فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

18 - آماده طلبی، نه...

با توجه به مباحث و مطالبی که گذشت، و با مرور در احادیث اهل بیت علیهم السلام، بخوبی معلوم می گردد، که کسانی که آماده طلبند، و تصور می کنند که با ظهور امام دوازدهم علیهم السلام، همه چیز بسرعت روبراه می گردد، و بدون هیچ رنجی و گرفتاری، و جهادی، مصائب انسان رفع می شود، و مشکلات بشریت حل می گردد، و دین خدا به همه سوی می رسد، و اینهمه قدرتهای شیطانی و وسایل و ابزار و ارتشها، بانی، از پای در می آیند، و سپس جهانی آماده و مرفه و سراسر عدل و احسان را بر آقایان عرضه می دارند؛ این کسان در اشتباهند. و این کسان، بواقع، منتظران نیستند، منتظران به مفهوم اسلامی و تعلیم شیعی. اینگونه کسان، که در دوره های قبل از ظهور، خود را به راحت افکندند، و از هر درگیریی با ستم و ستمکاران کناره گرفتند، و از هر اقدام اسلامی و اجتماعی تن زدند، و نوعی مقدسمابی پیشه ساختند، و تصور کردند که عمر را به تن آسانی می گذرانند، و اگر روزی ظهور فرا رسید، مثل برق، جهان درست می شود، و محل امنی برای وادادگی و تن پروری فراهم می آید، اینگونه کسان به اصطلاح، کور خوانده اند. چگونه در مکتب عملی و فعال، و جهاد پیشه، و شهادت شعار، و زهدنشان، و جهش بنیان تشیع، چنین چگونگیی قابل قبول تواند بود؟ و چگونه امامان ما، چنین کسانی را در رده شیعه خویش، پذیرا خواهند گشت؟ اکنون ببینیم خود آنان چه فرموده اند:
...قلت لابی جعفر علیهم السلام : انهم یقولون: ان المهدی لوقام، لا ستقامت له الامور عفوا، ولایهریق محجمه دم، فقال: کلا، والذی نفسی بیده، لو استقامت لاحد عفوا، لا استقامت لرسول الله صلی الله علیه و آله ، حین ادمیت رباعیته، وشج فی وجهه، کلا، والذی نفسی بیده، حتی نمسح نحن و انتم العرق والعلق. ثم مسح جبهته.(448)
- با خدمت امام محمد باقر علیهم السلام عرض کردم: مردم میگویند: مهدی که قیام کند، کارها خود بخود درست می شود، و به اندازه یک حجامت، خون نمی ریزد. فرمود: هرگز چنین نیست، به خدایی جان آفرین سوگند. اگر قرار بود کار، برای کسی، خود بخود درست شود، برای پیامبر صلی الله علیه و آله درست می شد، هنگامی که دندانش شکست، و صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کار خود بخود درست شود. به خدای جان آفرین سوگند کار درست نخواهد شد تا اینکه ما و شما در عرق و خون غرق شویم.آنگاه امام، به علامت پاک کردن عرق، دست به پیشانی خود کشید.
در حدیث دیگر، امام ابوالحسن الرضا علیهم السلام نیز، اینگونه روایت شده است:
...لو قد خرج قائمنا علیهم السلام، لم یکن الا العلق والعرق، والقوم علی السروج. و ما لباس القائم علیهم السلام الا الغلیظ، و ما طعامه الاالجشب(449).
- هنگامی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله خروج کند، خون است و عرق ریختن، و سوار مرکبها بودن در میدانهای مبارزه. و قائم علیهم السلام، جز جامه درشتناک نخواهد پوشید، و جز خوراک درشتناک نخواهد خورد.
و اینگونه احادیث متعدد رسیده است. این است که مردان حق باید خویشتن را آماده یاری علی ابن ابیطالب ثانی بسازند، و گوش به سخن تنبلان، و تن پروران، و آماده طلبان، یا ضعیف النفسان و ناتوانان ندهند، و دل به آماده طلبی - که بر خلاف سنت الاهی است - خوش نکنند، و مرد عمل و جهاد باشند، و مرد کار و قدرت، و مرد شجاعت و توانایی و مرد اقدام و تکلیف.
داشتن آمادگی، حتی آمادگی نظامی و سلاحداری، به اندازه ای اهمیت دارد، که از طریق تعالیم دعا و زیارت نیز ما را متوجه آن کرده اند. چنانکه از جمله، در زیارت سرداب مقدس، چنین تعلیم داده اند که بخوانیم:
اللهم کما جعلت قلبی بذکره معمورا، فاجعل سلاحی بنصرته مشهورا.
- خداوندا!همچنان دل مرا، با یاد حجت خود مهدی، آباد و زنده ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آماده و آخته ساز!
در این زیارت مبارک، سپس، چنین می خوانیم:
و ان حال بینی و بین لقائه الموت - الذی جعلته علی عبادک حتما، و اقدرت به علی خلیقتک رغما - فابعثنی عند خروجه، ظاهرا من حفرتی، موتزرا کفنی، حتی اجاهد بین یدیه، فی الصف الذی اثنیت علی اهله فی کتابک، فقلت: کانهم بنیان مرصوص.(450)
- و اگر چنان شد خدایا، که مرگ - که برای همه هست، و نشان قدرت قاهره تو است - از درک حضور مهدی محرومم ساخت، ای خدا! تو مرا به هنگام ظهور او، از نو، زنده کن، تا از گور خویش سر برآورم، و کفن بر کمربندم، و در رکاب او جنگ کنم، در صفی که افراد آن را در قرآن ستوده ای، و آن صف را بنیان مرصوص چنان پیکره پولادین خوانده ای!
می نگرید که سخن از سلاح مشهور شمشیر آخته است، و بنیان مرصوص بنایی در هم رسته. و اگر از گور نیز در آیند و دوباره - به لطف الاهی - زنده شوند، برای جهاد است و مبارزه، و بستن کفن به کمر، و حمل سلاح بر دوش. این است کارایی و مقاومتی که از چشم براهان حکومت حقه و منتظران دولت مهدویه، مطلوب است و مورد انتظار.

19 - ملحمه کبری، کشتار بزرگ

ملحمه ملحمة، در استعمالات قدیم عرب، به معنای موقعه عظیم القتل فی الحرب است، یعنی: هنگامه ای بزرگ، و کشتاری عظیم در کار زار.(451) ملحمه از ماده لحمه (لحمة) گرفته شده است، و لحمه به معنای پود است. جنگ بزرگ پر کشتار را از آنجا ملحمه گفته اند که مردمان در چنان کارزاری، چنان در هم فرو می روند که گویی پودهای جامه اند که در تارها فرو رفته اند.
در آثار قدیم، و در احادیث اسلام، سخن از وقوع ملحمه ها (ملاحم) رفته است، یعنی به هنگام بروز انقلابات آخرالزمان، و در طول زمانی پیش از ظهور، و در آستانه ظهور، ملحمه هایی به وقوع خواهد پیوست(452) آری، سخن از خونریزیها و کشتارهای بزرگ است، مستکبران و ستمگستران، فوج فوج، کشته می شوند، خون همه جا را می گیرد، لاشه ها انباشته می شود، و مرغان هوا و درندگان صحرا، از این لاشه ها، سیروپر، خوراک می خورند.(453)
بدینگونه دشمنان حق و عدالت تباه می گردند، و ابرقدرتان یکی پس از دیگری خوار و نابود می شوند. از خون ظالمان و جباران، و پلیدان و ناپاکان، و روحانی نمایان، و عالمان ادیان باطل، نهرها جاری می گردد، و زمینها رنگین می شود.
به ما تعلیم داده اند، و ما را تشویق کرده اند، که برای این کشتار عظیم، و این پاکسازی بزرگ جهانی آماده شویم. چه آماده سازیی از این بهتر که به ما فرموده اند، از درگاه خدا مسئلت کنید که چنین جنگ بزرگ، و چنین پاکسازی وسیع تحقق یابد، چنانکه از جمله، در ذکر صلوات بر حضرت مهدی علیه السلام آمده است:
...و أقم به الحرب...
- خدایا! آتش جنگ با دشمنان خود را، به دست مهدی، شعله ور ساز!
در ارتباط با مسئله آماده سازی برای هنگام ظهور و یاری مهدی علیه السلام، ما را به موضوع شهادت نیز توجه داده اند، تا با فداکاری بیشتر، و بی باکی افزونتر، وارد صحنه های پیکار شویم. فرموده اند: اگر شهید شدید (زیرا که بطبع در جنگ و کارزار، کشته شدن و شهادت نیز پیش می آید)، باید بسی شادمان باشید، زیرا که مانند شهیدان سرفرازی خواهید بود که در رکاب پیامبر خدا شهید شده اند. آری، هر شهید از ما، در رکاب مهدی، اجر دو شهید دارد.
این همه کسان را، این همه فاجران و کافران را، اینهمه دشمنان عدل و فضیلت را، و این همه خصمان جنایت پیشه انسان و انسانیت را چه کسی باید بکشد؟ تو، تو ای منتظر ظهور، تو ای شیعه مهدی! آری تو باید بکشی. برای اینکه بخوبی آماده شوی، اجر شهادت در این مبارزه بزرگ را، اجر بیست شهید شمرده اند. و آفرین بر این مذهب، و بر این مکتب، مذهب و مکتبی که می گوید، اگر به یاری رهبر حکومت عدل جهانی شتافتی، و در راه یاری او کشته شدی، اجر دو شهید داری. و اگر دشمنان او را - که دشمنان شرف و پاکی و عدالت و انسانیت و حق و فضیلتند، و وارثان همه ظلمها و جنایتها و همه ظالمان و جنایتکاران حق و فضیلتند، و وارثان همه وارثان همه ظلمها و جنایتها و همه ظالمان و جنایتکاران تاریخند - کشتی، برای کشتن هر یک تن از آن پلیدان ناپاک، اجر بیست شهید خواهی داشت: ... و من ادرک قائمنا فقتل معه، کان له اجر شهیدین. و من قتل بین یدیه، عدواً لنا، کان له اجر عشرین شهیداً.(454)
- هر کس قیام قائم ما آل محمد (صلی الله علیه و آله ) را درک کند، و در رکاب او (و در راه یاری او)، کشته شود، اجر دو شهید دارد. و هر کس یکی از دشمنان ما را، در حضور او بکشد، اجر بیست شهید خواهد داشت.

20 - حوزه منتظران

باید هدفی داشته باشیم، که در جستجوی آن، همدیگر را گرامی بداریم.
حالا نوبت آن است که سری بزنیم به حوزه منتظران، و چشم براهان. شاید اکنون بهتر بتوانیم سیمای این حوزه را ترسیم کنیم، و نشانها و نشانه های آن را بنگریم. منتظران، مبشران آزادی و منادیان رهایی اند. منتظران، فریاد گران رسیدن روزند، و استقبال کنندگان طلوع خوشید. اینکه گفته اند : زندگی در اوجی فراتر از رنج، و نومیدی، و کام حریص زمان می گذرد، این اوج، در واقع همان زندگی منتظران است و اینکه گفته اند : دنیا به حکمت و امید نیازمند است، این حکمت، همان دانایی و دل بیداری پیروان حق است، و این امید، همان امید رهایی. اینها همه، شکوه چهره انتظار است. هر کسی حق دارد، از شنیدن نام انتظار، هیجان زده شود، و شیفته دیدار سیمای منتظران گردد. آری، منتظران مردمی اند که تمام وجودشان شناخت حق است، و همه دلشان بصیرت، و همه لحظاتشان انتظار رهایی انسانیت، مردمی که تمام آرمانشان، طلوع صبح عدالت است تا نور حق به سراسر گیتی بتابد، و همه جای جهان آکنده از داد و دادگری گردد. براستی اینچنین مردمی دیدنی اند، و اعجاب انگیز، و تحسین آفرین. و راستی آیا این مردم چگونه اند؟
تصور کنید که به مدخل شهری رسیده اید. در آنجا به شما می گویند: این شهر، شهر منتظران است، مردم این شهر در حالت انتظار و چشم براهی به سر می برند! می پرسید: اینان منتظر چه کسی اند، و در انتظار چه چیز به سر می برند؟ می گویند: این مردم چشم براه مردی هستند آسمانی، که هم اکنون زنده است و از نظرها پنهان است، او امام آنان است و ناظر کردار آنان. چشم براهند که این مرد آسمانی ظاهر شود، و جهان را از ظلم و ستم بپیراید، و با صلاح و اصلاح بیاراید، و از عدل و فضیلت بیا کند، و انسانیت مهضوم را به مقام شامخ خود برساند، و بلوغ روز، و بلوغ آفتاب، و بلوغ انسانیت، و بلوغ خرد را اعلام دارد. این مردم دارای چنین آرمانی اند، و چشم براه چنین واقعه ای، و منتظر چنین پیشوایی...
هنگامی که در دروازه آن شهر چنین بشنوید، با خود می گویید: به به، آفرین، چه با عظمت مردمی، چه روشن اندیش قومی، چه انساندوست ملتی، چه والانگر توده ای، چه پاکدل امتی، و چه حماسه دار گروهی!... آیا اجتماع اینان، روابط انسانی اینان، داد و ستد و معاملات اینان، انصاف و مروت اینان، پاکدامنی و عفت اینان، انسانیت و فضیلت اینان، تعهد و تقوای اینان، شرف و آزادگی اینان، خرد و درایت اینان، شور و حماسه اینان، پایداری و صلابت اینان، امید و فعالیت اینان، اقدام و درگیری و سلحشوری اینان، مظاهر اجتماعی اینان اخلاق انسانی اینان، مربیان و عالمان و واعظان اینان، بازارها و خیابانهای اینان، مسجدها و مدرسه های اینان، سیاست و مدیریت اینان، حکومت و حاکمات اینان، قاضیان و قضاوت اینان،... چگونه است؟ آیا این مردم چه کسانیند؟ یکی به درون این شهر روم، شهر منتظران، و چشم براهان؛ و یکی در احوال آنان بنگرم، و لذت برم، و روح گیرم، و امید اندوزم، و پر شوم، و گسترش یابم، و عمق پذیرم، و ایمان استوار دارم، و خویشتن انسانی خویش بازیابم، و بر عظمت والای این عظمت شناسان نماز برم...
باید حوزه منتظران مهدی موعود علیه السلام، پاسخگوی آنچه یاد شد باشد، و هنوز بهتر و بالاتر... عینیت تشیع منتظر، باید این باشد و اینچنین...