فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

16 - حضور ایرانیان در صحنه

در برخی از احادیث اشاره شده است به حضور فعال عجم(443) در جامعه مهدی. البته مقصود از عجم ملتهای غیر عرب است، ولیکن، به احتمال قوی، بیشترین مصداق آن در هنگام ظهور، ایرانیان خواهند بود، بویژه که مرکز ثقل تشیع نیز در ایران است، این سرزمین قهرمان و مقدس. به هر حال شرق شرق کشورهای اسلامی، و خراسان سرزمین خورشید طالع، و طالقان، و قم و ری، و مکه مکرمه و مدینه منوره، و نجف اشرف، و کوفه، در جریان ظهور حق مطلق، نقشهایی عمده دارند، چنانکه قسطنطنیه استانبول فعلی نیز، یکی از مراکز مهم فتحهای اولیه مهدی و یاران اوست!...از شهرها و سرزمینهای دیگری نیز، در مبارزات و فتوحات اولیه سپاهیان مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله، نام برده شده است، شهرها و سرزمینهای که محل درگیریهای بزرگ و حوادث گران است، از جمله: انطاکیه(444)، دمشق، فلسطین، اردن، حمص، و حلب. و سپس که در این مراکز، و پاره ای جاهای دیگر - از جمله سرزمین چین - مبارزات و درگیریهای اتفاق افتاد، و فتحهای نمایان و پیروزیهای بزرگ، نصیب مهدی و یاران او شد، آثار نصر و غلبه این قیام معلوم می شود، و اندک اندک، سراسر جهان، از وقوع حادثه کبری، و قیامت صغری، آگاه می گردند، آنگاه مقدمات فتح همه جهان فراهم می گردد، و انقلاب به همه جا راه می گشاید، و در مدتی کوتاه، از جایی که خورشید طلوع می کند تا آنجا که غروب می کند، همه جا را، فرا می گیرد.

17 - تایید و نصر

در همه دعوتهای حق، در طول تاریخ، تایید و نصر الاهی، به کمک آن دعوتها آمده است. گاه، این تایید و نصر، ظاهر و آشکارا بوده است، و گاه پوشیده و پنهان. چنانکه گاه، در مقطعهای حساس بوده است، و گاه در احوال دیگر. این است که مومنان به حق، و فداکاران در راه حق، آثار حق و تایید حق را، و اشعه امید افزای نصر الاهی را مشاهده کرده اند، و مشاهده می کنند. در مواردی نیز که پیروان حق، بظاهر، شکست خورده اند، در قیاس با هدف آنان که اعلام حق و اعلام موضع حقو طرفداری از حق بوده است، شکست نخورده اند. به سخن دیگر: پیروان حق، هدفی جز حق ندارند. این هدف، دو مرحله مترتب بر هم دارد:
1 - اعلام حق، در برابر باطل.
2 - غالب ساختن حق بر باطل.
با این حساب، پیروان حق، هیچگاه و در هیچ میدان شکست نخورده اند. آنان حتی در جایی که شهید شده اند و پرچم از دستشان افتاده است، به بخشی از هدف خویش نایل آمده اند، که همان اعلام حق باشد، و طرفداری از حق. آنان با اعلام حق، وجود باطل را مورد تردید قرار داده اند، و رونق پوشالی باطل را منکوب ساخته اند، و پایه های آن را لرزان کرده اند. و همین است که هرجا پرچم حق، در میدانی بر زمین افتاده است، دوباره در میدان دیگر افراشته می گشته است، و همینگونه ادامه داشته است تا کنون...و سپس نیز ادامه خواهد داشت...و کجای این امر، شکست است؟
این است که می گوییم پیروان حق و سربازان نبرد حق، هیچگاه، به معنای واقعی، شکست نخورده اند. غروب عاشورا، پیکر حسین علیهم السلام و یارانش روی خاک افتاده بود، خیمه های آنان در آتش می سوخت، و خاندان و اطفال ایشان در میان سنگ و خار بیابان پراکنده بودند، حال آیا آنان شکست خورده بودند، و آیا آن چگونگی شکست بود؟ اگر شکست بود، پس آن حق که اعلام شد چه بود؟ پس ماهیت حکومت باطل که افشا گشت چه بود؟ پس آنچه در جام خورشید ریخت و باقی ماند چیست؟ پس دین خدا که از خطر محو شدن رهایی یافت کدام است؟ پس قیامهایی که از آن پس، پیاپی، پیش آمد و آمد تا هم اکنون - و سپس نیز پیش می آید - و همواره، به روی ستمگران سیلی نواخت - و سپس نیز می نوازد - چیست؟ شکست فراموش شدن خط و مکتب است نه ریختن خون سرباز حق بر زمین...به هر حال، در دعوت عظمای مهدی علیهم السلام، تایید و نصر الاهی، به صورت آشکار پدیدار خواهد گشت، و دلهای مومنان را، در برابر ابر قدرتان جهان و ارتشها و نیروهای آنان گرم خواهد ساخت، و شور پیروزی را در جانها زنده خواهد کرد.
آری، او - با اسم خدا - خروج خواهد کرد، چنانکه شاعر شیعی قدیم، دعبل خزاعی، در قصیده تائید معروف گفته است، و آن قصیده والا را، در حضور حضرت امام ابوالحسن الرضا علیهم السلام خوانده است:
خروج امام لامحاله خارج
یقوم علی اسم الله و البرکات
یمیز فینا کل حق و باطل
ویجزی علی النعماء والنقمات(445)
- امامی از آل محمد صلی الله علیه و آله، بیقین، خروج خواهد کرد،
او به تایید اسم اعظم الاهی و برکات نصر آسمانی به پا می خیزد.
او حق و باطل را از هم جدا می کند،
و همه را، بر شادخواریها، و کین توزیها، کیفر می دهد.
دعبل می گوید:
چون این ابیات را برای امام رضا علیهم السلام خواندم، آن امام بشدت گریست. آنگاه فرمود: ای دعبل! روح القدس به زبان تو سخن گفته است. آیا می دانی این امام چه کسی خواهد بود؟ گفتم: نه شخص او را نمی شناسم، لیکن شنیده ام که امامی از شما آل محمد صلی الله علیه و آله خروج می کند و زمین را از عدل و داد می آکند. امام رضا علیهم السلام فرمود: پس از من، فرزندم محمد امام است. پس از محمد فرزندش علی امام است. پس از علی هادی فرزندش حسن امام است. و پس از حسن عسکری، فرزندش، حجت قائم خواهد بود. اوست که در زمان غیبت چشم به راه اویند، و در زمان ظهور همه مطیع او گردند. او زمین را پر از قسط و عدل می کند، پس از آنکه پر از جور و ستم شده باشد...(446)
باری، در احادیث رسیده است که مهدی، منصور بالرعب، و موید بالنصر است. یعنی به هنگام ظهور، رعب او در دلها قدرتمندان می افتد، و نیروهای غیبی و غیر مرئی به کمک او و یاران او می شتابند. و این نیروها، در جای خود، کار خود را خواهند کرد. یک نمونه آن، بنابر احادیث بسیار، نابود شدن سپاه عظیم سفیانی است، در بیداء - سرزمینی میان مدینه و مکه.
و اینها همه، منافات ندارد با لزوم حضور مردم در صحنه، و اینکه مهدی علیهم السلام، مردم را به حق و یاری حق دعوت می کند، و از آنان کمک می طلبد - چنانکه یاد شد. برای تایید این مطلب، یعنی اینکه موید بودن مهدی علیهم السلام از سوی خدا و به تاییدات غیبی، منافات ندارد بالزوم کمک و همکاری و مجاهدت مردم، برای استقرار حکومت الاهی او، یاد آوری کنیم که در حدیثی از امام جعفر صادق علیهم السلام رسیده است که انقلاب مهدی را سه سپاه یاری می دهند، و در پیشبرد آن کمک می رسانند:
1 - سپاهی از فرشتگان.
2 - سپاهی از مومنان.
3 - سپاهی از رعب.(447)
پس، هم تایید و نصر الاهی در کار است، و به وسیله فرشتگان عمل می کند، مانند جنگ بدر؛ هم به تایید الاهی، رعب او و ترس از او و انقلاب او، دلهای مخالف و نیروهای آنان را از جا می کند و آن قدرتها را متزلزل و مغلوب می سازد؛ و هم حضور فعالانه مومنان است که آن انقلاب عظیم را به پیش می برد، و به سامان می رساند، و در جهان می گستراند.

18 - آماده طلبی، نه...

با توجه به مباحث و مطالبی که گذشت، و با مرور در احادیث اهل بیت علیهم السلام، بخوبی معلوم می گردد، که کسانی که آماده طلبند، و تصور می کنند که با ظهور امام دوازدهم علیهم السلام، همه چیز بسرعت روبراه می گردد، و بدون هیچ رنجی و گرفتاری، و جهادی، مصائب انسان رفع می شود، و مشکلات بشریت حل می گردد، و دین خدا به همه سوی می رسد، و اینهمه قدرتهای شیطانی و وسایل و ابزار و ارتشها، بانی، از پای در می آیند، و سپس جهانی آماده و مرفه و سراسر عدل و احسان را بر آقایان عرضه می دارند؛ این کسان در اشتباهند. و این کسان، بواقع، منتظران نیستند، منتظران به مفهوم اسلامی و تعلیم شیعی. اینگونه کسان، که در دوره های قبل از ظهور، خود را به راحت افکندند، و از هر درگیریی با ستم و ستمکاران کناره گرفتند، و از هر اقدام اسلامی و اجتماعی تن زدند، و نوعی مقدسمابی پیشه ساختند، و تصور کردند که عمر را به تن آسانی می گذرانند، و اگر روزی ظهور فرا رسید، مثل برق، جهان درست می شود، و محل امنی برای وادادگی و تن پروری فراهم می آید، اینگونه کسان به اصطلاح، کور خوانده اند. چگونه در مکتب عملی و فعال، و جهاد پیشه، و شهادت شعار، و زهدنشان، و جهش بنیان تشیع، چنین چگونگیی قابل قبول تواند بود؟ و چگونه امامان ما، چنین کسانی را در رده شیعه خویش، پذیرا خواهند گشت؟ اکنون ببینیم خود آنان چه فرموده اند:
...قلت لابی جعفر علیهم السلام : انهم یقولون: ان المهدی لوقام، لا ستقامت له الامور عفوا، ولایهریق محجمه دم، فقال: کلا، والذی نفسی بیده، لو استقامت لاحد عفوا، لا استقامت لرسول الله صلی الله علیه و آله ، حین ادمیت رباعیته، وشج فی وجهه، کلا، والذی نفسی بیده، حتی نمسح نحن و انتم العرق والعلق. ثم مسح جبهته.(448)
- با خدمت امام محمد باقر علیهم السلام عرض کردم: مردم میگویند: مهدی که قیام کند، کارها خود بخود درست می شود، و به اندازه یک حجامت، خون نمی ریزد. فرمود: هرگز چنین نیست، به خدایی جان آفرین سوگند. اگر قرار بود کار، برای کسی، خود بخود درست شود، برای پیامبر صلی الله علیه و آله درست می شد، هنگامی که دندانش شکست، و صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کار خود بخود درست شود. به خدای جان آفرین سوگند کار درست نخواهد شد تا اینکه ما و شما در عرق و خون غرق شویم.آنگاه امام، به علامت پاک کردن عرق، دست به پیشانی خود کشید.
در حدیث دیگر، امام ابوالحسن الرضا علیهم السلام نیز، اینگونه روایت شده است:
...لو قد خرج قائمنا علیهم السلام، لم یکن الا العلق والعرق، والقوم علی السروج. و ما لباس القائم علیهم السلام الا الغلیظ، و ما طعامه الاالجشب(449).
- هنگامی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله خروج کند، خون است و عرق ریختن، و سوار مرکبها بودن در میدانهای مبارزه. و قائم علیهم السلام، جز جامه درشتناک نخواهد پوشید، و جز خوراک درشتناک نخواهد خورد.
و اینگونه احادیث متعدد رسیده است. این است که مردان حق باید خویشتن را آماده یاری علی ابن ابیطالب ثانی بسازند، و گوش به سخن تنبلان، و تن پروران، و آماده طلبان، یا ضعیف النفسان و ناتوانان ندهند، و دل به آماده طلبی - که بر خلاف سنت الاهی است - خوش نکنند، و مرد عمل و جهاد باشند، و مرد کار و قدرت، و مرد شجاعت و توانایی و مرد اقدام و تکلیف.
داشتن آمادگی، حتی آمادگی نظامی و سلاحداری، به اندازه ای اهمیت دارد، که از طریق تعالیم دعا و زیارت نیز ما را متوجه آن کرده اند. چنانکه از جمله، در زیارت سرداب مقدس، چنین تعلیم داده اند که بخوانیم:
اللهم کما جعلت قلبی بذکره معمورا، فاجعل سلاحی بنصرته مشهورا.
- خداوندا!همچنان دل مرا، با یاد حجت خود مهدی، آباد و زنده ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آماده و آخته ساز!
در این زیارت مبارک، سپس، چنین می خوانیم:
و ان حال بینی و بین لقائه الموت - الذی جعلته علی عبادک حتما، و اقدرت به علی خلیقتک رغما - فابعثنی عند خروجه، ظاهرا من حفرتی، موتزرا کفنی، حتی اجاهد بین یدیه، فی الصف الذی اثنیت علی اهله فی کتابک، فقلت: کانهم بنیان مرصوص.(450)
- و اگر چنان شد خدایا، که مرگ - که برای همه هست، و نشان قدرت قاهره تو است - از درک حضور مهدی محرومم ساخت، ای خدا! تو مرا به هنگام ظهور او، از نو، زنده کن، تا از گور خویش سر برآورم، و کفن بر کمربندم، و در رکاب او جنگ کنم، در صفی که افراد آن را در قرآن ستوده ای، و آن صف را بنیان مرصوص چنان پیکره پولادین خوانده ای!
می نگرید که سخن از سلاح مشهور شمشیر آخته است، و بنیان مرصوص بنایی در هم رسته. و اگر از گور نیز در آیند و دوباره - به لطف الاهی - زنده شوند، برای جهاد است و مبارزه، و بستن کفن به کمر، و حمل سلاح بر دوش. این است کارایی و مقاومتی که از چشم براهان حکومت حقه و منتظران دولت مهدویه، مطلوب است و مورد انتظار.