فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

23 - مسجد، معبد، وزرادخانه

چرا گفتیم عینیت جامعه انتظار باید عینیت مقاومت باشد نه عینیت تسلیم؟ برای اینکه جامعه انتظار است، یعنی جامعه ای که متصل است به جامعه ظهور و عینیت جامعه ظهور - در محیط اسلامی(468) - عینیت مقاومت است، چرا؟ برای اینکه بتواند، با مقاومت والا، و امکانات آماده خویش، در خدمت و نصرت مهدی قرار گیرد. در پیش گفتیم که مهدی (علیه السلام)، از مردمان، استنصار می کند، یعنی: طلب یاری می کند، و از میان آنان انصار و یاوران می طلبد.
اصولاً، در اسلام، تکیه بر قدرت و عزت است و سرفرازی و عظمت. از سویی دیگر، وقتی مردم خود در تحقق امری دخالت داشته باشند، هم از طرف خداوند اجر خواهند برد، و هم به امر علاقه مند خواهند بود. در اسلام تاکید بسیار شده است که جوانان به سالم سازی بدن، و بالا بردن قابلیت بدنی خود، و تمرین اسب سواری و تیر اندازی و...بپردازند. پیامبر اکرم و ائمه طاهرین نیز، در این امور شرکت می جسته اند، و مردم را و جوانان را در این راه تشویق می کرده اند.
همچنین در احادیث رسیده است که مهدی (علیه السلام)، پس از رسیدن 313 تن، یاران خاص او، باز درنگ می کند، و دست به انقلاب جهانی خویش نمی زند، تا هنگامی که دهها هزار تن نزد او، برای یاری او، گرد بیایند.(469) در برخی احادیث دیگر آمده است که 70 هزار مومن آگاه وفادار صدیق، در میان یاران مهدی خواهد بود(470).
این است که باید مسئله آمادگی، و تمرین نظامی را جدی گرفت، بسیار جدی، و با اهمیت دانست، بسیار با اهمیت. من از سالها پیش معتقد بودم که باید جوانان مسلمان، حتی طلاب جوان، از قدرت بدنی کافی برخوردار باشند، و به تمرینهای لازم نظامی، و فنون مختلف ورزش بپردازند، از نحوه های مختلف درگیری کشتی و... آگاه باشند، اهل اسلحه، و اسلحه شناسی، و اسلحه کار باشند. و اکنون نیز، بر این امر، بجد تاکید می کنم.
مساجد ما، همچنانکه معبد است، و مدرسه اعتقاد، باید مدرسه حماسه و جهاد نیز باشد. محراب باید مکان حرب باشد، هم حرب با شیطان، و هم حرب با طاغوت، با کفر جهانی، با ظلم، با گناه و تعدی، با تبعیض و تفاوت، با تکاثر طلبی و افزونخواهی، با ثروت اندوزی و محرومیت آفرینی، با...
باید، در مساجد، همچنانکه در محلی قرآن است و جامهری و کتاب دعا، و در جایی کتابخانه، در گوشه ای هم اسلحه خانه باشد. باید جوانان محله ها، تحت آموزشهای لازم قرار گیرند، و از طریق سازماندهیهای دقیق و اصولی، در ارتباط با مساجد باشند، و در هر حادثه خطرناک و تهدید کننده، فوراً مسلح شوند، و آماده دفاع از همه چیز باشند. دشمن وقتی بداند مردم مسلحند کمتر حمله می کند. نتیجه این کار این می شود که درگیری کمتر شود نه بیشتر.
مساجد ما، همچنانکه معبد است، و مدرسه اعتقادات، باید مدرسه حماسه و جهاد نیز باشد. محراب باید مکان حرب باشد، هم حرب با شیطان، و هم حرب با طاغوت، با کفر جهانی، با ظلم، با گناه و تعدی، با تبعیض و تفاوت، با تکاثر طلبی و افزونخواهی، با ثروت اندوزی و محرومیت آفرینی، با...
جوانان ما و ملت ما، از این پس باید این آیه حماسه آموز را، همواره، آویزه گوش خویش سازند:
و اذا کنت فیهم، فاقمت لهم الصلاه، فلتقم طائفه منهم معک، ولیا خذوا اسلحتهم، فاذا سجدوا فلیکونوا من ورائکم، ولتأت طائفه اخری لم یصلوا، فلیصلوا معک، ولیأخذوا حذرهم و اسلحتهم؛ ود الذین کفروا لو تغفلون عن اسلحتکم وامتعتکم، فیمیلون علیکم میله واحده...(471)
ای پیامبر! هرگاه در سفرهای جهاد، در میان سربازان و سپاهیان اسلام باشی، و اقامه نماز جماعت کنی، باید گروهی از سپاهیان، مسلح، با توبه نماز بایستند، و چون یک رکعت نماز بخواندند و سجده را تمام کردند، بروند در برابر دشمن بایستند، و گروهی دیگر که نماز نخوانده اند، بیایند و با همان ساز و برگ جنگی به نماز بایستند. کافران می خواهند، شما اسلحه و امکانات خود را کنار گذارید، تا با یک حمله شما را از میان بردارند...
این تعالیم قرآن است. نماز را، به هنگام لزوم، مسلح بخوانید. از اسلحه خود، و امکانات جنگی غافل نشوید. تعالیم امامان نیز، اینچنین است. ما اگر بخواهیم به سخنان ائمه خویش گوش داده باشیم باید پیوسته مسلح باشیم. و اگر یک سلاح کوچک هم شده است، در اختیار داشته باشیم. در صفحات گذشته، تعلیمی از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، در این باره، آوردیم. در پیش نیز، به موضوع سازماندهی، و ایجاد تشکیلات دقیق و نیرومند اشاره کردیم، و بر اهمیت آن تاکید نمودیم. مساجد می توانند از مهمترین پایگاههای ایجاد تشکیلات، و دفترهای نیرومند و مطمئن ارتباطی باشند، بویژه با توجه به بعد مردمی مسجد، و رابطه صمیمی مساجد با محلات و مردم محلات.(472)
مسجد، چنانکه امام خمینی فرموده اند: سنگر است، باید این این سنگر را حفظ کرد. اکنون که سخن از مسلح شدن جوانان می گوییم، آنهم در ارتباط با دین و تکلیف، و تعهد و مسجد، باید با تاکید بسیار یاد کنیم که جوانان باید به آداب اسلحه داری آشنا باشند، و از اخلاق و رفتار جوانمردان - که در کتابهای مربوط آمده است - سرمشق گیرند. باید نخست شایسته حمل و قبول اسلحه بشوند، و سپس آن را به دست گیرند. اخلاق سلاحداری، آنهم بر موازین اسلامی، مسئله ای بسیار مهم است، و رعایت آن واجب است.

24 - یا لثارات الحسین

یا لثارات الحسین، شعاری است که همیشه در خون شیعه می جوشد، یا لثارات الحسین: بیایید به طلب خون حسین! این شعار شور آور، از ظهر عاشورا، از درون خاک خونین کربلا برخاست، و در جام خورشید ریخت، و به همه چیز رنگ خون زد، شفق خونبار را بیاراست، و فجر بیدار را بیا کند، و در کوهها و هامونها، و دشتها و جنگلها، و نهرها و دریاها و آبادیها و شهرها، و روستاها و دهها، در همه جا و همه چیز، بگسترد، و همه جا و همه وقت، خونها را به جوش آورد، و نهضتها را شکل داد.
این شعار است که همه جا را کربلا کرده است، و همه ماه را محرم، و همه روز را عاشورا... و همین شعار است که بر پرچم شورشیان دوران شورش بزرگ، شورش مهدی نیز، نقش خواهد بست. امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید:
... و رجال کان قلوبهم زبر الحدید، لا یشوبها شک فی ذات الله، اشد من الحجر، لو حملوا علی الجبال لازالوها. لایقصدون برایاتهم بلده الا خربوها. کان علی خیولهم العقبان، یتمسحون بسرج الامام - (علیه السلام) - یطلبون بذلک البرکة، و یحفون به، یقونه بانفسهم فی الحروب، و یکفونه ما یرید فیهم.
رجال لاینامون اللیل، لهم دوی فی صلاتهم کدوی النخل، یبیتون قیاما علی اطرافهم، و یصبحون علی خیولهم، رهبان باللیل، لیوث بالنهار، هم اطوع له من الامه لسیدها، کالمصابیح، کان قلوبهم القنادیل. و هم من خشیة الله مشفقون. یدعون بالشهاده، ویتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله. شعارهم: یالثارات الحسین. اذا ساروا یسیر الرعب امامهم، مسیرة شهر، یمشون الی المولی ارسالا، بهم ینصر الله امام الحق.(473)
-... یاران مهدی، مردانیند پولاد دل، و همه وجودشان یقین به خدا، مردانی سخت تر از صخره ها. اگر به کوههای روی آورند، آنها را از جای بر کنند. درفش پیروزی گر آنان به هر شهر و پایتختی روی نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد. گویی آن مردان عقابان تیز چنگ تبرای تبرک و فرخندگی، دست خویش، به زین اسب امام می کشند، و بدینسان تبرک می طلبند. آنان او را در میان می گیرند، و جان خویش را، در جنگها، پناه او می سازند، و هر چه را اشاره کند، با جان و دل، انجام می دهند. این شیر اوژنان، به شب هنگام نخوابند، و زمزمه قرآن و مناجات خویش، چون صدای زنبوران عسل، در هم اندازند، و تا بامداد به عبادت خدای بایستند، و بامدادان سوار بر مرکبها باشند. آنانند راهبان شب و شیران روز، و آنانند گوش بفرمانان امام خویش. و چنان چون مشعلهای فروزانند، و دلهای منور آنان، بسان قندیلهای نور در سینه هایشان آویخته است.
این مردان، تنها از خدا می ترسند، و فریاد لا اله الا الله و الله اکبر آنان بلند است. و همواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان: یا لثارات الحسین است،: بیایید به طلب خون حسین و یاران حسین! به هر سوی روی آورند، ترس از آنان، پیشاپیش در دل مردان افتد و تاب مقاومت از همه بگیرد. این خدا جویان، دسته دسته، به سوی خداوند یا امام خویش روی آورند. و خدا، به دست آنان، امام حق را یاری می کند.

25 - پرچمهای سیاه خراسان

از روزگاران قدیم، که از مهدی موعود گفتگو شده است، و در احادیثی در این زمینه که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیه السلام) رسیده است، سخن از رایات سود خراسان رفته است، یعنی: پرچمهایی سیاه که از سوی خراسان ایران می آید، و مردیم که با آن پرچمها حرکت می کنند. گفته شده است که آنان در شمار یاران مهدی در می آیند، و او را یاری می کنند، تا حکومت جهانی عدل و داد را پی ریزد، و بر سر کار آورد.
محدث سنی معروف، علاء الدین متقی هندی(474) در کتاب خود، درباره حضرت ولی عصر (علیه السلام)، یعنی: کتاب البرهان، فی علامات مهدی آخرالزمان، یک باب را، ویژه همین موضوع قرار داده است و در آن باب باب هشتم، 26 حدیث، از طریق ابو داود، ابن ماجه، احمد حنبل، ترمذی، طبرانی، حاکم نیشابوری، نعیم ابن حماد، سعید ابن مسیب و...آورده است. در این احادیث، از قول پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیر المومنین (علیه السلام) چنین رسید است:
هرگاه دیدید که رایات سود پرچمهای سیاه از سوی خراسان ایران آمدند، خود را به آن پرچمها برسانید، اگر چه خویشتن به روی برف بکشید، زیرا که مهدی خلیفه الله، در میان آنان است. پرچمها سیاه از سوی خراسان ایران می آیند.
مردمی که با آن پرچمها حرکت می کنند دلهای دارند چنان پاره های پولاد... آنان راهبان شبند و شیران روز...(475)
پیشتر نیز، سخن برخی از اهل سنت را آوردیم که گفته اند: مقصود از این پرچمهای سیاه - که در احادیث آمده است - پرچمهای اصحاب مهدی است، نه پرچمهای سیاهی که با ابومسلم خراسانی بود(476).