فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

5 - بعد اخلاق اسلامی

معلوم است که این بعد نیز، باید در جامعه منتظر حضور محسوس داشته باشد. جامعه منتظر، باید جامعه اسلامی باشد. و بزرگتریم وجه تمایز جامعه اسلامی، از دیگر جامعه ها، همان اخلاق نورانی اسلام است. انسان منتظر باید دارای اخلاق اسلامی باشد، و جامعه منتظر باید مظهر اخلاق اسلامی باشد. امام جعفر صادق علیه السلام، در حدیثی که بخشی از آن ذکر شد، می فرماید:
هر کس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد. چنین کسی اگر پیش از قیام قائم در گذرد، پاداش او مانند کسانی باشد که قائم را درک کنند و به حضور او برسند. پس در دینداری و تخلق به اخلاق اسلامی بکوشید و در حال انتظار ظهور حق بر سر برید. این کردار پاک و افکار تابناک(410) گوارا باد بر شما، ای گروهی که رحمت خدا شامل حال شماست!(411)
و اینکه اینهمه تاکید شده است که شیعه باید زین امامان خود باشد نه شین آنان، رعایت آن، در عصر انتظار، به صورتی موکدتر لازم است. شیعه باید با رفتار انسانی، و اخلاق محمدی، و صفات علوی، و فضائل جعفری، همواره مایه زینت و افتخار و آبروی ائمه طاهرین باشد، نه مایه ننگ آنان. باید طوری باشد که ائمه بتوانند به شیعیان خود افتخار کنند. و این رعایت، در دوران غیبت امام - به احترام امام - واجب تر است.

6 - بعد آمادگی نظامی

امر بسیار جالب، و بسیار مهم، و بسیار مغفول، امر آمادگی نظامی در عصر انتظار است. انسان منتظر قیامی بزرگ، و انقلابی خونین، و شورشی شعله ور، و درگیری عظیم و جهانی، آیا ممکن است که خود هیچ گونه آمادگیی برای حضور در این درگیری و کمک به این انقلاب نداشته باشد؟
مسلمانان باید همیشه آمادگی نظامی و نیروی سلحشوری داشته باشد، تا به هنگام طلوع طلایع حق، به صف پیکار گران رکاب مهدی علیه السلام بپیوندد، و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفریند، و کمک رساند، و حضور فعال داشته باشد.
در اینجا، تعلیمی است خورشید سان، و دستوری است درخشان، از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، امام، در این تعلیم، حوزه منتظران را فرا می خواند تا همواره نیرومند و مسلح باشند، و دوره انتظار مهدی علیه السلام را، با دست پر، به سر آورند:
لیعدن احدکم لخروج القائم، ولوسهما. فان الله اذا علم ذلک من نیته، رجوت لان ینسی فی عمره حتی یدرکه، و یکون من اعوانه و انصاره.(412)
- باید هر یک از شما برای خروج قائم اسلحه تهیه کند، اگر چه یک نیزه. چون وقتی خداوند ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک نماید و از یاوران مهدی باشد یا برای این آمادگی، به ثواب درک ظهور برسد.
و در گذشته، شیعیان به این امر توجه بیشتر داشته اند، تا جایی که برخی اسلحه در خانه نگاه می داشتند، و اینچنین آماده شرکت در استقرار عدل بزرگ بوده اند.(413) به بعد انسانی و عمیق و والای همین سنت بنگرید: انسانهایی در طول قرون و اعصار، در مدت عمر، اسلحه داشته باشند، که به هنگام ظهور منجی انسانیت، و گسترنده اصول عدالت، و در هم کوبنده جباران، و خوار سازنده مستکبران، به او بپیوندند، و برای نجات بشریت مظلوم و انسانیت محروم به پا خیزند. این چه زلال جاری، و چه عصمت پاک، و چه باور تابناکی است؟ آفرین بر این اعتقاد، و آفرین بر این آمادگی...
باری، بعد آمادگی نظامی، و حضور اقدامی، در دوره انتظار، نیز بعدی مهم است. من در همین فصل، در پاره ای دیگر از بخشهای آینده، در این باره، باز سخن خواهم گفت.

7 - انتظار، دوران تکلیف حساس

با توجه و تامل در ابعاد عملی انتظار - که در بخش پیش یاد شد - می بینیم که انتظار، تجلی جامع و تبلور کامل تربیتهای مکتب است. پس، انتظار، هم، شاخص منور ابعاد عقاید حقه است، و هم تبلور کامل تربیتهای مکتب. آری غیبت، جریان بسیار عمیق، و انتظار جریانی بسیار سازنده و مهم است. دوره غیبت و انتظار از یک جهت، مانند، مدتی است که معلم از کلاس خارج می شود - چنانکه در پیش اشاره شد - تا بنگرد که شاگردان در غیاب او چه می کنند؟ و درباره تعالیم و تکالیف خود چسان رفتار می نمایند. انسان منتظر، که شاگرد مکتب پیامبران، و حاضر در کلاس دین حق است، باید همواره مراقب خود باشد، و در علم و عمل بکوشد، و بداند که معلم از کلاس بیرون رفته است، و هر لحظه ممکن است برسد، و او را در آن حال که هست ببیند...باید همیشه در حالی باشد که رضای کامل خاطر معلم را فراهم آورد.
آری، هنگامی که در مسائل یاد شده بژرفی می نگریم، و هنگامی که به ماهیت دین و تعلیمها و تکالیفهای دین می اندیشیم، و وقتی که به زندگی و تکلیف، با شناختهای درست، فکر می کنیم، به این نتیجه می رسیم، که روزگار انتظار، نه تنها روزگار سستی رهایی و بی تفاوتی و قعود و تحمل و ظلم پذیری نیست، بلکه دوران انتظار، دوران حساس حضور تکلیفی اجتماعی است، هم در ابعاد تکالیف فردی، و هم در ابعاد تکالیف اجتماعی. دوران انتظار، دوران تکلیف است، تکلیف بزرگ. و آن تکلیف بزرگ نگهبانی دین خدا است، در سطح فرد و در سطح اجتماع...
اگر روزگار انتظار، روزگار فتور بود، و انسان وظایف چندانی نداشت، باید تکلیف برداشته می شد، و باید در تعالیم پیشوایان، سخن از چنگ زدن به دین و رعایت تقوی و پارسایی، و حفظ خط مکتب و رهبری و امامت گفته نمی شد، با اینکه می بینیم چنین نیست، بلکه احکام خدا به قوت خود باقی است، و. حوزه تکلیف محروس و محفوظ است. و بر چنگ زدن به دین تاکید شده است.
و گمان ندارم کسی تصور کند که چنگ زدن بر دین، منفک از عمل به احکام دین تواند بود. و جزء احکام عمده دین، مبارزه با ظلم، و امر به معروف، و نهی از منکر، و حضور در همه ابعاد وظایف فردی و اجتماعی است. و اینها همه - چنانکه یاد شد - مبتنی بر قدرت و حاکمیت است.
من می دانم که سالهاست که تعالیم و تربیت دینی، به صورت صحیح انجام نیافته است، حتی در خانواده های مذهبی. لیکن امید است از این پس چنین نباشد. و دین در همه ابعاد آن آموخته گردد، بویژه بعد فعال و مثبت آن، از نظر حضور اجتماعی، و شعور سیاسی، و شعور اقدامی. انتظار، دوران وظیفه مهم، و تکلیف بزرگ و حساس است. و نباید در این امر غفلت روا باشد.