فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

19 - ملحمه کبری، کشتار بزرگ

ملحمه ملحمة، در استعمالات قدیم عرب، به معنای موقعه عظیم القتل فی الحرب است، یعنی: هنگامه ای بزرگ، و کشتاری عظیم در کار زار.(451) ملحمه از ماده لحمه (لحمة) گرفته شده است، و لحمه به معنای پود است. جنگ بزرگ پر کشتار را از آنجا ملحمه گفته اند که مردمان در چنان کارزاری، چنان در هم فرو می روند که گویی پودهای جامه اند که در تارها فرو رفته اند.
در آثار قدیم، و در احادیث اسلام، سخن از وقوع ملحمه ها (ملاحم) رفته است، یعنی به هنگام بروز انقلابات آخرالزمان، و در طول زمانی پیش از ظهور، و در آستانه ظهور، ملحمه هایی به وقوع خواهد پیوست(452) آری، سخن از خونریزیها و کشتارهای بزرگ است، مستکبران و ستمگستران، فوج فوج، کشته می شوند، خون همه جا را می گیرد، لاشه ها انباشته می شود، و مرغان هوا و درندگان صحرا، از این لاشه ها، سیروپر، خوراک می خورند.(453)
بدینگونه دشمنان حق و عدالت تباه می گردند، و ابرقدرتان یکی پس از دیگری خوار و نابود می شوند. از خون ظالمان و جباران، و پلیدان و ناپاکان، و روحانی نمایان، و عالمان ادیان باطل، نهرها جاری می گردد، و زمینها رنگین می شود.
به ما تعلیم داده اند، و ما را تشویق کرده اند، که برای این کشتار عظیم، و این پاکسازی بزرگ جهانی آماده شویم. چه آماده سازیی از این بهتر که به ما فرموده اند، از درگاه خدا مسئلت کنید که چنین جنگ بزرگ، و چنین پاکسازی وسیع تحقق یابد، چنانکه از جمله، در ذکر صلوات بر حضرت مهدی علیه السلام آمده است:
...و أقم به الحرب...
- خدایا! آتش جنگ با دشمنان خود را، به دست مهدی، شعله ور ساز!
در ارتباط با مسئله آماده سازی برای هنگام ظهور و یاری مهدی علیه السلام، ما را به موضوع شهادت نیز توجه داده اند، تا با فداکاری بیشتر، و بی باکی افزونتر، وارد صحنه های پیکار شویم. فرموده اند: اگر شهید شدید (زیرا که بطبع در جنگ و کارزار، کشته شدن و شهادت نیز پیش می آید)، باید بسی شادمان باشید، زیرا که مانند شهیدان سرفرازی خواهید بود که در رکاب پیامبر خدا شهید شده اند. آری، هر شهید از ما، در رکاب مهدی، اجر دو شهید دارد.
این همه کسان را، این همه فاجران و کافران را، اینهمه دشمنان عدل و فضیلت را، و این همه خصمان جنایت پیشه انسان و انسانیت را چه کسی باید بکشد؟ تو، تو ای منتظر ظهور، تو ای شیعه مهدی! آری تو باید بکشی. برای اینکه بخوبی آماده شوی، اجر شهادت در این مبارزه بزرگ را، اجر بیست شهید شمرده اند. و آفرین بر این مذهب، و بر این مکتب، مذهب و مکتبی که می گوید، اگر به یاری رهبر حکومت عدل جهانی شتافتی، و در راه یاری او کشته شدی، اجر دو شهید داری. و اگر دشمنان او را - که دشمنان شرف و پاکی و عدالت و انسانیت و حق و فضیلتند، و وارثان همه ظلمها و جنایتها و همه ظالمان و جنایتکاران حق و فضیلتند، و وارثان همه وارثان همه ظلمها و جنایتها و همه ظالمان و جنایتکاران تاریخند - کشتی، برای کشتن هر یک تن از آن پلیدان ناپاک، اجر بیست شهید خواهی داشت: ... و من ادرک قائمنا فقتل معه، کان له اجر شهیدین. و من قتل بین یدیه، عدواً لنا، کان له اجر عشرین شهیداً.(454)
- هر کس قیام قائم ما آل محمد (صلی الله علیه و آله ) را درک کند، و در رکاب او (و در راه یاری او)، کشته شود، اجر دو شهید دارد. و هر کس یکی از دشمنان ما را، در حضور او بکشد، اجر بیست شهید خواهد داشت.

20 - حوزه منتظران

باید هدفی داشته باشیم، که در جستجوی آن، همدیگر را گرامی بداریم.
حالا نوبت آن است که سری بزنیم به حوزه منتظران، و چشم براهان. شاید اکنون بهتر بتوانیم سیمای این حوزه را ترسیم کنیم، و نشانها و نشانه های آن را بنگریم. منتظران، مبشران آزادی و منادیان رهایی اند. منتظران، فریاد گران رسیدن روزند، و استقبال کنندگان طلوع خوشید. اینکه گفته اند : زندگی در اوجی فراتر از رنج، و نومیدی، و کام حریص زمان می گذرد، این اوج، در واقع همان زندگی منتظران است و اینکه گفته اند : دنیا به حکمت و امید نیازمند است، این حکمت، همان دانایی و دل بیداری پیروان حق است، و این امید، همان امید رهایی. اینها همه، شکوه چهره انتظار است. هر کسی حق دارد، از شنیدن نام انتظار، هیجان زده شود، و شیفته دیدار سیمای منتظران گردد. آری، منتظران مردمی اند که تمام وجودشان شناخت حق است، و همه دلشان بصیرت، و همه لحظاتشان انتظار رهایی انسانیت، مردمی که تمام آرمانشان، طلوع صبح عدالت است تا نور حق به سراسر گیتی بتابد، و همه جای جهان آکنده از داد و دادگری گردد. براستی اینچنین مردمی دیدنی اند، و اعجاب انگیز، و تحسین آفرین. و راستی آیا این مردم چگونه اند؟
تصور کنید که به مدخل شهری رسیده اید. در آنجا به شما می گویند: این شهر، شهر منتظران است، مردم این شهر در حالت انتظار و چشم براهی به سر می برند! می پرسید: اینان منتظر چه کسی اند، و در انتظار چه چیز به سر می برند؟ می گویند: این مردم چشم براه مردی هستند آسمانی، که هم اکنون زنده است و از نظرها پنهان است، او امام آنان است و ناظر کردار آنان. چشم براهند که این مرد آسمانی ظاهر شود، و جهان را از ظلم و ستم بپیراید، و با صلاح و اصلاح بیاراید، و از عدل و فضیلت بیا کند، و انسانیت مهضوم را به مقام شامخ خود برساند، و بلوغ روز، و بلوغ آفتاب، و بلوغ انسانیت، و بلوغ خرد را اعلام دارد. این مردم دارای چنین آرمانی اند، و چشم براه چنین واقعه ای، و منتظر چنین پیشوایی...
هنگامی که در دروازه آن شهر چنین بشنوید، با خود می گویید: به به، آفرین، چه با عظمت مردمی، چه روشن اندیش قومی، چه انساندوست ملتی، چه والانگر توده ای، چه پاکدل امتی، و چه حماسه دار گروهی!... آیا اجتماع اینان، روابط انسانی اینان، داد و ستد و معاملات اینان، انصاف و مروت اینان، پاکدامنی و عفت اینان، انسانیت و فضیلت اینان، تعهد و تقوای اینان، شرف و آزادگی اینان، خرد و درایت اینان، شور و حماسه اینان، پایداری و صلابت اینان، امید و فعالیت اینان، اقدام و درگیری و سلحشوری اینان، مظاهر اجتماعی اینان اخلاق انسانی اینان، مربیان و عالمان و واعظان اینان، بازارها و خیابانهای اینان، مسجدها و مدرسه های اینان، سیاست و مدیریت اینان، حکومت و حاکمات اینان، قاضیان و قضاوت اینان،... چگونه است؟ آیا این مردم چه کسانیند؟ یکی به درون این شهر روم، شهر منتظران، و چشم براهان؛ و یکی در احوال آنان بنگرم، و لذت برم، و روح گیرم، و امید اندوزم، و پر شوم، و گسترش یابم، و عمق پذیرم، و ایمان استوار دارم، و خویشتن انسانی خویش بازیابم، و بر عظمت والای این عظمت شناسان نماز برم...
باید حوزه منتظران مهدی موعود علیه السلام، پاسخگوی آنچه یاد شد باشد، و هنوز بهتر و بالاتر... عینیت تشیع منتظر، باید این باشد و اینچنین...

21 - همیاری و همکاری

پیوند استواری که باید میان منتظران برقرار باشد، مورد توجه و تذکر ائمه طاهرین (علیه السلام) بوده است. منتظران، در اعصار غیبت، حاملان اصیلترین اعتقاد، و دارندگان راستین ترین موضع حقند. اعتقادات منتظران را، مبانی زبده اسلام، و حقایق زنده قرآن تشکیل می دهد - که پیشتر یاد کرده ایم. منتظران مدعیند که ما چشم براه حرکتی هستیم که آرمان مقدس پیامبران را، از آدم (علیه السلام) و ابراهیم (علیه السلام) تا محمد (صلی الله علیه و آله) و آرمان مقدس امامان را از علی بن ابیطالب (علیه السلام) تا امام حسن عسکری (علیه السلام) تحقق بخشد، و بشریت را یکسره به رهایی بزرگ برساند. روشن است که پیوند افراد این حوزه اعتقادی مهم و درخشان - یعنی تک تک منتظران - باید تا چه اندازه صمیمی، پاک، استوار، منسجم، و عمیق باشد. در این مقام، و در مقام رفتار خدایی - انسانی که باید حاکم بر حوزه انتظار باشد، به تعلیمات سازنده بزرگ بسیاری بر می خوریم، از جمله این تعلیم:
عن جابر، قال: دخلنا علی ابی جعفر محمد بن علی - علیهما السلام - و نحن جماعة، بعد ما قضینا نسکنا، فود عناه و قنا له: اوصنا یا ابن رسول الله! فقال: لیعن قویکم ضعیفکم، و لیعطف غنیکم علی فقیرکم، و لینصح الرجل اخاه کنصحه لنفسه. واکتموا اسرارنا، ولا تحملوا الناس علی اعناقنا. و انظروا امرنا وما جاءکم عنا، فان وجد تموه فی القرآن موافقاً فخذوا به، و ان لم تجدوه موافقاً فردوه، و ان اشتبه الامر علیکم فقفوا عنده، وردوه الینا نشرح لکم من ذلک ما شرح لنا. فاذا کنتم کما اوصیناکم ولم تعدوا الی غیره، فمات منکم میت - قبل ان یخرج قائمنا - کان شهیداً. و من ادرک قائمنا فقتل معه، کان له اجر شهیدین. و من قتل بین یدیه عدواً لنا، کان له اجر عشرین شهیداً.(455)
- جابر می گوید: من و گروهی از دوستان، پس از انجام دادن فرایض حج، برای خدا حافظی، به خدمت امام محمد باقر رسیدیم. به امام عرض کردیم: ای پسر پیامبر به ما سفارشی بکنید! امام باقر فرمود: باید نیرومندان شما به ناتوانان کمک کنند. و توانگران به مستمندان برسند. هر یک از شما باید - چنانکه نیکخواه و نیکفرمای خود است - نیکخواه و نیکفرمای برادر دینی خود باشد. شما باید اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله)(456) را فاش نسازند (و به ناشایستگان و نامحرمان و نامستعدان نگویید)، و مردم را (با فاش ساختن پاره ای مطالب) بر سر ما نشورانید. شما باید در امر ما (خط دینی و تربیتی و تعهدی و اقدامی ما) به ژرفی بنگرید، و آنچه از ما رسیده است بدرستی بشناسید و از آن آگاه گردید. هر یک از تعلیمات ما مطابق قرآن بود، آن را بگیرید و به کار بندید. و اگر چیزی (از ما برای شما نقل کردند و) مخالف قرآن بود، به دور افکنید. و اگر امری مورد شبهه واقع شد (و آن را بدرستی و روشنی تشخیص ندادید)، در آن باره درنگ کنید (و از پیش خود اظهار نظری نکنید و تصمیمی نگیرید)، و آن را به ما عرضه بدارید، تا همانگونه که شرح آن نزد ما معلوم است، شما را در جریان بگذاریم (و از چند و چون موضوع آگاهتان سازیم). اگر اینچنین بودید، و بدینگونه که سفارش می کنیم رفتار کردید (و براستی و راستینی پیرو نظری و عملی کتاب خدا و پیشوایان خود بودید)، و راه و روش و مسلک دیگری در پیش نگرفتید، هر یک از شما اگر از جهان در گذرد، و قائم ما (حکومت حقه ما) را درک نکرده باشد، شهید به شمار خواهد آمد. و در صورتی که قائم ما را درک کند، و در رکاب او شهید شود، پاداش دو شهید خواهد داشت. و هر کس در رکاب قائم یکی از دشمنان ما را (که دشمنان حق و عدل و فضیلت و انسانیتند) بکشد، پاداش بیست شهید خواهد برد.
این دستور عام امام، معیار سلوکهای گوناگون فرهنگی، سیاسی و تشکیلاتی شیعه است در عصر انتظار. از جمله این سلوکها و وظایف، تعاون است. تعاون و یاری رسانی. از همدیگر باخبر بودن، به هم سر زدن، یکدیگر را نزد ناتوانان رفتن و به آنان رسیدن و مشکلات آنان را رفع کردن...این امور، جزء وظایف اولیه شیعه منتظر است.
توانایان باید به ناتوانان برسند. توانگران باید مستمندان را در یابند. باید غم از دل غمداران بردارند، و نیازمندان را بی نیاز سازند. باید هرکس خیر دیگری را بخواهد، و او را به خیر و نیکی و درستی و صواب دعوت کند. باید عمل صالح شایع باشد، و مدرم یکدیگر را به شناختن و انجام دادن اعمال صالح فراخوانند، و در این راه کمک کنند. اینها سفارش امامان و پیشوایان ماست.
در اینجا، به دو امر مهم، در زمینه تکالیف و روحیاتی که برای انسان منتظر، در روزگاران غیبت لازم است، اشاره می کنم: