فهرست کتاب


خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

پرسش نخست: آیا در عصر غیبت تکلیف باقی است؟

توضیح: آیا با وجود غیبت امام، باید افراد بر طبق موازین دینی تربیت شوند، و باید جامعه بر طبق سیاست دینی و اسلامی اداره شود، و این سیاست در جامعه حکم باشد؟ نه، در عصر غیبت تکلیفی بر کسی نیست: هرچه شد شد، و هرگونه بود بود، دین و دینداری بر جای ماند ماند، و نماند نماند؟ به سخن دیگر: آیا در عصر غیبت، تکلیف از کردن مردم ساقط است، و دینداری، و حفظ دین و انتقال آن به نسلهای بعد، وظیفه نیست، و تربیت و سیاست دینی الغا شده است: نه افراد لازم است بر اساس دین تربیت شوند، نه جامعه لازم است بر اساس دین اداره شود. لازم نیست احکام قرآن عملی گردد. این کتاب باید به صورت یک شی ء مقدس در آید، و در رفعها و طاقها و روی میزهای زیبا و در جلدها و قابهای قشنگ جای داده شود؟ آیا این است؟ یا نه، بلکه در عصر غیبت نیز، باید تربیت دینی در سطح فرد، و سیاست دینی در سطح اجتماع، عملی گردد، هم فرد بر مبنای دین تربیت یابد و هم جمع بر مبنای دین اداره شود. باید احکام قرآن مورد عمل قرار گیرد، و هدایت قرآنی فعلیت یابد، و قرآن کتاب شناخت و عمل باشد، کدام است؟

پرسش دوم: معلم تربیت و مدیر سیاست، در عصر غیبت، کیست؟

توضیح: اگر پاسخ پرسشی نخستین این باشد که تکلیف باقی است، بطبع، این سوال پیش می آید، که اکنون که تکلیف باقی است و افراد باید دارای تربیت دینی باشند، و جامعه مسلمین باید بر طبق مقررات سیاست اسلامی اداره شود، حال که باید هدایت قرآنی فعلیت یابد، و احکام قرآن عملی شود، و جامعه قرآنی پدید آید، این تربیت بدون نمونه و اسوه، و این سیاست بدون زعیم و رهبر، و این جامعه بدون امام و سرپرست چگونه تحقق پذیرد؟ و چگونه اجرا گردد؟ و چگونه تشکیل یابد؟
به سخن دیگر: معنای باقی بودن تکلیف این است که هم تکلیف فردی باقی است و هم تکلیف اجتماعی (زیرا این دو تفکیک پذیر نیست)، بنابراین، باید تعلیمنامه دین، به تمام و کمال اجرا شود. و اجرای تعلیمنامه، مجری مصمم و ناظر اجرای دانا می خواهد، یعنی همان وظیفه که امام در عصر حضور بر عهده دارد. اکنون آیا در عصر غیبت، مجری و ناظر بر اجرای کیست؟ آیا نمونه تربیت فرد، و قطب هدایت کننده حرکات اجتماع چه کسی است؟

پرسش سوم: آیا نایب امام مقام تشریفاتی است یا یک مقام تشکیلاتی؟

توضیح: اگر پاسخ پرسش دومین این باشد، که جریان امامت و رهبری، در عصر غیبت گسسته نیست، بلکه در این عصر، مربی افراد، و مدیر جامعه، نایب امام است، سوال این است که آیا این نیابت، امری است تشریفاتی، و به اصطلاح برای خالی نبودن عریضه است، یا نه، امری است تشکیلاتی، در رابطه با نگهداری و بقا و گسترش دین خدا؟