فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

2 - شب قدر، سیمای مقاومت

مقاومت در برابر ستم و ستمگری، و ستم گستران و ستمگستری، در حوزه اهل ایمان - چنانکه یاد کردیم - یک نهاد اعتقادی، و یک اصل تکلیفی است. نفی حکومت طاغوت، یکی از مقدمات استقرار حکومت الله است، و یکی از ارکان عمده توحید عملی. این است که این فریاد شور گستر همیشه در گوش مردم معتقد و با ایمان، طنین افکن است:
دشمن ظالم باشید و یار مظلوم!
در فصل هشتم، درباره سوره قدر و معانی عظیم آن، و رابطه عینی آن با مقام ولایت کبری، مختصری سخن گفتیم. بسیار قابل تامل و جالب توجه است اینکه بنگریم که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، به هنگام تشریح فلسفه سیاسی اسلام، و اهمیت حاکمیت خداوند، در تبیینی از لیله القدر، می فرماید:
لیله من امام عادل، خیر من الف شهر، ملک بنی امیه(371)
- یک شب، از ایام حکومت پیشوای عادل، بهتر است از هزار ماه حکومت جباران و ستمگرانی چونان امویان.
این است که در جهان بینی اسلامی شیعی، مسلمان نسبت به مسئله حکومت بی تفاوت باشد، و با هر حکومتی بیعت کند. و چون اساس مکتب تشیع بر حکومت معصوم و عادل است، و مقاومت در برابر حکومت جابر. یکی از مشخصات جامعه شیعه(372)، در عصرهای حکومت باطل یا جابر، این است که عینیت آن، عینیت مقاومت باشد، نه عینیت تسلیم. و نخستین معلم شور آفرین و حماسه آموز عینیت مقاومت، بانوی اکرم، حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا - سلام الله علیها - است.

3 - تعالیم مقاومت آموزان

این سنگربانی و حضور حماسی در برابر جباران، و این عینیت مقاومت در برابر طاغوتان و ستمگران، جزء ماهوی مذهب ماست، و جزء نهاد توحید است. حکومت بر انسان، عهد خدایی است. و عهد خدا به ظالمان نمی رسد. این است که قبول حکومت ظالم، در مذهب ما نقض توحید است. بنابراین، در مذهب ما، حکومت ظالم، برای یک لحظه هم قابل قبول نیست. در اینجا برای تنبه افکار و توجه اذهان - بویژه اذهان متدینین ساده اندیش و غافل از امور حکومت دینی و سیاست شرعی - سخنی بزرگ و تعلیمی عظیم، از هشتمین پیشوای مقاومت آموز، امام ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه السلام، نقل می کنیم، سخنی و تعلیمی که قاطعیت و عظمت آن، در بعد حضور اجتماعی و مقاومت تکلیفی، جز در مکتب پیامبران و امامان، در هیچ مذهبی و مکتبی، یافت نمی شود. امام می فرماید:
ان الامامه خص الله - عزوجل - بها ابراهیم الخلیل، بعد النبوه والخله، مرتبه ثالثه، و فضیله شرفه بها، و اشاد بها ذکره، فقال: انی جاعلک للناس اماما. فقال الخلیل - علیه السلام - سرورا بها: و من ذریتی؟ قال الله تبارک و تعالی: لاینال عهدی الظالمین. فابطلت هذه الایه امامه کل ظالم، الی یوم القیامه.(373)
- امامت، مقام و مرتبه ای است که خداوند متعال، به ابراهیم خلیل داد، پس از مقام نبوت و پیامبری، و مقام خلت و دوستی. خداوند امامت را، به عنوان مقام سوم، به ابراهیم داد، و او را بدین فضیلت برتری بخشید، و به نام افتخار بزرگ ابراهیم از آن یاد کرد: من تو را ای ابراهیم ، اما مردم قرار دادم. ابراهیم علیه السلام، ار اعطای این مقام، چنان شادمان گشت که گفت: و از میان فرزندانم؟ یعنی: از میان فرزندان و اعقاب من نیز کسانی امام خواهند بود؟ خداوند متعال فرمود: پیمان من امامت به دست ستمکاران سپرده نخواهد گشت یعنی در میان فرزندان تو اگر کسانی گناهکار و ستم پیشه باشند، امام نخواهند بود. بدینگونه این آیه، امامت و رهبری ستمکاری را، تا روز قیامت، نفی و رد کرده است.
و این است راز گسترش آن اعتقاد مترقی و شور گستر: رد هر حکومت ظالمی، و نه گفتن به هر اجبار و ستمگری. حکومت کسی است که ربانی نباشد، یعنی: حامل عهد خدا نباشد، از نظر یک مسلمان شیعی مردود است، چنین کسی نمی تواند پیش افتد، و امام باشد، و حکومت کند. این است که شیعه، زیر بار هیچ حکومتی نمی رود، مگر ولایت و حکومت معصوم. و در عصر غیبت معصوم، ولایت و حکومت نایب معصوم. یعنی: در عصر غیبت امام نیز، انسان مومن، نباید قدر خود را بکاهد، و تن به هر حاکمی و حکومتی بدهد، و حکم هر شاهی یا امیری یا رئیس جمهوری را بخواند، بلکه باید حاکمیتی را بپذیرد که به گونه ای متصل به امام معصوم باشد، یعنی: همان حاکمیت خداوند.
و این اصل عقیدتی که یاد شد، مترقی ترین، انسانی ترین، و والاترین فلسفه سیاسی، در تاریخ بشر است، زیرا این فلسفه سیاسی فریاد می زند که انسان چنان با ارزش و بامنزلت و با کرامت است که نمی تواند و نباید هیچ حکومتی و حاکمینی را برتابد، مگر حکومت و حاکمیت خدا را.
و این اعتقاد و جهان نگری، مایه بزرگترین افتخارات است برای ما، در تاریخ طول زندگانی انسان، در کره ارض. و همین افتخار پرخروش است که جامعه شیعه را به جوش می آورد، و هر روز را برای او عاشورا، و هر زمین را برای او کربلا می کند. و همین است که شهادتهای ما را - تا هم امروز، و تا در رکاب مهدی و ظهور عدل جهانی - مضمون دار می سازد. و همین است که در جام نورانی خورشید می ریزد، و به هر سو پراکنده می شود. و همین است که فجرها را، و شفقها را، با خون متلألی حق، سرخ فام و حماسه ساز، می آراید...

4 - حضور ذهنی و عینی مقاومت

این مقاومت که از آن سخن می گوییم، باید هموار بماند، و زنده بماند. این مشتعل باید، همیشه فروزان باشد، تا چنانچه زمینه های ظهور عدالت کلی، پدیدار گشت، و مقدمات تحقق قسط الاهی، در برابر جهان بشری روی نمود، هم ذهنیت مردم معتقد، و هم عینیت اجتماعی آنان، برای مبارزه با ظالمان جهان، و پایه گذاری حکومت عدل مهدی علیه السلام، و کمک رسانی به آن امام و قرار گرفتن در صف یاران او و چه بسا شهادت در رکاب او، که آرزوی بزرگان بوده است به پا خیزد.
اگر جماعتی شیعه و جماعتهای مسلمین، در صورتی که در این امر عظیم به ما بپیوندند، در سازمانهای تشکیلاتی، و صفوف مبارزاتی، رده های نظامی قرار نداشته باشد، و از اینگونه اطلاعات و تمرینها و آمادگی ها بر خوردار نباشند، به هنگام پیدایش مقدمات ظهور، و پیشامد حوادث و درگیریهای بزرگ، چگونه می توانند در حرکت پرخروش مهدی علیه السلام و یاران مهدی شرکت کنند، و جزء سپاهیان او شوند، و در جنگها و نبردهای وسیع او سهمی داشته باشند، و به یاران حق مجسم بشتابند؟ امام که ظهور می کند - بنابر احادیث - به مبارزه و جنگ می پردازد، و جنگجو و سپاهی می طلبد، و بجز آنچه با تأیید الاهی انجام می دهد تا دل توده های مستضعف قوی گردد، به نبردهای متعارف نیز می پردازد، جنگ می کند، فتح می کند، مناطق فتح شده را به نیروهای خویش می سپارد. و آنان باید آن مناطق را حفظ و اداره کنند و با مهاجمان به نبرد بر خیزند. مهدی، سپس به مناطق دیگر می رود، و همواره می جنگد، و جنگهای او مدتی به طول انجامد، حتی کسانی در رکاب او شهید می شوند چنانکه در دعاها نیز آمده است که خدایا، ما را از شهیدان رکاب مهدی قرار ده! این است روش مهدی علیه السلام . اینکه برخی از مردم متدین، حتی پیرمردان، شمشیری داشته اند، و همواره آن را آماده نگاه می داشته اند، برای چه بوده است؟ برای جنگ.
بنابراین، مقاومت باید بجز بعد اعتقادی و ذهنی، بعد عینی نیز داشته باشد، یعنی علاوه بر اینکه به عنوان یک اصل اعتقادی و ذهنی در جامعه حضور دارد، باید به عنوان یک وظیفه عملی و عینی - که مقدمات آن تهیه شده باشد - نیز، همیشه حضور داشته باشد و فعال باشد، تا متصل شود تبه مقدمات ظهور، و نبردهای مردانه و وسیع آن ایام، و سپس استقرار حکومت مهدی علیه السلام .