فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

ب - پیروی از خط ممتد رهبری

در فصل نهم، از ابونصر فارابی نقل کردیم که به هنگام غیبت امام، باید از آداب و احکام امامان پیشین پیروی کرد، و راه را چنانکه آنان فرموده اند پیمود. این تعلیم که این فیلسوف بزرگ اسلامی شیعی مطرح ساخته است، همان است که در تعالیم ائمه طاهرین علیهم السلام رسیده است. امامان تاکید کرده اند که در عصر غیبت به آداب و احکام دینی خود که از مکتب آنان فرا گرفته اید عمل کنید، و خط اعتقادی و عمل خویش را، با استواری و صلابت و با اعتقاد و تقید، نگاه دارید، تا طلوع طلایع ظهور فرا رسد، و پیشوای نهان گشته شما، از غیبت، به در آید. امام جعفر صادق علیهم السلام در احادیثی چند، که راویان نقل کرده اند، همین مطلب را فرموده است:
...اذا کان ذلک، فتمسکوا بالامر الاول، حتی یتبین لکم الاخر...(423) اذا اصبحت و امسیت یوما لاتری فیه اماما من آل محمد، فاحب من کنت تحب، وابغض من کنت تبغض، و وال من کنت توالی، و انتظر الفرج صباحا ومساء...(424) کونوا علی ما انتم علیه، حتی یطلع الله لکم نجمکم...(425) حتی یاتیکم بصاحبها.(426)
- هر گاه زمان غیبت فرا رسید، به دستورات امامان پیشین چنگ در زنید، تا امام آخرین ظهور کند...هر گاه روزی رسید که امامی از آل محمد در میان خود نداشتید، همان امامانی را که دوست بدارید، و همان کسان و خط باطلی را که دشمن می داشتید دشمن بدارید و از آنها دوری کنید، و به دام آنها در نیفتید!، و همواره در خط رهبری و ولایت حقه داشته باشید، و صبح شام در حالت انتظار آمادگی به سر ببرید!...همان دینی را که داشتید داشته باشید، تا خداوند ستاره هدایت شما را طالع سازد، تا خداوند صاحب دین را برساند.
علامه مجلسی، در بیان این احادیث و تعالیم، می فرماید:
مقصود از این احادیث این است که در عصر غیبت، در امر دین متزلزل نشوید، و در مقام عمل حیرتی به خود راه ندهید. در اصول و فروع دین، به آنچه از امامان به دست شما رسیده است چنگ در زنید، و عمل به دین را ترک نکنید، و از دین خدا روی مگردانید، تا زمانی که امام شما ظاهر گردد...(427)
و یقین است که انسانی که دارای شناخت صحیح نظری و بصیرت عملی است، در مقام عمل و اقدام نیز، همین پیروی همه جانبه شعار و پیشه خویش می سازد.

11 - انتظار، تمرین و ریاضت

منتظران با اخلاص، و تراز مکتب، در مرحله تربیت نفس و خود سازی، به امر دیگری نیز باید توجه کنند، توجهی عمیق. آن امر، تمرین زندگیی است ساده و خشن، و دور از رفاه و تن آسانی، تا بدینگونه با زندگی پیشوای قیام هماهنگ کردند، و تاب پیروی از فرزند علی را پیدا کنند.
درباره موضوعی که یاد شد، در احادیث ما تعالیمی رسیده است که اهمیت بسیار دارد. من تاکید می کنم، و توجه می دهم، که این تعالیم اهمیت بسیار دارد، و باید مورد نظر و عمل قرار گیرد. این تعالیم می گوید: باید در انسان منتظر، روح پارسایی، پایداری، زهد و بی نیازی، قدرت و مردانگی، شهامت و بی باکی، نظامیگری و سلحشوری، بوفور، وجود داشته باشد. انسان منتظر، باید این خصلتها را در خویشتن پدید آورد و بپرورد، و به اصطلاح روز، یک فرد ساخته انقلابی، و یک چریک آماده باشد. هیچگونه ضعفی، سستیی، امیال و علایق، نباید شخصیت صخره سان انسان منتظر را دستخوش قرار داد.
امام جعفر صادق علیهم السلام، خطاب به ابو بصیر:
درباره خروج قائم، خیلی عجله دارید، هان! به خدا سوگند، او جامه مویین می پوشد، و نان جوین می خورد. روزگار قیام او، روزگار به کار بردن شمشیر...او شبانگاهان به دردمندان و نیاز داران سر می زند، و روزها به نبرد در راه دین می پردازد، مانند امیر المومنین....(428)
آری، دولت جهانگیر عدل، به آسانی، تشکیل نخواهد یافت. سهم انسان مسئول، در خدمت مهدی علیهم السلام، برای تاسیس دولت جهانی او، بسیار خواهد بود. پس باید آماده شد، و باید آماده بود...
درد آشنایان، به همراهی آن پیشوای درد آشنا به پا می خیزد، و جباران و ابر قدرتان و نیروهای آنان را، با مبارزه و درگیری، و با مجاهده و جنگ، در پرتو یاری و نصر خدایی، از میان برمی دارند و خود مانند چ محرومان زندگی می کنند: خوراکی خشک و اندک می خورند، و جامعه خشک و کم بها می پوشند. اینسان رفتار می نمایند، تا محرومیت را از جهان بر دارد، و تا انسانیت را به جهان باز گردانند.

12 - انتظار، بسیج عمومی

آینده از آن هیچ کس نیست، که آینده از آن خداست. آنچه از ما ساخته است، این است که برای آینده آماده شویم، و خود را برای اجرای آنچه آینده از ما چشم دارد، مهیا سازیم.(429)
- ویکتور هوگو.
در پیگیری بحثهای غیبت و انتظار، به این نتیجه می رسیم، که انتظار، یک بسیج عمومی است. مکتب تشیع علوی، در عصر انتظار، پیروانی می خواهد همیشه آماده، و همواره در سنگر....
همیشه آماده، از نظر قدرتهای ایمانی و روحی، نیروهای بدنی و سلاحی، تمرینهای عملی و نظامی، پرورشهای اخلاقی و اجتماعی، و سازماندهیهای سیاسی و مرامی.
و همواره در سنگر، سنگر مبارزه با تمایلات نفسانی، با سستیهای تکلیفی، با فتورهای موضعی، سنگر مبارزه با ذلت پذیری و استعمار زدگی، مبارزه با تطاول و ستم و تبعیض و استثمار و انحراف، مبارزه با زیر بار کفر رفتن، و برده دیگران شدن، و سلطه یهود و نصاری و ملحدان را پذیرفتن، و قدرتهای ناحق را تحمل کردن.
این آمادگی عمومی و همیشگی، جوهر اصلی انتظار است. این است که باید ماهیت انتظار شناخته شود، تا انتظار، انتظاری اسلامی باشد و شیعی و سازنده، نه یک تنبلی، و تکلیف رهایی، و وادادگی. انتظار پدیده ای عظیم و جریانی مهم است. همه می دانیم که ظهور مهدی موعود، و رسیدن فرج اعظم، و فتح اکبر، امری بسیار بزرگ و بسیار مهم است: نشر عدالت در همه آفاق، و نشر حق در همه نفوس. شیعه، منتظر این امر بزرگ است. شیعه خود را برای چنین هدفی عظیم آماده می دارد. همچنین می دانیم که در احادیث و تعالیم رسیده است که انتظار فرج نیز، فرج و پاره ای از فرج است، بلکه افضل اعمال، انتظار فرج است. بنابر این، باید انتظار نیز، مانند خود فرج، امری بسیار بزرگ و بسیار مهم باشد، تا قسمتی از فرج باشد، و افضل اعمال به شمار آید. و چنین هم هست...
یقین است که انتظاری که به اندازه خود فرج اهمیت دارد، و خود پاره ای و بخشی از فرج کلی الاهی خوانده شده است، نمی تواند امری ساده، و حالتی بی تفاوت، و روزگاری خالی از تعهد و شور باشد. این است که باید بر شناخت مسئله انتظار، و فلسفه انتظار تاکید شود. این پدیده، باید در فرهنگ تشیع، موضوعی درسی باشد. چگونه می شود جامعه ای که از دیدار امام و تربیت حضوری او محروم است، و در عصر غیبت کبری به سر می برد، با این وصف، در حال فرج باشد، یعنی حالی که امام حق ظاهر گشته است، و حق همه جا را گرفته، و عدالت به همه سوی رخت کشیده است؟ این چگونه می شود؟ فرض کنید: در جایی شب باشد، و پرتوی از ماه بتابد، و خورشید و فروغ تابنده خورشید در کار نباشد، با این وصف بگوییم، در اینجا شب چونان روز است، و پرتو ماه چونان نور تابنده و خیره کننده خورشید. این در چه وقت و در چه حال ممکن است؟ و این سخن کی درست تواند بود؟ در جامعه منتظران نیز چنین است. می گوییم، حال غیبت امام و عدم تابش مستقیم نور ولایت و هدایت، مانند حال حضور و تابش مستقیم است. این به چه معنی درست است؟
پاسخ این است که چنین چگونگی در ارتباط دقیق است با وضعیت منتظران. اگر جامعه منتظر، چنانکه باید باشد باشد، و انسان منتظر، انسان تراز مکتب و تراز انتظار باشد، انتظار نیز به منزله فرج است. و انتظار، افضل عبادات است...
در اینجا باید با تاکید بگوییم، که در این روزگار بیداری و حرکت و خون و شهادت، برادران اهل سنت نیز باید به خود آیند، و از این روسای خائن مملکت اسلامی دل بردارند، و به حرکت انتظار و حرکت منتظران بپیوندند، و با جباران و دست نشاندگان در افتند، و وارد مبارزات بزرگ شوند، و در رده استقبال کنندگان دولت مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله در آیند، تا به احادیث و دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عمل کرده باشند. - چنانکه در فصل پنجم نیز اشاره کردیم.
واقع این است که مسلمان، همین اندازه که مسلمان باشد و پیرو قرآن و تابع سنت چه پس از قرآن به صحاح سته عمل کند و سنت را از این طریق بگیرد، یا به نهج البلاغه و کتب اربعه عمل کند، و سنت را از این طریق بگیرد، دیگر اهل هر فرقه ای از فرقه های اسلامی باشد، باید به مهدی موعود معتقد باشد، و باید منتظر ظهور باشد، زیرا که این، اشارات قرآن است و بشارات پیامبر صلی الله علیه و آله . مسلمانان دیگر، باید در این بسیج عمومی، و حماسه کلی، و آمادگی اسلامی، و خروش رهایی، و طلب روشنایی، با شیعه آل محمد صلی الله علیه و آله همگام و هماهنگ و همفرد یار باشند، آنهم با همان قوام و عینیت، و با همان نضج و بلوغی، که بدان اشاره شد، یعنی جامعه های آنان نیز باید دارای عینیت مقاومت باشد، نه عینیت تسلیم.
اکنون تصور کنید که اگر همانگونه که برخی از مردان متعبد شیعه مقید بوده اند که همواره شمشیری تیز داشته باشد(430)، و شب هنگام آن را بر بالین نهند، و همواره دل بیدار و چشم براه باشند، و اندک بخوابند و سحر گاهان به پا خیزند، تا با این چگونگی، آماده یاری رساندن به دولت دادگستری مهدی باشند، و آماده بر کندن ریشه ستم و ستمگری، و واژگون ساختن تخت و تاج جباران و قصر و کاخ ستمکاران...اگر دیگر مسلمانان جهان نیز - این یک میلیارد مردم اهل قبله - چنین باشند، و در این حماسه مقدس، وحدت یابنده، و به هنگام تهاجم ستمگران و مستکبران، به پا خیزند و به سوی آنان و ارتشهای آنان هجوم برند، آیا چه کسی، و چه قدرتی، و چه ارتشی در برابر مسلمین تاب مقاومت تواند داشت، و مقاومت تواند کرد؟ و آیا چه کسی، و چه قدرتی می تواند اینهمه پراکندگی و ذلت در میان مسلمین پدید آورد، و اینگونه ثروتهای مسلمین را ببرد؟ و شخصیت مسلمین را خرد کند، و به دین و مقدسات مسلمین تحقیر روا دارد؟ و اگر چنان باشد که یاد شد، آیا چه کسی می تواند این عروسکهای کودکی، و این دست نشانده های رذل و خائن، و این نوکران پست بی شخصیت بدبخت را، به نام ملک، و سلطان، و رئیس جمهور و امیر فلان، بر توده های مصمم قرآنی مسلط سازد، و همه چیز آنان را، به وسیله این خائنان ناپاک ببرد و نابود کند؟! ای مسلمانان یکدم به خود آیید! به عزت خدایی خود باز گردید! طومار این تفرقه و ذلت را در نوردید! این دست نشاندگان خائن و این نوکران یهود و نصاری و ملدحان را سرنگون سازید! بانگ الله اکبر بردارید، و حق را بطلبید! و سر از تسلیم و انقیاد بپیچید، و سر به آستان حق و عدل فرود آورید!