فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

6 - بعد سیاسی

بعد ششم، حضور و مقاومت سیاسی است. با کناره گیری از فعالیتهای سیاسی و از دست دادن پستهای مدیریت اجتماعی، هرگونه قدرتی، بمرور از دست می رود، و کار به جایی میرسد که شما با احکام دین خود، حتی در سطح فرد، نتوانید عمل کنید. در مثل: نتوانید فرزند خود را با فرهنگ دینی تربیت کنید. نتوانید از اجناس وارداتی کشورهای ضد خدا و ضد فضیلت مصرف نکنید. نتوانید ناموس دار باشید و...
اگر متدینین، حضور سیاسی - اجتماع خود را از دست بدهند(377)، حضورهای دیگر آنان نیز حضور اقتصادی، سنتی، فرهنگی، عملی، و...، به انحراف کشانیده می شود، و بی محتوی می گردد، و سپس از دست می رود. نمی توان تصور کرد تکلیفی که در رابطه بالزوم مقاومت و پایداری بویژه در بعد سوم، از ابعاد مذکور در قرآن کریم: رابطوا، بر دوش مردم متدین و معتقد قرار دارد، بدون حضور و فعالیت سیاسی - اجتماعی، عملی باشد و به نتیجه برسد. متدینین، باید در این باره بسیار بیدار و هوشیار باشند تو گول هیچ تبلیغی را نخورند. دخالت در سیاست حقه، و شرکت در سیاست به قصد اداره جامعه بر اساس سیاست حقه، و نگهداری جامعه از انحراف، و حفظ دین خدا در اجتماع، و انتقال آن به نسلهای آینده، و به منظور پاکسازی و پاکداری کشورهای اسلامی از لوث وجود بیگانگان و استعمار گران و مستشاران و جاسوسان، و برای استقلال بخشی به سرزمینهای قرآنی، و اجرای عدالت و قسط، از افضل طاعات و اعظم عبادات است، و در سرلوحه تکالیف دینی جای دارد، کونوا قوامین بالقسط(378) - بر پای دارندگان مقتدر داد و دادگری باشید.

7 - بعد نظامی

بعد هفتم، بعد نظامی و قدرت مسلحانه است. دین اسلام همیشه، دعوت به قدرت و عزت کرده است. خود نیز از آغاز باقدرت و عزت وارد صحنه زندگی بشر شده است. اسلام جامعه متدین را، به داشتن قدرت نظامی و نیروی جنگی تشویق فرموده است. این فریاد قرآن است که:
واعدوا لهم ما استطعتم، من قوه و من رباط الخیل.(379)
- تا می توانید نیرو جمع کنید، و جنگ افزار و اسبان آماده و امروز خودروها و انواع وسایل جنگی دیگر، زمین، هوایی، دریایی، پیشرفته و بسیار پیشرفته.
منطق قرآن این است. در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
، در سخنان علی علیه السلام و سخنان ائمه علیه السلام نیز، در این باره ها، تعالیم و دستورات فراوان رسیده است.(380) اینها همه برای این است که مسلمانان، مقتدر باشند، و عزت - که از آن خدا و رسول و مومنان است - همچنان از آن آنان ماند تو دین از موضع عزت و قدرت عمل کند، و دیندار عزیز و نیرومند باشد، و دین خدا را با نیرومندی پاسداری کند، و بگستراند.
شیعه ای که معتقد است که امامت از اصول و ارکان مذهب تشیع است، و لازمه اعتقاد به امامت، طرفداری از اهل حق و عدالت، و مبارزه با اهل باطل و ظلم است، چگونه ممکن است دست خالی باشد، نه به تمرین نظامی بپردازد و نه به تأمین نظامی؟ مگر ائمه نفرموده اند، سلحشور باشید، و در تمرینهای نظامی و جنگی شرکت کنید! هر جا که تمرینهای نظامی می شود، فرشتگان در آنجا حاضر می شوند.(381) اینها تعالیم امامان ما نیست؟

8 - بعد سازماندهی

بعد هشتم، از ابعاد مقاومت، بعد سازماندهی و ایجاد تشکیلات است. بخوبی معلوم است که هر گونه فعالیت، و تبلیغات اعتقادی، و حضور سیاسی، معلوم است که هرگونه فعالیت اجتماعی، وقتی سودمند است که از یک سازماندهی اصولی، و یک تشکیلات منسجم و نیرومند برخوردار باشد. بدون داشتن تشکیلات و سازماندهی، نیروها هدر می رود، و مجاهدتها به نتایج عمده خود نمی رسد، و موضعگیریها پایدار نمی ماند، و باروها حراست نمی شود، و موقعیتها محفوظ نمی ماند. اگر این ایمان عمیق و این ایثار عجیب، که در مردم متدین وجود دارد، در جریان یک سازماندهی نیرومند و تشکیلات قوی مورد استفاده قرار گیرد، و آگاهانه و بدرستی جهت داده شود، آیا چه نتایجی از آن، در راه اصلاح اجتماعات و اشاعه خیر و فضیلت، توان گرفت؟
باری، جامعه دینی باید به حضور تشکیلاتی معتقد گردد. متدینین باید از شعبه شعبه بودن، و هر دسته ای جدا به کاری دست زدن تو نیروها را تلف کردن، دست بردارند، دارای روحیه تشکیلاتی گردند، و قویترین تشکیلات را، در درون خود پدید آوردند. نظام اجتماعی اسلام، بر اساس عمیق ترین روابط تشکیلاتی استوار شده است، حتی احکام فقهی اسلام، همواره، بر نظام تشکیلاتی و عملکردهای اجتماعی مبتنی است. من امیدوارم متدینین از غفلتهای گذشته به خود آیند، و به ایجاد تشکیلات قوی و روابط تشکیلاتی درست روی آورند، که این وظیفه است. و این بعدی است از ابعاد مقاومت تکلیفی.