فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

31 - دولت جهانگیر

حکومت و فرمانروایی، حق آسمانی مرد برتر است. و زمین روزی جای مرد برتر خواهد بود.
یکی از ویژگیهای مشهور دولت مهدی موعود، جهانگیر بودن آن است. حکومت مهدی (علیه السلام)، شرق و غرب عالم را فرا می گیرد، و آبادیی در زمین نمی ماند مگر اینکه گلبانگ محمدی، از آن بر می خیزد، و سراسر گیتی از عدل و داد آکنده می شود. در آن حکومت، همه جا و همه چیز، پیرو حق و تابع عدل می گردد. در این باره، احادیث بسیار رسیده است، از پیامبر اکرم و ائمه طاهرین، اکنون به نقل حدیثی معتبر می پردازم، زیرا که حقایق معارف، همان معارف قرآن و حدیث است و لاغیر.
...یملک القائم ثلا ثمائة سنة، ویزداد تسعا، کما لبث اهل الکهف فی کهفهم. یملا الارض عدلا وقسطا، کما ملئت ظلما و جورا، فیفتح الله له شرق الارض و غربها، و یقتل الناس حتی لایبقی الا دین محمد...(485)
- قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله)، 309 سال حکومت می کند، به همان مقدار که اصحاب کهف، در کهف ماندند. او زمین را - همانگونه که از ستم و بیداد سر ریز خواهد کرد. خداوند، شرق و غرب جهان را برای او خواهد گشود. او مردمان را می کشد تا دین جز دین محمد اسلام باقی نماند...
این حدیث - که بخشی از آن نقل شد - در کتب و ماخذ حدیثی قدیم، از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)، روایت شده است. چنانکه شیخ جلیل، فضل بن شاذان از عالمان و متفکران و محدثان سده سوم هجری نیز، این حدیث را در کتاب الغیبه خویش از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) نقل کرده است. علامه حاج میرزا حسین نوری نیز، به معتبر بودن این حدیث تصریح فرموده، و اضافه کرده است که فضل بن شاذان، حدیث صحیح دیگری، به همین مضمون، روایت کرده است.(486)
باری، احادیث درباره جهانگیر شدن دولت مهدی بسیار است. و این امر، واضح و معروف است. او جهان را پهنه فریاد لا اله الا الله - محمد رسول الله می سازد. در حکومت مهدی، خردها کمال می یابد. بدنها سالم و زیبا می شود. قدرتها و نیروها فزون می گردد. عدل و داد همه گیر می شود. غنا و بی نیازی به همه جا می رسد. احکام خدا در همه جهان به اجرا در می آید. همه - کس حتی جوانان و بانوان خانه دار از علم دین بهره مند می شوند. عدالت آفاقی و انفسی پهنه گیتی را سرشار می سازد. برکات آسمان - بطور کامل - نازل می گردد. برکات زمین - بطور کامل - بیرون داده می شود. حیوانات بیابان در آرامی و آرامش زندگی می کنند، و از یکدیگر زیان نمی بینند، و در سرشاری طبیعت غرق می گردند. روابط انسانی، به بالاترین و عالیترین و پاکترین نوع خود می رسد، و...و...اینها همه، چنان معروف است، و از قدیم معروف بوده است، که شاعر و متفکر معروف عرب، ابوالعلای معری نیز، در این باره چنین می گوید:
متی یقوم امام یستقید لنا - فیعرف العدل اجبال و غیطان.(487)
- آن امام که انتقام ما را از ستمگران خواهد گرفت کی قیام خواهد کرد؟
تا با قیام او، کوهها و بوستانها نیز، واقعیت عدالت را بشناسد.
این مطلب و مسائل، درباره قیام موعود، مشهور است و معروف. قلمرو حکومت مهدی (علیه السلام)، محدود به ممالک اسلامی نیست، بلکه محدود به جهان بشریت نیز نیست، زیرا تعبیر معروف احادیث، یملا الارض... است - چنانکه در پیش اشاره کردیم - و ارض، از جهان، به اصطلاح جامعه شناسی، اعم است. گذشته از اینها همه، ظاهر شدن ولی اعظم خدا، در میان بشر تبه صورت رهبر و حاکم و معلم، و تکیه گاه و مرجع، تاثیرات ولایتی و باطنی عمده ای دارد، که به برخی از آنها در احادیث اشارت رفته است. در آن روزگار، ماهیت زمان دگرگون می شود، و حقیقت لحظه ها از حضور ازلیت سرشار می گردد، فطرتها زنده می شود و خردها کمال می یابد، و...و این شمه ای از چگونگی حال جهان، و زمان، و انسان است، در عصر ظهور موعود، و حکومت موعود...
بنابراین، ظهور، دارای سه حضور بیمانند است:
1 - حضور آفاقی.
2 - حضور انسانی.
3 - حضور فطری.
حضور آفاقی، تاثیر حاکمیت ظهور است در همه آفاق جهان.
حضور انسانی، گسترش حکومت مهدی است در همه سوی زندگی انسان در کره ارض.
و حضور فطری، نفوذ حکومت و تعالیم مهدی است در خردها و فطرتها و شکفتن فطرتها و خردهاست، در پهنه حیات و شناخت و تکلیف.(488) این است آن حکومت جهانگیر، در گستره آفاق، در سرزمین انسانیت، و در ارض فطرت. پس از این مقدمه، می خواهم به یک غفلت، یا سفاهت، یا شیطانت، اشاره کنم. ببینید! ممکن است گاه، مصلحی الاهی از بدبینی و فساد بیتاب شود، و از ذلت انسان و محرومیت رنج برد، و به وظایف دینی و قرآنی و حکومت اسلامی خود عمل کند، و به پا خیزد، و جامعه ای را بیدار کند، و در مردم حماسه دین و شهامت اسلامی بدمد، و با ظلم و ظالمان در افتد، و حکومت آنان را واژگون سازد، و سپس در محدوده قیام خویش و منطقه خویش مظاهر دین را بزرگ دارد، و حکومتی دینی تاسیس کند، و تا حد و امکان به وظایف خویش عمل نماید، و گروهی نیز به کمک او بخیزند، و در راه ایجاد محیطی اسلامی گام بردارند، اکنون آن غفلت، یا سفاهت، یا شیطنت، این است که کسی یا کسانی بپندارند - و چه بسا اظهار دارند - که اینها دخالت در قلمرو کار امام غایب است، او باید بیاید و همه جا همه چیز را درست کند، ما به چنین اموری مکلف نیستیم.
باید به اینگونه کسان، اگر به هم برسند - و امید است به هم نرسند - گفت:
1 - مگر اقدام رفع ظلم و بدبینی و بی ناموسی، از جامعه کوچک - در مقیاس جهان - و کوشش برای عملی شدن احکام اسلامی در آن جامعه، به معنای درست کردن همه چیز است و همه جا؟!
2 - مگر کسانی که اقدام می کنند، و در میان آنان عالم و رهبری بزرگ وجود دارد، این اقدام، در اثر تشخیص تکلیف اسلامی نیست؟!
3 - مگر مبارزه با ظلم و حفظ حدود دینی و اسلامی، در همه وقت، وظیفه انسان مسلمان نیست؟
4 - مگر مسلمان محو دین و شیوع فساد و ظلم را ببیند و ساکت بنشیند؟! 5 - مگر - بنابر احادیث - مباید جامعه منتظر، از هر نظر، آماده ظهور و انقلاب مهدی (علیه السلام) باشد؟
6 - مگر نباید عقاید نسلهای منتظر محفوظ بماند، و امکانات آنان در اختیار مهدی (علیه السلام) باشد؟
7 - مگر نباید یاران مهدی - که همواره بر 313 تن نخستین افزوده می شوند - از میان شیعه معتقد و جامعه منتظر مومن فداکار و جوانان معتقد و شجاع و آگاه از فنون جنگ و مبارزه فراهم آیند؟
8 - مگر این مورد و مسائل، جز با تمرین و آمادگی و داشتن امکانات صحیح اسلامی، امکان پذیر است؟!
9 - و مگر حفظ هسته اصلی تشیع برای رسیدن به ایام ظهور بزرگ لازم نیست؟
10 - پس از همه اینها، این اقدامات و اصلاحات، همه و همه، به منزله روشن کردن شمعی است در شبی ظالمانی و دیجور، در گوشه ای از جهان، و ظهور مهدی به منزله طلوع خورشید جهانتاب است در عالم. آیا روشن کردن شمعی در شب دیجور، در گوشه ای از جهان، مقدمه طلب و توجه به خورشید است یا مزاحم طلب و طلوع خورشید؟ زهی نادانی؟!
اینکه فرموده اند جهان پر از ظلم و جور خواهد شد، معنایش این نیست که نباید حتی در گوشه ای از جهان، قومی متدین و حکومتی دینی باشد، و نباید عده ای مومن و تربیت یافته و فداکار وجود داشته باشند که دور مهدی را بگیرند. اگر جز این است پس اینهمه روایات که می گوید: مهدی از مردم کمک می طلبد، یا احادیثی که می گوید، شیعه، در عرصه ظهور، چه می کند، و چه مسیری را می پیماید چیست؟ ما در گذشته این اوراق و فصلها، احادیثی در این باره آوردیم، و تعالیمی نقل کردیم، که همه و همه، نادرستی طرز فکر یاد شده را و مبتذل و واهی بودن آن را روشن می دارد. از جمله حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آوردیم که خوشا به حال آن کس که قائم را درک کند، در حالی که پیش از قیام او نیز، به وی اقتدا کرده باشد. کسانی که قائم را درک کنند، در حالی که پیش از قیام او نیز، به او اقتدا کرده باشند و تابع دین او و دین اجداد او باشند کیانند؟ همچنین در احادیث رسیده است که هنگامی که از قیام قائم آگاه شدید خود را به او برسانید، اگر چه بدن خود را به روی برف بکشید. یا: هنگامی که قائم خروج کند، شیعیان ما از همه شهرها، خود را به او می رسانند. اینها همه حاکی است از اینکه شیعه، به هنگام طلوع طلایع دولت حقه، حضور دارد، و باید سستی روا ندارد، و به کمک مهدی در آید. در این صورت، اگر ما شیعه و مسلمانان، دارای قدرتی متشکل و نیرومند و با ساز و برگ باشیم، و سپاه و ارتشی مجهز و مومن، و نیروهای مردمی وسیع و کارآو مسلح داشته باشیم، آیا بهتر نیست؟ آیا بهتر نیست که ما حکومت حقه ای تشکیل داده باشیم، و سپس همه آن امکانات را در اختیار حرکت آخرالزمان قرار دهیم، و به یاری مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله) بشتابیم، و فریاد استنصار او را پاسخ در خور بدهیم؟ اینکه در احادیث آمده است که پرچمهایی یا سپاهانی و سردارانی به هم می رسند، و مقدمات کار را برای غلبه مهدی (علیه السلام) آماده می کنند، شاید موید همین مسائل باشد. به هر حال خوب است کسانی که مرد میدان حماسه ها و خطر کردنها نیستند، روحیه دیگران را ضایع نکنند. در تشیع آنچه هست، الحیاة تحت ظلال السیوف است (زندگی در سایه شمشیرها)، و هیهات منا الذله است، و طلب معالی الامور، چنگ انداختن در قله های بلند والاییها و عظمتها...

23 - خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد

...ان الارض یرثها عبادی الصالحون.
سالها پیش، هنگامی که رساله کوچک خورشید مغرب - در مشهد - چاپ می شد، در آنجا این عبارت را نوشتم، نوشتم: خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد. و حال که از آن روزگار، نزدیک به 20 سال می گذرد، باز سخنم همان است، و دعوتم همان، و شعارم همان، خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد. مگر قرآن کریم، بصراحت، نمی گوید:
...ان الارض یرثها عبادی الصالحون.(489)
- حکومت زمین سر انجام به دست بندگان صالح ما خواهد افتاد.
این بندگان صالح چه کسانیند؟ اینان از زمین می رویند؟ یا از آسمان می بارند؟ نه، هیچکدام، بلکه شیعه مهدی اند. شیعه مهدی همان شیعه آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، همان قومی که منتظر ظهور مهدی اند، همان منتظران، همانان که پیش از قیام مهدی نیز، اقتدای به مهدی می کنند.(490) و آیا اقتدای به مهدی، جز داشتن صلاح و عمل صالح است؟ و آیا خلقی که اقتدای به مهدی (علیه السلام) کند، جز خلق صالح تواند بود، پس خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد. در فصلهای اخیر، بویژه فصل انتظار، تا حدود زیادی این مسائل روشن گشت. روشن گشت که انتظار، چه تعهد بزرگ، و چه تکلیف عظیمی است. روشن گشت که انتظار، چه خودسازیها، و چه آمادگی ها می طلبد. اینها و مطالب چندی دیگر، بر اساس تعالیم دین و احادیث پیامبر اکرم و ائمه طاهرین، روشن شد، دیگر تکرار نمی کنم. خوب است خوانندگان باز هم به آن صفحه ها برگردند، و دوباره و سه باره، آنها را - باتامل و ژرفنگری - مرور کنند.
در همان روزگار چاپ رساله خورشید مغرب، جوانی از دوستان دانشجو از من پرسید: این عبارت یعنی چه، خلقی که در انتظار ظهور مصلح است، خود باید صالح باشد؟ اگر خود صالح باشد چه نیازی به مصلح دارد؟ گفتم: پاسخ این سوال در ی نکره خلقی است. نمی گوییم جهان سراسر باید صالح باشد، تا بگویند پس چه نیازی به مصلح؟ و پیداست که جهان مقارن ظهور، سراسر، آکنده است از فساد و ستم و تباهی و تجاوز و عدوان. بلکه می گوییم، در میان این جهان آکنده از ستم و جور، و مملو از گناه و فسق و فساد، که همه جا را تاریکی تباهیها و تجاوزها و فجورها و تطاولها و عدوانها گرفته است، و مردمان همه غرقند در منجلاب انحطاط بزرگ، و از قدرت الاهی، و نیروی غیبی، و اسرار عالم بیخبرند و غافل، و از دین خدا و احکام انبیا دورند و منحرف، در چنین جهانی، و در چنین حال و احوالی، آن دسته و آن قوم که به - خدا مومند، و به غیب و ایمان به غیب معترفند، و خود را اهل دین می شمارند، و امام غایب ناظر بر کردارها را باور دارند، و خویشتن را شیعه آن امام می دانند، و جزء جوهر اصلی دینشان، عمل صالح است، و خود، منتظرند و شب و روز چشم براهند، تا آن امام برسد، و جهان را از ظلم و فساد و تباهی برهاند، و به صلاح باز آورد، و پیوسته در دعاهای خویش می خوانند که: خدایا ما را از یاران آن امام قرار ده!، و ندبه می کنند، و توسل می جویند، و آن امام مصلح را می طلبند، اینچنین قومی - در میان جهان بزرگ فساد و ظلم و بیخبری - نباید خود منحرف و غرق در فساد و تجاوز و ستم به یکدیگر باشند، نباید غافل و بیخبر خود منحرف و غرق در فساد باشند، خلاف منطق انتظار مصلح است. بلکه چنین قومی باید خود صالح باشند، و پیش از ظهور مهدی نیز به او اقتدا نمایند چنانکه در حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود و بر طبق رضای آن امام عمل کنند، و به آرمانهای که مقدس می شمارند، یعنی: نشر صلاح و عدل در همه جهان، خود پایبند باشند...
چنین قومی باید خود صلاح باشند تا با مصلح سنخیت داشته باشند، و در ادعای خود صادق بشمار آیند؟ و چون مصلح ظاهر شود، بتوانند در کنار او قرار گیرند، و از یاوران پرهیزگار و امین او باشند، و با کمک او صلاح و فلاح را در جهان بگسترانند. این قوم و این ملت، باید در میان دریای متلاطم بشریت، جزیره ای باشند نمودار آرمانی که از آن دم میزنند، و آن را جوهر دین خود می دانند، و چشم براهند که امامشان بیاید، تا آن چگونگی را، به کمک و رهبری او، همه جای جهان گسترش دهند...
آری، روزی، گروهی از مردم جهان، به امامت و رهبری مهدی موعود (علیه السلام)، وارثان زمین، و حاکمان گیتی، و خلفای ارض خواهند شد، اما چه کسانی؟ صالحون؛ ان الارض یرثها عبادی الصالحون. پس، خلقی مع در انتظار ظهور مصلح به سر می برد خود باید صالح باشد...
و اکنون، به طلب خورشید می رویم، و فروغ دامن گستر خورشید...
و الشمس و الضحاها...

فصل چهاردهم: در طلب خورشید