فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

الف - پرهیز از یاس و مبارزه با آن

لازم است که منتظران حکومت توحید و عدل، و چشم براهان استقرار مبانی فضیلت و حق، از هیچ امری و عاملی، بویژه از طول کشیدن عصر غیبت، و فزون شدن قدرت کاذب قدرتمندان جهان، یاس به دل راه ندهند، و روح خود را باسم مهلک یاس مسموم نسازند. یاس را باید با یاد خدا و قدرت خدا، و راست بودن وعده خدا و انبیا و امامان دیگر بزرگان، از روح زدود. به سخن امام علی توجه کنید:
انتظروا الفرج، ولاتیاسوا من روح الله...فان احب الاعمال الی الله، انتظار الفرج(457)
- چشم به راه رسیدن فرج باشید، واز کارگشایی و آسایش رسانی الاهی نومید مباشید. زیرا که بهترین اعمال، انتظار رسیدن فرج و گشایش است از سوی خدا.

ب - استقامت و شکیبایی

درباره صبر و بردباری، و تحمل و شکیبایی، که یکی از زمینه های بزرگ تجلی قدرت روح، و تبلور ایمان، و نمایان شدن جوهر وجود و استعداد است نیز، سخنان و تعالیم بسیاری رسیده است. در اینجا به تعلیمی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بسنده می کنیم:
انتظار الفرج بالصبر، عباده.(458)
- چشم به راه فرج رسیدن گشایش الاهی داشتن، با صبر و بردباری، عبادت است.
و چنانکه یاد کردیم، توصیه به صبر، برای انسان منتظر، به معنای لزوم شکیبایی است در مورد غیبت امام، و برای رفع دغدغه خاطر و نفی تزلزل است، درباره اصل فرج کلی؛ بنابراین، صبر در اینجا به معنای ترک اقدامهای لازم و رهایی / توده های مکلفین از وظایف خویش در طول روزگار نیست.

22 - تساوی در اموال، تساوی

در احادیث و تعالیم دین، و حقایق انسان راستین، رسیده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، اموال را به تساوی تقسیم می فرموده است:
...الیس کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقسم بالسویه بین المسلمین؟(459)
- آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) حقوق مسلمین را به تساوی قسمت نمی کرد؟
این سخن است که علی (علیه السلام)، در جواب اعتراض طلحه و زبیر فرموده است.
طلحه و زبیر، به خدمت مولا، اظهار داشته اند که چون قبل از حاکمیت شما جانب ما رعایت می شده است، شما هم جانب ما را رعایت کن! علی (علیه السلام) در پاسخ آنان فرمود، که پیامبر اکرم، به تساوی تقسیم می کرد، و جانب کسی را رعایت نمی کرد. و ما پیرو پیامبریم.
همچنین در احادیث بسیار رسیده است، که علی (علیه السلام) نیز اموال و حقوق را به تساوی تقسیم می کرد. این مسئله مشهور است، و از مناقب و امتیازات معروف علی (علیه السلام) است. و جمله اقسمکم بالسویه درباره آن امام بزرگ انسان، معلوم است.
همچنین در احادیث فراوان رسیده است که مهدی (علیه السلام) نیز اموال را بالسویه تقسیم می کند. اینک ذکر سه نمونه:
1 - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ابشرکم بالمهدی...یقسم المال صحاحا.
فقال له رجل: و ما صحاحا؟ قال: بالتسویه بین الناس(460)
- ابو سعید خدری روایت می کند که پیامبر اکرم فرمود: شمار را مژده می دهم به آن مهدی...مهدی مال را به صورت صحاح تقسیم می کند. مردی از پیامبر پرسید: صحاح چیست؟ پیامبر فرمود: تسویه میان همه.
2 - قال رسول الله...صلی الله علیه و آله و یقسم المال بالسویه...(461)
- عبدالله بن مسعود، از پیامبر اکرم روایت کرده است که فرمود: ...مهدی مال را بین مردمان، به تساوی قسمت می کند.
3 -ویسوی بین الناس، حتی لاتری محتاجا الی الزکاه...(462)
- امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: مهدی، اموال را میان مردم چنان به تساوی قسمت می کند که دیگر محتاجی به هم نمی رسد تا به او زکات بدهند.
و این است جوهره مرام پیامبران، و ماهیت دین اسلام. با این وصف جای دریغ بسیار و تاسف بیشمار است که برخی از فقها و فضلا، از مالکیتها دفاع می کنند، و جلو تقسیمات نسبة عادلانه را می گیرند، و از برگرداندن پاره ای از اموال و اراضی دارندگان پرتمکن، به حقداری و ناتوانان، مانع می شوند. این، محو جوهر اسلامی است، چه آقایان بدانند و چه ندانند. این، کشتن نفس انبیا و ائمه طاهرین است؟ کدام فقه است آن فقه، که اینگونه فاصله های عیب را تصدیق می کند. و اینگونه مالکیتهای کذایی دوره منحوس ظلم را، کاملا شرعی و انبیائی می شناسد. ای وای بر این وضع، ای وای...در این جریان ضد خدایی، و ضد رضای خدا، و ضد ماهیت دین انبیا که همواره، به نص قرآن کریم، طرفداران توده های محروم و پابرهنه ها بوده اند. چه کسانی دست دارند؟ عده ای ثروتمندان زالوصفت، و برخی فقها و فضلای بسته ذهن و محدود اندیش، و پاره ای مذهبیهای مرتجع - که البته خود تصور می کنند که مذهبیند و مذهب شناس - و جمعی ایادی مرموز! این ترکیب نامتجانس خطرناک، باعث می شود تا آگاهانی که می خواهند از مظلومان و محرومان دفاع کنند، و خط انقلاب را اصالت و استواری دهند، و ماهیت ضعیف گرای دین را متجلی سازند، از کار بمانند. من با سه جریان از چهار جریان یاد شده کار ندارم، یعنی جریان ثروتمندان زالو صفت، و جریان ایادی مرموز - که می خواهند دین را طرفدار مالکیت و سرمایه داری و بهره کشان معرفی کنند و جوانها و تودها را از انقلاب سرخورده و از اسلام مایوس سازند - و جریان مقدس مابان سفیه، این سه جریان را باید هوشیاری جامعه، و شور انقلابی مستضعفین، و قاطعیت مجریان آگاه نابود سازد. من متاسفم از برخی فقها و فضلای حوزه دیده است. اینان چرا اینگونه می اندیشند؟ ای وای وای، که فقه آل محمد (صلی الله علیه و آله)، و فقه علی و اولاد علی - رهبران بی نظیر طرفداری از محرومان، و دشمنی با توانگران و مال اندوزان و بهره کشان و تمتع شعاران - کارش به اینجا برسد. کارش به جای برسد که اقتصاد باطل سرمایه داریهای وابسته را به رسمیت بشناسد، یا نوع مالکیتهای معروف دوران اخیر قاجاریه و سپس پنجاه ساله اخیر را - با آنچه در آنها بوده و گذشته است - به گونه ای بپذیرد؟ شگفتا و دریغا!
اینها حاصل توجه نکردن به کلیت تعالیم قرآن و ائمه طاهرین است؟!
اینها حاصل جدا کردن آیات الاحکام است از دیگر اجزای قرآن و اسلام و تاریخ اسلام، و سیره عملی پیامبر و امامان؟!
اینها حاصل نشناختن مسائل و مجاری زمان است، با اینکه اینهمه در احادیث رسیده است که زمان را بشناسید؟!
اینها نتیجه گسستن از کلیات قرآن و تامل در همه ابعاد قرآن است، یعنی: فقط و فقط آیات احکام را، با نظر اجتهاد و دقت نگریستن، و بقیه قرآن را گاه گاه - بویژه در ماه رمضان - برای ثواب خواندن، 6000 آیه را رها کردن و معلومات اجتهادی خود را در 500 آیه منحصر ساختن.
اینها نتیجه ندانستن مسائل زمان، فرهنگ زمان، اقتصاد جهان، مجاری امور زمان است.
اینها نتیجه حبس شدن در مدرسه، و گسستن از جریان حیات بشری است.
اینها عاقبت معاشرت با اغنیا و گوش دادن به وسوسه ها و صلاح اندیشه ها! و اغفالگریهای رندانه و مال دوستانه آنان است و لاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار.
اینها بهره بی نصیبی از توجه و تعمق در فلسفه حیات، و نوامیس تاریخ، و حقایق اجتماع است؟!
اینها سرانجام نداشتن مطالعه در تاریخ حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیه السلام)، و دور ماندن از شناخت فلسفه عملی آنان، و غرق شدن در ذهنیات است...
اینها نتیجه درس ندادن و درسی نبودن تاریخ تحلیلی زندگی پیامبر اکرم و ائمه طاهرین در حوزه هاست.
اینها نتیجه مردن روح زهد است و توجه به تمتعات و رفاه خواهی و وسایل دنیا و مال و مالداران.
اینها ثمره دور ماندن از نهج البلاغه و حیات نهج البلاغه است!
اینها نتیجه نشناختن و درسی نبودن جوهر مذهب است...(463)
می گویند: الناس مسلطون علی اموالهم - بسیار خوب. آیا اینهمه اموال وسیع، اموالهم است. این اموال، بواقع، ملک قطعی و سالم و مشروع این توانگران است؟ اگر این است پس چرا علی (علیه السلام) فریاد می زند:
ما جاع فقیر الا بما منع غنی.(464)
- هر جا بینوایی گرسنه است، حق او در دست غنیی توانگر است.
و چرا امام جعفر صادق (علیه السلام) می گوید:
ان الانسان ما افتقروا، و لا احتاجوا، و لا جاعوا، و لا عروا، الا بذنوب الاغنیاء.(465)
- ناداری ناداران، نیازمندی نیازمندان، گرسنگی گرسنگان و برهنگی برهنگان، همه و همه، در اثر جنایت اغنیا و توانگران است.
آری، هرجا فقیری گرسنه است، خوراک او در سر سفره رنگین اغنیاست. هر جا زاغه نشینی بینوا در گوشه ای می لولد، حق مسکن او در خانه های بزرگ شمال شهریها و دیگر کارخانه داران و مقاطعه کاران و تجار بزرگ و توانگر است. هر جا برهنه ای و بی لباسی به خود می لرزد، جامه او در جامه دانهای زیبا و متنوع خانواده های توانگر است. هر جا طفلی حق تحصیلات اولیه ندارد، حق او در پای فرزندان مرفه و خارج گرد متمکنان ریخته شده است. خرج تحصیل ضروری این طفل و امثال او، خرج تفریحات و فسادها و شب نشینیهای آنان است و و همینطور، و همینطور...
مگر علی (علیه السلام) در نخستین روزهای خلافت خود نفرمود:
والله لو وجدته قد تزوج به النساء لرددته...(466)
- به خدا سوگند اگر با آن اموال زن ستانده باشد من آنها را بر می گردانم به بیت المال.
و این سخن را علی (علیه السلام)، درباره زمینها و اموالی فرموده است که در خلافت پیش از او به کسانی داده و حقوق محرومان را ضایع گذاشته بودند. و اکنون اوضاع ما بسیار شبیه است به همان اوضاع.
به هر حال، پیامبر ما به مساوات در تقسیم مال قائل بوده و بدان عمل می فرموده است. امام ما علی - و امام همه مسلمین - نیز چنین می کرده است. مهدی (علیه السلام) هم که بیاید به مساوات عمل می کند. پس ما چه می گوییم؟ چگونه ما خود را طرفدار حاکمیت محمد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و مهدی (علیه السلام) می دانیم؟ و تابع مکتب آنان؟ امروز مسائل جهان و انسان، عناوین ثانوی، واقعیت انقلاب اسلامی، شعله سوزان خون شهیدان، جانبداری ماهوی اسلام از محرومان، فساد دوران گذشته در نوع مسائل و روابط مالی و به دست آوردن مال و زمین و امکانات...و آن فسادها و وابستگی ها، اینها همه اقتضا می کند که ما هوشیار و واقع بین باشیم، و جوهر دین را ترک کنیم. دفاع از چه می کنیم و برای چه؟ در مورد بیشتر این اموال و املاک، در مالکیت شرعی و اسلامی آنها - حدوثا، یا بقاء، یا هر دو - شبهه است. ثروت کلان خصوصی، کجا می تواند مشروع باشد؟...مگر موازین شرع ساییده شده و از کار افتاده است. مگر با مقداری که برخی از این متمکنان، وجوه می دهند، خرج مسجد و حسینیه می کنند، در نسبت به آنچه دارند و از خون جامعه مکیده اند، و از گرده محرومان کشیده اند، بری الذمه می شوند؟ چرا غفلت...چرا؟...
همین است که جوانان مسلمان و شیعه آل محمد (صلی الله علیه و آله)، نگران می شوند، آگاهان افسرده می گردند، و انقلابیون به نتیجه ای که باید نمی رسند که امید است این موانع حل شود. همین است که پاره ای از جوانان، برای رفع ظلم و تعدی و تبعیض، به این سو و آن سو کشیده می شوند، و به این مرام و آن جمع و آن گروه و آن گروهک می پیوندند، به گمان اینکه نزد آن کسان و آن مرامها چیزی هست. و نمی دانند که در دین و تعالیم دینی خود آنان چه چیزها هست. چرا؟ چون به آنان کمتر عرضه شده است. البته اکنون و پس از انقلاب، و با تعالیم مستضعف گرای امام خمینی، این مسائل - تا حدود زیادی - روشن شده است، و بعد انقلابی اسلام شناخته گشته است، و رویه انبیایی دین نشان داده شده است.(467) امید است بسته اندیشان، آگاه گردند، و از جمود و یکسونگری در آیند، من می دانم که حفظ اسلام، جز با حوزه و حفظ حوزه میسر نیست. در نزد حوزه ندیدگان، اسلامی که اسلام باشد، و جوهر دینی که در آن حضور داشته باشد - در حدی که باید - وجود ندارد. اما برخی از حوزه دیدگان بیخبر از دیگر چیزها و دیگر حقایق و واقعیات نیز نمی توانند، برای اسلام، نگهبانان خوب و موفقی باشند. اینان ممکن است گاه کلیت اسلام محمد (صلی الله علیه و آله)، و علی (علیه السلام)، و مهدی (علیه السلام) را - دانسته یا ندانسته - فدای بسته ذهنی، و محدود اندیشی، و ساده دلی، و بیخبری، و نا آگاهی کنند، فدای محدود درسهای خارج از فقه و اصول، فدای محصور بودن در فاصله های خانه تا مدرسه و مدرسه تا خانه...این است مصائب نسل جوان جو یا...
امید است که باز هم از خود حوزه به این مسائل رسیدگی شود. باید مشکل حوزه در خود حوزه حل شود. حوزه امروز مشعل عصر غیبت و فروغ راه مردم منتظر است. باید بیدار باشد، جوانب نگر باشد، آگاه باشد، و چون مشعل به همه سوی نور بپاشد.
امروز، حوزه باید با حضور آگاهانه و مسلط خویش، در همه موضعهای والا، جای کمترین تردیدی درباره قابلیت عمیق و وسیع خود برای اداره ملت، و هدایت امت، و بسط قسط، و نشر عدل، و احیای احکام متحرک اسلام، باقی نگذارد.
باری باز گردیم به سخن درباره دیگر مسائل انتظار - اگر چه این یاد آوری که کردیم، نیز جزء مسائل عمده و مهم امروز جامعه انقلابی و منتظر ایران است، و یکی از چند مسئله عمده است که باید انقلاب بصراحت به آن پاسخ دهد. آری توجه به این امور، و برطرف ساختن محرومیتها امروز جزء اوجب واجبات است.