فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

24 - یا لثارات الحسین

یا لثارات الحسین، شعاری است که همیشه در خون شیعه می جوشد، یا لثارات الحسین: بیایید به طلب خون حسین! این شعار شور آور، از ظهر عاشورا، از درون خاک خونین کربلا برخاست، و در جام خورشید ریخت، و به همه چیز رنگ خون زد، شفق خونبار را بیاراست، و فجر بیدار را بیا کند، و در کوهها و هامونها، و دشتها و جنگلها، و نهرها و دریاها و آبادیها و شهرها، و روستاها و دهها، در همه جا و همه چیز، بگسترد، و همه جا و همه وقت، خونها را به جوش آورد، و نهضتها را شکل داد.
این شعار است که همه جا را کربلا کرده است، و همه ماه را محرم، و همه روز را عاشورا... و همین شعار است که بر پرچم شورشیان دوران شورش بزرگ، شورش مهدی نیز، نقش خواهد بست. امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید:
... و رجال کان قلوبهم زبر الحدید، لا یشوبها شک فی ذات الله، اشد من الحجر، لو حملوا علی الجبال لازالوها. لایقصدون برایاتهم بلده الا خربوها. کان علی خیولهم العقبان، یتمسحون بسرج الامام - (علیه السلام) - یطلبون بذلک البرکة، و یحفون به، یقونه بانفسهم فی الحروب، و یکفونه ما یرید فیهم.
رجال لاینامون اللیل، لهم دوی فی صلاتهم کدوی النخل، یبیتون قیاما علی اطرافهم، و یصبحون علی خیولهم، رهبان باللیل، لیوث بالنهار، هم اطوع له من الامه لسیدها، کالمصابیح، کان قلوبهم القنادیل. و هم من خشیة الله مشفقون. یدعون بالشهاده، ویتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله. شعارهم: یالثارات الحسین. اذا ساروا یسیر الرعب امامهم، مسیرة شهر، یمشون الی المولی ارسالا، بهم ینصر الله امام الحق.(473)
-... یاران مهدی، مردانیند پولاد دل، و همه وجودشان یقین به خدا، مردانی سخت تر از صخره ها. اگر به کوههای روی آورند، آنها را از جای بر کنند. درفش پیروزی گر آنان به هر شهر و پایتختی روی نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد. گویی آن مردان عقابان تیز چنگ تبرای تبرک و فرخندگی، دست خویش، به زین اسب امام می کشند، و بدینسان تبرک می طلبند. آنان او را در میان می گیرند، و جان خویش را، در جنگها، پناه او می سازند، و هر چه را اشاره کند، با جان و دل، انجام می دهند. این شیر اوژنان، به شب هنگام نخوابند، و زمزمه قرآن و مناجات خویش، چون صدای زنبوران عسل، در هم اندازند، و تا بامداد به عبادت خدای بایستند، و بامدادان سوار بر مرکبها باشند. آنانند راهبان شب و شیران روز، و آنانند گوش بفرمانان امام خویش. و چنان چون مشعلهای فروزانند، و دلهای منور آنان، بسان قندیلهای نور در سینه هایشان آویخته است.
این مردان، تنها از خدا می ترسند، و فریاد لا اله الا الله و الله اکبر آنان بلند است. و همواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان: یا لثارات الحسین است،: بیایید به طلب خون حسین و یاران حسین! به هر سوی روی آورند، ترس از آنان، پیشاپیش در دل مردان افتد و تاب مقاومت از همه بگیرد. این خدا جویان، دسته دسته، به سوی خداوند یا امام خویش روی آورند. و خدا، به دست آنان، امام حق را یاری می کند.

25 - پرچمهای سیاه خراسان

از روزگاران قدیم، که از مهدی موعود گفتگو شده است، و در احادیثی در این زمینه که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیه السلام) رسیده است، سخن از رایات سود خراسان رفته است، یعنی: پرچمهایی سیاه که از سوی خراسان ایران می آید، و مردیم که با آن پرچمها حرکت می کنند. گفته شده است که آنان در شمار یاران مهدی در می آیند، و او را یاری می کنند، تا حکومت جهانی عدل و داد را پی ریزد، و بر سر کار آورد.
محدث سنی معروف، علاء الدین متقی هندی(474) در کتاب خود، درباره حضرت ولی عصر (علیه السلام)، یعنی: کتاب البرهان، فی علامات مهدی آخرالزمان، یک باب را، ویژه همین موضوع قرار داده است و در آن باب باب هشتم، 26 حدیث، از طریق ابو داود، ابن ماجه، احمد حنبل، ترمذی، طبرانی، حاکم نیشابوری، نعیم ابن حماد، سعید ابن مسیب و...آورده است. در این احادیث، از قول پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیر المومنین (علیه السلام) چنین رسید است:
هرگاه دیدید که رایات سود پرچمهای سیاه از سوی خراسان ایران آمدند، خود را به آن پرچمها برسانید، اگر چه خویشتن به روی برف بکشید، زیرا که مهدی خلیفه الله، در میان آنان است. پرچمها سیاه از سوی خراسان ایران می آیند.
مردمی که با آن پرچمها حرکت می کنند دلهای دارند چنان پاره های پولاد... آنان راهبان شبند و شیران روز...(475)
پیشتر نیز، سخن برخی از اهل سنت را آوردیم که گفته اند: مقصود از این پرچمهای سیاه - که در احادیث آمده است - پرچمهای اصحاب مهدی است، نه پرچمهای سیاهی که با ابومسلم خراسانی بود(476).

26 - قیام زمینه سازان از مشرق

پس از اشاره به ابعاد عمیق پدیده انتظار، ویژگیهای ضروری برای حوزه منتظران، و یاد آوری نقش نیروهای مردمی در ظهور، و اهمیت بسیج عمومی و وجوب آمادگی و مترصد بودن، لازم است به حدیث بسیار مهمی نیز اشاره بکنیم. چه بسا متدینینی، و اهل علم و روحانیونی داشته باشیم که - از سر سستی و سادگی، و عدم تامل و تروی در مسائل اجتماعی و بشری، و حکومتهای موزون الاهی - بپندارند که به هنگام ظهور، همه جای جهان غرق در فساد و بیخبری است حتی سرزمینهای اسلامی و شهرها و آبادی های شیعی، مردمی هستند - اگر چه در مقیاس با مردم سراسر جهان و نفوس کل بشر بسیار اندک - که معتقد به حق، و بصیر در حقند، و چشم به راه مهدی اند، و آماده برای پیوستن به او و کمک و یاری او به سر می برند. با تامل در احادیث و مطالبی که در همین فصل یاد شد، روشن می شود که این مردم منتظران، تا حدودی سازمان یافته اند و دارای تشکیلات و قدرت. و بدون این نتواند بود. یعنی حکم تکلیفی، و سیر رابطه الاهی، و سنتهای جاری خدایی، و قوانین اجتماعی نیز چنین اقتضایی دارد. در چند روایت - که سنی و شیعه نقل کرده اند - آمده است که حتی پیش از ظهور مهدی (علیه السلام)، مردمی قیام می کنند، و مقدمات حکومت مهدی را فراهم می سازند.
حافظ ابو عبدالله گنجی شافعی، محدث معروف اهل سنت، باب پنجم از کتاب خود درباره مهدی (علیه السلام)، یعنی: البیان فی الاخبار صاحب الزمان را، ویژه همین مطلب ساخته، و آن باب را اینسان عنوان کرده است: الباب الخامس، فی ذکر نصرة اهل المشرق للمهدی - علیه السلام -. یعنی: باب پنجم از کتاب، در بیان یاری کردن مردم مشرق است مهدی (علیه السلام) را. او در این باب، این احادیث را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می کند:
یخرج اناس، من المشرق، فیوطئون للمهدی سلطانه.(477)
- مردمی از شرق قیام می کنند، و زمینه حکومت مهدی را فراهم می سازند.
حافظ گنجی، پس از نقل این حدیث، می گوید:
هذا حدیث حسن، صحیح، روته الثقات والاثبات، اخرجه الحافظ ابو عبدالله بن ماجة ، فی سننه.
- این حدیث، حدیثی است حسن و صحیح، که آن را راویان موثق، و عالمان حجت روایت کرده اند. و حافظ ابن ماجه قزوینی، این حدیث را در کتاب سنن صحیح خود آورده است.
در کتابها و مدارک شیعه نیز، این احادیث و مضامین آمده است. و از امام علی (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
شروع کار مهدی، از طرف مشرق است.(478)
در احادیث حضور عجم ایرانیان نیز، در دوره حکومت مهدی (علیه السلام)، یاد گشته است - چنانکه در پیش اشاره شد - و اینها همه حاکی از حضور مردم است در صحنه های گوناگون آن حکومت، و فراهم ساختن مقدمات آن، و دلیل است بر لزوم آمادگی برای رسیدن آن ایام و آن روزگار...
بنابر این، اشکالی که برخی از متفکرین اجتماعی گذشته مطرح کرده اند، که حکومت مهدی (علیه السلام)، چگونه بدون مقدمه و ابتدا به ساکن تحقق می پذیرد، پاسخ داده می شود. این گوینده در همه احادیث و مطالب مربوط به ظهور دقت نکرده است. تحقق یافتن این حکومت چندان هم بدون مقدمه و ابتدا به ساکن نیست. بلکه با مقدمه چینی و زمینه سازی قیامگران مشرق است، و حرکت پرچمهای خراسان و خراسانیان ایرانیان، پس ابتدای به متحرک است: توده مومن بصیر متحرک منتظر...
در اینجا می توان تصور کرد که حتی منتظران، خود پیش از ظهور کامل حق و عدل، از فشار ظلمی که دیده اند، و از بس شاهد هتک احکام و نوامیس بوده اند، در محیط خویش - بنابر تکلیف دینی - به پا می خیزند و قیام می کنند، و تا اندازه ای - اگر چه نسبت به سطح جهان اندک - موفقیتهایی به دست می آورند، و چه بسا حکومتی در گوشه ای از جهان تشکیل دهند. و همین موفقیتها، زمینه هایی می شود برای گرد هم آمدن و به هم پیوستن صفوفی مومن را، و وارثان زمین را تشکیل می دهند. حدیثی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)، در برخی از کتابهای معتبر روایت شده است که می تواند منطبق با این تلقی باشد.(479) حدیث این است:
عن ابی خالد الکابلی، عن ابی جعفر - (علیه السلام) - انه قال: کانی بقوم قد خرجوا بالمشرق، یطلبون الحق، فلا یعطونه، ثم یطلبونه فلا یعطونه، فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم، فیعطون ما سألوا، فلایقبلونه، حتی یقوموا، ولا یدفعونها الا الی صاحبکم، قتلا هم شهداء. اما انی لوادرکت ذلک، لا بقیت نفسی لصاحب هذا الامر(480).
- ابو خالد کابلی، از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: گویی می نگرم مردمی را که از مشرق خراسان و ایران در طلب حق قیام می کنند، و به آنها پاسخی داده نمی شود. پس از مدتی باز قیام می کنند، و به آنها پاسخی داده نمی شود. چون وضع را چنین می بیند، به پیکار و مبارزه خونین بر می خیزند. در این باره، آنچه را می خواهند با آنان می دهند، اما نمی پذیرند و دست به شورش می زنند. اینان حکومتی را که به دست می آورند تسلیم مهدی می کنند. کشتگان این قیام همه شهید محسوب می شوند. اگر من، آن زمان را ترک کنم، خود را برای خدمت مهدی نگاه می دارم و آماده می کنم.