فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

15 - حضور شیعه در صحنه

نباید مایه تعجب شود اگر ببینیم که شیعه، در روزگار ظهور، حضور فعالتری دارد، و در صحنه های مبارزات بزرگ، نقشی عمیق تر و جدی تر ایفا می کند. شیعه ای که به اصل وصایت الاهی - که در همه پیامبران بوده است - اعتقاد دارد؛ شیعه ای که از زمان حیات پیامبر و پس از پیامبر، بنابر آیات قرآن و دستورات موکد پیامبر صلی الله علیه و آله، دنبال علی بوده است و سپس در خط امامت حرکت کرده است؛ شیعه ای که دست از محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله بر نداشته است؛ شیعه ای که همه جا محرومیت دیده و بلا کشیده و زندان رفته و شکنجه شده و شهید داده است؛ شیعه ای که در طول قرنها و سده ها همواره در برابر ستمکاران ایستاده و سازش نکرده است؛ شیعه ای که سینه اش در سقیفه بنی ساعده خرد شده و در ریگزار داغ ربذه به جان آمده و در نبرد جمل و صفین و نهروان حضور یافته و خون داغش در مرج عذرا بر زمین ریخته و از ساباط مداین گذشته و در صحرایی تفتیده طف عاشورا حاضر بوده و شب یازدهم عاشورا را گذرانده است؛ شیعه ای که در کناسه کوفه به دار آویخته شده و سپس پیکرش سوخته و خاکسترش بر باد داده شده است؛ شیعه ای که قتلها و زندانهای امویان را تحمل کرده است؛ شیعه ای که در کنار جسر بغداد پیکر مسموم پیشوای زندانی خود را نگریسته است؛ شیعه ای که زندانهای عباسیان را آکنده داشته است؛ شیعه ای که همه سرزمین های اسلام - از مکه تا بلخ - همه جا را با خون خود رنگین ساخته است و همیشه فریاد او دعوت به حکومت معصوم و مدعای او مبارزه با ظلم و بیدادگری بوده است؛ شیعه ای که بیش از هزار سال است که از جان و دل و با خون و قیام، مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله را طلب کرده است؛ این شیعه اگر در صحنه های انقلاب بزرگ، حضوری فعال داشته باشد، جای هیچ تعجبی نیست. و این شیعه - پس از اینهمه فداکاری و پایداری - اگر حاکم و وارث سراسر زمین بشود، نیز، جای بی توقعی دیگران نخواهد بود، شیعه ای که پیرو متعهد خون آشنایی خط نبوت است، از آدم تا خاتم، و خط وصایت، از علی تا مهدی....
هنگامی که قائم قیام کند، خداوند شیعیان را، از همه شهرها، نزد او گرد می آورد.(441) هنگامی که قائم قیام کند، خداوند هر عیب و نقصی را از شیعیان برطرف می کند، و دلهای آنان را چنان پاره های پولاد می گرداند. قدرت هر مرد از آنان را، به اندازه قدرت چهل مرد قرار می دهد. و آنگاه آنان حاکمان و فرمانروایان زمین خواهند بود، و سران بزرگوار جهان.(442)
و این بیانات، همه، می تواند تاکید بر این امر باشد که شیعه باید همواره حضور اعتقادی و اجتماعی خویش را، و تشکیلات سیاسی و نظامی - یعنی در واقع، حضور شیعی خویش را - در صحنه تاریخ نگاه دارد، تا سر انجام به هنگام ظهور، در محل خود و در جریان اصلی و بحق خود، قرار گیرد.

16 - حضور ایرانیان در صحنه

در برخی از احادیث اشاره شده است به حضور فعال عجم(443) در جامعه مهدی. البته مقصود از عجم ملتهای غیر عرب است، ولیکن، به احتمال قوی، بیشترین مصداق آن در هنگام ظهور، ایرانیان خواهند بود، بویژه که مرکز ثقل تشیع نیز در ایران است، این سرزمین قهرمان و مقدس. به هر حال شرق شرق کشورهای اسلامی، و خراسان سرزمین خورشید طالع، و طالقان، و قم و ری، و مکه مکرمه و مدینه منوره، و نجف اشرف، و کوفه، در جریان ظهور حق مطلق، نقشهایی عمده دارند، چنانکه قسطنطنیه استانبول فعلی نیز، یکی از مراکز مهم فتحهای اولیه مهدی و یاران اوست!...از شهرها و سرزمینهای دیگری نیز، در مبارزات و فتوحات اولیه سپاهیان مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله، نام برده شده است، شهرها و سرزمینهای که محل درگیریهای بزرگ و حوادث گران است، از جمله: انطاکیه(444)، دمشق، فلسطین، اردن، حمص، و حلب. و سپس که در این مراکز، و پاره ای جاهای دیگر - از جمله سرزمین چین - مبارزات و درگیریهای اتفاق افتاد، و فتحهای نمایان و پیروزیهای بزرگ، نصیب مهدی و یاران او شد، آثار نصر و غلبه این قیام معلوم می شود، و اندک اندک، سراسر جهان، از وقوع حادثه کبری، و قیامت صغری، آگاه می گردند، آنگاه مقدمات فتح همه جهان فراهم می گردد، و انقلاب به همه جا راه می گشاید، و در مدتی کوتاه، از جایی که خورشید طلوع می کند تا آنجا که غروب می کند، همه جا را، فرا می گیرد.

17 - تایید و نصر

در همه دعوتهای حق، در طول تاریخ، تایید و نصر الاهی، به کمک آن دعوتها آمده است. گاه، این تایید و نصر، ظاهر و آشکارا بوده است، و گاه پوشیده و پنهان. چنانکه گاه، در مقطعهای حساس بوده است، و گاه در احوال دیگر. این است که مومنان به حق، و فداکاران در راه حق، آثار حق و تایید حق را، و اشعه امید افزای نصر الاهی را مشاهده کرده اند، و مشاهده می کنند. در مواردی نیز که پیروان حق، بظاهر، شکست خورده اند، در قیاس با هدف آنان که اعلام حق و اعلام موضع حقو طرفداری از حق بوده است، شکست نخورده اند. به سخن دیگر: پیروان حق، هدفی جز حق ندارند. این هدف، دو مرحله مترتب بر هم دارد:
1 - اعلام حق، در برابر باطل.
2 - غالب ساختن حق بر باطل.
با این حساب، پیروان حق، هیچگاه و در هیچ میدان شکست نخورده اند. آنان حتی در جایی که شهید شده اند و پرچم از دستشان افتاده است، به بخشی از هدف خویش نایل آمده اند، که همان اعلام حق باشد، و طرفداری از حق. آنان با اعلام حق، وجود باطل را مورد تردید قرار داده اند، و رونق پوشالی باطل را منکوب ساخته اند، و پایه های آن را لرزان کرده اند. و همین است که هرجا پرچم حق، در میدانی بر زمین افتاده است، دوباره در میدان دیگر افراشته می گشته است، و همینگونه ادامه داشته است تا کنون...و سپس نیز ادامه خواهد داشت...و کجای این امر، شکست است؟
این است که می گوییم پیروان حق و سربازان نبرد حق، هیچگاه، به معنای واقعی، شکست نخورده اند. غروب عاشورا، پیکر حسین علیهم السلام و یارانش روی خاک افتاده بود، خیمه های آنان در آتش می سوخت، و خاندان و اطفال ایشان در میان سنگ و خار بیابان پراکنده بودند، حال آیا آنان شکست خورده بودند، و آیا آن چگونگی شکست بود؟ اگر شکست بود، پس آن حق که اعلام شد چه بود؟ پس ماهیت حکومت باطل که افشا گشت چه بود؟ پس آنچه در جام خورشید ریخت و باقی ماند چیست؟ پس دین خدا که از خطر محو شدن رهایی یافت کدام است؟ پس قیامهایی که از آن پس، پیاپی، پیش آمد و آمد تا هم اکنون - و سپس نیز پیش می آید - و همواره، به روی ستمگران سیلی نواخت - و سپس نیز می نوازد - چیست؟ شکست فراموش شدن خط و مکتب است نه ریختن خون سرباز حق بر زمین...به هر حال، در دعوت عظمای مهدی علیهم السلام، تایید و نصر الاهی، به صورت آشکار پدیدار خواهد گشت، و دلهای مومنان را، در برابر ابر قدرتان جهان و ارتشها و نیروهای آنان گرم خواهد ساخت، و شور پیروزی را در جانها زنده خواهد کرد.
آری، او - با اسم خدا - خروج خواهد کرد، چنانکه شاعر شیعی قدیم، دعبل خزاعی، در قصیده تائید معروف گفته است، و آن قصیده والا را، در حضور حضرت امام ابوالحسن الرضا علیهم السلام خوانده است:
خروج امام لامحاله خارج
یقوم علی اسم الله و البرکات
یمیز فینا کل حق و باطل
ویجزی علی النعماء والنقمات(445)
- امامی از آل محمد صلی الله علیه و آله، بیقین، خروج خواهد کرد،
او به تایید اسم اعظم الاهی و برکات نصر آسمانی به پا می خیزد.
او حق و باطل را از هم جدا می کند،
و همه را، بر شادخواریها، و کین توزیها، کیفر می دهد.
دعبل می گوید:
چون این ابیات را برای امام رضا علیهم السلام خواندم، آن امام بشدت گریست. آنگاه فرمود: ای دعبل! روح القدس به زبان تو سخن گفته است. آیا می دانی این امام چه کسی خواهد بود؟ گفتم: نه شخص او را نمی شناسم، لیکن شنیده ام که امامی از شما آل محمد صلی الله علیه و آله خروج می کند و زمین را از عدل و داد می آکند. امام رضا علیهم السلام فرمود: پس از من، فرزندم محمد امام است. پس از محمد فرزندش علی امام است. پس از علی هادی فرزندش حسن امام است. و پس از حسن عسکری، فرزندش، حجت قائم خواهد بود. اوست که در زمان غیبت چشم به راه اویند، و در زمان ظهور همه مطیع او گردند. او زمین را پر از قسط و عدل می کند، پس از آنکه پر از جور و ستم شده باشد...(446)
باری، در احادیث رسیده است که مهدی، منصور بالرعب، و موید بالنصر است. یعنی به هنگام ظهور، رعب او در دلها قدرتمندان می افتد، و نیروهای غیبی و غیر مرئی به کمک او و یاران او می شتابند. و این نیروها، در جای خود، کار خود را خواهند کرد. یک نمونه آن، بنابر احادیث بسیار، نابود شدن سپاه عظیم سفیانی است، در بیداء - سرزمینی میان مدینه و مکه.
و اینها همه، منافات ندارد با لزوم حضور مردم در صحنه، و اینکه مهدی علیهم السلام، مردم را به حق و یاری حق دعوت می کند، و از آنان کمک می طلبد - چنانکه یاد شد. برای تایید این مطلب، یعنی اینکه موید بودن مهدی علیهم السلام از سوی خدا و به تاییدات غیبی، منافات ندارد بالزوم کمک و همکاری و مجاهدت مردم، برای استقرار حکومت الاهی او، یاد آوری کنیم که در حدیثی از امام جعفر صادق علیهم السلام رسیده است که انقلاب مهدی را سه سپاه یاری می دهند، و در پیشبرد آن کمک می رسانند:
1 - سپاهی از فرشتگان.
2 - سپاهی از مومنان.
3 - سپاهی از رعب.(447)
پس، هم تایید و نصر الاهی در کار است، و به وسیله فرشتگان عمل می کند، مانند جنگ بدر؛ هم به تایید الاهی، رعب او و ترس از او و انقلاب او، دلهای مخالف و نیروهای آنان را از جا می کند و آن قدرتها را متزلزل و مغلوب می سازد؛ و هم حضور فعالانه مومنان است که آن انقلاب عظیم را به پیش می برد، و به سامان می رساند، و در جهان می گستراند.