فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2 - انتظار، آفاق مقاومت

در زیر این طاق بلند، در طول تاریخ انسان، سخن از عدالتبسیار گفته اند. آنچه مصلحان بزرگ و حقوقدانان با اخلاص گفتند، همه سخن از عدالت اجتماعی است، یعنی: اجرای عدالت در میان اجتماعات بشر، و در حقوق اجتماعی، لیکن عدالت، واقعیت عظیم دیگری است، که همواره، مورد غفلت بوده است، مگر در تعالیم پیامبران.
عدالت، پیش از اینکه در مرحله اجتماع مطرح باشد، باید در مرحله نفوس بشری مطرح باشد: هر نفسی و جانی باید عادل باشد، و عدالت را در ذات خود پدید آورده باشد. و ما این مرحله را، عدالت انفسی می نامیم. عدالت انفسی، هنگامی به تمام معنی تحقق خواهد یافت، که انسان عدالت را در همه جهان، و برای همه چیزها، حتی جانوران و گیاهان و دیگر مظاهر طبیعت بخواهد، و در همه آنها مجری دارد. و ما این مرحله را، عدالت آفاقی می نامیم. پس باید همواره، برای تحقق عدالت آفاقی و انفسی کوشید. زیرا هنگامی که عدالت آفاقی و عدالت انفسی، و عدالت انفسی و عدالت آفاقی تحقق پذیرفت، تحقق عدالت اجتماعی که بشریت با همه پیشرفتهای خویش نتوانسته است خود را به آن نزدیک سازد، بلکه روز بروز از آن دورتر شده است، امری است حاصل شده و پیش پا افتاده.
و چون عدالت آفاقی و عدالت انفسی، کمال بزرگ بشریت است، به دست آوردن آن نیز مشکل است، و همواره، موانع بر سر راه آن بسیار است، هم موانع درونی: امیال و خواسته ها...و هم موانع برونی: قدرتها و فسادها...چون چنین است بشر کمتر موفق شد است تا آن عدالت جامع را به چنگ آورد، و خود به آن معنی، عادل باشد.
عدالت یاد شده، فقط و فقط، از سوی پیامبران پیشنهاد شده است، و همواره با مقاومت روبرو گشته است، بویژه از سوی قدرتهای فاسد و جبار و طاغوت، که نمی خواسته اند انسان آزاد باشد. آن عدالت، آزادی می آورد، و قید و بندها، و بردگیها را از میان می برد. و این همان چیز است که قدرتمندان و برده طلبان آن را نمی خواسته اند و نمی خواهند. آنان که می خواهند بر دوش آزرده بشر سوار باشند، نمی خواهند انسان به خود آید، آزاد گردد، عادل شود، و باظلم بستیزد.
منتظران مهدی علیه السلام
، اکنون - و در طول تاریخ انتظار - در طلب چنان آرمانی اند که یاد شد، یعنی: تحقق عدالت جامع، عدالت آفاقی و انفسی، عدالتی که پیامبران خواسته اند، و امامان تعلیم داده اند. بنابراین، انتظار آنان، هر چه به طول انجامد، و پایداری بخواهد، و هر چه آفاق مقاومت در راه این آرمان بزرگ گسترده باشد، بجاست و بجا.
از هجرت پیامبر به سوی مدینه، تا شمشیر زدنهای علی در صفین و نهروان، تا حماسه خورشیدی عاشورا، و تا همه جهادها و شهادتها، در طول همه قرنهای انتظار، همه و همه، آرمان بلوغ انسان، و طلوع خورشید، و نشر عدالت جامع را، به گونه ای، نوید داده اند. این است آفاق وسیع مقاومت، در آستان شکوهمند انتظار، در راه تحقق ابراهیم و موسی و...و محمد و علی و...

3 - انتظار، دعوت به حماسه و اقدام

خودداری از جنگ، وسیله آمدن ابر مرد نیست. بلکه شخص باید با حماسه وارد پیکار شود. باید سپاه انسانیت مجهز شود، شمشیر و سپر بگیرد، و بی اعتنا به فریاد بزدلان به سوی آینده باشکوه پیش رود، و فضایل آن نیز فضایل جنگاور پهلوان باشد.
نباید پنداشت که انتظار ظهور، و چشم به راه مهدی موعود بودن، به گونه ای، موجب از دست هشتن حرکتهای اصلاحی، و حماسه های دینی و اجتماعی است. هرگز چنین نیست. انتظار، دعوت به نپذیرفتن است، نه پذیرفتن، نپذیرفتن باطل، نپذیرفتن ستم نپذیرفتن بردگی و ذلت. انتظار، درفش بنیاد گر مقاومت است، در برابر هر ناحقی، و هر ستمی، و هر ستمگری.
مجاهدات خستگی ناپذیر و فورانهای خونین شیعه، در طول تاریخ، همواره گواه این است که در این مکتب، هیچ سازشی، و هیچ سستیی راه ندارد. شیعه، با حضور در حوزه انتظار، یعنی، انتظار غلبه حق بر باطل، و غلبه داد بر بیداد، و غلبه علم بر جهل، و غلبه خرد بر سبکسری، و غلبه تقوی بر گناه، و غلبه آگاهی بر کور بینی، همواره، آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجدید می نماید، مشعل خونین مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می کند.
در همین فصل خواهیم گفت، که به شیعه، به عنوان منتظر، دستور داده اند، که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشید. و چنین هم باید باشد. شما اگر منتظرید که کسی بیاید، و عدالت و داد را بگستراند، معلوم می شود به عدالت و داد عقیده دارید. و هر کسی نسبت به هر چه عقیده دارد، تعهد نیز دارد تعهد نیز دارد. بنابراین، چگونه انسان مومن و معتقد به عدل و داد تو متعهد نسبت به اجرای عدالت و داد، خود، در سالهای سال دوران عمر خویش، ساکت می نشیند، و هر ظلم و ناحقی را تحمل می کند، و آرمان اعتقادی و تعهدی خویش را به کناری می نهد، تا پس از سالها و سده ها، ظهور تحقق یابد، و مصلح موعود بیاید، و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد. چگونه انسان معتقد متعهد چنین خواهد کرد؟ و چگونه جامعه مومن و متعهد چنین خواهد زیست؟ آنچه مصلح موعود و یاران او انجام می دهند، تکلیف خود آنان است در روزگار ظهور. تکلیف امروز ما چه خواهد شد؟ و اگر انجام ندهیم چگونه خواهد بود؟ نه...سستی و سکوت پذیرفته نیست؟ انتظار، دعوت به حماسه و اقدام است تو هدایت به حرکت و قیام. و چنانکه گفتند: خودداری از جنگ، وسیله آمدن ابر مرد نیست....

4 - انتظار، نام قائم و قیام

چگونه کسانی به خود اجازه می دهند، که پاره ای از تعالیم والای تشیع مقاوم و خونین نگاره را، نامتعهدانه تفسیر کنند، و از تشعشع الاهی این مکتب خون و قیام بکاهند. آنان که مرد میدان حماسه ها و مبارزات نیستند، خوب است بگویند: ما اهل این اقدام نیستیم، نه که بگویند: اینها تکلیف نیست. کجا و کی تکلیف مسلمان قعود و ذلت بوده است! کجا تکلیف مسلمان بوده است که بنشیند تا همه چیزش بر باد رود، حتی دین و ناموسش؟ کجا تکلیف مسلمان بوده است که زیر سلطه کافران و از خدا بیخبران در آید، با اینکه قرآن کریم فریاد می زند:
و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا.(396)
- خداوند هرگز نخواسته است که کافران بر مومنان سلطه داشته باشد.
ملتی که منتظر پیشوایی است که بیاید و ستمگران را بر اندازد، و از جمله القاب این پیشوا، قائم است، و انسان منتظر هر گاه این نام را می شنود، قیام می کند، اینگونه ملتی و امتی را چگونه برخی به قعود و ذلت پذیری سوق داده بودند؟
و اکنون نیز چگونه برخی می خواهند - دوباره - به قعود و ذلت پذیری سوق دهند، چگونه؟!...
درباره قیام، به هنگام ذکر نام قائم، مطلبی ذکر کرده اند، از جمله اینکه این احترام موجب توجه خاص آن امام به قیام کننده می شود. لیکن حکمت اجتماعی و اقدامی آن نیز باید مورد غفلت قرار گیرد. آمادگی افراد، در هر آن، برای قیام و مبارزه و جهاد، در راه تحکیم عدالت جهانی، و حفظ حقوق انسانها واجد اهمیتی بسزاست. شیعه منتظر - بلکه هر مسلمان - در عصر غیبت، باید همواره دارای چنین هدفی باشد، و در راه تحقق آن، به وسائل گوناگون بکوشد، و تا آنجا این آمادگی را داشته باشد و ابراز دارد، که هر گاه نام پیشوایی قیام قائم، ذکر می شود به پا خیزد، و آمادگی همه جانبه خویش را نشان دهد، و این آمادگی را، همیشه، به خود و دیگران تلقین و در خود و دیگران تحکیم کند. در اینجا خوب است به سخنان آیت الله سید محمد طالقانی - رحمه الله علیه - توجه کنیم:
این دستور قیام، شاید برای احترام نباشد، والا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی، و در صف ایستادن، برای پشتیبانی این حقیقت است.
کوچکترین اثر بدبینی، بی رغبتی به خدمات اجتماعی، و دلسردی از اقدام به کارهای عام المنفعه و نیکوست. پس توجه دادن مردم به آینده درخشان، و دولت حق، و نوید دادن به اجرای کامل عدالت اجتماعی، و تاسیس حکومت اسلامی، و ظهور یک شخصیت خدا ساخته و بارز، که موسس و سرپرست آن حکومت و دولت است، از تعالیم موسسین ادیان است، و در مکتب تشیع، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنویات آن است، جزء عقیده قرار شده، و درباره خصوصیات چنین دولتی توضیحات بیشتری داده اند، و پیروان خود را به انتظار چنین روزی ترغیب نموده، و حتی انتظار ظهور را از عبادات دانسته اند، تا مسلمانان حق پرست، در اثر ظلم و تعدی زمامداران خود پرست، و تسلط دولتهای باطل، و تحولات اجتماعی بزرگ، و حکومت دولت ماده پرست، اعم از شرقی و غربی، خود را نبازد، و دل قوی دارند، و جمعیت را آماده کنند.
و همین عقیده است که هنوز مسلمانان را امیدوار و فعال نگاه داشته است. اینهمه فشار و مصیبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی، و حمله مغول، و اختناق و تعدیهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد خاکسترش هم به باد فنا رفته بود. لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح قائم، موسس دولت حقه اسلام، برده می شود، به پا بایستد، و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد....(397)