فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

3 - دیدار پیامبران

انسان سرگشته آخر الزمان، که از همه مسلکها و قدرتها نومید گشته است، در طلب آرمان رهایی می خروشد، و در جستجوی پناهی روحی و معنوی، و تکیه گاهی وجدانی و فطری، به هر سو می دود. انسان سر گشته آخر الزمان، نومید از همه جا، در اشتیاق دیدار پاکان و نیکان می سوزد، و در غرقاب تحیرها و تطاولها، به امید طلوع طلیعه ای غیبی، روز می شمارد. این انسان سر گشته، به خاطرات معنویی که تاریخ، از مربیان الاهی و مشعلداران نجات دارد، می اندیشد، و همواره، در آرزویی شنیدن فریاد یکی از آنان، یا دیدن چهره منجیی از آن منجیان، می شکیبد و رنج می برد. در چنین انسانی، آیا نمی خواهد آدم و نوح و ابراهیم را ببیند؟ آیا بشریت، در چنین روزگاری، نمی خواهد فریاد موسی و عیسی و محمد را بشنود؟ چرا می خواهد...
و این فریاد را از حلقوم مهدی می شنود:
چون مهدی به در آید، به مسجد الحرام رود، و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد، و دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد بر آورد:
ای مردمان! منم یادگار آدم، و یادگار نوح و یادگار ابراهیم، و یادگار اسماعیل...منم یادگار موسی، و عیسی، و محمد...منم یادگار پیامبران...منم وارث آدم، و گزیده نوح، و خلاصه ابراهیم، و عصاره محمد. منم صاحب قرآن و زنده کننده سنت...(497)
ای توده های خلایق، ای مردم عالم!
هر کس می خواهد آدم و شیث را ببیند، منم آدم و منم شیث...
هر کس می خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، منم نوح و منم سام...
هر کس می خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، منم ابراهیم و منم اسماعیل...
هر کس می خواهد موسی و یوشع را ببیند، منم موسی و منم یوشع...
هر کس می خواهد عیسی و شمعون را ببیند، منم عیسی و منم شمعون...
هر کس می خواهد محمد و علی را ببیند، منم محمد و منم علی...
هر کس می خواهد حسن و حسین را ببیند، منم حسن و منم حسین...
هر کس می خواهد امامان دیگر را ببیند، منم امامان دیگر...
فریاد مرا پاسخ گویید، من شما را از همه چیز آگاه می کنم، آنچه می دانید و آنچه نمی دانید...هر کس کتابهای آسمانی را می شناسد گوش فرا دهد...
آنگاه مهدی (علیه السلام)، به خواندن کتابهای آسمانی می پردازد، و صحیفه آدم (علیه السلام)، و شیث (علیه السلام)، و نوح (علیه السلام)، و ابراهیم (علیه السلام)، را می خواند، و هم تورات و انجیل و زبور را...و سپس قرآن کریم را...(498)

4 - چونان محمد (ص)

مهدی (علیه السلام) چنان چون جد خویش محمد (صلی الله علیه و آله) که در ظلمات جاهلیت قیام کرد، در دل فسادها و تباهیها و ظلمتهای آخر الزمان قیام می کند. و این پیشوایی محمدی، و دادگستر علوی،، و مصلح طالبی، و شورشگر فاطمی، و انقلابی حسینی، و مربی جعفری، و امام موسوی، و قائد رضوی، و حجت عسکری، با عصای موسی، و انگشتری سلیمان پدیدار می گردد. او به روز عاشورا خروج می کند، در حالی که پرچم پیامبر را در دست دارد، و زره پیامبر را به تن و عمامه پیامبر را به سر، و شمشیر پیامبر را در دست... و 313 تن از یاران خاص او - به شمار یاران پیامبر در جنگ بدر - گرداگرد او جای دارند، آنان که حاکمان زمانند و وارثان زمین.
همچنین مومنان نیرومند،(499) و جوانان سلحشور شیعه، در خدمت اویند.(500) و زمان چنان از شادی سرشار می گردد، که مردگان نیز، در عالم ارواح، به شادمانی می پردازند، و از خرمی به وجد می آیند.
و بدینسان او - با اسم خدا - در آید، و همه سوی جهان را، از عدل و داد، و فروغ و برهان، و نجات و ایمان، سرشار می سازد.

5 - افشای راز بزرگ

چون چنین شود، و مهدی به در آید، راز بزرگ نمایان شود، و رمز سترگ گشوده اید. و آن حکومت، که خدا را در غایب شدن حجت خویش بود، پرده از رخ بر گیرد، چنانکه حکمت کار خضر (علیه السلام) برای موسی (علیه السلام)، پس از انجام یافتن و به پایان رسیدن کار آشکار گردید.(501) در تعالیم گفته اند:
وجه الحکمة فی غیبته، وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله - تعالی ذکره -...ان هذا الامر، امر من امر الله، و سر من سر الله، و غیب من غیب الله. و متی علمنا انه - عزوجل - حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمه، و ان کان وجهها غیر منکشف لنا.(502)
- امام صادق (علیه السلام) فرمود: حکمت غیبت مهدی، همان حکمتی است که در غیبت پیامبران و حجج الاهی پیشین وجود داشته است...این غیبت، امری از امور الاهی، و سری از اسرار خدایی، و رازی از رازهای ربانی است. ما وقتی بدانیم که خدای عزوجل حکیم است، تصدیق می کنیم که همه کارهای او از روی حکمت است، اگر چه آن حکمت و مصلحت را خود تشخیص ندهیم، و به آن راز پی نبریم.