252، 109.
504) نجم الثاقب، ص 93.
505) بحار الانوار، ج 52، ص 93.
506) در گذشته به این مطلب اشاره کردیم صفحه 275 و 287 به بعد و در اینجا، به دلیل اهمیت این یاد آوری، دوباره بدان باز گشتیم.
507) چنانکه در روایات مورد اشاره نیز رسیده است که تا در آسمان و زمین حرکتی پدیدار نگشته است تو نیز دست به حرکتی نزن، این تعبیر اشاره است به همانقیام جهانی. یعنی مسلمان برای چنان قیامی که سراسر جهان را بگیرد و پر از توحید و عدل کند، باید منتظر آمدن پیشوایی آن قیام باشد. و این به معنای رفع تکالیف سیاسی و اجتماعی، در عصر غیبت و نفی مبارزه با ظلم و بدبینی، و عدم لزوم جلوگیری از هتک مقدسات و محو اسلام نیست - چنانکه در بالا یاد شد.
گذشته از اینها، مسئله لزوم آمادگی است، که در صفحات گذشته شرحی در آن باره آوردیم. و آمادگی از قومی ساخته است که در میدان اجتماع و سیاست و مبارزه حضور داشته باشد.
508) چنانکه در روایات مورد اشاره نیز رسیده است که تا در آسمان و زمین حرکتی پدیدار نگشته است تو نیز دست به حرکتی نزن، این تعبیر اشاره است به همانقیام جهانی. یعنی مسلمان برای چنان قیامی که سراسر جهان را بگیرد و پر از توحید و عدل کند، باید منتظر آمدن پیشوایی آن قیام باشد. و این به معنای رفع تکالیف سیاسی و اجتماعی، در عصر غیبت و نفی مبارزه با ظلم و بدبینی، و عدم لزوم جلوگیری از هتک مقدسات و محو اسلام نیست - چنانکه در بالا یاد شد.
گذشته از اینها، مسئله لزوم آمادگی است، که در صفحات گذشته شرحی در آن باره آوردیم. و آمادگی از قومی ساخته است که در میدان اجتماع و سیاست و مبارزه حضور داشته باشد.
509) صفحات 106، 177 - 178 نیز دیده می شود.
510) و بنا بر برخی احادیث، جمعه.
511) تجری الملاحم علی بدیه...، بحارالانوار، ج 51، ص 83.
512) الاحتجاج، بحارالانوار و ج 52، ص 280.
513) این بخشها، از: سلام بر آل یاسین، تا اینجا، از: دعاها و زیارتهای حضرت صاحب الامر - (علیه السلام) اقتباس شده است - مفاتیح الجنان.