فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

6 - بعد آمادگی نظامی

امر بسیار جالب، و بسیار مهم، و بسیار مغفول، امر آمادگی نظامی در عصر انتظار است. انسان منتظر قیامی بزرگ، و انقلابی خونین، و شورشی شعله ور، و درگیری عظیم و جهانی، آیا ممکن است که خود هیچ گونه آمادگیی برای حضور در این درگیری و کمک به این انقلاب نداشته باشد؟
مسلمانان باید همیشه آمادگی نظامی و نیروی سلحشوری داشته باشد، تا به هنگام طلوع طلایع حق، به صف پیکار گران رکاب مهدی علیه السلام بپیوندد، و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفریند، و کمک رساند، و حضور فعال داشته باشد.
در اینجا، تعلیمی است خورشید سان، و دستوری است درخشان، از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، امام، در این تعلیم، حوزه منتظران را فرا می خواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند، و دوره انتظار مهدی علیه السلام را، با دست پر، به سر آورند:
لیعدن احدکم لخروج القائم، ولوسهما. فان الله اذا علم ذلک من نیته، رجوت لان ینسی فی عمره حتی یدرکه، و یکون من اعوانه و انصاره.(412)
- باید هر یک از شما برای خروج قائم اسلحه تهیه کند، اگر چه یک نیزه. چون وقتی خداوند ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدی باشد یا برای این آمادگی، به ثواب درک ظهور برسد.
و در گذشته، شیعیان به این امر توجه بیشتر داشته اند، تا جایی که برخی اسلحه در خانه نگاه می داشتند، و اینچنین آماده شرکت در استقرار عدل بزرگ بوده اند.(413) به بعد انسانی و عمیق و والای همین سنت بنگرید: انسانهایی در طول قرون و اعصار، در مدت عمر، اسلحه داشته باشند، که به هنگام ظهور منجی انسانیت، و گسترنده اصول عدالت، و در هم کوبنده جباران، و خوار سازنده مستکبران، به او بپیوندند، و برای نجات بشریت مظلوم و انسانیت محروم به پا خیزند. این چه زلال جاری، و چه عصمت پاک، و چه باور تابناکی است؟ آفرین بر این اعتقاد، و آفرین بر این آمادگی...
باری، بعد آمادگی نظامی، و حضور اقدامی، در دوره انتظار، نیز بعدی مهم است. من در همین فصل، در پاره ای دیگر از بخشهای آینده، در این باره، باز سخن خواهم گفت.

7 - انتظار، دوران تکلیف حساس

با توجه و تامل در ابعاد عملی انتظار - که در بخش پیش یاد شد - می بینیم که انتظار، تجلی جامع و تبلور کامل تربیتهای مکتب است. پس، انتظار، هم، شاخص منور ابعاد عقاید حقه است، و هم تبلور کامل تربیتهای مکتب. آری غیبت، جریان بسیار عمیق، و انتظار جریانی بسیار سازنده و مهم است. دوره غیبت و انتظار از یک جهت، مانند، مدتی است که معلم از کلاس خارج می شود - چنانکه در پیش اشاره شد - تا بنگرد که شاگردان در غیاب او چه می کنند؟ و درباره تعالیم و تکالیف خود چسان رفتار می نمایند. انسان منتظر، که شاگرد مکتب پیامبران، و حاضر در کلاس دین حق است، باید همواره مراقب خود باشد، و در علم و عمل بکوشد، و بداند که معلم از کلاس بیرون رفته است، و هر لحظه ممکن است برسد، و او را در آن حال که هست ببیند...باید همیشه در حالی باشد که رضای کامل خاطر معلم را فراهم آورد.
آری، هنگامی که در مسائل یاد شده بژرفی می نگریم، و هنگامی که به ماهیت دین و تعلیمها و تکالیفهای دین می اندیشیم، و وقتی که به زندگی و تکلیف، با شناختهای درست، فکر می کنیم، به این نتیجه می رسیم، که روزگار انتظار، نه تنها روزگار سستی رهایی و بی تفاوتی و قعود و تحمل و ظلم پذیری نیست، بلکه دوران انتظار، دوران حساس حضور تکلیفی اجتماعی است، هم در ابعاد تکالیف فردی، و هم در ابعاد تکالیف اجتماعی. دوران انتظار، دوران تکلیف است، تکلیف بزرگ. و آن تکلیف بزرگ نگهبانی دین خدا است، در سطح فرد و در سطح اجتماع...
اگر روزگار انتظار، روزگار فتور بود، و انسان وظایف چندانی نداشت، باید تکلیف برداشته می شد، و باید در تعالیم پیشوایان، سخن از چنگ زدن به دین و رعایت تقوی و پارسایی، و حفظ خط مکتب و رهبری و امامت گفته نمی شد، با اینکه می بینیم چنین نیست، بلکه احکام خدا به قوت خود باقی است، و. حوزه تکلیف محروس و محفوظ است. و بر چنگ زدن به دین تاکید شده است.
و گمان ندارم کسی تصور کند که چنگ زدن بر دین، منفک از عمل به احکام دین تواند بود. و جزء احکام عمده دین، مبارزه با ظلم، و امر به معروف، و نهی از منکر، و حضور در همه ابعاد وظایف فردی و اجتماعی است. و اینها همه - چنانکه یاد شد - مبتنی بر قدرت و حاکمیت است.
من می دانم که سالهاست که تعالیم و تربیت دینی، به صورت صحیح انجام نیافته است، حتی در خانواده های مذهبی. لیکن امید است از این پس چنین نباشد. و دین در همه ابعاد آن آموخته گردد، بویژه بعد فعال و مثبت آن، از نظر حضور اجتماعی، و شعور سیاسی، و شعور اقدامی. انتظار، دوران وظیفه مهم، و تکلیف بزرگ و حساس است. و نباید در این امر غفلت روا باشد.

8 - انتظار، نگهبانی ایمان

به تکلیف حساس، در دوران انتظار، اشاره کردیم. یکی از ابعاد عظیم تکلیف حساس و بزرگ، در روزگاران غیبت و انتظار، حفظ دین، و نگهبانی مرزهای عقیدتی، و حراست باروهای باورهای مقدس است. جامعه منتظر نباید درباره این امر عظیم سستی روا بدارد.
لازم است فروغ ایمان، و نور یقین، و پرتو عقیده به حق، و تشعشع اعتقادات راستین، همواره، در دل و جان مردم محفوظ باشد، و پیوسته ژرفتر و ژرفتر شود، و بارورتر و بارورتر گردد.
لازم است جان و دل نوباوگان و نوجوانان و جوانان، هر دم، در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گیرد، و از این تابش و تجلی آکنده گردد.
لازم است ایمان، جزء وجود آنان، و مایه / هویت اصلی آنان باشد، تا کم کم، حق و فداکاری در راه اعتلای حق، چون خون، همه وجود آنان را گرم کند، و چون روح، جوهر حیات آنان باشد.(414)
لازم است سعی شود تا ایمان اعتقادی، با ایمان عملی در آنان، اتحاد یابد، و از نخستین سنین تکلیف و توجه، بعد عمل به احکام نیز، عمل درست، در زندگانی آنان حضور قاطع بیابد.
در روزگار غیبت امام، و طولانی شدن عصر انتظار، ممکن است شبهه هایی در ذهن برخی بیاید، یا شیاطین پنهان و شیاطین آشکار، به سست - کردن پایه های اعتقادی کسانی - بویژه جوانان - برخیزند؛ باید در برابر این شبهه ها مقاومت کرد، و آنها را از ذهنها و دلها زدود. همچنین مطالب و مسائلی، در روند زمانه، و تحولات زندگی بشر، و پیدا شدن افکار و مسلکها بروز می کند، که ممکن است ظلمتهای فکری بیافریند، و به ایمانها و رو شنیهای قلوب، زیان برساند؛ باید در برابر این مطلب و مسائل نیز پایدار بود، و پایداری کرد، و در رد و رفع آنها، و روشن کردن پوچی آنها، به کوشش برخاست.
بطور کلی، حوزه های علمی و اعتقادی، و نگهبانان میراث قرآنی و فرهنگ تربیت اسلامی، باید در برابر همه این تهاجمات پایداری کنند، و به تناسب هر مورد، به دفع ای زیانها و خطرها بپردازند. اینهمه تاکید که در احادیث، درباره حفظ ایتام آل محمد صلی الله آله و سلم شده است، قسمتی از آن تاکیدها ناظر به این بعد است، بعد اعتقادی. این ایتام، ایتام معنوی و تربیتی هستند، و این حفظ، - از جمله - حفظ اعتقاد دینی، و تربیت دینی است در توده ها، بویژه در جوانان و نوجوانان. و اینهمه که اهمیت داده اند به پاسداری از مرزهای اعتقادی، و گفته اند: عالمان حافظ دین، و نگهبانان عقاید مردم از انحراف، پاسداران مرزهای دینند، اینها همه، در آن صورت است که این نگهبانی و پاسداری، به نحو احسن، به عمل آید.
حفظ و گسترش اعتقاد دینی، و شناخت درست اعتقادی و عملی - که وسیله تشخیص حق از باطل است - در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر، بلکه لازمتر است، چنانکه در احادیث رسیده است. و این بدان علت است که تنها دارندگان عقیده و عملند که در مسائل حوادث پیش از ظهور گم نمی شوند، و دچار تردید نمی گردند، و حق را تشخیص می دهند. آری، آنان که اعتقاد صحیح و عمل صالح داشته باشند، به تصدیق و تایید مهدی علیه السلام مبادرت می کنند و به سعادت بزرگ می رسند. این است که تا به هنگام ظهور مهدی - یعنی هنگامی که فریاد او به گوش همگان برسد - باید اعتقاد صحیح، و عمل صالح، در مردم منتظر حفظ گردد.
در احادیث و تعالیم، از اهمیت ایمان، در عصر غیبت، به گونه هایی عجیب یاد شده است تو منتظران مومن، دارای مقام و منزلت شمشیر زنان در رکاب پیامبران دانسته شده اند. از این بالاتر، پیامبر اکرم آنان را برادران خود خوانده است. همچنین از نظر خردمندی، و بصیرت، و اعتقاد، و اخلاص، مورد ستایش بسیار قرار گرفته اند. دلهای منتظران مومن، در سخن امام صادق (علیه السلام) که سپس نقل خواهد شد، چونان قندیلهای روشن توصیف شده است.(415)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، خطاب به اصحاب:
شمایان اصحاب منید، لیکن برادران من مردمیند که در آخرالزمان می آیند. آنان به نبوت و دین من ایمان می آورند، با اینکه مرا ندیده اند...هر یک از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختی نگاه می دارد، چنانکه گویی درخت خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کند، یا آتش پر دوام چوب تاغ را در دست نگاه می دارد. آن مومنان، مشعلهای فروزانند در تاریکیها. خداوند آنان را از آشوبهای تیره و تار آخر الزمان نجات خواهد داد - لاحدهم اشد بقیه علی دینه، من خرط القتاد، فی اللیلة الظلماء، او کالقابض علی جمر الغضا. اولئک مصابیح الدجی، ینجیهم الله من کل فتنة غبراء مظلمة(416).
امام علی ابن الحسین زین العابدین (علیه السلام)، خطاب به ابوخالد کابلی:
ای ابو خالد! مردمانی که در روزگار غیبت به سر می برند، و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمانها افضلند. زیرا که خدای متعال به آنان خرد و فهم و معرفتی داده است که غیبت امام، برای آنان، مانند حضور است یعنی با اینک در عصر غیبت به سر می برند و امام را نمی بینند، از نظر ایمان و تقوی و پایداری، گویی در زمان ظهور به سر می برند و امام خود را می بینند. این مردم را که در چنان روزگاری زندگی می کنند، خدا مانند سربازان پیکار گر صدر اسلام قرار داده است، همانان که در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله)، شمشیر میزدند و پیکار می کردند.
آنانند اخلاص پیشگان حقیقی، و آنانند شیعیان واقعی، و آنانند که - در نهان و عیان - مردم را به دین خدا دعوت می کنند...(417)
و این ایمان و باور، باید در جامعه باشد، و باید همچنین - تا زمان ظهور - بماند.