فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

5 - بعد اقتصادی

بعد پنجم، حفظ قدرت مالی، و امکانات اقتصادی ایلامی است. همه نهضتها و انقلابها و اصلاحها، هم برای گسترش یافتن، و هم برای باقی ماندن، نیازمند هزینه اند. جامعه نیز در مواردی نیازمند کمک مالی است. افراد نیز در مواردی نیازمند کمک مالی هستند. دیگر ابعادی که ذکر کردیم، و ذکر خواهیم کرد، همه و همه، نیاز به هزینه دارد. بنابراین، بقا و تکثیر ثروتهای سودمند عمومی، در میان جامعه متدین، جزء وظایف است. و یکی از ابعاد مقاومت، همین تمکن و توانمندی مالی است. قرآن کریم، مال را مایه قوام و بر سر پایمانی شمرده است.(376) حفظ دین و فرهنگ دینی و دیگر مظاهر و شئون دین، و همچنین گسترش و تبلیغ آن، نیازمند قدرت مالی و اقتصادی است. جامعه متدین باید بکوشد تا از راه کار حلال - چه کشاورزی، چه صنعتی و چه دیگر راهها - توانگر و با تمکن باشد، تا این توانگری و تمکن را، به هنگام لزوم، در خدمت نشر دین خدا و آرمانهای والای انسانی به کار گیرد.

6 - بعد سیاسی

بعد ششم، حضور و مقاومت سیاسی است. با کناره گیری از فعالیتهای سیاسی و از دست دادن پستهای مدیریت اجتماعی، هرگونه قدرتی، بمرور از دست می رود، و کار به جایی میرسد که شما با احکام دین خود، حتی در سطح فرد، نتوانید عمل کنید. در مثل: نتوانید فرزند خود را با فرهنگ دینی تربیت کنید. نتوانید از اجناس وارداتی کشورهای ضد خدا و ضد فضیلت مصرف نکنید. نتوانید ناموس دار باشید و...
اگر متدینین، حضور سیاسی - اجتماع خود را از دست بدهند(377)، حضورهای دیگر آنان نیز حضور اقتصادی، سنتی، فرهنگی، عملی، و...، به انحراف کشانیده می شود، و بی محتوی می گردد، و سپس از دست می رود. نمی توان تصور کرد تکلیفی که در رابطه بالزوم مقاومت و پایداری بویژه در بعد سوم، از ابعاد مذکور در قرآن کریم: رابطوا، بر دوش مردم متدین و معتقد قرار دارد، بدون حضور و فعالیت سیاسی - اجتماعی، عملی باشد و به نتیجه برسد. متدینین، باید در این باره بسیار بیدار و هوشیار باشند تو گول هیچ تبلیغی را نخورند. دخالت در سیاست حقه، و شرکت در سیاست به قصد اداره جامعه بر اساس سیاست حقه، و نگهداری جامعه از انحراف، و حفظ دین خدا در اجتماع، و انتقال آن به نسلهای آینده، و به منظور پاکسازی و پاکداری کشورهای اسلامی از لوث وجود بیگانگان و استعمار گران و مستشاران و جاسوسان، و برای استقلال بخشی به سرزمینهای قرآنی، و اجرای عدالت و قسط، از افضل طاعات و اعظم عبادات است، و در سرلوحه تکالیف دینی جای دارد، کونوا قوامین بالقسط(378) - بر پای دارندگان مقتدر داد و دادگری باشید.

7 - بعد نظامی

بعد هفتم، بعد نظامی و قدرت مسلحانه است. دین اسلام همیشه، دعوت به قدرت و عزت کرده است. خود نیز از آغاز باقدرت و عزت وارد صحنه زندگی بشر شده است. اسلام جامعه متدین را، به داشتن قدرت نظامی و نیروی جنگی تشویق فرموده است. این فریاد قرآن است که:
واعدوا لهم ما استطعتم، من قوه و من رباط الخیل.(379)
- تا می توانید نیرو جمع کنید، و جنگ افزار و اسبان آماده و امروز خودروها و انواع وسایل جنگی دیگر، زمین، هوایی، دریایی، پیشرفته و بسیار پیشرفته.
منطق قرآن این است. در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
، در سخنان علی علیه السلام و سخنان ائمه علیه السلام نیز، در این باره ها، تعالیم و دستورات فراوان رسیده است.(380) اینها همه برای این است که مسلمانان، مقتدر باشند، و عزت - که از آن خدا و رسول و مومنان است - همچنان از آن آنان ماند تو دین از موضع عزت و قدرت عمل کند، و دیندار عزیز و نیرومند باشد، و دین خدا را با نیرومندی پاسداری کند، و بگستراند.
شیعه ای که معتقد است که امامت از اصول و ارکان مذهب تشیع است، و لازمه اعتقاد به امامت، طرفداری از اهل حق و عدالت، و مبارزه با اهل باطل و ظلم است، چگونه ممکن است دست خالی باشد، نه به تمرین نظامی بپردازد و نه به تأمین نظامی؟ مگر ائمه نفرموده اند، سلحشور باشید، و در تمرینهای نظامی و جنگی شرکت کنید! هر جا که تمرینهای نظامی می شود، فرشتگان در آنجا حاضر می شوند.(381) اینها تعالیم امامان ما نیست؟