فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

29 - دگروار معنا کردن قرآن، مشکلی بر سر راه مهدی

یکی از مشکلات بزرگ، در طول تاریخ اسلام، سوء استفاده های گوناگون از کتاب خدا بوده است. قرآن کریم، عزیز است و گرامی، و کتاب خداست و وحی آسمان، و یکی از دو نهاد گرانقدر دوثقل، ثقلین است، که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، برای هدایت انسان، بر جای گذاشته است. هر گاه، آیه ای از قرآن خوانده شود، دل هر مسلمان می لرزد. این، عظمت کلام خدا، و اثر وحی ملکوت است. اما افسوس که برخی، از این تاثیر و قداست، سوء استفاده می کنند، قرآن کریم را وسیله قرار می دهند، و دگروار معنا می کنند، و باعث جذب بناحق افراد و اشخاصی بی اطلاع - یا کم اطلاع - می شوند، و آنان را به نام قرآن و بیان قرآن، به انحراف از قرآن و مقاصد قرآن سوق می دهند، و گاه در مقابل قرآن وامی دارند. این مشکل، سر راه امام بزرگ، مهدی موعود، نیز قرار می گیرد، لیکن اینگونه کسان در آن روزگار کاری از پیش نمی برند، و حکومت قاهره مهدویه آنان را یا به راه می آورد، یا از سر راه بر می دارد.(484)
البته باید دانست که مومنان صدیق، و منتظران آگاه، به خلیفه خدا خواهند پیوست، و از سر این امواج فتنه، با کشتی شناخت و ایمان و عمل، بسلامت، خواهند گذشت. این است که باید عقیده ها صحیح، و عملها صالح، و دلها پاک باشد و پاک نگاه داشته شود، و این عقیده و پاکی، نسل به نسل، انتقال یابد، تا مردم در زمان ظهور بتوانند به جریان حق بپیوندند. باید منتظران، در دوران انتظار، چنان ساخته شده باشند، و چنان به خود سازی اهمیت داده باشند، که نه تنها سست و بی تفاوت با طلوع نیر اعظم مواجه نگردند، بلکه چونان شهاب ثاقب، خویشتن را به مهدی (علیه السلام) برسانند، و در صف یاران او جای گیرند، و در بنیان مرصوص خروش آفرینان قبله چون شیر ژیان بخروشند، و در سوختن باطل، چون آتشفشان باشند، و در ریشه کن ساختن ستم، چون سیل دمان، و در یاری حق، چون کوه گران...

30 - حکومت فاطمی

رسایت عظیم مهدی موعود، یعنی مصلح فاطمی، و انقلابی بزرگ، و شورشگر نهایی جهان و تاریخ، این است که یک جهان بشری موحد و بالغ پدید آورد، و صحنه زیست انسان را از همه اصالتهای راستین بیا کند، و یک ارض مملو از عدل و داد پدیدار سازد. بنابر این، دولت مهدی، دولت جهانی است، و حکومت مهدی حکومت ارضی، که اعم است از حکومت جهانی. پس عدالتی که او می آورد، تنها عدالت اجتماعی نیست - چنانکه در پیش نیز گفتیم - بلکه عدالت حیاتی و سیاره ای است، یعنی او در همه پدیده ها، ارزشها، بهره برداریها، بهره بخشیها، و در همه شئون و اقتضاآت این سیاره - آنچنانکه خدا خواسته است - عدالت را بر قرار خواهد کرد. آری، مهدی (علیه السلام) رهبر یک حیات هماهنگ، و یک هماهنگی جاری، و همگونی ژرف، و شکفتن ساری، و نبض عادل، و نظم مینوی خواهد بود. و با ظهور او، سر انجام، جهان پیرو حکومت فاطمی خواهد شد. و مهدی - فرزند بانوی عظمی، فاطمه زهرا (علیه السلام) - بر سراسر اقالیم بشری حکم خواهد راند. و همه صفات پیامبران و مصلحان، در او، تجلی خواهد کرد. و امامی فاطمی، قافله سالار بشریت بزرگ خواهد گشت. و آنجاست که نظر جعفر بن محمد رودکی، پدر شعر فارسی، تحقق خواهد یافت، که به قول معروفی بلخی:
از رودکی شنیدم سلطان شاعران - کاندر جهان، به کسی مگرو، جز به فاطمه

31 - دولت جهانگیر

حکومت و فرمانروایی، حق آسمانی مرد برتر است. و زمین روزی جای مرد برتر خواهد بود.
یکی از ویژگیهای مشهور دولت مهدی موعود، جهانگیر بودن آن است. حکومت مهدی (علیه السلام)، شرق و غرب عالم را فرا می گیرد، و آبادیی در زمین نمی ماند مگر اینکه گلبانگ محمدی، از آن بر می خیزد، و سراسر گیتی از عدل و داد آکنده می شود. در آن حکومت، همه جا و همه چیز، پیرو حق و تابع عدل می گردد. در این باره، احادیث بسیار رسیده است، از پیامبر اکرم و ائمه طاهرین، اکنون به نقل حدیثی معتبر می پردازم، زیرا که حقایق معارف، همان معارف قرآن و حدیث است و لاغیر.
...یملک القائم ثلا ثمائة سنة، ویزداد تسعا، کما لبث اهل الکهف فی کهفهم. یملا الارض عدلا وقسطا، کما ملئت ظلما و جورا، فیفتح الله له شرق الارض و غربها، و یقتل الناس حتی لایبقی الا دین محمد...(485)
- قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله)، 309 سال حکومت می کند، به همان مقدار که اصحاب کهف، در کهف ماندند. او زمین را - همانگونه که از ستم و بیداد سر ریز خواهد کرد. خداوند، شرق و غرب جهان را برای او خواهد گشود. او مردمان را می کشد تا دین جز دین محمد اسلام باقی نماند...
این حدیث - که بخشی از آن نقل شد - در کتب و ماخذ حدیثی قدیم، از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)، روایت شده است. چنانکه شیخ جلیل، فضل بن شاذان از عالمان و متفکران و محدثان سده سوم هجری نیز، این حدیث را در کتاب الغیبه خویش از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) نقل کرده است. علامه حاج میرزا حسین نوری نیز، به معتبر بودن این حدیث تصریح فرموده، و اضافه کرده است که فضل بن شاذان، حدیث صحیح دیگری، به همین مضمون، روایت کرده است.(486)
باری، احادیث درباره جهانگیر شدن دولت مهدی بسیار است. و این امر، واضح و معروف است. او جهان را پهنه فریاد لا اله الا الله - محمد رسول الله می سازد. در حکومت مهدی، خردها کمال می یابد. بدنها سالم و زیبا می شود. قدرتها و نیروها فزون می گردد. عدل و داد همه گیر می شود. غنا و بی نیازی به همه جا می رسد. احکام خدا در همه جهان به اجرا در می آید. همه - کس حتی جوانان و بانوان خانه دار از علم دین بهره مند می شوند. عدالت آفاقی و انفسی پهنه گیتی را سرشار می سازد. برکات آسمان - بطور کامل - نازل می گردد. برکات زمین - بطور کامل - بیرون داده می شود. حیوانات بیابان در آرامی و آرامش زندگی می کنند، و از یکدیگر زیان نمی بینند، و در سرشاری طبیعت غرق می گردند. روابط انسانی، به بالاترین و عالیترین و پاکترین نوع خود می رسد، و...و...اینها همه، چنان معروف است، و از قدیم معروف بوده است، که شاعر و متفکر معروف عرب، ابوالعلای معری نیز، در این باره چنین می گوید:
متی یقوم امام یستقید لنا - فیعرف العدل اجبال و غیطان.(487)
- آن امام که انتقام ما را از ستمگران خواهد گرفت کی قیام خواهد کرد؟
تا با قیام او، کوهها و بوستانها نیز، واقعیت عدالت را بشناسد.
این مطلب و مسائل، درباره قیام موعود، مشهور است و معروف. قلمرو حکومت مهدی (علیه السلام)، محدود به ممالک اسلامی نیست، بلکه محدود به جهان بشریت نیز نیست، زیرا تعبیر معروف احادیث، یملا الارض... است - چنانکه در پیش اشاره کردیم - و ارض، از جهان، به اصطلاح جامعه شناسی، اعم است. گذشته از اینها همه، ظاهر شدن ولی اعظم خدا، در میان بشر تبه صورت رهبر و حاکم و معلم، و تکیه گاه و مرجع، تاثیرات ولایتی و باطنی عمده ای دارد، که به برخی از آنها در احادیث اشارت رفته است. در آن روزگار، ماهیت زمان دگرگون می شود، و حقیقت لحظه ها از حضور ازلیت سرشار می گردد، فطرتها زنده می شود و خردها کمال می یابد، و...و این شمه ای از چگونگی حال جهان، و زمان، و انسان است، در عصر ظهور موعود، و حکومت موعود...
بنابراین، ظهور، دارای سه حضور بیمانند است:
1 - حضور آفاقی.
2 - حضور انسانی.
3 - حضور فطری.
حضور آفاقی، تاثیر حاکمیت ظهور است در همه آفاق جهان.
حضور انسانی، گسترش حکومت مهدی است در همه سوی زندگی انسان در کره ارض.
و حضور فطری، نفوذ حکومت و تعالیم مهدی است در خردها و فطرتها و شکفتن فطرتها و خردهاست، در پهنه حیات و شناخت و تکلیف.(488) این است آن حکومت جهانگیر، در گستره آفاق، در سرزمین انسانیت، و در ارض فطرت. پس از این مقدمه، می خواهم به یک غفلت، یا سفاهت، یا شیطانت، اشاره کنم. ببینید! ممکن است گاه، مصلحی الاهی از بدبینی و فساد بیتاب شود، و از ذلت انسان و محرومیت رنج برد، و به وظایف دینی و قرآنی و حکومت اسلامی خود عمل کند، و به پا خیزد، و جامعه ای را بیدار کند، و در مردم حماسه دین و شهامت اسلامی بدمد، و با ظلم و ظالمان در افتد، و حکومت آنان را واژگون سازد، و سپس در محدوده قیام خویش و منطقه خویش مظاهر دین را بزرگ دارد، و حکومتی دینی تاسیس کند، و تا حد و امکان به وظایف خویش عمل نماید، و گروهی نیز به کمک او بخیزند، و در راه ایجاد محیطی اسلامی گام بردارند، اکنون آن غفلت، یا سفاهت، یا شیطنت، این است که کسی یا کسانی بپندارند - و چه بسا اظهار دارند - که اینها دخالت در قلمرو کار امام غایب است، او باید بیاید و همه جا همه چیز را درست کند، ما به چنین اموری مکلف نیستیم.
باید به اینگونه کسان، اگر به هم برسند - و امید است به هم نرسند - گفت:
1 - مگر اقدام رفع ظلم و بدبینی و بی ناموسی، از جامعه کوچک - در مقیاس جهان - و کوشش برای عملی شدن احکام اسلامی در آن جامعه، به معنای درست کردن همه چیز است و همه جا؟!
2 - مگر کسانی که اقدام می کنند، و در میان آنان عالم و رهبری بزرگ وجود دارد، این اقدام، در اثر تشخیص تکلیف اسلامی نیست؟!
3 - مگر مبارزه با ظلم و حفظ حدود دینی و اسلامی، در همه وقت، وظیفه انسان مسلمان نیست؟
4 - مگر مسلمان محو دین و شیوع فساد و ظلم را ببیند و ساکت بنشیند؟! 5 - مگر - بنابر احادیث - مباید جامعه منتظر، از هر نظر، آماده ظهور و انقلاب مهدی (علیه السلام) باشد؟
6 - مگر نباید عقاید نسلهای منتظر محفوظ بماند، و امکانات آنان در اختیار مهدی (علیه السلام) باشد؟
7 - مگر نباید یاران مهدی - که همواره بر 313 تن نخستین افزوده می شوند - از میان شیعه معتقد و جامعه منتظر مومن فداکار و جوانان معتقد و شجاع و آگاه از فنون جنگ و مبارزه فراهم آیند؟
8 - مگر این مورد و مسائل، جز با تمرین و آمادگی و داشتن امکانات صحیح اسلامی، امکان پذیر است؟!
9 - و مگر حفظ هسته اصلی تشیع برای رسیدن به ایام ظهور بزرگ لازم نیست؟
10 - پس از همه اینها، این اقدامات و اصلاحات، همه و همه، به منزله روشن کردن شمعی است در شبی ظالمانی و دیجور، در گوشه ای از جهان، و ظهور مهدی به منزله طلوع خورشید جهانتاب است در عالم. آیا روشن کردن شمعی در شب دیجور، در گوشه ای از جهان، مقدمه طلب و توجه به خورشید است یا مزاحم طلب و طلوع خورشید؟ زهی نادانی؟!
اینکه فرموده اند جهان پر از ظلم و جور خواهد شد، معنایش این نیست که نباید حتی در گوشه ای از جهان، قومی متدین و حکومتی دینی باشد، و نباید عده ای مومن و تربیت یافته و فداکار وجود داشته باشند که دور مهدی را بگیرند. اگر جز این است پس اینهمه روایات که می گوید: مهدی از مردم کمک می طلبد، یا احادیثی که می گوید، شیعه، در عرصه ظهور، چه می کند، و چه مسیری را می پیماید چیست؟ ما در گذشته این اوراق و فصلها، احادیثی در این باره آوردیم، و تعالیمی نقل کردیم، که همه و همه، نادرستی طرز فکر یاد شده را و مبتذل و واهی بودن آن را روشن می دارد. از جمله حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آوردیم که خوشا به حال آن کس که قائم را درک کند، در حالی که پیش از قیام او نیز، به وی اقتدا کرده باشد. کسانی که قائم را درک کنند، در حالی که پیش از قیام او نیز، به او اقتدا کرده باشند و تابع دین او و دین اجداد او باشند کیانند؟ همچنین در احادیث رسیده است که هنگامی که از قیام قائم آگاه شدید خود را به او برسانید، اگر چه بدن خود را به روی برف بکشید. یا: هنگامی که قائم خروج کند، شیعیان ما از همه شهرها، خود را به او می رسانند. اینها همه حاکی است از اینکه شیعه، به هنگام طلوع طلایع دولت حقه، حضور دارد، و باید سستی روا ندارد، و به کمک مهدی در آید. در این صورت، اگر ما شیعه و مسلمانان، دارای قدرتی متشکل و نیرومند و با ساز و برگ باشیم، و سپاه و ارتشی مجهز و مومن، و نیروهای مردمی وسیع و کارآو مسلح داشته باشیم، آیا بهتر نیست؟ آیا بهتر نیست که ما حکومت حقه ای تشکیل داده باشیم، و سپس همه آن امکانات را در اختیار حرکت آخرالزمان قرار دهیم، و به یاری مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله) بشتابیم، و فریاد استنصار او را پاسخ در خور بدهیم؟ اینکه در احادیث آمده است که پرچمهایی یا سپاهانی و سردارانی به هم می رسند، و مقدمات کار را برای غلبه مهدی (علیه السلام) آماده می کنند، شاید موید همین مسائل باشد. به هر حال خوب است کسانی که مرد میدان حماسه ها و خطر کردنها نیستند، روحیه دیگران را ضایع نکنند. در تشیع آنچه هست، الحیاة تحت ظلال السیوف است (زندگی در سایه شمشیرها)، و هیهات منا الذله است، و طلب معالی الامور، چنگ انداختن در قله های بلند والاییها و عظمتها...