فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

4 - بعد اعتقادی (ایدئولوژیکی)

بعد چهارم، تجدید حضور همواره جهان بینی دینی است در سطح اجتماع. نظام فکری دینی، باید همواره، به صورت یک نظام فکری نیرومند و مستدل، در میدانهای اندیشه اجتماعی حاضر و حاکم باشد. در این بعد، تکلیف، عمیق و دقیق است. باید پیوسته آگاهانی تربیت شوند، که از همه مکاتب فکری، و مبانی ایدئولوژیکی آگاه باشند، و در همه صحنه ها، و در برابر پیدایش هر فکری و کشفی و نظریه ای، مسائل را روشن کنند، و آسیب ناپذیری حقایق دینی و اعتقادی را نشان دهند، و حقیقت تفکر دینی را پاس دارند، و از حضور و نفوذ و فعال بودن آن حمایت کنند. آنچه در پانوشت صفحه 159 مورد اشاره قرار دادیم، یعنی: نور آوری و تجدید در علم کلام و اعتقادات، یکی از مراحل عمده این بعد است.
تاکیدهای امام صادق علیه السلام، بر لزوم مناظره مذهبی و اعتقادی و کسب تبحر در این کار، و پرداختن تبحرداران به این امر عظیم، باید برای همه - بویژه حوزه های علمیه - سرمشقی بزرگ باشد. باید حوزه های مذهبی، فاضلانی خوش - قریحه، خوش لفظ، خوش لهجه، خوش فکر، خوش قلب، خوشخو، دانا و قادر بر تفهیم، مناظره تربیت کنند، و بدین وسیله جوانان معصوم را، از دستبرد هر جریان فکری، و انحراف اعتقادی محافظت نمایند. این کسان باید طرز سلوک با جوانان را بدانند.

5 - بعد اقتصادی

بعد پنجم، حفظ قدرت مالی، و امکانات اقتصادی ایلامی است. همه نهضتها و انقلابها و اصلاحها، هم برای گسترش یافتن، و هم برای باقی ماندن، نیازمند هزینه اند. جامعه نیز در مواردی نیازمند کمک مالی است. افراد نیز در مواردی نیازمند کمک مالی هستند. دیگر ابعادی که ذکر کردیم، و ذکر خواهیم کرد، همه و همه، نیاز به هزینه دارد. بنابراین، بقا و تکثیر ثروتهای سودمند عمومی، در میان جامعه متدین، جزء وظایف است. و یکی از ابعاد مقاومت، همین تمکن و توانمندی مالی است. قرآن کریم، مال را مایه قوام و بر سر پایمانی شمرده است.(376) حفظ دین و فرهنگ دینی و دیگر مظاهر و شئون دین، و همچنین گسترش و تبلیغ آن، نیازمند قدرت مالی و اقتصادی است. جامعه متدین باید بکوشد تا از راه کار حلال - چه کشاورزی، چه صنعتی و چه دیگر راهها - توانگر و با تمکن باشد، تا این توانگری و تمکن را، به هنگام لزوم، در خدمت نشر دین خدا و آرمانهای والای انسانی به کار گیرد.

6 - بعد سیاسی

بعد ششم، حضور و مقاومت سیاسی است. با کناره گیری از فعالیتهای سیاسی و از دست دادن پستهای مدیریت اجتماعی، هرگونه قدرتی، بمرور از دست می رود، و کار به جایی میرسد که شما با احکام دین خود، حتی در سطح فرد، نتوانید عمل کنید. در مثل: نتوانید فرزند خود را با فرهنگ دینی تربیت کنید. نتوانید از اجناس وارداتی کشورهای ضد خدا و ضد فضیلت مصرف نکنید. نتوانید ناموس دار باشید و...
اگر متدینین، حضور سیاسی - اجتماع خود را از دست بدهند(377)، حضورهای دیگر آنان نیز حضور اقتصادی، سنتی، فرهنگی، عملی، و...، به انحراف کشانیده می شود، و بی محتوی می گردد، و سپس از دست می رود. نمی توان تصور کرد تکلیفی که در رابطه بالزوم مقاومت و پایداری بویژه در بعد سوم، از ابعاد مذکور در قرآن کریم: رابطوا، بر دوش مردم متدین و معتقد قرار دارد، بدون حضور و فعالیت سیاسی - اجتماعی، عملی باشد و به نتیجه برسد. متدینین، باید در این باره بسیار بیدار و هوشیار باشند تو گول هیچ تبلیغی را نخورند. دخالت در سیاست حقه، و شرکت در سیاست به قصد اداره جامعه بر اساس سیاست حقه، و نگهداری جامعه از انحراف، و حفظ دین خدا در اجتماع، و انتقال آن به نسلهای آینده، و به منظور پاکسازی و پاکداری کشورهای اسلامی از لوث وجود بیگانگان و استعمار گران و مستشاران و جاسوسان، و برای استقلال بخشی به سرزمینهای قرآنی، و اجرای عدالت و قسط، از افضل طاعات و اعظم عبادات است، و در سرلوحه تکالیف دینی جای دارد، کونوا قوامین بالقسط(378) - بر پای دارندگان مقتدر داد و دادگری باشید.