فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

4 - چونان محمد (ص)

مهدی (علیه السلام) چنان چون جد خویش محمد (صلی الله علیه و آله) که در ظلمات جاهلیت قیام کرد، در دل فسادها و تباهیها و ظلمتهای آخر الزمان قیام می کند. و این پیشوایی محمدی، و دادگستر علوی،، و مصلح طالبی، و شورشگر فاطمی، و انقلابی حسینی، و مربی جعفری، و امام موسوی، و قائد رضوی، و حجت عسکری، با عصای موسی، و انگشتری سلیمان پدیدار می گردد. او به روز عاشورا خروج می کند، در حالی که پرچم پیامبر را در دست دارد، و زره پیامبر را به تن و عمامه پیامبر را به سر، و شمشیر پیامبر را در دست... و 313 تن از یاران خاص او - به شمار یاران پیامبر در جنگ بدر - گرداگرد او جای دارند، آنان که حاکمان زمانند و وارثان زمین.
همچنین مومنان نیرومند،(499) و جوانان سلحشور شیعه، در خدمت اویند.(500) و زمان چنان از شادی سرشار می گردد، که مردگان نیز، در عالم ارواح، به شادمانی می پردازند، و از خرمی به وجد می آیند.
و بدینسان او - با اسم خدا - در آید، و همه سوی جهان را، از عدل و داد، و فروغ و برهان، و نجات و ایمان، سرشار می سازد.

5 - افشای راز بزرگ

چون چنین شود، و مهدی به در آید، راز بزرگ نمایان شود، و رمز سترگ گشوده اید. و آن حکومت، که خدا را در غایب شدن حجت خویش بود، پرده از رخ بر گیرد، چنانکه حکمت کار خضر (علیه السلام) برای موسی (علیه السلام)، پس از انجام یافتن و به پایان رسیدن کار آشکار گردید.(501) در تعالیم گفته اند:
وجه الحکمة فی غیبته، وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله - تعالی ذکره -...ان هذا الامر، امر من امر الله، و سر من سر الله، و غیب من غیب الله. و متی علمنا انه - عزوجل - حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمه، و ان کان وجهها غیر منکشف لنا.(502)
- امام صادق (علیه السلام) فرمود: حکمت غیبت مهدی، همان حکمتی است که در غیبت پیامبران و حجج الاهی پیشین وجود داشته است...این غیبت، امری از امور الاهی، و سری از اسرار خدایی، و رازی از رازهای ربانی است. ما وقتی بدانیم که خدای عزوجل حکیم است، تصدیق می کنیم که همه کارهای او از روی حکمت است، اگر چه آن حکمت و مصلحت را خود تشخیص ندهیم، و به آن راز پی نبریم.

6 - خاور انوار

بدینگونه، با ظهور مهدی، فروغ ازلی تابیدن می گیرد، و شعشعه قدس سر مدی پرتو افشان می گردد. مهدی، مرکز اسرار ربوبی و خاور انوار ازلی است. مهدی، جلوه حقیقة الحقایق است، و خود، عصاره العصارات است. مهدی است که بر او حله های قدسی در پوشیده اند، و اشعه انوار عالم قدس، از آن پیکره پاک، همواره، می تابد: علیه جیوب النور، تتوقد بشعاع ضیاء القدس.(503) و اوست تجلی تام، و حجاب ازلی قدیم، چنانکه در زیارت او می خوانیم: السلام علی حجاب الله الازلی القدیم.(504) و آن امام را، در حال غیبت، به خورشید تشبیه کرده اند، که در پس ابر باشد. در این تشبیه وجوهی چند ملحوظ است. یکی از آن وجوه را، علامه مجلسی، چنین یاد کرده است:
نور وجود، و علم، و هدایت، به وسیله مهدی (علیه السلام) به خلق می رسد، زیرا که به احادیث بسیار ثابت شده است که محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) علل غایی ایجاد خلقند. بنابر این، اگر آنان نبودند، نور وجود و تحقق به دیگران نمی رسید. معارف واقعی و حقایق راستین نیز، به برکت آنان، و توسل جستن به ایشان، به کسان اضافه می شود، همچنین بلاها و گرفتاریها به فیض آنان بر طرف می گردد. اگر ایشان نبودند، مردم، با این اعمال قبیح، مستحق همه گونه عذاب بودند - چنانکه در قرآن کریم فرموده است: و ما کان الله لیعذبهم وانت فیهم تا تو ای پیامبر، در میان مردمی، خدای آنان را عذاب نمی کند. و ما خود، بارها و بارها، تجربه کرده ایم، که به هنگام پیچیدگی کارها، و افتادن دشواریها، و دور شدن از درگاه خدا، و قطع شدن آثار فیوضات الاهی، همینکه به آنان توسل جسته ایم، و آل محمد (صلی الله علیه و آله) را واسطه قرار داده ایم، به اندازه ارتباط معنویی که در آن حال حاصل شده است، مشکلات حل شده و بر طرف گشته است. و آنان که چشم دلشان به فروغ ایمان روشن است، این چگونگی را در می یابند.(505)