فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2 - مسیح المسایح

مهدی، مسیح مسیحها مسیح المسایح و موعود موعودها است. او نجم ثاقب است و ستاره طالع. او امام ارض است و رب ارض. قرآن کریم فرموده است:
واشرقت الارض بنور ربها(492)
- زمین از فروغ رب پرورنده خویش روشن است.
دانایان علم قرآن گفته اند: ربها یعنی: امامها - زمین از فروغ امام ساکن در زمین روشن است. مقصود از رب، در آیه مذکور امام است.
این نور که از امام است و زمین از آن روشن است، چه نور وجود باشد، یا نور شهادت،(493) یا نور ظاهری، خود یکی دیگر از شئون سببیت امام است. در گذشته، به مسائلی در این باره، اشاره کردیم. در اینجا حقیقتی بزرگ و تعلیمی سترگ، از تعالیم آل محمد (صلی الله علیه و آله)، مفسران واقعی قرآن، می آوریم. حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، ضمن یک سخنرانی، که در آن، درباره شناخت امامت و امامان، حقایقی بیان کرده است، از جمله، فرموده است:
ان الله - عزوجل - اوضح بائمة الهدی، من اهل بیت نبینا، عن دینه. وابلج بهم عن سبیل منهاجه. و فتح بهم عن باطن ینابیع علمه. فمن عرف من امة محمد - (صلی الله علیه و آله) - واجب حق امامه، وجد طعم حلاوة ایمانه، و علم فضل طلاوة اسلامه. لان الله - تبارک و تعالی - نصب الامام علما لخلقه، و جعله حجة علی اهل موادة و عالمه، والبسه الله تاج الوقار، و غشاه من نور الجبار. یمد بسبب الی السماء، لا ینقطع عنه مواده، و لا ینال ما عند الله الا بجهه اسبابه، و لا یقبل الله اعمال العباده الا بمعرفته...(494)
- خدای عزو جل، به وسیله پیشوایان هدایت، از خاندان پیامبر، دین خویش آشکار ساخت، و راه روشن خود نمایان فرمود، و سرچشمه های پوشیده علم خویش بگشود. اکنون هر یک از مسلمانان وظیفه خود را در برابر امام بشناسد، طعم شیرین ایمان را خواهد چشید، و شکوه همه جا گیر اسلام را خواهد دید. زیرا خدای متعال، امام را، برای مردمان چنان درفش راه یاب نصب کرده است، و او را دلیل و پیشگام مردم جهان قرار داده است. خدا تارک امام را با تاج وقار مزین داشته، و او را در شعشعه انوار کبریایی غرق ساخته است. امام به آسمان متصل است، و هیچ چیز از دسترس او بدور نیست. و همه چیز از خدا به خلق نمی رسد، مگر با وساطت او. و اعمال بندگان پذیرفته نمی شود، مگر با معرفت او.
سه توضیح:
1 - اینکه در این حدیث فرخنده آمده است که هر مسلمانی با شناخت وظیفه خود، در برابر امام، طعم شیرین ایمان خود را خواهد چشید، و شکوه همه جاگیر اسلام را خواهد دید، اشاره است به اهمیت رهبری، هم در تربیت صحیح فرد، و هم در رشد مکتبی اجتماع. فرد هنگامی یک مسلمان بصیر و یک مومن آگاه تواند بود، و طعم شیرین ایمان آگاهانه خویش را خواهد چشید، که تحت تربیت درست رهبری کامل قرار گیرد، و درست تربیت شود.(495) همچنین مکتب اسلام هنگامی همه جا گیر خواهد شد، و شعاع شکوهمند آن گسترش خواهد یافت تکه رهبریی کامل و عادل، و آگاه و خالص، در راس باشد، یعنی: همان امامت حقه. جهانگیر شدن اسلام، در پرتو امامت خواهد بود و بس.
2 - اینکه در بخش آخر حدیث - از آنچه در اینجا نقل شد - آمده است که اعمال بندگان خدا پذیرفته نمی شود مگر با معرفت امام، این معرفت همان معرفت واجب حق الامام است، که در آغاز حدیث نیز ذکر شد: فمن عرف من امه محمد (صلی الله علیه و آله) واجب حق امامه. و شناختن حق واجب امام، شناختن وظیفه ای است که هر مسلمان در برابر امام دارد. و آن وظیفه، شناختن خط امامت است و قرار گرفتن در آن خط، و تلاش کردن بر طبق موازین آن خط، و آن هدایت و آن تعلیم. دین خدا این است. و عمل صالح، عملی است که بر طبق میزان دین انجام پذیرد. و میزان دین امام است. در غیر این صورت، اعمال، یک سلسله حرکات و سکنات و یک رشته زحمتها و کوششهایی است که ربطی به جریان کلی هدایت پیدا نمی کند و با میزان الاهی منطبق نمی گردد. از این - روست که مقبول واقع نمی شود. زیرا شخص عامل، در صورتی که پیرو دقیق خط الاهی امامت نباشد، آنچه را خواسته اند نکرده است، بلکه آنچه را خود خواسته، یا جریانها و مسلکها...به او القاء کرده اند، انجام داده است. و آنچه مقبول است عمل صالح است، و صالح بودن عمل، علاوه بر صحیح بودن ظواهر آن، به جوهر داشتن آن است. و جوهر عمل، انطباق عمل است با میزان الاهی.(496) و امام، میزان اعمال است.
برای روشن تر شدن این موضوع و نزدیک شدن آن به اذهان، مثالی می آوریم: فرض کنید کسی عضو حزبی است. این شخص باید کارها و فعالیتهای خویش را، طبق دستورات و برنامه ریزیها و خط دادنهای حزب و رهبران حزب انجام دهد. در غیر این صورت، کارها و فعالیتهای او در ارتباط با حزب، ارزشی ندارد. انسان مومن وارد حزب خدا می شود. این است که باید اعمال او، بر طبق خط حزب خدایی و بر طبق دستور رهبران الاهی باشد، تا ارزش داشته باشد، و در جهتی که باید قرار گیرد، و قبول شود، و موجب حرکت او به سوی خدا و قرب او به خدا گردد.
3 - اینکه در حدیث شریف آمده است که لاینال ما عند الله الا بجهة اسبابه هر چه از خدا برسد به سبب امام می رسد، اشاره بلکه تصریح است به واسطه بودن امام در همه فیوضات الاهی، فیض وجود، فیض بقا، فیض نعمت و فیض هدایت، همه و همه. ما در گذشته، درباره وساطت در فیض مطالبی گفتیم. این برداشتها و تلقیها، بر پایه معارف حقه قرآن و حدیث است. این جمله حدیث، موید آن مطلب است. و تعبیر بجهة اسبابه، اشاره به قلمرو وسیع و کائناتی نفوذ و سببیت امام است، و تصرف امام در سراسر جهان اسباب، که مساوی است با جهان ماسوی الله. این معرفت عظیم، شایسته دقت و تامل، و تلقی و تحمل است.

3 - دیدار پیامبران

انسان سرگشته آخر الزمان، که از همه مسلکها و قدرتها نومید گشته است، در طلب آرمان رهایی می خروشد، و در جستجوی پناهی روحی و معنوی، و تکیه گاهی وجدانی و فطری، به هر سو می دود. انسان سر گشته آخر الزمان، نومید از همه جا، در اشتیاق دیدار پاکان و نیکان می سوزد، و در غرقاب تحیرها و تطاولها، به امید طلوع طلیعه ای غیبی، روز می شمارد. این انسان سر گشته، به خاطرات معنویی که تاریخ، از مربیان الاهی و مشعلداران نجات دارد، می اندیشد، و همواره، در آرزویی شنیدن فریاد یکی از آنان، یا دیدن چهره منجیی از آن منجیان، می شکیبد و رنج می برد. در چنین انسانی، آیا نمی خواهد آدم و نوح و ابراهیم را ببیند؟ آیا بشریت، در چنین روزگاری، نمی خواهد فریاد موسی و عیسی و محمد را بشنود؟ چرا می خواهد...
و این فریاد را از حلقوم مهدی می شنود:
چون مهدی به در آید، به مسجد الحرام رود، و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد، و دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد بر آورد:
ای مردمان! منم یادگار آدم، و یادگار نوح و یادگار ابراهیم، و یادگار اسماعیل...منم یادگار موسی، و عیسی، و محمد...منم یادگار پیامبران...منم وارث آدم، و گزیده نوح، و خلاصه ابراهیم، و عصاره محمد. منم صاحب قرآن و زنده کننده سنت...(497)
ای توده های خلایق، ای مردم عالم!
هر کس می خواهد آدم و شیث را ببیند، منم آدم و منم شیث...
هر کس می خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، منم نوح و منم سام...
هر کس می خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، منم ابراهیم و منم اسماعیل...
هر کس می خواهد موسی و یوشع را ببیند، منم موسی و منم یوشع...
هر کس می خواهد عیسی و شمعون را ببیند، منم عیسی و منم شمعون...
هر کس می خواهد محمد و علی را ببیند، منم محمد و منم علی...
هر کس می خواهد حسن و حسین را ببیند، منم حسن و منم حسین...
هر کس می خواهد امامان دیگر را ببیند، منم امامان دیگر...
فریاد مرا پاسخ گویید، من شما را از همه چیز آگاه می کنم، آنچه می دانید و آنچه نمی دانید...هر کس کتابهای آسمانی را می شناسد گوش فرا دهد...
آنگاه مهدی (علیه السلام)، به خواندن کتابهای آسمانی می پردازد، و صحیفه آدم (علیه السلام)، و شیث (علیه السلام)، و نوح (علیه السلام)، و ابراهیم (علیه السلام)، را می خواند، و هم تورات و انجیل و زبور را...و سپس قرآن کریم را...(498)

4 - چونان محمد (ص)

مهدی (علیه السلام) چنان چون جد خویش محمد (صلی الله علیه و آله) که در ظلمات جاهلیت قیام کرد، در دل فسادها و تباهیها و ظلمتهای آخر الزمان قیام می کند. و این پیشوایی محمدی، و دادگستر علوی،، و مصلح طالبی، و شورشگر فاطمی، و انقلابی حسینی، و مربی جعفری، و امام موسوی، و قائد رضوی، و حجت عسکری، با عصای موسی، و انگشتری سلیمان پدیدار می گردد. او به روز عاشورا خروج می کند، در حالی که پرچم پیامبر را در دست دارد، و زره پیامبر را به تن و عمامه پیامبر را به سر، و شمشیر پیامبر را در دست... و 313 تن از یاران خاص او - به شمار یاران پیامبر در جنگ بدر - گرداگرد او جای دارند، آنان که حاکمان زمانند و وارثان زمین.
همچنین مومنان نیرومند،(499) و جوانان سلحشور شیعه، در خدمت اویند.(500) و زمان چنان از شادی سرشار می گردد، که مردگان نیز، در عالم ارواح، به شادمانی می پردازند، و از خرمی به وجد می آیند.
و بدینسان او - با اسم خدا - در آید، و همه سوی جهان را، از عدل و داد، و فروغ و برهان، و نجات و ایمان، سرشار می سازد.