فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

1 - انتظار؟

شاید آنان که خوب درک می کنند، بتوانند مبشر کسی باشد - که ما را راه اصول به پایه او نیست - و راه ظهور او را آماده سازند.
- نیچه.
انتظار: کلمه ژرف، و معنای ژرفتر...
انتظار: باوری شور آور، و شوری در باور...
انتظار: امیدی به نوید، و نویدی به امید...
انتظار: خروشی در گسترش، و گسترشی در خروش...
انتظار: فجری در حماسه، و حماسه ای در فجر...
انتظار: آفاقی در تحرک، و تحرکی در آفاق...
انتظار: فلسفه ای بزرگ، و عقیده ای سترگ...
انتظار: ایمانی به مقاومت، و مقاومتی در ایمان...
انتظار: تواضعی در برابر حق، و تکبری در برابر باطل...
انتظار: نفی ارزشهای واهی، و تحقیر شوکتهای پوچ...
انتظار: نقض حکمها و حکومتها، و ابطال سلطه ها و حاکمیتها...
انتظار: سرکشی در برابر ستم و بیداد، و راهگشایی برای حکومت عدل و داد...
انتظار: دست رد به سینه هرچه باطل، و داغ باطله بر چهره هر چه ظلم...
انتظار: شعار پایداری، و درفش عصیان و بیداری...
انتظار: خط بطلان بر همه کفرها و نفاقها، و ظلمها و تطاولها...
انتظار: تفسیری بر خون فجر و شفق، و دستی به سوی فلق...
انتظار: آتشفشانی در اعصار، و غریوی در آفاق...
انتظار: خونی در رگ زندگی، و قلبی در سینه تاریخ...
انتظار: تبر ابراهیم، عصای موسی، شمشیر داود، و فریاد محمد...
انتظار: خروش علی، خون عاشورا، و جاری امامت...
انتظار: خط خونین حماسه ها، در جام زرین خورشید...
انتظار: صلابت...
انتظار: نه...
در درون تاریکیها و سردیها، به دمیدن سپیده دمان چشم داشتن، و به امید طلوع خورشید زیستن؛
در تراکم هواهای کشنده اختناقها، به وزیدن نسیمهای حیاتبخش رهایی امید بستن، و به آرزوی پدیدار گشتن روزهای طلایی ارزشهای جاوید زنده ماندن؛
در غروبهای تاریک گون نومیدی بار غرق بودن، و نوید طلوع فجر شکافنده آفاق را در دل پروردن؛
در شبستان ستمهای تیرگی آفرین جهانگستر گرفتار آمدن، و جان را به مژده فرا رسیدن روزهای روز ستان، تابنده ساختن؛
در جهان آکنده از ستم و بیداد دست و پا زدن، و از شادمانی طلوع طلیعه جهان آکنده از داد و دادگری سرشار بودن؛
در حضور حکومتهای جبار و خونخوار زندگی کردن، و لحظه ای سر تسلیم فرود نیاوردن؛
در زیر سیل خورشان تباهی و فساد قرار گرفتن، و آنی قد خم نکردن؛
در سیاهی های دوران ظلم و ظلمت و گناه گرفتار آمدن، همواره منتظر طلوع خورشید خونین رهایی بودن؛
در برابر کوه مشکلات زمانه قرار گرفتن، و چون کوه مقاوم بودن؛
در مسیر جاری کوبنده زمان ایستادن، و آری ها را خوار شمردن، و نه گفتن و نه گفتن؛...
شمشیرها و شهادتها را پذیرا شدن، و خطها و شهامتها را پاس داشتن؛
این است انتظار، شعار شور آور منتظران، مقاومان، پایداران، صلابت پیشگان، شیعیان، مهدی طلبان تاریخ،...
این است انتظار...

2 - انتظار، آفاق مقاومت

در زیر این طاق بلند، در طول تاریخ انسان، سخن از عدالتبسیار گفته اند. آنچه مصلحان بزرگ و حقوقدانان با اخلاص گفتند، همه سخن از عدالت اجتماعی است، یعنی: اجرای عدالت در میان اجتماعات بشر، و در حقوق اجتماعی، لیکن عدالت، واقعیت عظیم دیگری است، که همواره، مورد غفلت بوده است، مگر در تعالیم پیامبران.
عدالت، پیش از اینکه در مرحله اجتماع مطرح باشد، باید در مرحله نفوس بشری مطرح باشد: هر نفسی و جانی باید عادل باشد، و عدالت را در ذات خود پدید آورده باشد. و ما این مرحله را، عدالت انفسی می نامیم. عدالت انفسی، هنگامی به تمام معنی تحقق خواهد یافت، که انسان عدالت را در همه جهان، و برای همه چیزها، حتی جانوران و گیاهان و دیگر مظاهر طبیعت بخواهد، و در همه آنها مجری دارد. و ما این مرحله را، عدالت آفاقی می نامیم. پس باید همواره، برای تحقق عدالت آفاقی و انفسی کوشید. زیرا هنگامی که عدالت آفاقی و عدالت انفسی، و عدالت انفسی و عدالت آفاقی تحقق پذیرفت، تحقق عدالت اجتماعی که بشریت با همه پیشرفتهای خویش نتوانسته است خود را به آن نزدیک سازد، بلکه روز بروز از آن دورتر شده است، امری است حاصل شده و پیش پا افتاده.
و چون عدالت آفاقی و عدالت انفسی، کمال بزرگ بشریت است، به دست آوردن آن نیز مشکل است، و همواره، موانع بر سر راه آن بسیار است، هم موانع درونی: امیال و خواسته ها...و هم موانع برونی: قدرتها و فسادها...چون چنین است بشر کمتر موفق شد است تا آن عدالت جامع را به چنگ آورد، و خود به آن معنی، عادل باشد.
عدالت یاد شده، فقط و فقط، از سوی پیامبران پیشنهاد شده است، و همواره با مقاومت روبرو گشته است، بویژه از سوی قدرتهای فاسد و جبار و طاغوت، که نمی خواسته اند انسان آزاد باشد. آن عدالت، آزادی می آورد، و قید و بندها، و بردگیها را از میان می برد. و این همان چیز است که قدرتمندان و برده طلبان آن را نمی خواسته اند و نمی خواهند. آنان که می خواهند بر دوش آزرده بشر سوار باشند، نمی خواهند انسان به خود آید، آزاد گردد، عادل شود، و باظلم بستیزد.
منتظران مهدی علیه السلام
، اکنون - و در طول تاریخ انتظار - در طلب چنان آرمانی اند که یاد شد، یعنی: تحقق عدالت جامع، عدالت آفاقی و انفسی، عدالتی که پیامبران خواسته اند، و امامان تعلیم داده اند. بنابراین، انتظار آنان، هر چه به طول انجامد، و پایداری بخواهد، و هر چه آفاق مقاومت در راه این آرمان بزرگ گسترده باشد، بجاست و بجا.
از هجرت پیامبر به سوی مدینه، تا شمشیر زدنهای علی در صفین و نهروان، تا حماسه خورشیدی عاشورا، و تا همه جهادها و شهادتها، در طول همه قرنهای انتظار، همه و همه، آرمان بلوغ انسان، و طلوع خورشید، و نشر عدالت جامع را، به گونه ای، نوید داده اند. این است آفاق وسیع مقاومت، در آستان شکوهمند انتظار، در راه تحقق ابراهیم و موسی و...و محمد و علی و...

3 - انتظار، دعوت به حماسه و اقدام

خودداری از جنگ، وسیله آمدن ابر مرد نیست. بلکه شخص باید با حماسه وارد پیکار شود. باید سپاه انسانیت مجهز شود، شمشیر و سپر بگیرد، و بی اعتنا به فریاد بزدلان به سوی آینده باشکوه پیش رود، و فضایل آن نیز فضایل جنگاور پهلوان باشد.
نباید پنداشت که انتظار ظهور، و چشم به راه مهدی موعود بودن، به گونه ای، موجب از دست هشتن حرکتهای اصلاحی، و حماسه های دینی و اجتماعی است. هرگز چنین نیست. انتظار، دعوت به نپذیرفتن است، نه پذیرفتن، نپذیرفتن باطل، نپذیرفتن ستم نپذیرفتن بردگی و ذلت. انتظار، درفش بنیاد گر مقاومت است، در برابر هر ناحقی، و هر ستمی، و هر ستمگری.
مجاهدات خستگی ناپذیر و فورانهای خونین شیعه، در طول تاریخ، همواره گواه این است که در این مکتب، هیچ سازشی، و هیچ سستیی راه ندارد. شیعه، با حضور در حوزه انتظار، یعنی، انتظار غلبه حق بر باطل، و غلبه داد بر بیداد، و غلبه علم بر جهل، و غلبه خرد بر سبکسری، و غلبه تقوی بر گناه، و غلبه آگاهی بر کور بینی، همواره، آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجدید می نماید، مشعل خونین مبارزات عظیم را بر سر دست حمل می کند.
در همین فصل خواهیم گفت، که به شیعه، به عنوان منتظر، دستور داده اند، که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشید. و چنین هم باید باشد. شما اگر منتظرید که کسی بیاید، و عدالت و داد را بگستراند، معلوم می شود به عدالت و داد عقیده دارید. و هر کسی نسبت به هر چه عقیده دارد، تعهد نیز دارد تعهد نیز دارد. بنابراین، چگونه انسان مومن و معتقد به عدل و داد تو متعهد نسبت به اجرای عدالت و داد، خود، در سالهای سال دوران عمر خویش، ساکت می نشیند، و هر ظلم و ناحقی را تحمل می کند، و آرمان اعتقادی و تعهدی خویش را به کناری می نهد، تا پس از سالها و سده ها، ظهور تحقق یابد، و مصلح موعود بیاید، و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد. چگونه انسان معتقد متعهد چنین خواهد کرد؟ و چگونه جامعه مومن و متعهد چنین خواهد زیست؟ آنچه مصلح موعود و یاران او انجام می دهند، تکلیف خود آنان است در روزگار ظهور. تکلیف امروز ما چه خواهد شد؟ و اگر انجام ندهیم چگونه خواهد بود؟ نه...سستی و سکوت پذیرفته نیست؟ انتظار، دعوت به حماسه و اقدام است تو هدایت به حرکت و قیام. و چنانکه گفتند: خودداری از جنگ، وسیله آمدن ابر مرد نیست....